처음 200줄입니다.
- آنچه گذشت... - میدونین که بدون
مجوز از طرف پنگوئن نمیتونین خلافی بکنین
به خونوادههاتون بگین
اسوالد کابلپات
ازشون محافظت میکنه
نه پلیس گاتهام
به یه ارتش نیاز داریم تا به پنگوئن غلبه کنیم
این شهرو به پنگوئن نمیدم
برام مهم نیست کمیسر چی میگه
باعث شده دلم واسه فالکون تنگ بشه
دیگه از این کار خسته شدم. دیگه نیستم
یه خونه جنوب دارم که میتونم برم اونجا
ما به یه ارتش نیاز داریم اون ارتش داره
اگه چشم فالکون به صورتت بیفته
سرت رو میزنه
یه فرصت داری
چرا اینقدر میخوای آشتی کنیم؟
از اینکه کسی منو جدی نمیگیره دیگه حالم بهم میخوره
با تو و باربارا
هر سه تامون میتونیم
مثل خودشون بشیم
تو اون یه باری بودی که گذاشتم عشق ضعیفم کنه
- نه! - و میخوام به عنوان
یه یادآوری همیشگی نزدیکم باشی
تا هیچوقت دیگه اون اشتباه رو نکنم
من کسی هستم که دنبالشی
من راس الغولم
باید برای وقتی که راس الغول برمیگرده آمادگی داشته باشم
باید شمال واقعیت رو پیدا کنی
و بذاری راهنماییت کنه
ترجمه از رضا و مصطفی ELSHEN , DeathStroke
Synce By: RezaBFD
تویی
بالاخره پیدات کردم
من مرده بودم
حالا زنده شدی
چطور ممکنه؟
به خاطر قدرت داخل آب
بهت زندگی و یه سرنوشت بخشیده
باید وارثت رو پیدا کنی، همونطور که من پیدات کردم
پیداش کن
آزاد شو
آلفرد، صدام رو داری؟
بلند و واضح، ارباب بروس
ظاهرا شایعاتِ و شهر حقیقت داره
پنگوئن یه محموله بزرگ داره
هر چی که هست، حتما باارزشه
چهار آدم مسلح دارن تو کامیون بارش میکنن
میرم پایین که بهتر ببینم
از کجا میدونستم اینو میگی؟
لباس ضد گلوله پوشیدم، یادت رفته؟
درسته
لباس لوشس فاکس ضدگلوله بود
ولی ماسک من نه
پس سعی کنم تو صورتم شلیک نکنن؟
حله
الان تیکه انداختی، ارباب بروس؟
صبر کن
یه دزد رو دیدم که داره طرف کامیون میره
دزدی دزدا از هم
یه جرم بدون قربانیه، ارباب بروس
بیخیالش شو
دارن پا به تله میذارن
ارباب بروس
برای محافظت از آدمای بیگناه کاملا موافقم
ولی اجازه نمیدم زندگیت رو
به خاطر یه دزد به خطر بندازی
حالا از اونجا دور شو
ارباب بروس؟
ارباب بروس؟
تو کدوم خری هستی؟
خیلی احمقی که میخوای از پنگوئن دزدی کنی
فکر بدی بود
بگیرینش!
بیاید از اینجا بریم!
زودباشین
سوار شین!
لعنتی
سلام سنیور
کمکی از دستم برمیاد؟
جیمز گوردون هستم
اومدم کارماین فالکون رو ببینم
منتظرم نیست
لطفا دنبالم بیاید
کارماین
جیم
خیلی از خونه دور شدی
اومدم دیدنت، کارماین
شنیدم بازنشستگیت اومدی اینجا
متأسفم که قبل اومدنم زنگ نزدم
نه، نیستی
حیاط بزرگی داری
به نظرم بهتر این حرفای بیخود رو بیخیال بشیم، جیم
بگو چرا اومدی
صبح بخیر، بابا
- آرتیموس چطور بود؟
- عصبی
مثل همیشه، ولی رامش کردم
ایشون کیه؟
جیمز گوردون
جیم، آشنا شو با...
