처음 200줄입니다.
ارائهای دیگر از تیم ترجمه Opus - SuB
«آخرین قسمت»
ترجمهی زیرنویس از ..::..Opus Sub TeaM..::..
یه بچهی کوچیکه
...بهنظر میاد والدینش
تا الان از پُل سانچز عبور کردن
این دختر کوچیک، چطور تونسته تا الان دوام بیاره؟
...منم اومدم با خودم ببرمش
ولی از اینکه دیدم هنوز داره نفس میکشه متعجب شدم
این بچهی کوچیک داره واسه زنده موندن اینقدر تلاش میکنه
چطوره یه قدم عقب بری؟
اما نمیتونه مدت زیادی دوام بیاره
...هیچوقت نمیدونی
تو اون مدت کوتاه، ممکنه چه اتفاقی بیوفته
پدر، انگار یه چیزی اونجاست
چی؟
هی
هی، کثیفه، به چیزی دست نزن
این آدما مُردن
احتمالا از اهالی گوگوریو باشن
...حتما بعد از سقوط کشورشون اینجا سرگردان شدن
و بعدش اینطوری مُردن
بذار ببینم
چطوره گاری رو با خودمون ببریم؟
ممنون بابت گاری به خوبی ازش استفاده میکنیم
تکون خورد
میتونی منو ببینی؟
زنده ای
ناراحت نباش
مطمئنم والدینت به مهمانخونهی ماه رفتن
از پیرزنی که دارو میفروشه شنیدم
...یه جایی به اسم مهمانخونهی ماه هست
یه جایی تو صحرا
...کسانی که میمیرن
قبل از اینکه برن اون دنیا اونجا استراحت میکنن
اسمت چیه؟
مانوول
ماه
اسمت به معنی"ماه کامل"ـه
اسم قشنگیه
...بهنظرت ممکنه ماهم
تو زندگیهای قبلی همدیگه رو دیده باشیم؟
من از 1300 سال پیش اینجام
چطور ممکنه همدیگه رو دیده باشیم
....بعضی مواقع، 1300 سال طول میکشه
تا دو نفر دوباره بتونن همدیگه رو ببینن
...زمان خیلی زیادی طول میکشه تا ما بتونیم
نوری که از ستارهها میاد رو ببینیم
صورت فلکی اوریون نِبولا 1300 سال با زمین فاصله داره
....که یعنی 1300 سال طول میکشه
تا بتونیم با چشم ـمون ببینیمش
واقعا؟
حالا کجاست؟
فقط زمستانها دیده میشه واسه همین الان نمیتونی ببینیش
زمستان؟
...از ماه کامل بعدی
انرژی ماه از این مکان خارج میشه
از این به بعد، نمیتونید هیچ مهمان جدیدی بگیرید
گمونم منظورت اینه اینجا رو تعطیل کنم
...مهمانخانهی ماه تو
...فقط تا ماه کامل بعدی
وجود داره
....خیلی حیف شد که فقط
میشه در زمستان دیدش
...کو چانسونگ، به جز اوریون نبولا
هیچ ستارهای نیست که بشه الان دیدش؟
....خُب
مطمئن نیستم. زیاد درمورد ستارهشناسی اطلاعات ندارم
واسه همین نمیتونم به این سوالت جواب بدم
هی فارغالتحصیل هاروارد کله پوک
...میتونستی فقط به یه ستاره اشاره کنی
و بگی اونجاست، اون ستارهست
فکر کردی اگه اشتباه بگی من میگم: نه، اون ستاره نیست؟
اینطوری میگفتم: اوه واقعا؟
واقعا؟
...بذار ببینم. یه ستاره خوشگل و پر زرق و برق
که جانگ مانوول دوست داره انتخاب کنم
لازم نکرده. دیگه دیر شده
واقعا یکی هست
ستارهای که تونستی بعد از 1300 سال ببینی
من، کو چانسونگ
بهت که گفتم من ستارهی چشمکزن توام
درسته. تو واسم کافی ای
به ستارهای که فقط تو زمستان میشه دید هیچ احتیاجی ندارم
همین که بتونم تو رو ببینم، واسم کافیه
وای، کو چانسونگ ببین چقدر میدرخشی و چشمک میزنی
ببین چقدردرخشانه
وای، مانوول خودم
درست مثل ماه کامل میدرخشی
ماه کامل؟
راستش، باید بهت بگم افسون خوششانسی
حالا که اینقدر مهربون شدی باید واست یه اسم مستعار خوشگل بذارم
مگه قبلا بهم نمیگفتی: سوپ خوک؟
خودت گفتی مشکلی نداری اگه به عنوان سوپ نودل مرغ تناسخ پیدا کنی
اگه واقعا اینطور بشه چی کار کنم؟
نگران نباش اون موقع منم تبدیل به سالاد کنار غذا میشم
واقعا؟
جدی گفتی؟ - آره -
واقعا دیگه؟ - آره -
واقعا سالاد میشی؟ بهم قول دادیا
آره، واقعا سالاد میشم و درکنارت میمونم
آقای کیم جایی رفته؟
بعد از اینکه با اون مهمونها صحبت کرد رفت بیرون
بله
کجا رفته؟
رمان جدیدم منتشر میشه
