Schitt's Creek

Schitt's Creek

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 4

릴리스 정보

Schitts Creek S04E03 HDTV x264-KILLERS CHI
Schitts Creek S04E03 480p HDTV x264-mSD
다음의 해설 Stef@n
█☀️ تـرجمه از تورج پاکاری ☀️█

태그

HDTV
hdtv
x264
480p
480
TS
HD
게시일: 2020-12-05
다운로드: 29
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫مویرا، ببخشید امروز نتونستم...

‫خیلی برا در دسترس باشم، ‫مسئله اینه که خواهرم قرار بود...

‫تو برنامه ریزی این بهم کمک کنه

‫و شوهرش واسه سومین بار نقرس گرفته

‫ولی به نظرم این قراره بهترین...

‫- جشواره آزبستوز باشه! ‫- میدونی،

‫من کاملا میدونم تو یه جمع‌آوری اعانه ‫تنها بمونی چطوریه

‫من و اوا لونگوریا قرار بود...

‫نمایش شکم‌گویی‌مون ‫برای "منفعت بینی همه"

‫واسه جراحی زیبایی بینی نوجوانان انجام بدیم

‫که یهو بخاطر خستگی پا پس کشید

‫مجبور شدم هم عروسک باشم ‫و هم عروسک باز

‫خیلی‌‎خب، میدونی چیه مویرا؟

‫الان خیلی درگیرم

‫یه لیست از سه عدد مختلف دارم...

‫که قراره از بین‌شون انتخاب کنی

‫و واقعا به همه کمک میکنه...

‫و منظورم از همه خودمم

‫که اگه میشه فقط یکی که...

‫قراره امشب اجرا کنی رو انتخاب کنی

‫من لیست اجراهای گروه کر بچه‌ها ‫رو دو هفته پیش گرفتم

‫آسون‌ترینی که میشه اجرا کرد احتمالا...

‫"‌کفش‌ها، کفش‌های باشکوه، ‫داستان ایملدا مارکوس هستش"

‫- خیلی‌خب ‫- بیخیالش

‫من میرم واسه اجرای... ‫"دو تا سر بهتره"

‫نمایش زن دوقلوی چسبیده بهم

‫آره، نه!

‫نه، میدونی چیه؟

‫احیاء میکنم...

‫اجرای "یه تابستون دیوونه‌وار، ‫داستان پتی هرست"

‫داستان در مورد استقامته، ‫مثل تلاش تو...

‫واسه بر گردوندن آزبستوز ‫به شهر

‫خیلی‌خب، اول از همه، ‫ما داریم سعی میکنیم...

‫از شر پنبه آزبستوز خلاص بشیم، مویرا ‫

‫و واقعا ازت میخوام یه تصمیمی بگیری، ‫همین الان

‫- خیلی‌خب! ‫- همین الان!

‫خب، بذار فکر کنم! ‫آه... همون "دو تا سر بهتره"

‫هتل کازینوی فاکسوود گفت...

‫اون اجرایی بوده که به حال ندیده بودن

‫- اینو ننویس ‫- خیلی‌خب، مویرا

‫دلم میخواد بخوابونم زیر گوشت

‫پتی رو اجرا میکنم! ‫پتی

‫ولی جاسلین، میخواستم بدونم

‫"مویرا رز تیوی" ‫پیغام متفاوتی...

‫نسبت به "مویرا رز تلوزیونی" میرسونه؟ ‫[تیوی و تلوزیون یه معنی دارند ولی الان در انگلیسی ‫کسی تلوزیون را کامل نمیخواند و همیشه از مخفف تیوی استفاده میشود]

‫یه چیزی که بهش فکر کنی؟

‫گفتم، یه چیزی که راجع‌بهش فکر کنی!

‫سلام علیک

‫- اوه سلام، دیوید ‫- سلام

‫یادمه گفتی میتونم امروز اتاقت ‫رو در اختیار داشته باشم

‫تا اجرام رو واسه جمع‌آوری اعانه ‫تمرین کنم

‫اوه، منظورت همین الان بود؟

‫خیلی‌خب... ‫کدوم رو انتخاب کردی؟

‫خب، تو این لحظه الان سال 1974 هستش

‫و این اتاق بانک سان فرانسیسکانه

‫میخوای داستان پتی هرست ‫رو اجرا کنی؟

‫آره، همینطوره

‫و چه ایرادی داره؟

‫خب، مگه گروه بازیگری 30 نفره نداشت؟

‫آها، و نقد بابات چی بود؟

‫29 بازیگر الکی!