تنها دخترم، سوفیا
اینجا چیکار داری، جیمز؟
بگو جیم
من با بچههام سری ندارم
پنگوئن کنترل شهرو در اختیار گرفته
پلیس به گاتهام پشت کرده
خونوادههایی هستن که هنوز بهت وفادارن
به کمکت نیاز دارم که امپراطوریش رو نابود کنم
مطمئنی مسئله درمورد تو نیست، جیم؟
عطشت به قدرت در گاتهام؟
این مسئله بزرگتر از منه
روحیه جنگاوری داری، بچه جون
همیشه این ویژگیت رو تحسین کردم
ولی نمیتونم کاری که میخوای رو بکنم
چرا؟
چون دارم میمیرم
دکترا دلیلش رو نمیدونن
شاید از پیری باشه
زندگیه دیگه
به نظرشون هوای اینجا برام بهتره
بیشتر زنده میمونم
من کسی نیستم که بخوام با دکترا یا زمان
بحت کنم
پس الان میدونی که نمیتونم باهات برگردم
من برمیگردم
ساکت
برای گاتهام آمادگی نداری
یه دورانی تو زندگیم بود که
حاضر بودم برای این شهر هر کاری بکنم
اون روزا به سر رسیدن
متأسفم جیم
خودتی و خودت
مطمئنی میدونی چیکار میکنی؟
عصبانی هستی که به حرفت گوش ندادم، آلفرد
معلومه که عصبی هستم، آره
حق داری
مراقب نبودم
دیگه تکرار نمیشه
خیلی خب، بفرما
شاید جای زخمش بمونه
ممنون آلفرد
خواهش میکنم
نه، پیش خودت فکر کردی کجا میری؟
به اسکله
مطمئنم یه لیستی تو اون کشتی هست
اگه اون دزد حاضر بود از پنگوئن دزدی کنه
پس حتما باری که جعبه بود مهمه
میخوام بفهمم چی بود
خب، پس تیر نخوردن برات کافی نبود، بود؟
بیخیالش شو، ارباب بی
به همینجا ختم نمیشه، آلفرد
حسش میکنم
الان فرصتش رو دارم که روی یه جنایت واقعی تحقیق کنم
و قبل از اینکه مسئله بزرگتری بشه جلوش رو بگیرم
باشه
ولی با اون ماسک کوفتی تو روز روشن
اونجا دعوا راه ننداز. مثل این میمونه که یه
دایره هدف بزرگ پشتت باشه، خب؟
پس به نظرت چطوری وارد کشتی بشم؟
ماسکهای دیگهای هم هستن که میشه زد
ارباب بروس
همونطور که میبینین، الگوی پخشش
متراکمتر از بقیه اسلحههاست
نمیتونین اسلحهای بهتر از این توی گاتهام پیدا کنین
من 24 تا میبرم
عالیه
بیرون میتونین پولش رو بدین
از این طرف قربان
ممنون از همه که تشریف آوردین
تابیتا نمیخواد بیاد سرکار؟
نصف سود رو میدم بهش
منظورت یه سومه؟
بستگی داره
جعبهام کو؟
به مشکل خوردم
- افراد پنگوئن ندیدنت؟ - نه
همونطور که گفتی ماسک داشتم
میدونم عصبی هستی
عصبی نیستم
درموردت اشتباه فکر کردم
اشتباه کردم که تو رو وارد کسب و کار جدیدم کردم
معلومه هنوز آماده نیستی
جدی میگی؟
میتونم اون چیز کوفتی رو بیارم
خودم انجامش میدم
ولی اگه میخوای از عذاب وجدان دربیای
میتونی کف اینجا رو تمیز کنی
تی تو کمده
میتونی کف اینجا رو خودت طی بکشی
یه شب کاری عالی دیگه، ویکتور
جز بخشی که چند تا دزد
- سعی کردن محمولهات رو بدزدن
- چی؟
ریلکس باش، رئیس
افرادم قبل از اینکه
دستشون بهش برسه جلوشون رو گرفتن
میبینی با چی سر و کله میزنم، اد؟
اون محموله پر از
جنسهای بازار سیاهی هستن که امشب تو حراج میذارم
No comments yet. Be the first to leave one.