처음 200줄입니다.
بابا، یه چیزی شنیدم
اوه، جدا؟ چی شنیدی؟ - یه صدا -
صدای کار کردن ماست
چرا منم نمیتونم باهات داخل بیام؟
چون گفتم. جای بچهها نیست
دیگه تقریبا کارمون تموم شد
از ماشین پیاده نشو یا دست به فرمون نزن
شنیدی؟
بیا اینو بذار توی داشبورد
الان برمیگردم، رفیق
دوستت دارم
الان تموم میکنم بعدش میریم دنبال برادرت، لوکاس
خیلیخوب، بزن از اینجا بریم
هی فرانک، اگه بخوای هنوز یه پُخت دیگه میتونیم انجام بدیم
اون صدای چی بود؟
گوش کن
گفتی تا چند هفتهی دیگه قرار نیست اینجا رو بازگشایی کنن
صدای چی بود، فرانک؟
حتما صدای یه حیوون بود
دهنت سرویس
کدوم گوری میری، فرانک؟ - زودباش -
لعنتی
چه خبر شده؟
کجا میری؟
فرانک
لعنتی
فرانک، بیا گورمون رو از اینجا گُم کنیم، فرانک
بیا بزنیم به چاک
یه چیزی آتش گرفته، مَرد
فرانک
.بیا از اینجا بزنیم به چاک، رفیق بیا گورمونو گُم کنیم
اینجا یه گندی زدن، مَرد
کجا میری؟
بیا بریم بیرون
فرانک
فرار کن، فرانک فرار کن
خدای من
فرانک
کِنی
بابایی؟
بابایی؟
تـــــرجـــــمـــــه از سیروس فخری Hitm@n
الان میام بیرون
سه هفته بعد
واضحه که بیشتر از ایناس
کسی میخواد کمک کنه تا بیشتر توضیح بده؟
خوب، داستانسرایی روشی هست که ...مَردم دنیاشون رو، فرهنگشون
توصیف میکنن
آداب و رسم و رسومهاشون رو به نسلهای دیگه انتقال میدن
...توی آمریکا، مخصوصا در اینجا، ایالت ارگان
داستانسرایی از بومیها شروع شد
بومیهای آمریکایی که با داستانسرایی به جوونها
فرهنگ و هویت خودشون رو یاد میدادن
کسی میتونه یه مثال از حکایت یا افسانههاشون رو بهم بگه؟
یا حتی یه داستانخیالی
برودی، تو بگو
ایوی، داستانی داری که بخوای با بقیه به اشتراک بذاری؟
لوکاس
...یه مثال از
حکایت یا افسانه بگو
زودباش
کسی نیست؟ هیشکی؟
باشه. تو بگو جاسمین
«گلدیلاکس» گلدیلاکس یه داستان خیالیه
خیلی خوبه
حالا داستان گلدیلاکس چیه؟
لوکاس
...وقتی خانوادهی خرسها بیرون میرن
گلدیلاکس وارد خونهشون میشه و حلیمهاشونو میخوره
بعدش خرسها میان خونه و از دستش عصبانی میشن
درسته. خیلی خوب بود
حالا این داستان درس اخلاقی هم داره؟
بله
بدون اجازه غذای خرسها رو نخورین
.درسته چیزی که مال شما نیست رو برندارین
...هی، وقتی برگشتین همه دربارهی
یه داستان خیالی یا افسانه بحث میکنیم
بچهها، بیاین بریم
بفرمایید خانوم خوشحال شدم
سه دلار میشه
فقط همیناس؟
میشه 4.50 دلار، لطفا
درحال حاضر شروع به وضع قوانین محیط زیستی کرده است
...امروز، سخنگوی سازمان حفاظت از محیط زیست از طرح جامع
احیای صنعت زغالسنگ که با نام استخراج سر کوه شناخته میشه، صحبت کرد
در ایالت ارگان، شهر سیپوس فالز
معدن گریموث یکی از معادنی است که توسط دولت بازگشایی میشود
هی، آبجی
مدرسه چطور بود؟
مثل قبل
یکم زمان بده باهات گرم میگیرن
مطمئن نیستم مشکل گرم گرفتن باشه
فقط اونی...نیست که اُمیدوار بودم باشه
میخوای ببرمش بیرون؟
خیلیخوب، من برم یکم بخوابم شب بخیر
شب بخیر
پسر
سبد کنار تلفن
میشه لطفا وسایل منو جابجا نکنی؟
