처음 191줄입니다.
" از مو دوست دختر يا همسر استفاده کنيد"
" وقتي که انها رو برداشتين"
تابستان تموم شدش و برگ ها دارن قرمز ميشن
... و قبلش بايد بدوني که
. وقت زيادي نمونده
به سخت درس خودندن من بستگي داره که اخر سر ناراحت باشم يا خوشحال
خيلي خوب شروع ميکنم
. کي-چان" شام اماده اس"
باباتون تا به حال نشده که يه ماهي "تون " از دستش در بره
درس ها چطور پيش ميره ؟
خوب ...دارم اروم اروم درس ميخونم
تو يه ادم نامطمئني هستي
چرا از "اکو" دوباره نميخواي که معلم خصوصيت بشه ؟
! بهش احتياجي ندارم
پس من چي ؟
چي ميخواي بهش درس بدي ؟
صلاحيت تو دست خانواده ات هستش
. مشکل همينه ديگه
خيلي خوب نظرت درباره دعاي موفقيت چيه ؟
دعا موفقيت ؟
. يکي براي موفقيت در امتحانات
نظرت درباره معبد "دازوفو" چيه ؟
دازوفو"؟"
عالي ميشه
خوب پس ما ميتونيم به چشمه هاي اب گرم بريم تا وقتي که امتحانت شروع بشه
تا وقتي که امتحانتم شروع بشه ؟
اما همه ي دانش اموز ها يه امتحان ميدن ديگه درسته ؟
امتحان بين همه ي دانش اموز هاي کشور برگزار ميشه
خدا دعاهاي عبادت کننده هاش رو اجابت نميکنه
اما اگه يه تلسمي يا جادو جمبلي باشه براي من کار ميکنه . شايد يه فرجي باشه
.... و بابا ميتونه که
, وقتي که زمان سخت ميگذره . به مناجات با خدا بپردازيد
! فهميدم
! شروع ميکنيم
"سخت داري تلاش ميکني "کي-چان
. اين اخرين امتحان هستش
!من تمام وقتم رو صرف درس خوندن ميکنم
... خوب پس
منم برات چايي ميارم
ممنونم
کيتا" بگيرش"
يه سربند ؟
خودم درستش کردم
, يه سربند موفقيت هستش که فقط براي تو کار ميکنه و کمک ميکنه که توي امتحانت موفق بشي
. موفقيت
موفقيت
موفقيت
موفقيت
موفقيت
موفقيت
موفقيت
موفقيت
ممنونم
چطوره ؟
. فکر ميکنم که الان بهتر ميتونم روي درس هام تمرکز کنم
. اين عاليه
خيلي خوشحالم
خيلي خوب . وقتشه که شروع کنيم
"ممنونم "ريکو-ني
"اه "کي-چان
! او يه قدم از من جلو تره
. وقتي که اين سربند رو ميبندم احساس متفاوتي بهم دست ميده
. اين يکي از وسيله هاي لازم دانش اموزها براي امتحان هستش
"ادامه بده "کيتا
!"من اين کار رو فقط بخاطر تو ميکنم "ريکو-ني
! کي-چان"! وقت شام رسيده"
!"عاليه ! "کاتسودون
خوب تو توي امتحان موفق ميشي مگه نه ؟
اين هميشه کار ميکنه
"لعنت به تو "اکو
. ايندفعه نوبت منه
بسمه الله رحمان رحيم
لذيذ ! خيلي لذيذ
طوري غذا ميخوري انگار تا به حال شام نخوردي
!اما اين واقعا محشره
. اکو-ني" شام بهترين هستش"
. ميرم براي فردا ساندويچ گوشت خوک درست کنم
! عاليه
! تا قبل از امتحان من بهترين غذاها رو برات درست ميکنم
" تا جلو بي افتي "کي
من بي معطلي شروع کردم به درس خوندم هرجوري که شده من توي امتحان قبول ميشم
! عاليه
. بخاطر غذا ممنون
. خواهش ميکنم
. واقعا خوشمزه بود
. براي دسر هم سيب داريم
يا بايد بگم که سيب ها نمره امتحان هستن
! شوخي کردم
.... اکو-ني" واقعا لذيذ بودش"
چي ؟
! دردم اومد
چيکار ميکني "ريکو-ني"؟
