처음 200줄입니다.
❤ سرنوشت خوشمزه ❤
مشکل از مواد اولیه نیست،مشکل از کاغذیه که پیچیدیمش
کیفیت این کاغذ ها باعث این بروز مشکل شده
و باعث کپک زدن دسر ها شده
برادر پنگ فی،کاغذ ها رو از کجا تهیه کردی؟
از لائو پو،همون جایی که قبلا سفارش میدادیم
حتما کار خودشه،جنس بد بهمون داده،کاغذ های بی کیفیت رو بهمون فروخته
برام مهم نیست ایراد کجای کار بوده،نتیجه ی نهایی برام اهمیت داره
جیامینگ مگه قول ندادی ایندفعه هیچ مشکلی پیش نمیاد؟
متاسفم،خیلی سریع براتون سفارشو حاضر میکنم
احتیاجی نیست،اگه نتونی تا امروز محصولات رو به صورت بسته بندی شده بهمون تحویل بدی
نمیتونیم به زمان مقرر در قرار دادی که با کمپانی لیشی بسته شده برسیم
و برنامه های روابط عمومیمون به شدت تحت تاثیر قرار میگیره
من فقط یه روز وقت میخوام
قرارداد قرارداده،و این قراردادها ضامن خوش نامیه کمپانیه لیــشیه
حتی یک ساعت بیشتر هم ممکن نیست
اتفاقی که افتاده باعث ضرر ما شده چطور میخوای مسئولیت جبران این خسارتو به عهده بگیری؟
مسئولیتشو به عهده میگیرم،میخوای چه کاری انجام بدم؟
مهم نیست من ازت بخوام چه کار کنی
قرارداد خودش به وضوح گویای همه چی هست
در صورت تاخیر در تحویل،قرارداد باطل میشه
در نتیجه باید به عنوان جریمه 200هزار یوآن پرداخت کنی
منظورت اینه نه تنها قرار نیست مزد سفارشات رو بهمون بدی
بلکه ازمون میخوای 200هزار یوآن بهت بدیم؟
از کجا اینهمه پول بیاریم؟
در مورد نحوه ی پرداخت،وکیل های شرکت باهاتون صحبت میکنن
فقط یه نصیحتی بهتون میکنم
در آینده قبل ازینکه قراردادی رو امضا کنین بند هاشو بخونین و خودتونو تو دردسر نندازین
بگو ببینم،ایراد از کاغذها بود،ما چه گناهی کرده بودیم؟
من از کجا بدونم؟همین الانش کلی جنس رو دستم مونده
این راه و رسم تجارته،ازش خبر نداری؟ مایه ی تاسفه اینهمه سال داری با سانگ دژانگ کار میکنی و هیچی نمیدونی
آقای پو شما اینهمه سال دوست صمیمی پدرم تو تجارت بودین
چطور تونستین انقدر راحت سرمون کلاه بذارین؟
اگه بخاطر ایراد کاغذ های شما نبود مجبور نبودیم اینهمه پول برای جبران خسارت بدیم
وقتی بهتون جنس فروختم شما متوجه ی ایرادش نشدین
هیچ مدرکی وجود نداره،شما دارین الکی متهمم میکنین
ما اجناستو چک نکردیم چون بهت اعتماد داشتیم
خب این مشکل خودتون نیست؟
آقای پو شما نمیدونین الان چه وضعی تو خونه داریم
این کار شما باعث شرمندگی ما شده
به حرمت اینهمه سال رفاقت و همکاری با پدرم
میشه به عنوان شاهد بیاین و جلوی بدنامی مغازه ی کوچیک ما رو بگیرین؟
جیامینگ نمیخوام خودمو وسط دردسر شما بندازم
شما باید تجارتو یاد بگیرین و جریمه رو پرداخت کنین
عمو پول زیادی نداره،این مقدارو برای کمک در نظر بگیر
برادر پنگ فی
پدر،این اتفاقی که افتاده کمی عجیبه
نمیتونیم این اتفاقو به حساب بدنامی مغازه ی کوچیک جیامینگ بذاریم
پدر میشه ازتون خواهش کنم یه فرصت دیگه به اونها بدین؟
جای بحث نیست
اون قراردادو نقض کرده پس باید جبران خسارت کنه
به علاوه،رو چه حسابی باید بهش کمک کنم؟
یوژه ما که به قصد نمیخوایم شرایطو برای جیامینگ سخت کنیم
ما هم میدونیم اداره ی اون مغازه ی کوچیک براش چقدر مشکله
اما تمام این بندها به وضوح در قرارداد قید شده بود
خب حالا که میبینم کمپانی قراره مجبورش کنه تا خسارت بده
پس این مقدار جریمه رو...خودم پرداخت میکنم
