Takva: A Man's Fear of God

Takva: A Man's Fear of God (Takva)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Takva A Mans Fear Of God 2006 DVDRip XviD-BeStDivX
다음의 해설 SUNNY II
SUNNY_II ترجمه و زیرنویس از

태그

divx
DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
게시일: 2012-04-21
다운로드: 45
청각 장애인용: Yes

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

و بگو : حق آمد و باطل از ميان رفت..."

"... آري باطل همواره نابود شدني است قران کريـــــــم

« تقــــــوا : ترس مردي از خدا »

"بيا اينجا "رئوف

شما فکر ميکنين که اون وقعاً فرد مناسبي براي اين کاره؟

نظر تو چيه؟

به اعتقاد و ايمانش نسبت به خدا هيچ شکي ندارم

اما سؤال من اينه که ميتونه از پس اين کار بربياد يا نه

محرم" از وقتي که جوون بوده به اينجا اومده"

اون فرد دينداريه

...خوش قلبه

اما علمش کمه

خدا همه ي ما رو يه جور متفاوتي آفريده

هر کدوم از مخلوقات خداوند يه وظيفه اي دارن مال تو با مال اون فرق ميکنه

اون قلب مهربوني داره و براي تو مشکلي درست نميکنه

حل مشکلات دنيوي به ...يه قلب صاف و پاک نياز داره

نه يه ذهن خوب...

شيطان به سادگي يه ذهن خوب و سرزنده رو تسخير ميکنه

بايد به "محرم" ياد بدي که چي کار بکنه

ذهن تو براي کمک بهش کافيه

اون بايد بفهمه که يه فرد عادي بودن همون چيزيه که باعث ميشه غير عادي و شگفت انگيز باشه

و تو نزديک ترين دوست اون و نزديک ترين همکار من خواهي بود

بيا نزديک تر ، بزار تو رو از شر شک و شبهه رها کنم

سلام عليکم !صبح بخير

عليک سلام، با "توکات" تماس بگير و سفارش گوني هاي بيشتري رو بکن

ميتونم باهاش تماس بگيرم ولي ما زياد فروش نداريم- کاري که گفتم رو انجام بده-

!"اونال"- چيه؟-

قهوه ي آقاي "علي " رو بيار

!"محرم"- بله قربان؟-

سلامي" رو صدا کن تا تخته نرد بازي کنيم"

بهش نشون ميدم که چطوري درست بازي ميکنن

دو ليوان چاي هم بيار

!بيا شروع کنيم ، متقلب پير

سلام عليکم

سلام عليکم- سلام عليکم-

امشب بهت اجازه ميدم که نيايش رو تو ادا کني

! پروردگارا بر ما عنايت فرما

! يا حضرت محمد ( ص ) ، بر ما عنايت فرما

! يا اهل بيت ، بر ما عنايت فرما

... يا صاحب اين مکان مقدس

! بر ما عنايت فرما

خدايا،منو ببخش،گناهانم رو ببخش خدايا،منو ببخش،گناهانم رو ببخش

...خدايا،منو ببخش

گناهانم رو ببخش...