! ميدونستم که تمام کاري که من ميتونم بکنم اينه که يه سربند درست کنم
! هي منم اينجوري ميزنمت
! خيلي درد داشت
.بگيرش
.اگه اين کار برات انقدر مهم
"تو هنوز يه بچه اي "کيتا
! اوني که اول شروع کرد بچه اس
!يعني اينکه من بچه ام ؟
! فقط قد کشيدي هنوز بچه اي
بسه من رو انقدر مسخره نکن
ببخشيد دردت اومد ؟
ريکو-ني"؟"
ريکو-ني" خوبي ؟"
...اه
.اتفاقي نبودش که
... چي؟ بخاطر همين ازت معذرت خواهي کردم
تو يه قصدي داشتي نداشتي ؟
چي ؟
."ما کمي شوخي کرديم اما فکر ميکنم که بيشتر ميخواي "کيتا
درباره چي صحبت ميکني ؟
ميدوني .نميدوني ؟
پات الان کجا من ؟
بگو کجا ؟
....ا....اونجا
اگه گفتي "اونجا" متوجه نشدم
. درست بگو
. مثل اينکه اشتباهي شده
. اما تو مقصر هستي اينجا
... ريکو-ني" چيکار ميکني"
. بهت اجازه نميدم که بري .ميخوام بهت نشون بدم که خواهرت يه بچه کوچيک نيستش
چي شد که اينجوري شدش ؟
. تو به زودي بدنم رو ميديدي
... ما به همديگه بدن هاي لختمون رو توي حمام نشون ميديم اما قبل از اون
ما به همديگه نشون نميديم
اما اين يه تصادف بودش و شانسي بودش
. من توپ ها و اون ميله رو ديدم
"نگو "ميله
... اما اين چيزي بود که با ياد دارم
حس ميکنم که دستت من رو لمس ميکنه
...خيلي واضح
. برعکسش کن
کنترل خودم رو دارم از دست ميدم
ريکو-ني" با پام داري چيکار ميکني ؟"
..."خوب "کيتا
... عاليه
! بس کن
کمي خيس نشده اش ؟
اه تو هم فهميدي ؟
جوراب تو همه ي اب ها رو جذب کرد
!جذب کرد ؟
... متاسفم
. اما نميتونستم بس کنم
پات خيلي گنده اس .نيستش ؟
. اين بهتره از دست هستش
... ريکو-ني " خيلي"
. اينجوري بهم نگاه نکن
مقصر تو هستي.نيستي ؟
. نميتونم چشم ازش بردارم
. باشه ميتوني نگاه کني
. نه ازت ميخوام که نگام کني
فکر ميکني که من يه خواهر بدي هستم که از برادرم استفاده کردم ؟
... اره اين
!اينجوري کرده
متاسفم ! زيادي بودش ؟
. خيلي خوب بودش
... ديگه من مثل يه تازه عروس نيستم
" اخرين حرف ام " مسئوليتت رو به عهده ميگيرم
...يه جورايي
ميخواي بگي که نميخواي ؟؟
يا فکر ميکني که شوخي ميکنم ؟
. من هيچوقت در اين يکي مورد شوخي نميکنم
"ريکو-ني"
! کي-چان" ببخشيد که منتظرت گذاشتم"
اه چيزي شده ؟
... نه
هيچي...
اه؟ "ريکو" صورتت قرمز شده
خيلي گرمم شده
خوب چرا از زير کرسي بيرون نمياي ؟
کي-چان" تو چرا انقدر عرق کردي ؟"
خيلي گرمم هستش شايد من بايد از زير کرسي بيام بيرون
يا نه
چي شد ؟
... خلاصه بگم .نميتونم بيام
...کيتا"...عادي نيستش"
نميخواي سيب ها رو بخوري ؟
! البته که ميخورمشون
چي شده ؟
ريکو-ني"...تو اين شرايط ؟ ديوونه شدي ؟"
. فکر ميکنم که براي "کيتا" هم خيلي بزرگه
.خيلي خوشحالم
..."خيلي گرمم هستش دارم عرق ميکنم اما پا"ريکو-ني
..."کيتا"
. اين اون چيزي نبودش که ميخواستم اينجا خيلي گرمه و من ميخوام بترکم
... من
... من
چي شده ؟
... از وقتي که من اومدم انها
!شما دو تا دارين چه غلطي ميکنين ؟
No comments yet. Be the first to leave one.