처음 76줄입니다.
مطمئنی درست اومدیم؟- آره-
معلم لطفا ، همین یه بار
میخوایی بری خونهی هانا؟- آره-
فکرکنم خیلی مریضه که جواب زنگامونو نمیده
میخواییم بریم ببینیمش- خیلی تحت تاثیر رابطهی دوستیتون قرار گرفتم-
مگه نه ؟دوستیمون خیلی فوقالعادست
اونوقت نمیدونی کجا زندگی میکنه؟- خب-
به شدت عاشق شده
..این روزا- بورام عاشق شده؟-
معلم!لطفا
نمیدونستی؟با یه خنگ از کلاس من قرار میذاره
دوست پسر بورام- لطفا-
دوها،اون خنگ نیست بگو بهشون
لطفا آدرسشو بهمون بگین- اوه،متوجه شدم-
...آدرس هانا
باید با اتوبوس بریم ؟- درسته-
معمولا تو اتوبوس ماشین زده میشم
اشکال نداره من خوب نیستم
گمشو،اینه؟
اینوری- نه ، اونوری-
اینجا؟
فکرکنم باباش کل منطقهرو گرفته
ساکت باش صبرکن
نمیخواستی بیایی که- زودباش-
فکرکنم این شیبش ۸۰ درجهست
تمومش کن- فکرکنم تمام تلاشمونو کردیم-
فکرنکنم درست باشه- ...فکرکنم-
خیلی سخت تر میرفتیم اونجا و خیلی دورتر بود
بیا دیگه نریم- فکرکنم زیادی دور شدیم-
فکرکنم دیگه رسیدیم صبرکن
...رسیدیم به این معنی نیست که- چی؟-
صبرکن
راه سادهاییم نبود
هانا،دلم برای هانا تنگ شده
خیلی گرمه،دارم عرق میکنم- بذار ببینم-
تقریبا رسیدیم- کجا؟-
حسش میکنم
اینجا نیست اونجا
بریم ، این یکی
بریم
بریم
میایی سنگ کاغذ قیچی بازی کنیم وقتی داریم از پله میریم بالا؟- بیا حالا-
بهت گفتم که ، اونجا
باید بریم ببینیمش
-♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور - شیرین ♥- @moonriverteam _sns
مطمئنی درست اومدیم؟
آره
کیه؟
کیه؟
مادربزرگ،ما
دوستای کیم هانا هستیم
من تاحالا دوستای جویون رو ندیدم
ببخشید که اتاق یکمی کثیفه
نه،نه،اصلا
ناهارخوردین؟- نه هنوز-
مادربزرگ ما گشنهاییم- ناهار میخورین؟-
من آشپزیم خوبه مامانم همیشه ازم میخواست که کمکش کنم
واقعا؟پس بیا کمکم کن لطفا
حتما
...ازکجا میدونستید
خیلی از مدرسه دوره
خیلی هم دور نبود
گفتی که مریضی
خوبم
کیم هانا
ببخشید که جلوی بچه ها جویون صدات زدم
ببخشید
ببخشید که گفتم هیچ وقت دوست نبودیم
خیلی متاسفم
باشه
منظوری نداشتم
میدونم
میدونی؟- تو یه دروغ گویی-
مادربزرگ لازمه یکم شکر بریزید
خوشمزه تره- شکر برای سلامتی مفید نیست-
خوشحالی که نیومدی مدرسه؟
No comments yet. Be the first to leave one.