The Eichmann Show

The Eichmann Show

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

The Eichmann Show 2015 Farsi-AlfaTango
다음의 해설 Alfatango
ترجمه روان و رسا

태그

other
게시일: 2018-06-08
다운로드: 35
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

مساله مهم آنست که هرگز از پرسیدن دست برندارید.برای هر کنجکاوی، یک پاسخ هست "آلبرت انیشتین"

دوم سپتامبر 1945 جنگ به پایان رسیده، 50 میلیون نفر

از جمله شش میلیون یهودی کشته شده اند

همانطور که نازیهای برجسته دستگیر شدند

یک اسم به آرامی به صدر لیست بیشترین تحت تعقیب رسیده

آدولف آیشمن

افسر اس اس که در تحقیقات یهودیان متهم به

بازیگردانی راه حل نهایی میباشد

این مساله 15سال برای موساد زمان برد

تا وی را تا مخفیگاهش در آرژانتین ردگیری کنند

در 11 ماه مه 1960، مردی که با نام ریکاردو کلمنت زندگی میکرد

ربوده و به خانه ی امنی در بوینس آیرس(پایتخت آرژانتین)ا

برای بازجویی منتقل می شود

اسمت چیه؟ اسمت. شماره ت تو اس اس چند بود؟

اسمت. ا(آیشمن)ا

بگو. ا(آیشمن)ا ا(آیشمن)ا

اسم من آدولف آیشمن ه.

در بازداشت اون شخص....در بازداشت شخصی که مسئول... مسئول ه...

...اجرای راه حل نهایی معضل یهودیان بوده

شما کار واقعا فوق العاده ای انجام دادید.

آیشمن در اسرائیل محاکمه خواهد شد.

تا به دنیا بگوییم -نه نه- تا به جهان نشان بدهیم تا به جهان کارهایی که نازیها کردند را نشان بدهیم

تا به جهان کارهایی که نازیها با ملت یهود کردند را نشان بدهیم

اجازه بدهید از تلویزیون برای این امر استفاده کنیم. اجازه بدهید از تلویزیون برای این امر استفاده کنیم.

فقط تلویزیون می تواند این کار را انجام دهد

با... با صدور مجوز برای شهرهای بزرگ

برای فیلمبرداری از محاکمه آیشمن در خاک اسرائیل

شما تبدیل به بخشی از مهمترین رویداد تلویزیونی در تاریخ خواهید شد

گذشته، حال و... بله.. چرا نگم؟! آینده.

جناب نخست وزیر منتظرتونن

آقای نخست وزیر.

آقای هورویتس؟ - خودم هستم.

من میلتون فرشتمن هستم میخوام باهاتون درباره یه کار صحبت کنم

حتما میدونین الان هیچکس منو استخدام نمیکنه؟ - بله، اما من میخوام این وضعیتو عوض کنم

آدولف آیشمن، این قراره محاکمه ی قرن بشه

چجوری میخواین فیلمشو بسازین؟

روزنامه ها اسمشو هیولا گذاشتن.

معلومه.چون هیولاها فروش روزنامه ها رو زیاد میکنن

این میگه که رسما از لیست سیاه حذف میشی.

آره، خب... اون افراد غیر رسمی ان که باید نگرانشون باشی.

شما تو دادگاه کار می کنید؟ - بله

باید تو همون بوینی آیرس یه گوله تو سرش خالی میکردین و همونجا مینداختینش

به اسرائیل خوش اومدین - متشکرم.

لئو هورویتس؟

خوب، شما یک برگه دستته که نوشته "لئو هوریتس"، پس فکر کنم خودمم.

از آشناییتون خوشبختم آقای هورویتس. - لئو

من پری ام، مثل کومو (کومو پری خواننده آمریکایی)ا. - از دیدنت خوشبختم، پری.

پرواز چطور بود؟

تونستم چنتا از کارامو انجام بدم. - خوش به حالت.

من اولین بار که سوار هواپیما شدم....

از بس بالا آوردم تا زمان فرود منو تو یه توالت زندونی کرده بودن

باریکللا،آقا پری.

بدون دوربین نمیتونیم فیلم بگیریم. باید یه راهی پیدا کنیم.

بله که میخوام بهش بگم.

ما تمام وقت کار میکنیم تا مطمئن شیم...

اون رسید

بله، من به معنای واقعی کلمه دست دوستی به سمتش دراز میکنم

بعدا صحبت میکنیم. لئو

میلتون

لئو هورویتس،نمیتونم بهت بگم وقتی بلاخره اومدی،چه باریو از رو دوشم برداشتی !

چمدون همراهت داری؟ - تو ماشینه.

اونا رو بذارین تو هتل، زحمتشو میکشی پری؟ - حتما.

من گفتم "هتل"،ولی واقعا ازون هتلایی نیست که ما میشناسیم

اما تمیزه، اتاق دارن،(پس قرار بود تو حیاط بمونن؟)ا غذا سرو میکنن.

با منشیم جودی آشنا شو - سلام.

و آلن، دستیار تولید من.

