처음 165줄입니다.
احمق!
ناتسوکو!
بُکشیدش!
ناتسوکو!
بُکشیدش!
نکنید!
ناپدید شد؟
موفق شدیم؟
فکر کنم آره.
آره، موفق شدیم!
تونستیم!
ناتسوکو رو شکست دادیم!
AnimWorld
Tel: AWsub
قسمت یازدهم: ناامیدی
آ آهای، شماهم یونیو ساما رو اونجا دیدید؟
هـ همهش تقصیر ناتسوکوـه!
ناتسوکو یونیو ساما رو به کُشتن داد!
ماهم ناتسوکو رو به کُشتن دادیم!
باورنکردنیـه، ناتسوکو ساما...
ناتسوکو ساما...
خلاها!
نترسید! ما ناتسوکو رو شکست دادیم
ایول!
این...
حتماً ناتسوکو ساما اون خالاها رو احضار کرده تا به دنیا پایان بده!
خلا بیپایان!
خلا بیپایان!
خلا بیـ-
لوک!
ناتسوکو و یونیو کُجان؟
خوردشون...
چی؟
خلا خوردشون...
و اونا...
اونا...
خودتُ جمع کن!
مامان! مامان!
لطفا یکی کمکـمون کنه!
من از بقیه محافظ میکنم، تو مراقب روح آینده باش.
فرار کنید!
ممکنه که...
خودمون تنهایی میتونیم این طلسم ممنوعه رو بخونیم؟
مِمِلِن ساما به ما باور داشت و این کارُ به ما سپرد.
گفت اگه موفقیتآمیز باشه، ناتسوکو رو سرحال میآره.
درسته.
بیا زود تمومش کنیم مِگ سان.
چشم، سالی سان.
از اینسمت، عجله کنید!
بهنظر زمانش دیگه رسیده.
باوبابا ساما، همراه ما به پناهگاه بیایید.
بهزودی این شهر ویران میشه!
چی؟
من از پس خودم برمیآم.
شما دوتام برید آخرین دقایق عمرتونُ با عزیزانـتون سپری کنید.
عجله کنید، زمان زیادی باقی نمونده.
چـ چشم.
نُهسرباز...
شما نور حقیقی ما بودید که تا دقایق آخر بر ما نازل شدید.
ازتون ممنونم.
الان باید هجوم سرنوشت به این دنیای نکبت رو تماشا کنم.
زود برید!
عجله کنید! بدویید!
این شخمی بازیا چیه دیگه؟
اینها خلا معمولی نیستن!
یه جای کار میلنگه.
دیگه تلاش برای بازنویسی فیلم بیفایدهست.
پرده نهایی افسانهی مرگ دیگه شروع شده.
با ما بیا.
بس کن.
اینقدر تقلا نکن!
ناتسوکو ساما اونا رو احضار کرده تا ابه این دنیا پایان بده.
داری چه غلطی میکنی؟
بعد از نبرد، چقدر تا نبرد بعدش زمان داریم...
سوار یونیو میشم و از آسمون شهرو نگاه میکنم...
بعدش به پادشاهیهای دیگه سر میزنم ببینم اوضاع چطوره.
حالا که به اونسمتی میریم،
باید اون اطراف یخورده قارچ از کوههای غربی بچینم.
آخرین باری که با اونا کیک درست کردم همه خوششـشون اومد.
دلم میخواد ناتسوکو هم امتحانش کنه.
ناتسوکو... نمیدونم ایبار چقدر ممکنه بخوابه.
بعد از اینیکی، احتمالاً یه دل سیر میخوابه.
پس بیدارم شه کلی غذا میخوره.
فکر نکنم کیک کافی باشه.
کلی از چیزایی که ناتسوکو دوست داره درست میکنم.
ناتسوکو...
ها! اِ اِستودیو؟
مگه من به افسانهی مرگ تناسخ پیدا نکرده بودم؟
هاتسوکوی: عشق اول
لاین داستانی
هیروسه ناتسوکو
خواب دیدم؟
کارگردان.
لاین داستانی رو هنوز تموم نکردید؟
هــــــــــــم...
ریدید که.
هاتسوکوی: عشق اول
این همه زمان داشتید و فقط اینُ تونستید آماده کنید؟
آشغاله.
خیر سرش نابغهست.
تو خواب.
اصلا چیز جالبی نداره!
یه چیز خیلی معمولیـه.
هیچ استعدادی نداره.
ایـ این د دیگه چیـه؟
خیلی به خودت میبالی.
جدی میگم.
فکر کردی کی هستی؟
بیارزش.
بعد از گندی که زدی چه حسی داری؟
زمانم هدر رفت.
حالم بهم خورد.
انقدر آشغال نساز.
خیلی بد بود.
طراح نابغه؟ هیچ جام نیست.
چه افتضاحی.
من بازپرداخت میخوام.
آشغال محض.
یه شکست مفتضح.
چرت و پرت.
چه فیلم تخمیایی.
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
این دیگه چیـه؟!
بخاطر گندهای تو استودیوی ما ورشکست شد.
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
پلمپ
رئیس!
ناامیدی قند عسلم.
پلمپ
هاتسوکوی: عشق اول
هاتسوکوی: عشق اول
هاتسوکوی: عشق اول
هاتسوکوی:عشق اول
هاتسوکوی: عشق اول
هاتسوکوی: عشق اول
No comments yet. Be the first to leave one.