처음 194줄입니다.
عالیه
هی
چرا تصویر تلویزیون اینقدر تاره؟
به خاطر اینه که خیلی وقته دارین ازین فیلم استفاده میکنین
منظورت چیه؟
همین الان برو بگیرش
این مال ۱۵ سال پیشه نمیتونم پیداش کنم
فقط همینی که هستو تماشا کن
شبیه دعاهای بوداییه
انقدر این اهنگو گذاشتی دیگه حالم ازش بهم میخوره
چیزی نگو و همین امروز هم درستش میکنی
فکر کنم مزه غذای امروزُ خیلی دوست داری
واقعا که
مطمئنم که مزه یه تیکه پارچه از اون بهتره
بهت گفتم به اندازه کافی پودر گندم سیاه بریز
رشته ها خیلی سفتن
میتونه یه پیرمرد مثل منو خفه کنه
ممکنه از خوردن رشته های تو بمیرم
وقتی آبِ گوشتو درست میکردی حواستو جمع نکردی، درسته؟
بهت گفتم کنار دیگ بمون
و تفاله هاشو بگیر
تا مطمئن بشی که گوشتش بو نگیره
صد بار بهت گفتم، نگفتم؟ احمق
خدای من، بسه
!خدای من. تو، ولگرد
...فکر میکنی چون عصبانی نمیشم
اخلاقتو تحمل میکنم؟
خب که چی؟
چیکار میخوای بکنی؟
لعنتی
...چطوره از اونجایی من پسر تو هستم، بهت نشون بدم
که چطور میتونم درست مثل تو وسیله ها رو بشکونم؟
اینو بردارم
هی !اونو پرت نکن
خدای من، این احمق
صبر کن- لعنتی-
نه، بس کن
هی- لعنتی-
خدای من. اینجا چه خبره؟
...چیکار داری
لعنتی- هی، نه
توی عوضی
چیکار داری میکنی؟
ازش خسته شدم و حالم ازش بهم میخوره
نانگمیون پیونگ یانگ یا هر کوفت دیگه ای
اصلا برام مهم نیست
برام اهمیتی نداره دارم دیوونه میشم
خدای من. دارم سردرد میگیرم
خدای من خدای من انقد فیلم بازی نکن
تو نمیمیری تظاهر نکن که خوشت میاد
هر روز دعا میکنی
و امیدواری که من یه روز زودتر بمیرم؟
اگه اینو میدونستی، چرا هنوز زنده ای
وتنها پسرتو
در حد مرگ اذیت میکنی؟
اوک ران، من دارم توسط خدایان تنبیه میشم
،من با یه زن دیگه بهت خیانت کردم
واسه همین خدا تو پیری این بچه رو بهم داد
دارم تنبیه میشم
باید به تو وفادار میبودم
تقصیر منه، اوک ران
خدای من- متاسفم، اوک ران-
اوه، خدای من
اوک ران
خدای من، لعنتی
واقعا که
هی اوک ران، اوک ران ، اوک ران
،اگه اینقدر دوستش داری
تو هم میتونی بمیری و بری دنبال اون
واسه چی هنوز زنده ای؟
و شکنجم می کنی؟
باورم نمیشه ادم بتونه تا صد سالگی زنده بمونه
لعنتی
این چیه؟
قسمت ۱
من به زودی ۴۰ ساله میشم
،همه دوستام
رفتن شهر
ازدواج کردن
و حتی بچه دارن
تا کی باید از این پیر مرد مراقبت کنم
وهمچین زندگی بیارزشی داشته باشم؟
تا کی؟
اوک ران
تا کی باید زنده بمونم
تا کی باید زنده باشم و تو حسرت دیدنت باشم
چرا نمیای اینجا؟
اون گفته بعد اینکه مطمئن شد اوک ران به شمال برگشته
میتونه بمیره
خواهش میکنم، سرورم
خواهش میکنم
خدای من
سرورم
ممنون، خواهر
اون با مردای هم سنش فرق داره
اون هر روز صبح میاد و از ته قلبش گریه میکنه
،اگه همچین مدت طولانیی دعا کرده
وقتشه که خواسته هاش حقیقت پیدا کنه
...شما میدونی
دعاهاش واسه چیه؟