روزت بخير عاليجناب

عالي جناب ، ديشب نتونستن بخوابن ؟

نه ، نه ، حتماً خوابم برده

پس قهوه ام رو بيار

چي شده " محرم " ؟

يه چرت زده بودم که آقا "علي " مچم رو گرفت

براي همينه که اينقدر نگراني ؟ اين اتفاق ميتونه براي هرکسي بيفته

وقتي که يه بچه ي کوچيک بودم،پدرم منو به پدر "علي" سپرد

با اين حال ، نبايد داخل مغازه بخوابم

بفرما،اينم يه فنجون قهوه براي اقا "علي " ما

اما مراقب باش که کفِش رو نريزي،اين بدجوري عصبانيش ميکنه

ميتوني بري،من ميبندم

بله قربان،شبتون بخير- شبت بخير-

خدايا،به خاطر تمامي نعماتي که بهم ارزاني داشتي شکرت ، آمين

توي اين وقت روز کي ميتونه باشه ؟

سلام عليکم- "سلام عليکم برادر "رئوف-

...امروز زودتر غذامو خوردم و

براي نماز مغرب به مسجدي که... اين گوشَست رفتم

براي همين گفتم بيام يه سري بهت بزنم و احوالت رو جويا بشم

خدا ازت راضي باشه- برادر،خدا از هممون راضي باشه-

شايد بتونيم به مراسم نيايش تو مدرسه ي علوم ديني ملحق بشيم

امروز مگه مراسم نيايش هستش ؟

در واقع قرار نبود همچين مراسمي باشه اما چند تا مهمون از "آنکارا" اومدن

استاد عزيزم قبول کرد که براشون يه مراسمي برگذار کنه

کاري داري ؟- نه،نه جانم،چه کاري ميتونم داشته باشم-

اين لطفتونه که به منم خبر دادين اجرتون با خدا

برادر، خدا به خاطر اعمال خودت اجر و پاداش ميده ، من فقط وسيله هستم

نظرت در مورد يه ليوان چايي چيه ؟- !چه اشکالي داره اصلاً،دوتا ميخوريم-

قبل از اينکه بيايي يه قوري چايي درست کردم

! حتماً تقدير همين بوده همين الان برميگردم

استادم بعد از مراسم ميخواد که باهات حرف بزنه

لطفاً بدون اينکه بهش بگي نرو

باشه

ولش کن بيا ، اون مسحور شده براي اون توي اين دنيا گناهي نيست

اما من " دروان " رو ميشناسم از يه مادر شير خورديم

سلام عليکم- و عليکم السلام-

ميدونين که سفارشهامون چطوري انجام ميشن و سوپهامون از کجا ميان ؟

... اينکه چطوري به اين همه بچه ، آموزش قران ميديم

و دانش آموزان رو در خوابگاه نگه ميداريم ؟ ...

بيشتر اونا يتيم هستن و يا اينکه از خانواده هاي فقيري اومدن

چندين قرن ، افراد ديندار ، اموال خودشون رو براي انجمن مذهبي به ارث ميزاشتن

... با اينکه هزينه هامون زياده

شکر خدا ، درآمدمون هم زياده...

و اين درآمد نياز به مديريت داره

کار عاقلانه اي نيست که پرداختن به امور مادي رو به علما سپرده بشه

ارزيابي دقيقي صورت داديم ... و به اين نتيجه رسيديم که

تو بهترين فرد براي همچين مسئوليتي هستي ...

اگه قبول کني که وفاداري خودت رو ... به انجمن مذهبي نشون دادي

و به خدا خدمت کردي... حالا چي ميگي ؟

استاد عزيز،نميدونم که ميتونم از پسش بربيام يا نه

نميخوام که نا اميدتون کنم

هر انساني ميتونه با کمک خدا هر کاري رو انجام بده

اين وظيفه ي دشواريه چرا که به امور دنيوي و مادي مربوط ميشه

اما براي فرد خوش قلبي مثل تو ، کار راحتيه

تو اجاره ها رو برامون جمع ميکني ... اگه هم به تعمير نيازي داشته باشن

تو ترتيبشون رو ميدي ...

همين

حالا برو خونه و استراحت کن

خودت رو به خدا و انجمن مذهبي بسپار

همه چي خوب پيش خواهد رفت

يادت نره ، هرجا بري خدا در اونجا حضور داره

هرچي شما بگين شيخ خدا ازتون راضي باشه

شبتون بخير- شبتون بخير-

بسم اللّه الرحمن الرحيم

بسم اللّه الرحمن الرحيم

سلام عليکم

عليک سلام استاد گرامي

چي شده که اين روح ناچيز من رو با ملاقاتتون خوشحال کردين ؟

آقاي "محرم" تشريف ندارن ؟

ميخواستيم که شما و "محرم" رو ببينيم

حالت چطوره پسرم ؟

دعاگوي شما هستم استاد

ميخواستم براي نماز جمعه به مسجد اعتقاد" برم"

