처음 175줄입니다.
زیرنویس
و
ترجمه
A
m
i
n
.
F
A
n
i
m
W
o
r
l
d
.
N
e
t
K
o
n
a
n
_
S
m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265
m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265
m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265
. این فیلم شامل صحنه هایی میشه که ممکنه به مزاج برخی از بینندگان خوش نیاد ، دیگه هر جور صلاح میدونید
این زره چرا اینجوریه ؟
. به محض اینکه پوشیدمش ، تمام دردهام از بین رفت
. نه ، اصلاً دیگه دردها به چشمم نمیاد
، الان از درد مهمتر
. این حس انگیزه ـس که از درونم داره میجوشه
. حس می کنم یه چیز شدیدی داره از درونم میجوشه
... رها کن
. که اینطور
... این
. همه چیز رو رها کن
... این
. رها کن
. همه چیز رو رها کن
! رها کن
! زره داره تغییر می کنه
آغاز سفر از میان شعله ها
... جالبه
! پس این قدرت حقیقی توئه
! همینه که ارزش نابود کردنت رو داره
بدن درشت هیکل منُ کوبید کنار ؟
! عجب قدرتی
این ضربه رو همون آدم 2 دقیقه پیش به من زد ؟
، زره من میتونه یه توپ افکن رو منهدم کنه اونوقت اون داره خردش میکنه ؟
... هیچ انسانی نمیتونه اون زره سنگین رو با اون شمشیر بزرگ تحمل کنه
! نه ، هیچ انسانی نمیتونه اینجوری جست و خیز کنه
تو دست مصنوعی ـش توپ افکن داره ؟
، مثل همیشه در حد یه هیولا ـست . اما امروز ، اصلاً یه جور دیگه قوی ـه
اون دست مصنوعی یه جور توپ افکن ـه ؟
... ترسناکه
. اگه بخواد اینجوری به جنگیدن ادامه بده ، قضیه بیخ پیدا میکنه
در مورد چی داری حرف میزنی ؟
. زخم های گاتس هنوز خوب نشده
. الان درد رو حس نمیکنه
درد ؟
، اون زیر خاکی رو دُورف ها ساختن
. زره برسرک
... زره
... برسرک ...
اونی که این لباس رو میپوشه و خودش رو . با اُود وحشتناک درون اون تطبیق میده ، از کنترل خارج میشه
، اشتیاقی که از درون داره هر لحظه قوی تر میشه . دیگه نه درد رو میفهمه نه ترس
، انسان ها ناخودآگاه قدرتشون رو برای حفاظت از خودشون محدود میکنن . درد یه جور هشداره که بدن رو از نابود شدن حفظ کنه
، بدون درد ، انسان ها فوق العاده قوی و فرز و چابک میشن . از محدودیت بدنی خودشون هم فراتر میرن و زندگیشون رو به خطر میندازن
چه اتفاقی داره برای گاتس میوفته ؟
... نه
من اونقدر قوی نیستم که بتونم از قدرت فوق العاده ی . اون اُود جلوتر برم و باهاش ارتباط برقرار کنم
، قابل تحسینه ، شمشیرزن سیاه
. دشمن ما
! پس قوی ترین ضربه ی منم بگیر
چی ؟
! اون پیروز شد
... اما
. باشکوهه
. تو این دوئل رو پیروز شدی
. شایعات درست میگفتن
، نه ، تو بی نظیری ، حتی از شایعاتی که در موردت میگن هم قوی تری
، با اینحال
. این وظیفه ی بزرگ منه
... برای اربابم
، به عنوان یه حواریِ شاهین روشنایی
! من به تو پایان میدم
!یه اژدها ؟
، با قدرتی که به عنوان یه حواری به من بخشیده شده ! من شمشیرزن سیاه پوش رو مدفون میکنم
جلوشُ گرفت ؟
... اوه ، لعنتی
