처음 200줄입니다.
« به امـیـد ایـران آزاد »
تامی!
تامی، وایسا!
خیلیخب، گبی
بریم عشق و حال رو شروع کنیم!
یالا، بده بیاد، من نیومدم اینجا منتظر بمونم!
بدو ببینم!
یالا، گبز قشنگم، دهنت رو باز کن، فقط یه کوچولو
- بهخاطر من؟ - حتی بهخاطر تو هم نمیاندازم
- میدونی که خوشم نمیاد - خیلیخب، بیشتر گیر خودم میاد
نه، تو این کارو نمیکنی! عمراً این کارو کنی!
پشمام! جدی کامل انداخت بالا!
ما اینجا چه غلطی میکنیم؟
من دیگه منتظر نمیمونم!
خیلیخب، پیرمرد، حالت چطوره؟ نوبت ما نشد؟
گمشو عقب!
این بچهباز دیگه کیه؟
نوبت رو رعایت کنم، هان؟
- نه! - اوه، لعنتی!
چه غلطی میکنی؟
این حرومی رو خودم میکشم! کون لقت!
من میخوام برقصم. یالا، بیاین دیگه!
اوف!
پس خودم میکشم
یالا، گبی، یه حالی به خودت بده
- من گفتم نمیکشم - اینقدر واسم نه نیار
من میکشم
حالا شد، دختر خوب
گبی!
بعدش برنامهت چیه؟ کجا میری؟
- گمشو - الان کجا میریم؟
کجا اومدیم؟
اوه!
یهکم آروم بگیر
میزون میزونم!
این دیگه چه کسشریه؟ گمشو پی کارت!
- به من دست نزن! - جندهی تخمی!
- اگه دوباره کنارش ببینمت، دستت رو میشکنم - لعنتی!
حسودیت شد، نه؟
ببین کی حسودیش شده!
چه غلطی میکنی؟
من دیگه دارم میرم!
- با ما بیا خونه - نه!
- لطفاً - من عاشق قدم زدن تو شبم
- نه، اصلاً هم خوشت نمیاد - چرا، خیلی خوشم میاد
- خیابونها به من نیاز دارن - این چرت و پرتها چیه میگی؟
شهر مال منه
برگرد ببینم!
- یالا! - کجا میری؟
بیا با ما خوش بگذرون
اینجا پادشاه منم و دیگه دلم میخواد برم!
خوبی؟
نمیخوای یه نگاه بندازی؟
« رامشـده »
تـرجـمـه: پـارسـا سـرپـرسـت
- شما خانم رینا هستین؟ - بله
از دیدنت خوشوقتم
- لطفاً بیا بشین - مرسی
خب، مرسی که قبول کردی بیای به دیدنم
از دیدنتون خوشوقتم، خواهش میکنم
میشه یه چندتا سوال ازت بپرسم؟
حتماً
بچه داری؟
نه، نه
احیاناً...
نشونه ظاهری خاصی داری؟
متوجه نمیشم
نشونه خاص، مثلاً خال، دندون غایب،
- تتو، نقص بدنیای چیزی؟ - نه، هیچکدوم
سوال آخر، سیگار میکشی؟
- نه - بینظیره
برامون مهمه کسی رو استخدام کنیم که...
- اعتیاد نداشته باشه - من هیچ اعتیادی ندارم
محشره
ظاهراً همهچی قانونی و شفافه
اگه مشکلی نیست، اینجا رو امضا کنین
جانم، پرنسس؟
خیلیخب، ام...
آره، ببخشید، نگران نباش. بسپرش به من
خانم رینا!
صبح بهخیر!
نه، قرارمون ساعت ۱۱ بود
- بله - الان ۱۰:۲۲ـه
با اتوبوسِ زودتر اومدم
میدونی، هر چه زودتر شروع کنم، زودتر هم تموم میکنم
آره، ولی ساعت یازده، یعنی دقیق یازده
ببخشید، تکرار نمیشه
- خب، با اتوبوس اومدی؟ - آره، نمیدونستم
اینقدر از شهر دورین
خب، برای همین بهت نقشه دادم
مهم نیست، ولش کن. لطفاً دنبالم بیا
لطفاً دستات رو ببر بالا
- اجازه هست؟ - بله
- میشه لطفاً جیبهات رو خالی کنی؟ - حتماً
مرسی
خوبه، خیلیخب
نه، ما توی خونه از گوشی استفاده نمیکنیم
پس...