همیشه میذارمش یهجا، تا همیشه بدونم کجاس
متاسفم. باشه
فقط میخواستم یکم جا باز بشه
همینکه بتونم از اینجا میرم
جولز، من حرفی از رفتن تو نزدم
متاسفم ...فقط دارم حاضر میشم تا یه خانواده رو
با بچههاش از خونهشون بیرون بندازم
...بهشون 10، 15 دقیقه فرصت بدم
تا هرچی که میتونن بردارن ...و بندازن توی ماشینشون
...اگه اصلا ماشین داشته باشن، و بعدش
.کاش قبول نمیکردی، پائول مجبور نبودی
...بعد بازنشست شدن استکوز
آدمای زیادی منتظر گرفتن این شغل نبودن
دیگه بهزور اینجا رو میشناسم
آره خوب، توی 20 سال کلی عوض شده
ولی همینکه خونه رو داریم، غنیمتـه
نفر بعد کیه؟
لوکاس
میخوای داستانت رو واسهمون بخونی؟
نمیتونه بخونه، خانم مدوز
کلینت - چرا، خوبم میتونه -
میدونم که داشتی روی یه داستانی کار میکردی
میشه یکم واسهمون بخونی؟
...زمانی، خرسهایی بودن
...که بالای شهری کوچک، در غارهای تاریک
و خیس زندگی میکردن
بابا خرسه، خرس کوچولو، و بچه خرس
بابا خرسه از خرسهای کوچولو مراقبت میکرد
ولی بابا خرسه مریض شد
کارش رو ازدست داد
درونش سیاه شد
...یه روز، خرس کوچولو به خونه اومد
و دید که باباخرسه و بچه خرس فرق کردن
بیماری بابا خرسه بدتر شده بود
بابا خرسه عصبانیتر و بدجنستر شده بود
چون غذایی برای خوردن نداشتن
گوشت نبود
خیلی خوبه، لوکاس
ولی همدیگه رو داشتن
میدونی که خودش اهل اونجاس، درسته؟ *
خدای بزرگ! این مدفوع سگـه؟
خدایا، رفیق. بوی کون مامان بزرگت رو میده
کدوم آدمی اینو میذاره اونجا؟
ای مادرقهبه فکر کردی خندهداره؟ بخورش
دعوا، دعوا، دعوا
کلینت! هی! کلینت! ولش کن - بخورش -
درد میکنه؟
باشه
خوب، پیراهنت رو بپوش
منم الان میام
هی. میخواستم برم داخل میخوای باهام بیای؟
برای این دعوتت نکردم
...دعوتت کردم تا بستی بخوریم
چون میخواستم بدونم که بستنی جزو گیاههای موردعلاقته یا نه؟
چون خودم دوست دارم
بستنی که گیاه نیست
چرا، هست
دسرـه
برای اکثر آدما، آره. ولی واسه من؟
کاملا گیاهـه
،پس حالا که بستنی گیاه شد میوهی موردعلاقهات چیه؟
زودباش
دونات؟
منم همینطور البته دونات شکلاتی
همینطور چیزبرگر هم جزو میوههای موردعلاقمه
برادرت چی؟ اونم بستنی دوست داره؟
از کجا میدونی که برادر دارم؟
معلمها همهچی رو میدونن
حالا برادرت کجاس؟
خونه
پیش مادرته؟
،اگه همهچی رو میدونستی پس باید اینم میدونستی که مامانم مُرده
متاسفم
ولی عوضش هر دو نقطهی اشتراک داریم مامان منم مُرده
واقعا؟
دوازده سالگیم فوت کرد
منم دوازده سالمه
میدونم
حالا از برادرت تعریف کن اسمش چیه؟
ایدن
ایدن چند سالشه؟
هفت
اوه، پس به مدرسه خودمون میاد؟
دیگه نه
همیشه پیش بابامه
بابات توی خونه بهش آموزش میده؟
بابات چیکارهاس؟
باید برم
و اینبار دیگه دنبالم نیاین
برو
کیشو
سلام؟
چیه؟ - خدایا! خدای من -
فکر کردم صدام رو شنیدی
نه
این دیگه چیه؟
از اون چیزاس که توی کالیفرنیا آموزش میدادی؟
چون فکر نکنم اینجا هوادار داشته باشه
پائول
کاملا حق داری که ازم دلخور باشی
سرزنشت نمیکنم
No comments yet. Be the first to leave one.