릴리스 정보

Generals Lady E24 DramaDL
다음의 해설 AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

태그

other
게시일: 2020-11-23
다운로드: 11
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

« بانوی ژنرال »

" پارچه فروشی رونان "

خوب دیگه سیر شدم

چیزی نخوردی که، چطوری سیر شدی؟

من که خوک نیستم، چطوری این همه بخورم؟

میتونی بری

تا از نردبون رفتی بالا زدیش زمین؟

بعد خوردن غذا از شوهرت تشکر نمیکنی؟

من که نگفتم بیاری

خودت خواستی، منو سرزنش نکن

اینطوریاست؟

خوب حالا هرچی لطفا برو

مادرم به زودی برمیگرده

درست نیست، مادرم تا الان دیگه باید برمیگشت

آره باید الانا برمیگشت

حتما تو جلوشو گرفتی که نیاد

خودم میخورمش

چطوره؟ خوشمزه است؟

نیست- نیست؟-

تو

خیلیم خوشمزه است

...چوشیومینگ، تو

خیلی گرمه

چته؟

تو

خیلی سردمه

چوشیومینگ، دست بهم نمیزنی

فقط نگات میکنم، تکون نمیخورم

چوشیومینگ، پرو نشو

بذار اینجوری بغلت کنم،حرف گوش کن

چرا هنوزم تو عمارتی؟

هرجا بری منم میام

چند روزه اینجا پلاسی

مادرم چند روزه اتاق بغلی میخوابه

چطور میتونی با مادر زنت این رفتارو داشته باشی؟

خوب بیا با هم تو اتاق بغلی بخوابیم

نخیر، میرم با مادرم میخوابم

نمیشه، من بدون تو خوابم نمیبره

چرا انقدر حقه بازی؟

به عنوان ژنرال، هیچ کاری نداری انجام بدی؟

چرا تمام روز منو میپایی؟

دنبالم نمیای، نمیایا

خواهر جین خیلی خوشانسه که

همچین ژنرال با فکری گیرش اومده

حتما لوسش کردین

اگه جاش بودم، اینکارا رو نمیکردم

گوش دادن به حرفای دیگران عادت خوبی نیست

من منتظر خواهرم بودم

خیلی سعی کردم باهاش صمیمی بشم

اما نمیدونم چرا حس میکنم همش ازم دوری میکنه

بهتره از خودش بپرسی

مادر من اومدم

به موقع اومدی، زود برو

کجا برم؟- به عمارت ژنرال-

دیگه وقتشه

آخه یه ژنرال چطور میتونه تمام روز اینجا بمونه؟

همه ی اینکارا رو بخاطر تو میکنه

اونوقت تو چی؟ باید مراقب اعتبارش باشی

بازم خیلی زوده

کالسکه بیرون منتظره

ژنرالت بیرون منتظرته

اما قبلش باید از پدر و همسر سلطنتی خداحافظی کنم

من جات خدافظی کردم

مادر

" عمارت سلطنتی رویی "