تو از یه کیبوتس به ما ملحق شدی،درسته؟ جایی که کارات روی...

یه مستند کوچیک. و اگه بخوام کاملا روراست باشم

یه عشق بخصوص

اما آره، بیشتر مستند بود.

آشناییت باعث افتخاره، آلن.

آلن، تا ده دقیقه دیگه بچه های تیمو بیار تو دادگاه تا ببینیمشون

الان میرم.

چطور به نظر میاد؟

عالیه ما باید در موردش صحبت کنیم. بیا با دیوید آشنا شو.

لئو،میخوام با وکیلمون، دیوید آراد آشنا بشی دیوید،بلاخره کارگردانمون رو پیدا کردیم.

آقای هورویتس - لئو،صدام کنید.

فوق العاده است که بلاخره زیارتتون کردم.

مشکل داشته باشی، دیوید اونو به هفتاد روش سامورایی حل میکنه

میخوای هفت تیرکشی کرده باشی یا نکرده باشی فرقی نداره

بیشتر مسائل به طور کلی میتونن با درک وضعیت دیگران حل بشن.

اگرچه که با قاضیا...

مساله ای هست؟

میلتون،با قاضیا مساله ای داریم؟

همانطور که میدونی، ما برای فیلمبرداری این محاکمه یه قرارداد با دولت اسرائیل داریم.

اما یه شرط وجود داره.

هر سه تا قاضی دادگاه باید مجوز بدن.

ما هم هنوز مجوز نگرفتیم؟

دیروز اونا واسه بررسی دوربینا اومده بودن.

خب؟

و به نظرشون اینا خیلی پر سروصدا و تابلو ان

من پنج و نیم هزار مایل پرواز کردم و شما مجوز فیلمبرداری ندارین؟

هنوز نداریم. - 'هنوز!!! الان اینو گفتی خیالم راحت شد!!

ببین، من میدونم این کار یه شوک جدیه، ولی الان مجبورم که انجامش بدم.

بیا.

لئو، ایشون ران و روی، مهندسای تلوزیونی درجه یک ما از انگلیس ان.

درجه یک شاید یکم اغراق باشه ولی خب...

ما کاملا آموزش دیده و در اختیار شماییم، آقای هورویتس.

لطفا لئو صدام کنید

ما با کنتراست یکمی مشکل داریم. ا(تنظیم رنگ پس زمینه)ا

خوب، تا وقتی دوربین نامرئی پیدا نکردیم که اینا مساله ای نیستن!

بیا دیگه، من دادگاه رو بهت نشان میدم. ممنون آقایون،بفرمایید ادامه بدین

ممنون.

دادگاه به اتاق کنترل با کابلایی که

که دارن بین دوتا سقف کشیده میشن،وصل میشه .

بنابراین محاکمه، هم برای اسراییلیهای تو خیابون مستقیم پخش میشه

هم هر روز تو رادیو پخش زنده میشه.

پس پخش تو تلویزیون چی، میلتون؟

ما حتی نمیدونیم که میتونیم فیلم بگیریم یا نه.

چاره ی دیگه ای هم داریم؟

-خوبه که تو فازت مثبته -مثبت نباشم چی باشم؟

اتاق مطبوعات. تلفن، تلکس، ماشین تحریر

انتقال پخش، مستقیم از دادگاه، به صدها نفر از مردم

از خبرنگار گرفته تا فیلسوف و مفسر، اجازه ی تجزیه تحلیل و بررسی موشکافانه

و رمزگشایی از هر لحظه ی فیلمت رو میده تا همه چیز روشن بشه

البته اگه فیلمی وجود داشته باشه

باید باشه، من مطمئنم هست . بیا بریم فیلمبردارتو ببینیم.

فیلمبردار من؟ - اینم ازین

میلتون، من خودم تیممو انتخاب میکنم. ابرفرززززز، اینکه یه تئاتره.

آه

آقای هورویتس اینجان، واسه همین پیشتون آوردمش

لئو

میخوام تورو رو به فیلمبردارات معرفی کنم.

ایشون رولف، یواف، میلک و فرد هستن.

میخوام از طرف همکارام ورودتون به کشورمون رو خوش آمد بگم.(انصافا کشور جعلی-تشکیل اسراییل ثابت کرد همون یهودیایی که تو جنگ جهانی ادعای مظلومیت میکردن خودشون شناگرای ماهرتری ان)

باعث افتخار ماست که با کارگردان برجسته ی همچین مستندهایی

مثل "میهن" و شاهکار "ضد فاشیست" پیروزی ناهمگونی ه.

آشنایی با شما باعث افتخارم بود آقایون

شرم آوره که یه هنرمند با منزلت و انسانیت شما

باید توسط کمیته فعالیت های غیر آمریکایی مجلس نمایندگان توی لیست سیاه بره.

چیزایی که این بچه ها میدونن آدمو میترسونه

اونا حتی میدونستن که من با ریتا هیوورث کار می کردم.

این آقایون "بهترین بهترینای" صنعت فیلم سازی اسرائیل ان

بله، بایدم باشن.

