처음 200줄입니다.
.: قسمت 10 :.
واقعا یه رویای طولانی بود؟
اولین بارم بود که همچین خونه ای میدیدم
... خونه ای با یه در بزرگ و مبلمان
و مامانم بوی عطر خوبی میداد
... واقعا امیدوار بودم که کانگ هیون مین"
"فقط یه رویا باشه
پیش خودم فکر میکردم
شاید واقعا یه رویا بوده
چرا فکر کردین که کانگ هیون مین یه خاطره هست؟
کسیو دیدم
... یکی از اون دنیا
اونا گفتن که از یه دنیای دیگه ان؟
فکر میکنین توهم زدم؟
... خب، نشانه ها
دیگه راجع به کابوس حرف نزنیم
بیشتر راجع به رویای قشنگی که میدیدین بگین
اینجا جاییه که برای تعطیلات تصمیم گرفتی بیایی ؟
تو چی؟ حتی روز تعطیلتم نیست
چرا جواب زنگامو نمیدادی؟
میدونی چند روزه اونجا تحت نظر گرفتم ؟
خوش به حالت
وقتت زیاده
صورت حساب لطفا
... اون روز ازم پرسیدی
تا کجا پیش رفتی ؟
داستان علمی تخیلیه
میخوای بهت بگم؟
بیا یه وقت دیگه حرف بزنیم هنوز توی تعطیلاتم
داداش
لی سانگ دو زنده هست
لی سانگ دو و جانگ یونجی یه چیز مشترک دارن
... گفته شده دوتاشون
دوتا گوشی داشتن
میدونی چرا؟
یه دنیای دیگه ای وجود داره که مردمی دقیقا شبیه ما توش زندگی میکنن
اونجا بودم
...یه جرمی بین دوتا دنیا صورت گرفته
اما من نمیتونم گزارششو بدم
چجوری میتونم مدرک جمع کنم؟
، یکی باید اینارو تمومش کنه
... اما تنها کسی که میتونم بهش فکر کنم
تویی
کمکم کن
داستان علمی تخیلی نیست من بهش میگم توهم
دنیای دیگه" چیه؟"
حواستو جمع کن، عوضی
... این
بی معنیه
نمیشه
... اون
زمان رو توی اونجا عقب میندازه
فقط 10 روز تا سال جدید مونده
تقریبا 5 ساعت وقت دارم
... و یه چیز دیگه که فراموشش کردم
... اینه که کجا میتونم
ستون سنگی لی ریم رو پیدا کنم
، هنگامی که اشعههای خورشید از فراز ابرها میتابد
کنار درواز منتظرت هستم
، در میان سایه ها، پرندگانی که در سپیده دم میخوانند
... روشن شدن دنیا را
با آرامش نظاره می کنم
... با چشمانی خیره به مسافری که در
، سپیده دم در راه است
"آن تویی؟"
"آن تویی؟"
تو
اومدی؟
بالاخره اومدی؟
همین الان رسیدی؟
اینجا منتظرم بودی؟
واقعا اینجایی؟
هنوز نه، نه برای همیشه
خیلی دلم واست تنگ شده بود
، دیوانه وار دلم برات تنگ شده بود
اومدم که صداتو بشنوم و برم
صدامو؟
میخواستم از تلفن عمومی که اونجاست بهت زنگ بزنم
باید الان بهم بگین
عالیجناب کجاست؟
این مراسم سال نوئه
باید کمکم کنین برای نبودنش یه بهونه جور کنم
نگران نباش، مثل همیشه برنامه هارو بریز
عالیجناب قبل از سال نو بر میگرده
... اما سال نو
از پس فردا شروع میشه
واقعا دارم از نگرانی میمیرم
عالیجناب
امروز چه تاریخیه؟
به موقع برگشتم؟
سال نو باید یکی دو روز دیگه باشه
امروز 23 امه
سر وقت اومدین
خدا رو شکر
وسطش یادم رفت تاریخا رو بشمرم
الان این وضعیت چیه؟
... عالیجناب، شما یه راز مخفی یا
یا یه چیز فوق العاده تو همین مایه ها دارین؟
، بیشتر شبیه مهاجرت غیرقانونیه
اما بدون شک فوق العاده بود
فردا میبینمتون
اینم کلید اتاق هتل
مرسی
هیچوقت وقتشو نداشتیم باهم غذا بخوریم نوش جان
همین که اینو تموم کردم باید برم
خانواده ی این دارن میان
سال جدید اومده
احساس بدی دارم که تعطیلاتتو اینجا گذروندی
