처음 151줄입니다.
...زمین آینده
...ما با ناامیدی روبرو شدیم، ولی
.ترانکس در این دوره که سرشار از ناامیدیه به مبارزه ادامه داد
.این آخر خطه
.چه پایان رقت انگیزی برای نژاد مبارز پر افتخار
.از بین برو
!ماسنکو
.هرچند... ترانکس زخمی تونست به گذشته برگرده
اون کجا رفت؟
کجا...؟
!سوخت یک طرفه به هیچ وجه به هدر نمی ره
.ترانکس بعد از برگشتن به مقصدش که 17 سال قبل بود بیدار شد
پیامی از آینده !گوکوی سیاه حمله می کند
.چی شده ترانکس؟ این منم
!عوضی
داری چیکار می کنی؟
گوکو سان؟
واقعا تویی گوکو سان؟ زنده ای؟
...مطمئنم موقع مبارزه با سل
.خب... اتفاقات زیادی افتاد و من زنده شدم
...گوکو سان
.ببخشید. متاسفم که یهو بهت حمله کردم
.غافلگیرم کردی... ولی مدت زیادی گذشته
هی، ترانکس، چه خبره؟
.مادر
!حادثه پشت حادثه... این یکی خیلی جدیه
.این یه رسوایی بزرگه
...مادر
چی شده ترانکس؟
چی شده؟
.هی، فسقلی
ها؟
اسم تو ترانکسه، درسته؟
.که اینطور
.یکی داره زمانُ می ریزه به هم
چی؟
.من تونستم... به گذشته بیام
...مادر
تو... آروم شدی؟
.من... الان خوبم
.بابا
بابا!؟
!حس می کنم اوضاع داره پیچیده تر می شه
.پس اون یه بچه ی نامشروعه
!من به هر قیمتی که شده این رازُ فاش می کنم
!هی، شما آدم بزرگ ها
!ببینید پسر کوچولوتون چقدر غمگینه
...پسر کوچولوتون ترانکسه
!و این یارو هم ترانکسه
!نمی فهمم کی پدره، کی مادره و کی فرزنده
.خیلی سر و صدا می کنید
!من و وجیتا والیدن هر دوشونیم
هان؟
.خب... این بچه همون بچه است ولی از آینده
.درست همونطور که فکر می کردم
...این یعنی
اونا هر دو یکین!؟
اون... من از آینده است!؟
.سلام
.سلام
.احتمالا دیگه به این نیازی نداری
.بستنش... بهم کمک می کنه آروم بشم
.که اینطور
یه ماشین زمان؟
.باورش سخته
.می خوام یه دور سوارش بشم
.راستش این ماشین زمان یکی از محصولات ماست
.که یعنی این اختراع بزرگ منه
فوق العاده است، نه؟
پس این واقعیه؟
.راستش من وقتی قنداقی بودی یه بار دیدمت
.درسته
.راستش من خیلی غافلگیر شدم
.پس ماشین زمان واقعا وجود داره
.فکر می کردم درست کردنش برای انسان ها غیرممکنه
می شه یه کم بررسیش کنی؟
...قطعا شگفت انگیزه، ولی
.دستکاری زمان یا رفتن به گذشته یا آینده جرم جدی ایه
چی؟
...من همه جای این سیاره رو گشتم
.ولی نتونستم کیشُ پیدا کنم
کجایی ترانکس؟
...اون زمان
...ناپدید شد
.از این نقطه
حلقه ی زمان داره واکنش نشون می ده؟
...این
.حرفمُ تکرار می کنم
جلو یا عقب رفتن در زمان یا دستکاریش
.یک جرم بزرگه و جدیه
.زمان چیزیه که فقط باید در یک جهت جریان داشته باشه
اگه به گذشته برگردی و چیزی رو تغییر بدی
.مثلا یه گل بچینی، می تونه حسابی بر تاریخ اثر بذاره
.می تونه کل یک شهر یا تمدن رو تغییر بده
.ممکنه حتی باعث نابودی کل یک سیاره بشه
...خب، درک می کنم، ولی
.پس سفر در زمان به این راحتی شدیدا ممنوعه حتی بین خدایان
.دقیقا
بین خدایان؟
.اون دوتا از دنیای خدایان اومدن
.گمونم کار درست نابود کردن همه تونه
نابود...؟
!بی شوخی
.کسی که ماشین زمانُ درست کرده منم، ولی... من الان نیستم
.به هر حال فرقی نداره
!خیلی هم فرق داره
.نه... ل-لطفا صبر کنید خداوندگار
.خدا اون طرفه
.خدای نابودی
.من فقط یک خدمتگزارم
.مطمئنم بودم تو خدایی
...ن-نه... خداوندگارا
.خدای واقعی... مادر من کار اشتباهی نکرده
.می تونید منُ جای اون مجازات کنید
.ازت یه لطفی می خوام بیرس ساما
می شه این یه بارُ گذشت کنی؟
چیکار می کنی بیرس ساما؟
...خب، نمی دونم
چیکار کنم؟
.خیلی خوب
.اگه بتونید چیز خوشمزه ای بهم بدین که تا حالا نخوردم چشم پوشی می کنم
!همینه
.اینم یه خوراکی برای شما، سوسیس ماهی
این چیه؟
.نمی دونم
!چه خوبه
!موافقم
زندگی ما بستگی به اون سوسیس داشت!؟
!ا-این دیگه ته دیوونگیه
.خیلی خوب، اینم برای شما
.خاطراتم زنده شد
.خاطرات زمانی که پیش موتن روشی تمرین می کردیم
.سانم همینُ گفت
.خب، کلی عرق ریختیم
.آره
!هی، خیلی بده
چی شده؟
باز سان کاری کرده؟
!یه ماشین زمان ظاهر شده
یه ماشین زمان!؟
.که اینطور. اون ترانکسه
!درسته
.الان تو شرکت کپسولن
.بابا و وجیتا سانم اونجان
باز تو آینده اتفاقی افتاده؟
.با اینجا موندن چیزی نمی فهمیم
.ما رفتیم
!صبر کنید منم بیام
!نه
!تو باید درس بخوین گوتن چان
.ولی، زمین ممکنه در دردسر باشه
No comments yet. Be the first to leave one.