میتونی بقیهی وسایلت رو بذاری توی جیب
هوم
توی پروفایل شغلیت توی سایت نوشته شده بود که حاضری
کارهای غیرمعمول هم انجام بدی
اوه، نه، خواهش میکنم، نگران نشو
منظورم هر کاری نیست
یهچیز دیگهای تو ذهنم بود
ولی میتونم ردش کنم؟
اونوقت همکاریمون هم تموم میشه
البته، قرارداد محرمانگیمون همچنان سر جاشه،
چه قبول کنی که برامون کار کنی، چه نکنی
برات دمنوش زنجبیل درست کردم
کاترین، ایشون خانم ریناست
به امید خدا، قراره تو کارهای خونه کمکمون کنه
صبح بهخیر
اه...
بذار بقیهی خونه رو نشونت بدم
کاترین خیلی به این اتاق مینازه
اینجا کلی کتاب از "شکسپیر" داریم
نسخههای کمیابن، اکثرشون به ارث رسیده
بعد از فوت پدر کاترین، اومدیم شمال
اینجا از خونهی قبلیمون خیلی جادارتره
"لندن" کلی تغییر کرده. تا حالا "لندن" رفتی؟
- نه - خوبه، چیز زیادی رو از دست ندادی
ایشون پسرمه
سلام، من جاناتان هستم
۱۰ سالمه، از فیلمهای "دیزنی" و فوتبال خوشم میاد
سلام، منم کاترینا هستم
- میتونی رینا صدام کنی - سلام، از آشناییتون خوشوقتم
از آشناییت خوشوقتم
- ادامه بدیم؟ - بله
ایول!
و این اتاق خواب ماست
کاترین الان داخل اتاقه،
پس مزاحمش نمیشیم
و مهمه که تمام وسایل خونه
از سر جاشون تکون نخورن
خانمم اصلاً خوشش نمیاد که چیزی سر جای خودش نباشه
و اون...
فقط هم حرصش رو سر من خالی میکنه
میشه همراه شما بیام؟
فقط میخوام انباری زیرزمین رو به رینا نشون بدم
واقعاً ازت ممنونم که جیغ و داد نکردی
چون واقعاً هم جای نگرانی نیست
اون فقط یهکم مریضه و ما میخوایم بهش کمک کنیم
بهت اطمینان میدم، تا حالا کسی توی این خونه،
نه آسیبی دیده و نه قراره آسیبی ببینه
خانم رینا، ببین، من وضعیت ویزات رو چک کردم
سابقهت رو هم بررسی کردم
فهمیدم که شروع سختی اینجا داشتی
متوجه منظورت نمیشم
منظورم حکم اخراجت از کشوره
داره بازنگری میشه
قطعاً همینطوره
ولی با گذشتهای که داری،
برای یه دختر از "مقدونیه" به این راحتیها تجدید نظر نمیشه
گوش بده
من اهل قضاوت نیستم
و مطمئنم که تو...
برای کاری که میکردی، زیاد حق انتخابی نداشتی
میخوای با رفیقم
تو اداره مهاجرت صحبت کنم؟
نه، نه، لطفاً این کارو نکن
خودم دارم پیگیری میکنم
خیلیخب
هیچ مواد شویندهای از بیرون
وارد خونه نمیشه
شویندههایی که ما استفاده میکنیم سازگار با محیطزیسته
غیرسمی و بدون مواد شیمیاییه. تو این خونه زبالهای تولید نمیشه
این قضیه رو خیلی جدی میگیریم
لطفاً ژاکتت رو دربیار
وقتی هم میری انباری رو تمیز کنی،
لطفاً یادت باشه هر چیزی که تامی از روی استرس گفت رو
بهدل نگیری
و اگه احساس خطر کردی،
لطفاً بلافاصله از این وسایل استفاده کن
با این دکمه روشن میشه،
با اینم خاموش
کار با اسپری هم که خیلی سادهست
فقط حواست به چشمات باشه
نترس
بهت قول میدم
توی این خونه هیچ آسیبی بهت نمیرسه
هی!
تو دیگه کدوم خری هستی؟!
گوش بده! بیا اینجا و بازم کن!
لطفاً، حالم خیلی بده. فقط بیا بازم کن
هوی! مگه کری چیزی هستی؟
لامصب بیمحلی نکن! نگام کن!
فقط بیا یه کمکی بهم بده. بدو تا برنگشتن
فقط بیا این قفل رو باز کن
لطفاً، تا پیداشون نیست بیا بهم کمک کن!
نه! نه! لعنتی!
خانم رینا؟ خانم رینا؟
ببخشید، همهچی خوب پیش رفت؟
آره، فقط رفتم پایین لباسها رو بندازم توی لباسشویی
ببین، میدونم یهکم عجیب بهنظر میاد
ولی باور کن قصد نداریم زیاد اونجا نگهش داریم
تامی داره یه دورهی نافرمانی رو میگذرونه
متوجهی؟
همهجا تمیزه و برق افتاده، جدی میگم
مرسی. واقعاً گل کاشتی
No comments yet. Be the first to leave one.