처음 144줄입니다.
دنبال بانو جو میگردن
درباره چی حرف میزنی ...جونبپسا تحقیقات
درباره مرگ وزیر دارایی رو شروع کردن
ملکه ملکه
به چه جراتی افرادم رو از قصرم میبرین؟
فکر میکنین دارین چیکار میکنین؟
ملکه لطفا نجاتم بدین ملکه ملکه
صبر کن
تو هم احضار شدی؟ میدونی موضوع چیه؟
بهم گفتن هرچه سریعتر خودمو برسونم و منم سریع اومدم
دقیقا. چه کسی ما رو احضار کرده؟
نمیدونی؟
به چه جراتی اینکارو باهام میکنین؟ ولم کنین
ولم کنین چی شده؟
در رو باز کنین
ملکه اینجاست تا ولیعهد رو ببینه در رو باز کنین
سرورم
چیه؟ ملکه اینجان
بهت گفتم هیچکس، مخصوصا مادرم رو اجازه نده بیاد داخل
...اما بازم همونکاری که گفتم بکن
دور محل اقامتشون نخی از حصیر بسته شده تا ارواح شیطانی رو دور کنن
هیچکسی بدون اجازه ایشون نمیتونه وارد یا خارج بشه
...هرکسی که بخواد وارد بشه
بدون توجه به اینکه کیه کشته خواهد شد
این دستور ولیعهده
ماما
...قبلا توی روز
دوبار دستمو پس زدی ولی بالاخره گرفتمش
...اگه همیشه توی خواب نگهت دارم
اگه اینکارو کنم
میتونیم همیشه توی آرامش زندگی کنیم؟
...پس لطفا برای مدت طولانی
به خواب برو
جای ارباب رین رو پیدا کردیم
حالتون خوبه؟ حالم خوب نیست
هیچوقت نتونستم از شر این صریح صحبت کردنم راحت شم
و جسمم همیشه در حال عذاب کشیدنه ببین
ببین دوباره قفل و زنجیر شدم
...شنیدم که شما گفته بودین توی مرگ وزیر دارایی
ملکه پشت این قضیه بودن
پس اینجایین تا ایشونو ساکت کنین؟
اگه بخوام اینکارو کنم، تنهایی میتونی جلومو بگیری؟
ایشون رو میبرم و بعدش میرم نه یه لحظه
فکر کنم باید حرف بزنیم
همونطوری که گفتم
...هیچ کس دیگه ای مثل ایشون نیستن که قلب و ذهنشون
تا آخرین لحظه به ولیعهد وفادار بمونه
نباید منو احضار میکردی
باید اونو اول احضار میکردی
رین
گوش میدم
یکی از بانوان وانسونگجون اعترافی کرده
...یه نفر والدینشو گروگان میگیره تا عودی رو در
اتاقی که وزیر دارایی هستن بسوزونه
عود؟
بعد از اعترافش مسموم میشه و کشته میشه
بخاطر همین دیگه نمیتونن سوالات بیشتری ازش بپرسن
یه نفر رو توی قصر میشناسم که کارش با عود خیلی خوبه
همون جادوگره نزدیک اعلی حضرت
میدونم کیه
...اون جادوگر چشم اعلی حضرت رو کور کرده
بین من و پسرم قرار گرفته و داره این کشور رو از داخل فاسد میکنه
به زودی بین تو و ولیعهد رو هم خراب میکنه
میدونم که تاحالا باهات خیلی سرد بودم
اما شما دوتا همیشه اصرار میکردین که دوستین
اگه دوستشی بهش کمک کن
همش بخاطر خود ولیعهده
دیگه خیلی دیر شده
اون جادوگر دیگه زیردست منه ...ولیعهد هم دیگه
دوستم نیست
مراقب باشید ملکه رو نترسونین
ما استاد لی رو میبریم و قصر رو ترک میکنیم
همیشه میدونستم که اینکارو میکنی
ولیعهد همیشه گول کارای تو رو خورد
بذارید شما رو به یه جای بهتر همراهی کنم
وانگ رین
...وقتی که فرصتش رو داشتم
نتونستم از سر این مار خلاص بشم
ببخشید رین
چرا اینکارو میکنی؟
باید ببینمش
به هرحال
راه دیگه ای برای به دست آوردنش ندارم
چش شده؟ عجیب به نظر نمیاد؟
بله ، رو صورتش جای زخمه باید مراقب باشیم
راجب چی حرف میزنی؟ اصلا معنی نمیده
یکی الان اومد بهم گفت
چجوری میتونن بدون اجازه ی من شورای مشورت رو شروع کنن؟
این دستور اعلی حضرته
اجازه ندین کسی وارد بشه بله اعلی حضرت
و مخصوصا مراقب افرادی از وونسونگجون باشین
بله اعلی حضرت
وزرای عزیز دل
ممنون که حاضر شدین
این شورای مشورت اضطراری درباره ی
پادشاه کجاست؟
همه ی وزرا رو صبح خیلی زود برای
شورای مشورت احضار کردن
پس پدرم کجان؟
ایشون دستور برگزاری یک شورای مشورت رو دادن
و نظارت بر اون رو به شخص دیگری واگذار کردن
واگذارش کردن؟ به کی؟
نمیتونن به تو واگذار کرده باشن
من وانگ رین هستم
و به دستور پادشاه برای نشستن به ریاست
شورای مشورت حاضر شده ام
"وانگ رین"
"به جای پادشاه در شورای مشورت ریاست رو برعهده میگیره"
"اول"
"وزیر دارایی یون در قصر مرد"
"وضعیت رو بررسی کنین"
"دوم"
"ولیعهد وانگ وون در حال آموزشه"
"وزرا باید"
"ایشونو ارزیابی کنن"
این سمتیه؟
همه ی راهو باهام نمیای؟
نباید دیده بشم
بعدا دنبالم میای مگه نه؟
میدونی که نمیتونی تنها همینجا ولم کنی مگه نه؟
از پسش برمیای؟
اره
بانوی من . بانو سان
بانوی من بانو سان
بانوی من
بانوی من بانو سان. اینجایی؟
بانو سان اینجاست مگه نه؟
چرا اینجایی؟ جناب رین منو فرستادن
تا دنبال بانو سان بگردم
بی یون
بانوی من . بانوی من
چه خبره؟
سلام چرا رین تو درباره؟
چرا اون اونجاست و من نیستم؟ دروغ به خوردم میدادی؟
گفتی باید پادشاه بشم
اگه میتونی برام یه بهونه بیار
شک داشتم ولی صبورانه منتظر موندم
چکار داری میکنی؟
ممکنه مردم بشنون چرا؟
چرا به جای من برادرم در درباره؟
اون داره کاریو میکنه که تو نتونستی
میتونم انجامش بدم . گفتم میتونم
یه کم دیگه بهم وقت بده
وقت بدم که چی بشه؟ برادرت
No comments yet. Be the first to leave one.