، میدونم اینجا گیر کردم اما اون سوپ هم توی همین شرایطه
فقط سعی کن که روی اعصاب اون بی نری، نمیتونی ازش ببری
نگران اون نباش
نگران اینم که زیاد بهم وابسته شده
باید برم
سال جدید مبارک
سال نو شما هم مبارک
چیکار میکنی؟
صاف وایسا
عموت منتظره
هر سال خودت اینو درست حسابی میپوشیدی
هر سال؟
این ؟
این لباسای راه راه رنگی رنگی؟
چی؟ خدای من
مامان
بله، چیه؟
این مدت خیلی خوب حواسم بهش بود
... میدونی، این مرد
اون سوپ نیست
منظورت چیه؟
بابا توی ماشین منتظره
اگه با دقت نگاه کنی، تغییر کردنش بهتره اما از یه طرفی ام بدتر شده
چی؟
، الان خیلی باحال تر شده
! اما خیلیم گیر میده
اون سوپ
این چیه؟
هی، بهش دست نزن
یادگاری از سربازیمه
دیدی؟ بیا یه پلیس زنگ بزنیم
همه ی خانواده جو توی خطرن
اون پسرمه
این پسر باحالو برای خانواده ی جو به دنیا آوردم
تو سربازیت تموم شده، بزرگ شو، باشه؟
چرا با اسباب بازی بچه ها بازی میکنی؟
آماده شو، خب؟
جمهوری کره
چجوریه که یه بچه ی حداقل 7 ساله اینقدر تیز بینه که میتونه یکی از اعضای گارد سلطنتی باشه
، میگم
کی توی شب سال نو شیفت شب میمونه؟
اینجوری شد چون که گروه ما نیرویی نداره
، کی باید اینکارو میکرد پس بیا خوشحال باشیم که کارمون تموم شده
دوسش دارم
، طلوع خورشید، قهوه و اولین شیفت شب سال نو
جرایم خشن همش همینه
هی، بهم بگو
اون سه تا چیز چه ربطی به بخش جرایم خشن داره؟
همه به ما نگاه میکنن
اینجورین که، " مونده بودم کی شیفت شب سال نو رو داره
" اه، اونان
دقیقا - بیچاره ما -
نه، اونا بهمون نگاه میکنن چون فکر میکنن داریم تبلیغات ضبط میکنیم
این کاملا شبیه یه صحنه از تبلیغاته
چیزی ریختی؟ کیک برنجی توی این
باشه، بچه ها همتون سال پیش سخت کار کردین
... بیاین امسالم - ایش، مرتیکه پیر -
تمومش کن، یا کاملا عصبی میشم - دوسش دارم -
، طلوع خورشید، قهوه و اولین شیفت شب سال نو
بیا بهشون توجه نکنیم
من کاری ندارم، بیخیال شدم
... هی، اون پسره ی جذابی که داره میاد سمتون
شین جه نیست؟
من برگشتم
خوش برگشتی
خوشحالم که تونستی به اندازه ی کافی استراحت کنی
بیاین برگردیم سر کارمون
اوه، پسر - ! چشم، قربان -
بیاین یکم کار انجام بدیم
ایش پاهام
راجع به اون گوشی چی میگفتی؟ گوش میدم
سال 2020 آغاز شد
یه سال شگفت انگیز دیگه ام به زندگیمون اضافه شد
، داشتم به علامت به اضافه فکر میکردم که یکی از علامت های ریاضیه
توی علامت بیمارستان ها و معادلات هست و همچنین شبیه یه صلیبه
، بستگی به معنی ای داره که بهش اضافه میشه
میتونه برای یسری نشونه ی شفا بخشی باشه و برای یسری دیگه نشونه ی دعا کردن باشه
، و برای بعضی از مردم
بهشون شجاعت رو به رو شدن با سرنوشتشونو میده
سال 2020 سال موش نیرومند سفیده
، موش اولین موجود توی زودیاکه
و هم چنین خدای مکان و زمانه
... برای همتون توی تمام قدمهاتون
، توی سال 2020 آرزوی موفقیت میکنم
و امیدوارم تک تک لحظاتتون پر بار باشه
سال نو همتون مبارک
!واو
خدای من، وقتی سخنرانی میکنه خیلی ! جذاب میشه
! در خدمتتونم
... من
تیپ ایده آل عالیجناب چیه؟
این چه سوالیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.