‫منم چربیش رو کم کردم ‫

‫ولی تو نقش پتی رو بازی نکردی

‫میدونی که کردم!

‫اون شبی که پاتریشیا لوپن ‫قبل از نمایش اون شاورما رو خورد

‫و از من خواستن جاش رو پر کنم

‫همیشه میخواستم نقش رو دوباره اجرا کنم!

‫فقط یادمه اون نمایش خیلی ‫رقص پاهای سختی داشت

‫و تو یهو وسط یه وقت استراحت رقص...

‫داد زدی "خط"! ‫

‫خیلی‌خب، بعضی از اهالی این شهر

‫قراره واسه اولین بار...

‫اجرای منو ببین، دیوید

‫باید براشون کاملا دیدنی باشه!

‫خیلی‌خب. فقط یادمه ‫هر روز به مدت...

‫هفت ماه با اون مربی رقص تمرین میکردی

‫که آخر من باهاش قرار گذاشتم

‫مطمئنی همه‌اش رو یادته؟

‫اسکیپ فاس یه بار بهم گفت ‫وقتی پای کُریاگرِفی هست

‫همیشه جا برای خود انگیزی بذار

‫- باشه ‫- خیلی‌خب، میدونی چیه؟

‫اگه احساس میکنی نیازه، ‫مشکلی نیست

‫تو اتاقت مزاحم نمیشم

‫خب متاسفانه، الان نیازی بهش ندارم

‫چون باید برم سر کار

‫- اوه، پس برو سر کار! ‫- خیلی‌خب. موفق باشی

‫نه، باید بگی "پا بشکونی" ‫

‫خیلی‌خب، اینم دیگه ‫- بگو "پا بشکونی"

‫پا بشکونی!

‫خیلی‌خب. آهم! ‫با رقاص باله مسلسل‌دار...

‫اینجا ریلکس میکنیم

‫- سلام، ببخشید ‫- هی! این یارو!

‫ببخشید. سلام. ‫سلام، آره. چه خبر. آره...

‫و قیمت خرده فروشی رو نشونه‌گذاری میکنیم

‫- خیلی‌خب ‫- تو اینجا چیکار میکنی؟

‫پاتریک بهم پیشنهاد داده که ‫تو تکلیف مدرسه کمکم کنه

‫- اینو بهت گفتم، دیوید ‫- سلام

‫آم، اینو بهم نگفتی

‫آره، دوست‌های بیرون چطورن؟

‫- اونا بی‌آزارن، ممنون ‫- واقعا؟ ایول

‫آم، راستش ما وسط انجام یه کاری هستیم

‫- اگه از نظرت اشکالی نداره... ‫- اشکال که داره، ولی...

‫- باشه، خب. حاشیهٔ سود؟ ‫- اوهوم؟

‫آه، چطور بیشترشون میکنی؟

‫خب، اول به گروه نوجوون‌هایی که...

‫هر روز عصر بیرون مغازه‌ات وای‌میستن

‫میگی برن چون دارن ‫مشتری‌های واقعی رو میترسونن

‫خیلی‌خب، اونا مشتری‌ها رو نمیترسونن

‫فقط یکی شبیه معتادها بود

‫و نمیدونم اون کجا رفتش

‫میبینی، برادرت نمیخواد بهشون بگه برن

‫که و میتونی اینو یادداشت کنی

‫- یه مسئولیت مالی هستش ‫- مسئولیت

‫درست نیست! ‫اینکه جوون‌ها...

‫جلوی مغازه‌‌مون سرشون به کار خودشونه

‫و میتونی اینو یادداشت کنی

‫- نه ‫- اعتبار خیابونی بوجود میاره

‫خیلی‌خب، چیزی هم میخرن اصلا؟

‫آره! میان داخل، ‫و آدامس میخرن

‫و دیگه چیکار میکنن، دیوید؟

‫میان داخل، اطراف رو میبینن

‫و آدامس میخرن

‫و شاید از لباس‌هام تعریف میکنن

‫- خودشه! ‫- نه، چی خودشه؟

‫ببخشید که تو بیشتر با مشتری‌های بالغ ‫ارتباط داری

‫در حالیکه من با افراد جوون‌تر میپرم

‫اوه

‫- چه پلیور قشنگی، داداش! ‫- آم... خدایا، من...

‫این خیلی قدیمیه، ‫و یادم نمیاد از کجا خریدمش

‫شماها یادتون میاد ‫این پلیور رو از کجا خریدم؟

‫- الان چت شد؟ ‫- ها؟

‫نفس عمیق بکش

‫سلام، جانی!

