처음 200줄입니다.
... آنچه گذشت
بیا دوباره مرور کنیم
احساس خفگی کرد زیادی مواد مصرف کردهبود
و موقع افتادن گردنش شکست
تو دیگه به ته خط رسیدی فقط خودت میتونی خودتو نجات بدی
دارم میرم به یه موسسه ترک اعتیاد
یه چیزی در مورد امیلی هست که باید بهت بگم
اون یارو که شارلوت کشت این باهاش بود
داستان بیشتر از اون چیزیه که پدرم تعریف میکنه
اوه سلام دنیل
حریف من نیومد
و موکل جدیدت تازه عضو باشگاه شده
لوییز الیس از لحاظ روحی نامتعادله
من مسئولیت تامین آینده
دخترم رو به دستای تو سپردم
و تو ارث و میراث اونو دزدیدی
چطوری فکر کردی من همچین کاری با تو میکنم
داری بدون اجازه وارد گاراژ "موستروسکی" میشی؟
با چند تا از همسایهها حرف زدم
و اونا بهم گفتن که یه نفر رو دیدن
که بیشتر از چند ماه میشه به این گاراژ رفت و آمد میکنه
اگه بیخیال این قضیه نشی
به گمونم منم مجبورم بهت ملحق شم
فکر میکنم پدرم
وقت زیادی رو صرف صحنهسازی اینجا کرده
اگه داره در این مورد دروغ میگه
پس داره در مورد همه چی دروغ میگه
ترجمه از ELAHE & HamiD
بیست ساعت قبل
هی، چیزی شده؟
فکر کردم یه چیزی شنیدم
به احتمال زیاد صدای باد بوده
بیا برگردیم بخوابیم
امیلی؟
سلام، ببخشید دیر وقت تماس گرفتم
نتونستی بخوابی؟
مثل من
با توجه به بلایی که پدرت سر من اورد
فکر میکنم مکانیزم رویاپردازی بدنم برای همیشه نابود شد
ببین، میدونم چقدر برات سخت بوده
ممنون که جواب تلفن رو دادی
چه فایده اگه بهترین دوست بیخواب آدم
برای یه ملاقات حضوری نصفهشب پایه نباشه؟
چه خدمتی میتونم بکنم؟
ازت میخوام سیستم پلیس رو برای دیدن
پرونده قتل کنراد هک کنی
واسه اینکه یه چیزی برای مطالعه میخوای؟
واسه اینکه میخوام ببینم این با مشخصات
آلت قتاله مورد نظر مطابقت داره یا نه
اینو از کجا گیر اوردی؟
امشب یواشکی رفتم تو خونه ساحلی
تو همون مخفیگاه قدیمیم بود
به گمونم من و پدرم هنوز چیزای مشترکی داریم
فکر میکنی پدرت داره در مورد سیلو دروغ میگه
و اولین حرکتت یه ورود غیر قانونیه؟
امز، اگه مچتو میگرفت چی؟
،ببین، باید یه کاری میکردم ولی تو داری از موضوع اصلی دور میشی
تو باورت میشه پدرت کنراد گریسون رو کشته؟
خب انگیزه اون از همه بیشتره
و در ضمن برای چی بخواد همچین دروغ استادانهای سر هم کنه؟
اون سیلو عذر موجهشه
... امز، امز، اگه تو درست بگی، این
این حرف کمی نیست
میدونم و اگه پدرم شش ماه پیش
برای کشتن کنراد برگشته
پس دوازده سال قبل از اون رو کجا بوده؟
یه چیزی باید اونو دور نگه داشته باشه
خب شاید این بتونه تو روشن شدن قضیه کمک کنه
این کلید کنار چاقو بود
فکر میکنی بتونی قفلشو پیدا کنی؟
کار آسونی نیست
مگه تا حالا بوده ؟
سلام، صبح بخیر
سلام
آه، شرکتتون اینا رو به همراه یه کارت تبریک فرستاده
اوه
میدونستم داستان دیوید کلارک میتونه خیلی سرو صدا کنه
ولی بعدش رسیدن به فریبکاری نولان راس؟
مثل اینه که بری دنبال نفت و
توی نا امیدی به جاش طلا پیدا کنی
و کی میدونست به خاطر اون پولا به آماندا خیانت کرده
آره، حلش کن
حالت خوبه؟
دیشب اصلا نفهمیدم کی اومدی تو تختخواب
آره، فقط یه روز پر مشغله بود میدونی که؟
همهش از این جلسات با موکلین
خب، حداقلش اینه که از دست لوییز یه نفس راحت میکشی
من و اون امروز عصر دوباره تنیس بازی میکنیم
خب من که فکر نمیکنم ایده خوبی باشه
منظورم اینه که بیرون رو دیدی؟
ابرهای طوفانی دارن میان این طرف
نگران اینی که باهاش دوست بشم؟
نه، نه، اینطوری نیست
منظورم اینه که راستش من
راستش من درباره کار با لوییز تجدید نظر کردم
آره، اون به نظر یه کمی بیثباته
درسته، ولی میدونی دیگه چیه؟
با ارتباط
ما با پسر عموش که رابط سیاسیه و
دوستش از اداره ارتباطات تنیس دو نفره بازی میکنیم
میتونه برای کسب و کار مفید باشه