تو پرداخت میکنی؟تا کی میخوای ازش محافظت کنی؟
دفعه ی پیش میخواستی کارشو به عهده بگیری،تحمل کردم
اما اشتباه بی توجهیش واقعا غیرقابل درکه؛بذار بهت بگم قرار نیست تو به عهده اش بگیری
یوژه این موقعیت هیچ ارتباطی به تو نداره،پس بهتره خودتو کنار بکشی
چرا باید همچین برخوردی با جیامینگ داشته باشین؟
از نظر من جیامینگ دوست دخترمه
ازتون نمیخوام عجولانه قبولش کنین
اما نمیتونین این حقو که باید ازش مراقبت کنم ازم بگیرین،مهم نیست چی بشه
من از زیر مسئولیت هام شونه خالی نمیکنم
برام مهم نیست که چقدر به قدرتت مینازی،اما اینبار باید مجبورش کنی خسارت بده
اگه همینطور به دخالت هات تو تجارت بقیه ادامه بدی از اون دختر شکایت میکنم
جیامینگ کسیه که خودم برای شراکت در تجارتم انتخابش کردم
اگه واقعا میخوای این کارو انجام بدی،کسی که اشتباه کرده منم
اگه میخواین از کسی شکایت کنین،پس باید از من شاکی باشین
نــه
یوژه،خودم همه چیو درست میکنم
یوژه،لطفا انقدر بهم اهمیت نده
نه،اجازه نمیدم این بار سنگین رو به تنهایی روی دوشت بکشی
مشکل تو مشکل منم هست،میفهمی؟
جیامینگ،بس کن
اگه به حرف زدن ادامه بدی،باعث به گند کشیدن رابطه ی یوژه وآقای لی میشی
ییلان
دارم حقیقتو میگم،یوژه من فقط نگرانتم
جیامینگ همیشه شعار میده که دست در دست تو از میون مشکلات عبور میکنه
اما نتیجه اش چیه؟اون فقط داره تو رو پایین میکشه
دارم میبینم که چطور دست به دامن اطرافیانت شدی و گیج و آشفته ای
و تو ساندویچ اون دختر و پدرت داری له میشی و هربار از جانب هر دو طرف داری تو دردسر میوفتی
اون ازت مطمئنه که همیشه ازش حمایت میکنی
پس هروقت بخواد اشتباه میکنه اما کسی که تا ابد باید غرامت بپردازه تو هستی
باعث خوشحالیمه اگه بتونم شونه ای برای تکیه اش باشم
مشکلت چیه؟ها؟
یادم نمیاد تو قرارداد قید شده باشه اون نمیتونه از کسی کمک بگیره
یوژه ازت خواهش میکنم بس کن،بذار خودم مسئولیت کارمو به عهده بگیرم،باشه؟
با این کارات داری منو تحت فشار قرار میدی
فرقی نمیکنه هزینه ی جبران خسارت باشه یا دادخواهی
بذار خودم مسئولیتشو به عهده بگیرم
آقای لی،امروز شخصا به اینجا اومدم تا ازتون خواهش کنم یه فرصت دیگه بهم بدین
اما حالا میبینم که انگار هیچ چاره ای نیست
من با آدمایی که اشتباه زیادی مرتکب میشن همکاری نمیکنم
شرمنده ،لطفا ازین به بعد فکر همکاری با کمپانی لیشی رو از سرت بیرون کن
بسیار خب،پس لطفا مسئولیت پذیری یوژه رو زیر سوال نبرین
در اولین فرصت جریمه ای که باید پرداخت کنم رو به حساب شرکتتون واریز میکنم
بخاطر تمام ناراحتی های که با این اتفاق براتون به وجود آوردم ازتون عذر میخوام
بابا
جیامینگ دختر خوبیه،کسیه که مسئولیت کاراهایی که کرده رو به عهده میگیره
اما اجازه نمیدم بار این مسئولیتو به تنهایی به دوش بکشه،هرگز اینکارو نمیکنم
جیامینگ!جیامینگ
چرا هیچی در این مورد بهم نگفتی
و خودت تنهایی تصمیم گرفتی؟
جیامینگ چرا همیشه اصرار داری که بگی مسائل تو هیچ ارتباطی به من نداره؟
میدونی چه حس بدی پیدا میکنم؟
رفتارت باعث میشه فکر کنم من برای تو یه آدم غریبه ام
نه تنها دوست پسر،بلکه من حتی برات یه دوست معمولی هم نیستم
شده یه بار هم احساسات منو در نظر بگیری؟
ازینکه تو دردسر بیوفتم نمیترسم،اما تو داری منو از خودت دور میکنی
جیامینگ موقعیت های زیادی در آینده به وجود میاد که ما باید در کنار هم ازشون عبور کنیم