. غـ ... غیرممکنه
جلوشُ گرفت ؟
یه انسان حمله ی یه حواری رو دفع کرد ؟
! باور نمیکنم
، پوست سنگی من از فلز سخت تره
و تو شکافتی ـش ؟
... ممکن نیست
هی ، مگه دست و پاش الان از جا در نرفته بودن ؟
. این قدرت اون زره ـه
. زره از قسمت های بدنش که شکسته محافظت میکنه
، به گوشت بدنش رسوخ پیدا میکنه و تو استخون هاش فرو میره . در نهایت اون زره به دندون های آهنیش این اجازه رو میده که به بدنش فرو بره
، تا جایی که جون داشته باشه میجنگه . تمام استخون هاش میشکنه و دیگه خونی تو بدنش باقی نمی مونه
واسه چی وقتی گاتس تو اون وضعیت وحشتناک بود بازم این زره خطرناک رو دادی بهش ؟
! چـ ... چی از این بهتر که واسه نجات دوستانت قربانی بشی
چیکار کنم ؟
... تقصیر منه ، یه بار دیگه
بانوی من ، چرا ؟
چرا اون ؟
چیکار باید بکنم ؟
. باید از پسش بربیای
. فقط تو ، یه ساحره ، میتونه اینکارو بکنه
! بانوی من
. اما من خیلی بی تجربه ام
، قلبم الان پر از آشوبه . نمیتونم از جادو استفاده کنم
تنها چیزی که الان میدونی خام بودن ـه و کاری که میتونی بکنی . اینه که چطور به راحتی غرق قدرتت بشی ـه
باید از درون اون قدرتی که در جریانه به . شمشیرزن مسیر رو نشون بدی
هـ .. هی ، میخوای چیکار کنی ؟
. گاتسُ برگردونم
. حواست به بدن من باشه
. همینکارو میکنم ، بانوی من
مواظبش باشم ؟
! هی
. من نجاتش میدم
. باورم نمیشه
تونستی با این شمایلت در برابر 2 تا از حمله های من تاب بیاری و حتی به منم صدمه بزنی ؟
تو چی هستی ؟
... اژدهای آتشین ، قربان
! با اجازه ما هم میایم وسط
، نتونستیم ساحره رو بکشیم . الانم که بیکار اینجا داریم میچرخیم
... به نظر اوضاع واستون سخت شده
... شماها
... گنده ـش نکن
، حالا که این مبارزه به عنوان یه حواری ـه و یه دوئل نیست ، پس اینا ــــ
! نامردی زدی ! وسط حرف زدن بودیم
! عوضی
... این احساس
یا 5 تا از دنده هاش رو شکستم ، ها ؟ 4
. مدل جنگیدنش همینجور داره از آدم به دور میشه
... انسان
... نه ، تقریباً میشه گفت
. این طرف یه چیزی نظرم رو جلب کرده
! اگه مجبور بشیم ، باید شیرکه رو برداریم و فرار کنیم
! درسته
... شیرکه
... اینا
. اینا اون نفرتی هستن که درون زره جریان دارن
یعنی ممکنه به موقع برسم ؟
. اگه یه آدم عادی بود ، با این اوضاع ، باید خیلی وقت پیش تیکه پاره میشد
... این
نفرته گاتس ـه ، که از اُود زره داره میاد ؟
گاتس درونشه ؟
یعنی میتونم ؟
میتونم اونُ از این وضعیت وحشتناک نجات بدم ؟
. اگه یه اشتباه بکنم ، خودمم گرفتار میشم
! الان وقت دست دست کردن نیست
حباب های روشنی ؟
تیکه هایی از خاطرات گاتس ؟
... به نظر روشن میان
تاریکی جاشُ گرفت ؟
! نه
. چی شده ؟ چقدر ترسناکه
... دارم توش غرق میشم
! بانوی من
... اون
... مال بانوی من ـه
. حالا فهمیدم
. این ضمیرِ گاتس ـه
. طلسمی که بانوی من درست کرده کنار هم نگهش داشته
No comments yet. Be the first to leave one.