처음 200줄입니다.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «مــاهــی Mahi»
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
الان کجایی؟
.سرت یکجایی مشغوله
.دیوید
الان دقیقا کجایی؟
الان کجایی؟
سلام
سلام
.حرف نزن
.حرف نزن. چیزی نیست .ما اینجاییم
.یکم سوختی
.ولی ما روبه راهت میکنیم
.مراقب باش، مراقب باش
.خوبه، خوبه
.دارم به این فکر میکنم یک نصفه سبیل بزارم
.شایدم نصفِ ریش
یا...وقتی فقط
ریش داری بدون سبیل اسمش چیه؟
.عزیزم، هیس
.اینم از مردِ خوشتیپ من
- آینه - شاید بهتره صبرکنیم
- .تا ورمش بخوابه - .آینهی کوفتی رو بده من
هی، خوبی؟ .باشه، خوبه
- شما آدمها کی هستید؟ - .من سوال میپرسم
.دختره
دختره کجاست؟
.بنظرم خودتون بزودی میفهمید
!کدِ سیاه !انجامش بدید، حالا
.دایرهی شماره ۱۹ پیشنهادِ کارِ دفتری رو داده
.عالیه
.فقط ، میدونید، تو میدون
- چی؟ - گفتم عالیه
.کارِ دفتری خیلی خوبه .میزمم با خودم میارم
.منم همین فکرو داشتم، یک میز کوچولو
شاید تاشو هم باشه.اینطوری میتونم داشته باشمم
.درحالی که دارم دنیا رو برای داشتن دموکراسی آماده میکنم
- ...متخصصین نمیزارند - .آره، باشه، قضیه از این قراره
من ۴۰درصد از بدنم سوخته و شش هفته رو
با یک لوله روی سرِ آلتم گذروندم
.درحالی که همسرم هرشب با گریه میخوابید
.ما تو استخر کمین کرده بودیم.کلی آدم مردن
.و من میخوام کاری که شروع کردم رو تموم کنم
پس اگه میخواید کار پشت میزی انجام بدم .بهتره یک متحرکش رو برام پیدا کنید
چون به محض اینکه از اینجا برم بیرون
.عازم جنگ میشم
.دیوید
.سلام
.خب، از هدبندت خوشم اومد
میدونی،من؟ .خیلی وضعم خوب نیست
.سوختگی درجه سه، با تشکر از تو
.خیلی دردناکه
.کلی چیزی داریم که درموردش حرف بزنیم
.آره، بقیه رو بکشید
نه
.بزارش کنار
.حق با توست
.باید حرف بزنیم
.لعنتی
.تیم ای کارشون تمومه
- تیم بی؟ - .آمادهی اعزام به اونجان
.صبرکنید
به دلایل احساسی؟
.جاسوسی
.بزارید ببینیم بعدش چی میشه
خب الان مثلا میخواید مصالحه راه بندازید
تا کی، قبل از نهار یا تا شب؟
.عزیزم
برام مهم نیست اگه تو منو یا
...دنیارو نجات بدی
.اگه خودت رو نجات ندی
میدونی خطرناکترین چیز درمورد جنون چیه؟
- ...تو نمیتونی - خطرناکترین چیزش
.اینه که باورکنی جنون نداری
.حقهش همینه
.کشندهی ذهن
بیماریت بهت تلقین میکنه .که همچین چیزی نداری
خب مثلا، یکروز تو بیمارستان
با یک دختری که چندتا دوست داره آشنا میشی
.و اونها بهت میگن تو مشکلی نداری
.بلکه قدرتهای فوقالعاده داری
و از همه مهمتر اینکه تو هم دوست داری باور کنی
.چون این یعنی تو دیوونه نیستی
یعنی تو میتونی عاشق بشی .و تا ابد خوشبخت باشی
ولی میدونی که اگه باورش کنی ....اگه تسلیمِ امیدواری بشی
....و باورت اشتباه باشه، اونوقت
.دیگه هیچ راه برگشتی نیست
.من اینجام. وجود دارم
.قدرت واقعیه
.باید قبولش کنی .وگرنه نمیتونیم ادامه بدیم
.من شش سال بود در گردش بودم
دارو مصرف میکردم، هیچکار دیگه نمیکردم .هیچ کمکی نمیدادم
.ولی حالا، بالاخره میتونم موثر باشم
.میتونم کمک کنم
متوجه نمیشی؟ .من دیگه از خودم خستهام
.فقط وقتی خوب میشم که قضیه درمورد خودم نباشه
.دیوید