ژنرال

دخترمو به تو میسپارم

اگه باز شیطونی کرد، بگو ادبش کنم

مادر- ساکت-

اما ژنرال، نذار دیگه با ناراحتی برگرده

مادر نگران نباشید، دیگه تکرار نمیشه

خوبه

خوبه

مادر

هر وقت که خواستی بیای اینجا، همراهت میام

کمکم کن برم تو کالسکه

خواهر جین

چرا نگفتی داری میری؟

ژنرال میشه برای بازدید از عمارتتون بیام؟

تصمیمات خانواده با همسرمه

خواهر، من تا حالا به عمارتتون نیومدم

میشه یه روز مهمانتون بشم؟

درست نیست، ما تو عمارتمون خدمتکار زیادی نداریم

تازه بیشتر حیاطا بسته ان، چیزی برای دیدن نیست

فقط میخوام باهات صمیمی بشم

میدونم وقتی اینجا بودی

همیشه با مادرم دعوا داشتین

اما به هر حال، همه دخترای پدریم

پدرمون از ما میخواد که همو دوست داشته باشیم

من حتی با مادرتم صمیمی نیستم، بحث برای چیه؟

جین ار، آروم باش خونسردیتو حفظ کن

وقتی بچه بودم مادرم منو بزرگ کرد

وقتی ام که بزرگ شدم همسر سلطنتی اینکارو کرد

اما بانو شو همیشه ی خدا مریض بود

هیچ وقت به حیاط محل اقامت بانوی سلطنتی نمیومد

زیاد ندیدمش

خواهرجینگ، سوء تفاهمی پیش اومده؟

خواهر، عصبانی نشو من گستاخی کردم

خواهر جینگ، من چه حرفی زدم که تو دلخور بشی؟

من فقط میخواستم بهت نزدیک بشم

لازمه باهام دعوا داشته باشی؟

با حرفایی که زدی، انگار با جین غریبه ای

همسرم، به عنوان خواهر بزرگش ببخشش

ممنون ژنرال

لطفا منو همسرم رو ببخش که از این به بعد

هرجایی شما باشین پامونو نمیذاریم

حتی اگه تو عمارت پدر زنم بودیم، ازمون دوری کنید

یا ما ازتون دوری میکنیم

هیچ وقت تو یه اتاق کنار هم نخواهیم بود

فهمیدم، از این به بعد به حرفای شوهرم گوش میکنم

خواهر جینگ، هر وقت ازدواج کردی یه خبر به ما بده

خوب، بیا بریم خونه

راحت شدم

خوشحالم که خوشحالی

این دفعه کارت خوب بود

تو بهم خوب یاد دادی

رور کجاست؟- برگشت به عمارت ژنرال-

وقتی برگردی می بینیش

راستی، نمیخوام شیاسو رو ببینم

بهش بگو به عمارت نیاد

هرچی تو بگی

نگی من گفتم

باشه نمیگم

ارباب لیو، چوشیومینگ بیشتر از یه ماهه که تو پایتخته

چرا هنوز دست به کار نشدیم؟

درسته، باید طی یه فرصت شکستش بدیم

قدرت ارتش دستشه

با بودن اون تو دربار، نقشه هامون عملی نمیشه

نترسید

هنوز وقتش نرسیده

یکم دیگه صبر کنید

اعلیحضرت، در مورد مسئله ی رشوه خواری بودجه ارتش

مدرک دیگه ای پیدا نکردم

کسی که پشت این کاره خوب مخفی شده، مهلت بیشتری بدید

به تحقیقاتت ادامه بده

حتما باید بفهمی کار کی بوده

ارباب یونگ نینگ مدت زیادیه که تو پایتخته درسته؟

برای محافظت از مرز بفرستش بره

ترتیبشو میدم

برای منی که خاطرات زیادی دارم

ماه و گل های پاییزی کی به پایان میرسند؟

دیشب باد شمالی اتاقم را جارو زد

در این شب مهتابی، نگاه به سمت خانه تحمل ناپذیر بود

کنده کاری های روی ایوان و پله های مرمر، باید هنوز آنجا باشند

اما زیبایی او هرگز

اگر میپرسی که چقدر رنج کشیدم

به رودخانه ای که در شرق طغیان کرده نگاه کن

هوزه، یه بار دیگه بخونش

برای منی که خاطرات زیادی دارم

ماه و گل های پاییزی کی به پایان میرسند؟

دیشب باد شمالی اتاقم را جارو زد

در این شب مهتابی، نگاه به سمت خانه تحمل ناپذیر بود

کنده کاری های روی ایوان و پله های مرمر، باید هنوز آنجا باشند

اما زیبایی او هرگز

اگر میپرسی که چقدر رنج کشیدم

به رودخانه ای که در شرق طغیان کرده نگاه کن

خیلی خوب بود، یه بار دیگه بخونیم

برای منی که خاطرات زیادی دارم

ماه و گل های پاییزی کی به پایان میرسند؟

همتون باهام بخونین

برای منی که خاطرات زیادی دارم

ماه و گل های پاییزی کی به پایان میرسند؟

بلند تر

برای منی که خاطرات زیادی دارم

ماه و گل های پاییزی کی به پایان میرسند؟

دیشب باد شمالی اتاقم را جارو زد

در این شب مهتابی، نگاه به سمت خانه تحمل ناپذیر بود

کنده کاری های روی ایوان و پله های مرمر، باید هنوز آنجا باشند

اما زیبایی او هرگز

اگر میپرسی که چقدر رنج کشیدم

ممنون

نمیدونستم امروز میای

اگه میدونستی، نمیومدی؟- آره-

چرا؟

قول دادم مزاحمت نشم

و گفتی منتظرم میمونی

یادمه که گفتی میخوای همراهم همه چیو تحمل کنی

آره، رو حرفم هستم

چوشیویوان، دیوونه ای؟

به هر حال آدم باهوشیم نیستم

همیشه فکر میکردم باهوشم- گوش کن-

همیشه میدونستم که قراره چیکار کنم

اما نمیدونم کی شد که

ارادم شروع کرد به ضعیف شدن

چوشیویوان

وقتی کنارمی

انگار پشتم گرمه

اگه ممکنه

میخوام اول من بگمش

میخوام بدونی که

خیلی برام اهمیت داری

خنگول

به رودخانه ای که در شرق طغیان کرده نگاه کن

برای منی که خاطرات زیادی دارم

ماه و گل های پاییزی کی به پایان میرسند؟

بانو، نبضتون مرتب میزنه

فقط باید مواظب رژیم غذایی تون باشین

بهتره گوشت بیشتری بخورین اما وعده هاتون سنگین نباشه

اخیرا اشتهام زیاد شده

دیگه صبحا حالم بد نمیشه، برای همین یکم بیشتر خوردم

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left