براي همين فکر کردم که بايد يه سري هم به تو بزنم

مفتخرمون کردين استاد هرجايي که قدم ميزارين خير و برکت به دنبالش داره

انشاللّه

حرف زدن ديگه کافيه نبايد نماز جماعت رو از دست بديم

چه خبر شده برادر "محرم" ؟

نميدونم،اون اومده تا حالمون رو بپرسه

داريم براي نماز جمعه ميريم- خدا قبول کنه-

بيا نزديکتر،عقب نمون

استاد ، بزارين دستاي مبارکتون رو ببوسم

پسرم ، ميخوام که يه لطفي در حقم بکني

هرچي شما بخوايين استاد

به اين برادرمون هر روز ظهر مرخصي بده

به خودت مربوطه که حقوقش رو کسر کني يا نه

اما بعد از نماز ظهر بزار که بره

اون در راه خدا کار انجام خواهد داد حرف من رو سند بدون

خدا پشت و پناهتون

"يه قهوه برام بيار "محرم منظورم ... آقا " محرم" هستش

خداياي من ، منو ببخش! الان اگه بفرستمت برام قهوه بياري گناه کردم ؟

"خواهش ميکنم آقا "علي من بيشتر از اينا بهتون مديونم

سلام "فوات"،چطوري ؟

ممنون،روز آدينت به خير

گوش کن،تو شاگرد من "محرم" رو ميشناسي که

بله،خودشه

مرد بيچاره ديگه پير شده نميتونه مثل قديما کار کنه

ميخوام يه شاگرد ديگه استخدام کنم

يکي از يه خانواده ي درستکارسراغ داري ؟

روش کف نيست

خدايا شکرت

بفرمايين- خدا ازت راضي باشه-

نوش جونت برادر

تو قهوه نميخوري ؟

هيچ وقت نخوردم- براي چي ؟

... مادرم ميگفت که اگه بچه ها قهوه بخورن

مثل آفريقايي ها رنگشون سياه ميشه...

از اون وقت به قهوه دست نزدم

! "آدم با مزه اي هستي "محرم

حالا به حرفام گوش بده به مدرسه ي علوم ديني برو

بهتر از اينه که تنهايي زندگي کني

دراي خونت رو قفل کن و بيا پيش ما

اگه خوب پيش نرفت ميتوني برگردي اينجا

چي ميتونم بگم برادر "رئوف"؟

کل عمرم رو اينجا زندگي کردم نميدونم

نميتونم تموم اين عکسا رو با خودم ببرم

اما نميتونم اينجا هم ولشون کنم

هميشه براي يه تيکه نون ، سخت کار کردم

واقعاً نميدونم- ميدونم که تصميم سختيه-

برادر "رئوف"،اگه به مدرسه ي علوم ديني برم ميتونم اين کار رو انجام بدم،مگه نه ؟

انشاللّه

من خيلي ميترسم ، از اين هراس دارم که ...نتونم موفق بشم و

شيخ رو از خودم نا اميد کنم...

اين کار واقعاً سخته،من يه زندگي ساده رو اداره ميکردم،اين واقعاً سخته

گوش کن

روزي روزگاري يه شيري بود که شهرت و آوازش همه جا پيچيده بود

مردمان زيادي قبول زحمت کردن تا اينکه شير رو ببينين

اما به محض اينکه شير رو ميديدن ار ترسشون فرياد ميزدن

مردان خردمند به اين مردمان گفتند که

شما از فاصله ي دوري به عشق شير سفر کردين "

اما اين شير به هر کسي که... شجاع باشه صدمه اي نميزنه

و اون رو با عشق لمس ميکنه...

پس حالا که اينقدر نزديکين چرا مردد هستين ؟

"!جرأت داشته باشين و به سمت جلو پيش برين

وقتي که کسي جرأت نکرد که قدم اول رو برداره مردان باخرد گفتن که

گامهايي که در طول اين سفر دشوار بر ميدارين آسون هستن"

تنها گام دشوار ، اونيه که به روي شيره برميداري

" و اين کاره که هرکسي از پسش برنمياد

برادر "رئوف"،بزار بگيرمش - مشکلي نيست -

بريم ، بياين يه کمکي بهشون بکنيم

...در عجبم که کي اينجا ميموند کي ؟

کدوم يک از مريدان،کدوم يک از درويشان؟

ارواحشون هنوز هم اينجا هستن

من اردواح مادر و پدرم رو در خونه جا گذاشتم

حالا اينجا با ارواح درويشان زندگي ميکنم

خداي من ، کمک کن تا لياقت اعتمادي که بهم دارن رو داشته باشم

منو نا اميد نکن

خداي من ، نزار که اونا رو از خودم نا اميد کنم

کمک کن،خداي من خداي عزيزم

حافظم باش

خداي من ، ستايش مخصوص توست

مرهمت و بخشش خودت رو به من ارزاني کن خداي من،آمين

"بسيار خب "موهيتن

بعد از من رئيست برادر "محرم"ه

هرکاري که اون ميگه رو انجام ميدي

فهميدي؟- بله-

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left