اتحاد دوباره
اون واقعاً عاشق کشورشه
برین بیرون. از اینجا برین بیرون
! گفتم برین بیرون
نمیرین؟
بیخیال، پیرمرد
از اینجا برین بیرون
باشه، باشه- برین بیرون-
خدای من، واقعا دردم اومد
خدای من، آقا
آروم باش تا بتونیم با هم حرف بزنیم
خشونت خیلی بده. نباید این کارو بکنی
،اگه نمیتونی بفهمی من چی میگم
باید بزنمت. برو بیرون از اینجا
چطور جرات میکنی تو رستوران من همچین صحنه ای درست کنین؟
کسی که این صحنه رو درست کرده خودتی
هی، آروم باش به حرفش گوش بده
اون یه پیرمرده
قربان
،حتی اگه تنهایی مبارزه کنی
به هر حال این رستوران خراب میشه
،نصف مردم این محله
...با توسعه این منطقه
از شهر موافقن
،کسایی که میخوان برن میتونن برن
ولی کسایی که میخوان بمونن، باید بمونن
به این میگن آزادی
،و جنوب یه سرزمین آزاده
!پس هر کاری دلم بخواد میکنم
تو کی هستی که به من دستور بدی؟
اگه فهمیدین، از اینجا برین بیرون
برین- خدای من-
برین- اوه، خدای من-
...اگه دوباره بیاین، میندازمتون تو دیگ
و از شما دو نفر آبگوشت درست میکنم، فهمیدین؟
خدای من، آقا
اون فوقالعاده ست
خدای من- بونگ گیل-
بونگ گیل ،یه اتفاق بد - چی؟-
...بابات
تو باید بری. همین الان
!بالاخره
!سرورم
آروم تر
میخوای زنده زنده پوستمو بکنی؟
نمیتونی به این راحتی از شر چربی خلاص شی
تو یه پیرمردی که الان ضعیفی
چرا از همه چیز برای خودت آبگوشت درست میکنی؟
اون عوضی ناسپاس
چون مامانش زود از اینجارفت احساس بدی داشتم
واسه همین امروز بهش یکم رشته مجانی دادم
با آدمایی مثل اون نگرد
،اگر بهش فکر کنید
اون این کار به خاطر ما میکنه
،اگه فقط برگه رو امضا کنی و تحویلش بدی
اون غرامت و پول برای جابجایی رو میده
، ولی تو داری الکی کلهشق بازی در میاری
و این باعث میشه اونم احساس سرخوردگی کنه
خدای من
دستشویی دارم
خدای من، وقتی پشتتو پاک میکنم، وایسا
پام بیحس میشه
تکون نخور، باشه؟
این دیگه چیه؟
خدای من، روی انگشتهام کثیف کاری کردی
از غذا لذت ببرید
اون چیکار داره میکنه؟
چرا باید برم اونجا؟تو میتونی بری
دچانگ دعوتمون کرده
بیا بریم و کلی خرج بزاریم رو دستش
زود باش، بیا بریم
وقتی اونقد پز ثروتشو میده حس بدی بهت دست نمیده؟
باید بهش بها بدی تا آروم بشه
این سومین ازدواجشه
...به نظر می رسه اون
همه دوستای مدرسش رو برای عروسیش دعوت کرده
سو جین رو هم دعوت کرده
میشناسیش، اوه سو جین
زود باش، بزن بریم
بسیار خب، بچه ها
به سلامتی- به سلامتی-
ممنون، بچهها- بخور-
ممنون، آقا- ممنون-
خدای من، میشه بجای اینکه فقط مشروب بخوری حرفم بزنی؟
چی میگفتی لعنتی،ها؟
که اون سوجینم دعوت کرده؟ لعنت بهت
من گفتم که اونو دعوت کرده
نگفتم که اون حتما میاد
کانگ سو، پاشو
چی؟ باشه. اوه برو دچانگ
خدای من، مَرد
هی مَرد، بونگ گیل
خدای من- خدای من-
بون گیل
No comments yet. Be the first to leave one.