처음 200줄입니다.
اون حشرهکش رو مامان بهت داد؟ - آره -
ازش استفاده کردی؟ - آره پدر -
واقعاً؟ - آره -
باشه! امروز روز بزرگیه پسرم
مال خودت رو درست کن طعمه رو به قلاب بزن
کل مراحل رو، باشه؟
طعمه میدونه برای چی ازش استفاده میکنیم؟ - احتمالاً نه -
بیچاره
آره طعمۀ بیچاره
ولی هی، حدس بزن چی شده؟
تو دیگه بچه نیستی امروز یه مرد میشی
آره؟
فکر میکنی از پسش برمیای؟ - آره -
پس بیا انجامش بدیم
اوه، خدایا، آره
اه، پدر
واو! هی! نگاه نکن، نگاه نکن
چکار میکنی؟
هی! بچههام اینجا هستن
تو خیلی عالی هستی
قسم میخورم، صورتت، صدات
لعنتی، این قایق خیلی لغزندهاس
!از اینجا گم شید حیوونا !اینجا یه لنگرگاه عمومیه
رئیس، داری منو میکشی
یه لحظه اجازه میدی؟
جدی میگم، همین الآن بیا بیرون
دارم سعی میکنم
این یه فاجعهاس
بمبی دیگه در کار نیست
الآن کنترل اوضاع با مدوکسه و اون قابل پیشبینی نیست
ما هیچ سر نخی نداریم
و حالا هم دوتا از اعضای تیمت رو از دست دادی
ما فکر میکنیم هگرتی هنوزم زندهاس، قربان
اون فقط گم شده
چطوری ایاودی رو از دست دادی؟
نمیدونم
آخرین بار تو یه قایق تو دریاچۀ لاس وگاس دیده شده
خدایا، ما بیچاره شدیم
میدونم اوضاع ناجوره ولی هنوزم وقت هست
دیگه نه
من الآن دارم میرم کاخ سفید تا اونجا دهنمو سرویس کنن
اونا میخوان افبیآی رو وارد ماجرا کنن
...فرگوسن الآنش هم
فرگوسن؟ نه
اگه اون و افرادش وارد عمل بشن
همه چیز رو به گند میکشن
میدونم اوضاع خوب به نظر نمیاد ولی من مدوکس رو پیدا میکنم
فقط به زمان احتیاج دارم
در این لحظه نمیتونم تضمینی بدم وینترز
بعد از این گندی که بالا اومده پیشنهاد میکنم تو هم تضمینی ندی
...میفهمم قربان، من
عذر میخوام
بعد از اینکه شنید چکار کرد؟
خب، لعنت بهش، اونقدری پیش رفتیم که دیگه نمیتونیم تسلیم بشیم
میتونیم با بررسی این محله شروع کنیم
مدوکس جلو افتاده
مثل گشتن دنبال سوزن تو انبار کاهه
اوکی، پس، ما چکار کنیم؟ - ما؟ -
نه، نه، دیگه مایی وجود نداره
تو از دستورات مستقیم من سرپیچی کردی
تو وسایل ارتباطیت رو قطع کردی و به خاطر این قهرمانبازیهای احمقانۀ تو
ممکنه مایا بمیره
میخوای اونو بندازی گردن من؟ - آره -
باید ترانک رو نجات میدادم
این کاریه که تو یه تیم انجام میدید
ازین چرندیات برای من نگو
!چرند نیست
هر چی ارتباط بینتون قویتر باشه واحد قویتری هستید
ولی تو اینو نمیدونی، چون همیشه باید تو رئیس باشی
...هی بیخیال، آروم باش
نه، درسته
قبل از دیشب با مایا وقت گذرونده بودی
یا فقط بهش دستور میدادی؟
من اونو بهتر از تو میشناسم
ولی هنوزم اون ازت متنفره
بسه دیگه وینترز اونجا منو نجات داد
اونهم بخشی از تیمه
آره، هست
ولی انگار، من دیگه نیستم، مگه نه؟
نمیتونم بهت اعتماد کنم
اوکی، باشه
خودمون مدوکس رو پیدا میکنیم، بریم
تو نمیای؟
مک، بیخیال رفیق
انقدر دوستش داری؟ بمون
بریم ترانک
من چی؟
دیوونهها برای تو
فکر میکردم به کار تیمی علاقه داری
پاول! سوار ماشین لعنتی بشو
همه کم کم داریم خماری رو حس میکنیم
و این باعث شده حالمون خوب نباشه ...ولی اگه کمی استراحت کنیم
بزار برن
لعنتی
روز دخترونهاس
ما بمب رو داریم و تو مسیرمون هستیم
مطمئن شو که همه چیز برای انفجار آماده هست
یه ویدئو کنفرانس امن برقرار کن تا من بتونم به سازمان اطلاع بدم
باورم نمیشه ازونجا زنده بیرون اومدیم
باید ایمان بیشتری داشته باشی آقای دوگن
ولی هنوز از جنگل خارج نشدیم