...درمورد یه محقق شهوتران
به اسم کیم شیایک ـه، که بعد از قبولی در آزمون انتصابش لغو شده
...باید قبل از اینکه مجبور بشم با همچین
حقارتی رو به رو بشم، از اینجا برم باید برم
بیاین قبل از رفتن، حتما از همدیگه خداحافظی کنیم
قول بدین بدون خداحافظی از همدیگه از اینجا نریم
ای وای
ای وای
رئیس جانگ، نمیتونم آقای کیم رو پیدا کنم
حتما پیشِ هیونجونگ ـه
نه، اونجا نیست
تمام هتل رو گشتم، تو هتل نیست
شاید رفته بیرون
آقای کیم به ندرت از هتل خارج میشه
حتی اگه بیرون بره هیچوقت تنهایی نمیره
اون هنوز مثل مردان دورانِ چوسان صحبت میکنه
...ظاهرا بعد از اینکه با دوتا از مهمونها
...درمورد محققی که امتحان دولتی رو قبول شده
صحبت کرده، از بار رفته
محققی که امتحان دولتی رو قبول شده بوده؟
شما در مورد وضعیت آقای کیم می دونی درسته؟
...احتمالا وقتی زنده بوده
اسمش کیم شیایک بوده؟
...کدوم مهمونی جرات کرده در مورد آقای کیم
بدحرف بزنه؟
...من بهش گفتم قبل از اینکه بتونم
کتابی رو که در مورد محقق کیم شیایک منتشر کنم، فوت کردم
و این رمان کیم شی ایک رو به سُخره گرفته، درسته؟
این داستانی بود که من براساس تحقیقات دقیق نوشته بودم
پس در واقع این رمان قراره منتشر بشه؟
من نسخه خطی شو برای ناشرم ارسال کردم
قراره این رمان رو تحت عنوان آخرین اثر قبل از مرگم منتشر کنند
کتاب رو برای کدوم ناشر احمق فرستادی؟
و چند نفر این کتاب خونده؟
من هنوزم به روش قدیمی با خودکار می نویسم
بنابر این فقط یک نسخه وجود داره
مطمئنم تا حالا فقط خود سردبیر کتاب رو خونده
باید اون ناشر رو پیدا کنم
دست نوشته هاش هنوزم بد خطه
وای چشمم خسته شد
کولر روشنه؟
من یه محقق هرزه نیستم
این ناعادلانه است
اول بهش رشوه بده تا نسخه خطی رو بهمون بده
اگه تمام پولی که از فروش اسبها گرفتیم رو بهش بدی، قبول میکنه
اما من نگرانم آقای کیم قبل از اینکار دردسر درست کرده باشه
اگه کاری کرده باشه که به یک انسان آسیب برسه
فرشته مرگ بیخیالش نمیشه
آقای کیم مثل مرغ دریایی میمونه
تا حالا دیدی مرغ دریایی به آدمها حمله کنه؟
اون نمی تونه به کسی آسیب برسونه
با اینحال اون 500 ساله که کینه به دل گرفته
...مرغ دریایی همیشه تلاش میکنه
تا پرهاش مثل برف سفید بمونه حتی اگه روی گل ایستاده باشه
... آقای کیم 500 سال صبر کرد
تا اسمشو پاک کنه
من کیم شیایک هستم من محقق شهوتران نیستم
زیادی ترسوندمش
فقط میخوام مطمئن بشم این کتاب چاپ نشه
باید بهش آسون میگرفتم؟
جناب ناشر
چی شده؟
یه روح دیدم
روح؟
الان روح کیم شیایک رو دیدم
روحش رو دیدین؟ - صبر کن -
پس یعنی این کتاب قراره بترکونه
وای خدایا
واقعا ترسیدم - چه خواب خوش یمنی -
خواب نبود، واقعا دیدمش احمق
امشب بریم جشن بگیریم ؟ - بریم باهم شام بخوریم -
بچهها سوشی چطوره؟ - عالیه -
آقای کیم
آقای کو، رئیس جانگ، میدونستین اینجام؟
این چه وضعیه
بیا اول برگردیم هتل
نمی تونم برگردم هتل خیلی تحقیر شدم
از همینجا اتوبوس سوار میشم و راهی اون دنیا میشم
تو چت شده آقای کیم؟
شما کارمند هتل مایی و مثل مرغ دریایی با عزتی
مرغهای دریایی سرشونو پایین نمیندازن
سرتو بگیر بالا
هر طور شده اون دست نوشته رو از ناشر میگیرم
...آقای کو
...حالا که دلت نمیخواد برگردی هتل
حداقل اینجا تو اتاق کو چانسونگ بمون
ممنون آقای کو
فقط سردبیر اینو خونده
حتی تمومش هم نکرده
چون اثر یک نویسنده مشهور بود خیلی تلاش کردم تا راضیش کردم
چطوری تونستی راضیش کنی؟
بهش گفم کیم شیایک از اجدادم بوده
کو چانسونگ به دروغ گفت از نوادگان شماست
و منم یک خروار پول بهش دادم
No comments yet. Be the first to leave one.