‫فقط مض اطلاع، ‫معلومه من اهل آبجو ام

‫ولی هیچوقت...

‫یه دسته گل تازه رو رد نکردم

‫رولاند، چی داری میگی؟

‫خب، خیلی زود واسه نجات دادنت

‫ازم تشکر میکنی، ‫پس با خودم فکر کردم

‫- واسه هدیه بهت یه سری ایده بدم ‫- الان یه جورایی سرم شلوغه

‫آره، دارم میبینم. ‫خیلی سرت شلوغه، درسته جانی؟

‫ظاهراً اونقدر سرت شلوغه که ‫نتونستی لامپی...

‫که تو اتاق سه سوخته رو عوض کنی

‫رولاند، والا متوجه نمیشم ‫اشاره کردن به مشکلات اینجا

‫چطوری منو نجات میده

‫یکی رو میشناسم که ‫به کار نیاز داره

‫و بهش گفتم بهش یه لطفی میکنم

‫و همینجا تو مسافرخونه ‫براش کار میگیرم، پس...

‫آها. و چرا به نظر میاد ‫من اون کسی‌ام که قراره...

‫به دوستت لطف کنه؟

‫خب، جانی ‫من واسطه‌ام

‫منم اونیم که همه اینا ‫صورت گرفت

‫خب، چیزی صورت نگرفته، ‫پس میتونی به دوستت بگی

‫از پس هزینه اون بر نمیایم

‫میدونی، وقتی رز ویدئو رو شروع کردم ‫هر مغازه‌مون...

‫یه کارگر داشتیم که ‫تمام شیفت کار میکرد

‫پس زیر نظر گرفتن ‫سود و مخارج...

‫اینطوری یه کسب و کار تازه ‫رشد میکنه

‫- آها... ‫- بعلاوه،

‫من و استیوی خودمون تنها ‫راحت از پس کارها بر میایم

‫فقط دارم میگم همینطوری تصمیم نگیر، خب؟

‫محض تنوع ممکنه خوب باشه که...

‫اینجا یه مَردی باشه که ‫مهارت‌های پایه داشته باش

‫و ببخشید، ولی همه‌مون میدونیم ‫عاقبت رز ویدئو به کجا رسید

‫میدونی، رز ویدئو دومین ‫زنجیره ویدئویی تو...

‫اووه!

‫ازش پرسیدی چرا دست به دفتر یادداشت ‫این طرفا میچرخه؟

‫کم کم داره مهمون‌ها رو میترسونه

‫آره، داره به یکی از آشناهاش کمک میکنه

‫تا بیاد تو مسافرخونه کار کنه، ‫ولی نگران نباش

‫بهش گفتم تا الان دیگه ‫خودمون یه ماشین روغن‌دار درست و حسابی هستیم

‫آره، که من دارم بهش روغن میزنم

‫سیاست جدیدت که چمدون‌های مهمون‌ها ‫برده بشه به اتاق‌هاشون

‫آره، و میدونی ‫روی کارت‌های نظری...

‫بازدهی خوبی داریم سر همین میگیریم

‫ولی من دارم چمدون‌ها رو حمل میکنم

‫چون یه بنده خدایی ‫کمرش خرابه

‫خب استیوی، اگه من دستمالم بلند کنم

‫میدونی، کمرم میپوکه

‫باشه خب، کم کم دارم شبیه یه...

‫پرتاب‌گر وزنه اسلواکی میشم، ‫پس با حرف رولاند موافقم

‫یکی دیگه رو استخدام میکنیم

‫ممنون، داداش

‫دوباره زود برگردین، بچه‌ها

‫عجب فروشی، داداش

‫چهارتا نوجوون، یه بسته آدامس، ‫که براشون کاغذ کادو هم پیچیدی

‫هی، چرا مغازه رو نبندیم

‫و بقیه روز رو جشن نگیریم؟

‫باید بهت بگم که یه بسته آدامس

‫- و یه کرم لب بود ‫- اوه!

‫پس این همه چیزهایی که...

‫دزدیدن رو جبران میکنه

‫- ببخشید؟ ‫- منظورت چیه دزیدن؟

‫اون بچه‌ها صددرصد دارن ازتون دزدی میکنن

‫فکر نکنم

‫خیلی‌خب. ‫به چهار طرف پخش شدن

‫یکی رفت گوشه سمت چپ، ‫یکی رفت راست

‫یکی از اونا از تو پرسید ‫این هودی پشمی‌ها رو...

‫سایزبندی داری

‫درحالی که نفر آخرشون ‫از لاک ناخن‌هات تعریف میکرد

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left