میلتون، تاکسی ت اینجاس - متشکرم. ببخشید.

آشنایی با شما باعث افتخارم بود آقایون

مطمئنم از وابسته ی مطبوعاتی اسراییل خوشت میاد. اونم مثه اسفینکس است، فقط یهودیه.

ممنون، جودی.

میلتون،ما واسه روابط عمومی وقت نداریم. - این روابط عمومی نیست.

ما با دولت اسرائیل یه قرارداد داریم.

اونا نگرانن که قاضیا اصن به ما مجوز فیلمبرداری ندن.

و اگه مجوز ندادن چی؟

اگه مجوز ندن، شهرای بزرگ نیم میلیون دلاری که واسه تولید خرج کردن رو از دست میدن

سی و هفتا کشوری که ما قول فیلمو بهشون دادیم

هرگز دادگاه آیشمن رو مشاهده نخواهند کرد

بعدشم خب، اسم ماها

میشه گل سرسبد جوکهایی که تا سی سال آینده میگن

چرا ما با وزیر مطبوعات اسرائیل، تو یه کافه عربی قرار گذاشتیم؟

واسه اینکه قهوه خارج ازین جهانه.

روزنامه ها اینو به عنوان محاکمه قرن معرفی میکنن

اما مافوقای من اینو خیلی مهمتر میدونن.

اونا این محاکمه رو فرصتی واسه یه نورنبرگ یهودی میبینن.

بازمانده های نسل کشی اکثرا تو اسرائیل با کم توجهی روبرو هستن

اگه متهما تو جنایتهایی که به اونا تحمیل شده بود، همدست بوده باشن.

اسرائیل و جهان باید بشنون چه اتفاقی واسه اونا افتاده

اونم از دهن بازمانده ها.

پس ما اونو از رادیو اسرائیل پخش میکنیم

اما ضروریه که بقیه دنیا هم حتما اونو روی صفحه تلویزیون خونه شون ببینن.

شما گفتی میتونی ازین محاکمه یه فیلم بسازی.

بنابراین قاضیها هم باید تأییدیه خودشونو به ما بدن.

مافوقای شما نمیتونن بی سر و صدا قاضیها رو قانع کنن؟

بر خلاف آلمان نازی، ما تو اسرائیل زیرابی نمیریم

یا اینکه استقلال قوه قضائیه خودمونو به خطر نمیندازیم.

ما که هر چیزی که در توانمون بود برای رفع نگرانی قضات، انجام داده ایم.

تابلوعه که نه - خب،بازم روی این موضوع کار میکنیم.

در عین حال مارو هم توی یه موقعیت خیلی دشوار قرار میدین.

تصمیم پخش تلویزیونی قمار خیلی بزرگی بود.

حالا باید تاوانش داده بشه خیلیا لبه ی پرتگاهن.

با شرکتهای دیگه هم واسه جایگزینی تولیداتشون مذاکره میکنین؟

ما نمیتونیم حماقت کنیم و بازگشت به عقب داشته باشیم،مگه نه؟

بهرحال شما انجامش می دین، دادگاه باید فیلمبرداری بشه. سه روز دیگه وقت دارین

سه روز؟

تو به من گفتی پنج روز! - سه روز، آقایون.

باید کیک عسل رو امتحان کنین، بهترین کیکه اورشلیمه.

توی اتاق کنترل، گفتی... چی گفته بودی؟

میلتون، من خیلی خسته م حرفای بیست ثانیه پیشم رو یادم نمیاد چه برسه به یه ساعت پیش.

نه،یه چیزی در مورد... دوربین نامرئی گفتی...

لئو، خودشه.

خودشه. ما دوربینا رو از دید عموم پنهون میکنیم.

ما اونا رو جزء دکور اصلی دادگاه میذاریم.

بذاریمشون تو دیوار؟

آره، بعدش تو دیوار پنجره میذاریم تا از طریق اون بشه دید.

خیله خب. - میدونی،میتونه عملی شه.

دوربینا باید بتونن حرکت کنن. - باشه، خوبه.

یا ابرفرززز، ما به همه نجارا و گچکارای اورشلیم نیاز داریم.

فقط سه روز واسه انجام این کار فرصت داریم - همینجا برین سمت چپ لطفا.

لئو یکم بخواب

ممکنه اونقدی خوب باشم که اولین هواپیما رو واسه برگشتن به نیویورک بگیرم.

فردا میبینمت.

بله؟ - هورویتس

آه بله، آقای هورو-ویتس

هورویتس

همونطور که منم گفتم.

خسته اید، آره؟ - خیلی

شما یهودی هستین؟ همه یهودیا تو اورشلیم، راحت میخوابن آقای هورو-ویتس

هورویتس

آقایون، همونطور که میدونید، قاضیا دو روز دیگه برمیگردن

و وقتی که برگشتن، ما باید به عنوان یه تیم کار کنیم.

چون اگه نتونیم ازشون مجوز بگیریم، خوب، همه مجبوریم برگردیم خونه.

من مطمئنم وقتی که نبودم

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left