.ما شرایط رو تحت نظر داریم
.صدا و تصویرِ امن داریم
.سیگنالهای قوی از موقعیت شما دریافت میشه
.همین موقعیت رو حفظ کنید
.نیروی ضربت در موقعیت هستند
.برای شروع حمله و تخلیهسازی منتظر دستوریم
.منتظر علامت شما
.دریافت شد
بیخیال، اجازه بده ببینمش ...خواهش میکنم
نه
...خب، اگه تو ایدهی بهتری داری
.آره، بکشیمش
- .همشون رو بکشیم - بس کن
.نمیشه الکی آدم کشت که
یا نکنه الان قاتلم شدیم؟
.اونها هستند که قاتلن
...پس اگه نمیخوای بمیری
- مجبوری؟ - .آره، البته که مجبورم
...اگه این بیفته، خب
.ندیدی خونِ والتر چطوری از چشمش میریخت بیرون
.بسیارخب، شروع میکنیم
.فرض میکنیم که دی۳ موقعیت مارو میدونند
.بابا بزارید من باهاش صحبت کنم
...ما به هم
- ربط داشتیم - اون سعی کرد تورو بکشه
- دوبار - بخوایم منصف باشیم
.دفعهی دوم فقط میخواست شمارو بکشه
...بگذریم، با این طرز فکر شما
- دیوید - نه، با این طرزِ فکر
.جنگ هیچوقت تموم نمیشه
.دیوید، ذهنش رو بخون
.تو قدرتش رو داری .میتونی کنترلش کنی
شاید دیگه فرصتش پیش نیاد
.که بفهمیم دی۳ چی میدونه
عملیاتشون، جاسوسهاشون، تاکتیکهاشون
.ذهنش رو بخون
یعنی میگی ازش استفاده کنیم، بعدش چی؟
- بکشیمش؟ - صد درصد
آهای، ببینید...هرکاری کنیم
.باید این پارازیتها رو از ذهن دیوید خارج کنیم
.هرچه سریعتر
.حلقه...داره قدرتش رو از دست میده
!هی بچه
و وقتی از دست بده؟
.پادشاهِ سایه میشه مثل یک ویروسِ کامپیوتری
.سالهات تو سرِ دیوید بوده
سیستمش رو یاد گرفته .از سیستم دفاعیش عبور کرده
.حالا هم آمادهست تا برنامهی اصلی رو در دست بگیره
.یعنی من
.دقیقا، یعنی تو
اگه آمال فاروک رو از سرت
همین امروز خارج نکنیم .اون پاکت میکنه
.برای همیشه
.جالبه .فکر میکنن میتونند نجاتت بدن
.گفتم شاید تشنه باشی
.روی میز
- ...یک لحظه وقت داری تا - با من حرف نزن
.درسته، ببخشید
...فقط...تو باید
.ما باید...شارژ بشیم
.من خوبم
- شما دعوا کردید؟ - خفه شو
...اون فقط...ما
اون فکر میکنه من وقتی تو سطحِ شبهستارهای بودیم، تنهاش گذاشتم
و...من سعی کردم بارش توضیح بدم که تقصیر من
.بهتره بری
.بنظر مهربون میاد
من تاحالا تورو دیدم؟
.نه، بهم نگو
- خودم یادم میاد - الیور، میشه صحبت کنیم؟
چه خبر شده، کاپیتانِ فضایی؟
دوست داری امشب با من شامت رو میل کنی؟
.خب، من فعلا رژیمِ مایعات دارم
- .من مایعات دوست دارم - مم
.میدونی، منو یادِ یکنفر میندازی
همسرت؟
.نه، اون نیست
اه...بیشتر
نه
.خب، میشه موقع شام هم فهمید
.با فرض اینکه تا اونوقت همگی نمرده باشیم
.مراقب باش، داره میلرزه
.الیور، داره میلرزه
.اوه، یادم اومد، خودم
...من باید
.فعلا
.متاسفم
.اگه الان هم نباشی، بعدا میشی
میشه اینقدر تهدید نکنی؟
.بنظرم متوجه نیستی
.۵۰تا مثل تو هستند ما یک لشکر ماهر از
ارتش ایالات متحده داریم
که همراستا با آژانسهای دولتی سرتاسر جهان
.کار میکنیم
.دایناسورها هم زمانی بر زمین حکمفرما بودند
.و بگو ببینم چه بلایی سرشون اومد
داری کلِ نژاد انسان رو تهدید میکنی؟
یعنی ...من همچین حقی دارم؟
اسمت چیه پسرم؟
- کلارک - خب، کلارک
.من ملانی هستم
.میدونم، ملانی برد
No comments yet. Be the first to leave one.