دنیل اینقدر نگران نباش
مطمئنم که اون خطری نداره
اینو کجا دیدی؟
تو مراسم یادبود همون یارویی بودم که تصادفا
اون نگهبانی بود که کنراد رو زده بود
روی یه ستون چوبی تو گاراژش تراشیده شده بود
حالا میدونم که کار تو نبوده
و پدرتم توی اون سیلو زندونی بوده
درسته؟
اول بگو ببینم برای چی داشتین گاراژ این یارو رو میگشتین؟
کار بِنه
کلید کرده قاتل کنراد رو پیدا کنه
و جزییات کامل پرونده رو هم میدونه
که معنیش اینه من از بازی عقب افتادم
امیلی، چی رو داری ازم مخفی میکنی؟
چیزایی که بهم گفتی رو نمیخواستی بشنوی
هی پورتر ملاقاتی داری
و اگه یه تماس شخصیه
ما باید تفاوت بین
محل کار و باشگاه رو مرور کنیم
امیلی من باید برم
خانوم تورن؟
وظیفه دارم بهتون اطلاع بدم که شما دارین تو
کمکاری افسر پورتر در انجام وظیفه مشارکت میکنین
الو؟
دیوید؟
چی تو رو کشونده اینجا؟
خب فقط میخواستم از اینکه دلخورت کردم عذرخواهی کنم
نمیدونم مصاحبه تلویزیونی منو دیدی یا نه
فکر میکنم همه دیدن
آره، فکر کردم زیادی در مورد
چیزایی که آماندا نداشت حرف زدم
و از اشاره به چیزایی که داشت غفلت کردم
تو یه زندگی خوب بهش دادی جک
و بابتش ازت تشکر میکنم
ببخشید که دیشب از این مسئله قدردانی نکردم
... ازت ممنونم ولی
فکر میکنم داری از یه آدم اشتباهی عذرخواهی میکنی
منظورت چیه؟
تو توی یه برنامه زنده تلویزیونی به نولان راس اهانت کردی
بله، لیاقتش همین بود
آماندا لیاقت بیشتر از اینا رو داشت ولی بهش نرسید
همه باید خبردار میشدن که تقصیر اون بوده
با تمام احترام ای کاش میومدی پیش من
واسه اینکه بهت میگفتم که نولان همون کسی بود
که وقتی آماندا تازه اومده بود تو شهر کمکش کرد
بر خلاف تصور تو، اون دوست خیلی خوبی براش بود
... آره خب
احتمالا داشته بار گناهشو سبکتر میکرده
نه دیوید نه، این کارو نمیکرد
اونا واقعا مراقب همدیگه بودن
واسه همین ازش خواست که جشن عروسی ما رو مدیریت کنه
برای آماندا هیچی مثل دوستاش نمیشد
این واقعا نشون میده که من چقدر کم میدونم
آماندا دیگه به کی نزدیک بود؟
!دنیل
مشکلی پیش اومده؟ دیوید اینجاست؟
نه اینجا نیست
خوبه، چون اون جوجه کوچولو که اسمش شارلوت کلارکه
قبل از اینکه از شهر بره یه حرفایی برای گفتن داشت
هی، بیا با این بمب خبری شروع کنیم
که امیلی خواهرشه
حقیقتی که به نظر همه ازش خبر داشتن
به جز پدر گرامیش و بنده
حالا فکر میکنی چرا اینجوریه؟
من دلایل خودمو دارم درسته البته
که تصور میکنم به راه انداختن
ستاد مبارزاتی تو برای خراب کردن امیلی
تو چشم دیوید ارتباط پیدا میکنه
چی ؟ فکر میکنی همچین چیزیو از دست میدم؟
خیلی رک بگم، بله
ولی مهمتر از اون اینه که
میخواستم پای تو به این قضیه باز نشه
آخه فقط تو میتونی از روی مهربونی دروغ بگی
بهم بگو، وقتی که امیلی اومد جلو و
هر چی تو گفتی انکار کرد نقشهت چیه؟
حقیقت طرف اون نیست
چی، حقیقت؟
نه حقیقت اینه که تو به دیوید کلارک خیانت کردی
از این که اون بفهمه نمیترسی؟
ادعاهای بیاساس امیلی متعلق به یه دختر نه سالهست
بعد از اون همه بلایی که سر تو اورد
فکر میکنم تو باید تلاشهای منو تحسین هم بکنی
من دارم میگم در حال حاضر
شانسی وجود نداره که این قضیه برات ختم به خیر بشه
و من هم نمیخوام وسط این معرکه گیر بیوفتم
من دارم کنار میکشم
و اگه تو هم باهوش باشی همین کارو میکنی
اگه به خاطر خسارتهای جانبی نگرانی
داری با طرف اشتباهی حرف میزنی
چون همسر سابقت در نهایت شکست میخوره
اون یه راهی پیدا میکنه که تو رو هم با خودش ببره
اگه اول من پیداش کنم نه
امیلی تورن؟
من دیوید کلارک هستم
فکر کردم الان دیگه وقتش بود آشنا بشیم
: ترجمه از HamiD ELAHE ELAHE و ELAHE
دارم سعی میکنم آماندا رو بشناسم
No comments yet. Be the first to leave one.