آره
حق با وینترز بود
شبیه گشتن دنبال سوزن تو انبار کاهه
آروم باش، پاول
حتی نمیدونی که کجا هستی
چرخ رو بگیر
من تو یه ماشین با شماهام
لازم نیست جوری با من رفتار کنید انگار که یه نارنجک زندهام
فکر کنم حالم داره جا میاد
آره، منم همینطور
که خوب نیست چون داره حس بدی بهم دست میده
هی، کمی از گواکامولیۀ هگرتی خوردی، هان؟
چطور بود؟ میتونی بهم بگی
خامهای؟ شور؟
واقعاً بگم؟ - آره؟ -
بهترین گواکامولی بود که تا حالا خوردم
هی، شاید اونهم بیاد
دیدن اینکه یه عضو اونجور اتفاقی سرش بیاد میتونه مستی رو از سر آدم بپرونه
نه، امکان نداره، اونو ندیدی
اون خودسر بود
و نه به شکل خوب و بامزهای
میتونم صدات رو بشنوم
من خودسر نیستم
من بر اساس قواعد خودم عمل میکنم
خودسر دقیقاً یعنی همین
باید چیزی اینجا باشه
شکلات؟
!چی
!نه
!اوغ
اوه لعنتی
چیه؟
فکر کنم سوزنمون رو پیدا کردم
اوه، ایول
قربان؟
چیه؟
!گیرت انداختم
آماده باش
!برید، برید، برید - همین حالا برید، لعنتی -
اوه، لعنت، اوه، لعنت، اوه، لعنت، خواهش میکنم
!منو نکش
تو دیگه کی هستی؟
من دانی هستم، رانندۀ توزیع
این یاروها، اونها غافلگیرم کردن
اسلحه داشتن
اونها ونم رو گرفتن و گفتن این طرفی برونم
اونها ونها رو عوض کردن
لعنتی
تمیز به نظر میاد، ون رو اینجا بزارید، بریم
ندیدی کدوم طرفی رفتن؟
نه، فقط ون منو برداشتن
لعنت، ممکنه الآن هر جایی باشن
لعنت
میدونم چطوری پیداشون کنم - حتماً -
میخوای از قدرتهای روان گردانت استفاده کنی و ذهنشون رو بخونی
نه، به سوپروایزر این بابا زنگ میزنیم
همۀ این ماشینها ردیاب دارن
کار راحتی باید باشه
لعنت، حق با توئه
لعنتی، اون گواک ذهنت رو باز کرده
منم باید کمی از اون استفاده کنم
کار میکنه؟
نه، همونجوره، به این قفل رمزگذاری شده میرسه
خیلی بده که مایا اینجا نیست
میدونم، ادامه بده باید چیزی اینجاها باشه
لانا، لازم نیست این کارو بکنی
به اندازۀ کافی از سر گذروندی
باید تا وقتی زمان هست برسونمت
نه! نه
ببین، اولش نمیخواستم کاری با ...این جریانات داشته باشم، این
میدونم، یه افتضاحه، ولی تیمت جون من رو نجات دادن
مطمئن نیستم هنوزم تیم من باشن - نه، هستن -
...هی، شبیه
وقتیه که بیتیاس جدا شدن تا روی کارهای تکی کار کنن
ولی شبیه یه وقفه بود
اگه تو بگی پس حتماً هست
و اینایی که میخوای متوقفشون کنی واقعاً آدمای بدی هستن
پس اگه کاری ازم بر میاد میخوام که انجامش بدم
واقعاً؟ - آره -
خوبه که یه بارم کار بامعنایی انجام بدم
به علاوه اینکه، نمیخوام قبل از اینکه با یه آدم معروف بخوابم، بمیرم
ازونای تو برنامۀ بچلورت نه ها
اه، وینترز، یه چیزی پیدا کردم
لدیمر؟ تا حالا اسمشو نشنیدم
اوه، برای خانوماست، ازونجا خوشم میاد
احتمالاً چیزی نیست
...وایسا
چرا حواست به روسها نیست؟
ببخشید، سعی میکنم با دالاس تماس بگیرم پیغامگیر صوتیش پر شده
فکر میکنم تو لادیز باشه
یادمه یکی از آدم بدها میگفت یه چیزی دربارۀ یکی دیگه از آدم بدها میگفت... دالاس
نمیتونستن باهاش تماس بگیرن چون تو لادیز سرش شلوغ بود
خب، اگه یکی از آدمای مدوکس هنوزم اونجاست
ممکنه بدونه مدوکس داره کجا میره
حتی اگه حرف نزنه، میتونی مجبورش کنی تلفنش رو باز کنه
چقدر ممکنه لادیز باز باشه؟
بعد از ساعات کاری باز میکنن
تا ساعت چهار باز نمیکنن پس احتمالاً اونجا الآن داره بهتر میشه
اوکی، میریم کلاب
No comments yet. Be the first to leave one.