تا حالا شده فکر کنی
با این کمک مالیت منو به خودت مدیون میکنی؟
متاسفم اما این موقعیت
تجارت خانواده ی من و روابط خانوادگی تو رو باهم مرتبط کرده
اگه نتونیم درست قضاوت کنیم میترسم اوضاع ازینی که هست وخیم تر شه
نمیفهمم چرا دوباره داری منو از خودت میرونی
هیچ ضرورتی نداره که به این وضوح موقعیت خانواده ی خودت رو از من جدا کنی
...یوژه
الو؟ - جیامینگ با مواد خامی که رو دستمون مونده چه کنیم؟ -
اگه بخوایم پسشون بدیم،به نظرت رئیس متوجه نمیشه؟
فقط صبر کن،میام و یه فکری به حالش میکنم
این بار بذار خودم باهاش مواجه شم
یوژه،همین یه درخواستو ازت دارم
فرقی نمیکنه بتونی درکم کنی یا نه،فقط قبولش کن
باشه
...من
میخوام یه چیزی ازتون بپرسم
مامان
ییلان
مامان اومدی؟
چرا هنوز نرفتی؟
مامان بریم یه چیزی بخوریم
باشه
مامان...چرا چیزی نمیخوری؟ناراحتی؟
چیزی نیست
سانگ جیامینگ رو جلوی شرکت دیدم
چرا اونجا بود؟
اون...اومده بود تا مارو بخندونه
میخواد زیر سنگ هم شده خودش جریمه رو پرداخت کنه
خیلی دلم میخواد بدونم ایندفعه برای مقابله با من چه کار میکنه
بیخیال مامان
به علاوه عمو لی بهم قول داد یه کاری کنه که تا جیامینگ مجبور شه یوژه رو رها کنه
خب بهت گفته که چطور میخواد اینکارو انجام بده؟
جزئیاتو ازش نپرسیدم ولی فکر کنم هرچی که هست به گذشته ی خانوادگی جیامینگ ارتباط داره
چی شده؟
لی جیانگو واقعا آدم پست فطرتیه
گذشته ی بقیه چه ارتباطی به اون داره؟
تمام روز سرش گرمه انجام کارای بی فایده است
اگه عرضشو داشت کاری میکرد تا تو و یوژه با خوشحالی با هم ازدواج کنین
بذار بهت بگم ییلان،نباید به هر حرفی که جیانگو میزنه اعتماد کنی
بیا غذامونو بخوریم
جیامینگ دیگه سفارشی در کار نیست
با اینهمه مواد خامی که انبار کردیم چه کنیم؟
نمیتونیم همینجا نگهشون داریم اگه پدر بفهمه کارمون تمومه
چطوره که تو اینترنت بذاریمشون؟
اگه مشتری براش پیدا شه میتونیم پول جریمه رو جور کنیم
واقعا که خیلی خوش خیالی
فروختن اینهمه مواد خام کار ساده ای نیست
پس چه کار کنیم؟
شما دو تا چرا باهم خلوت کردین؟
خانم وو شما زیاد فکر میکنین،اصلا اونطور که فکر میکنین نیست
پس بگین چه خبره؟
خرما و نارگیل،اینهمه
اینهمه؟ امکان نداره همش کیک باشه
واسه اینکه تجارتو بلد نیستین اینهمه بار اضافه آوردین مگه نه؟
خانم وو هیچ ارتباطی با شما نداره پس لازم نیست نگران باشین
باشه نگران نمیشم،میرم با آقای سانگ صحبت کنم
خانم وو،خانم وو
این پولو بهتون میدم،میخواین باهاش قبض برقو بدین یا هرکاری دیگه ای که دوست دارین
اما خواهش میکنم چیزی به پدرم نگین
وضع جسمانیش خوب نیست
پس تو یه معامله سرتون کلاه رفته درسته؟
بهتون که گفتم
تجارت بچه بازی نیست
نمیتونی حواست به همه چی باشه،ولی گوش ندادی
پر سر و صدا
بابا
آهنگو خاموش نکن...دارم ورزش میکنم
دارم بر اساس ریتم شنا انجام میدم
یی شوان باید باهات صحبت کنم
بابا هنوز صد تا رو انجام ندادم
شما صحبت کنین من حواسم به شماست
یی شوان تو دیگه بیست سالته،چرا حواست به رفتارت نیست؟
یه مرد باید قابل اعتماد و مسئولیت پذیر باشه
بدون ماهیچه های ورزیده
چطور میتونم قابل اعتماد باشم؟
به علاوه مادر بزرگ ازم خواست تا اجاره ها رو جمع کنم
برای همین کارم به اینجا کشیده
بیرون داری برای کی کار میکنی؟به عنوان یه مدل؟
بسه دیگه،ییلان بهم گفت
فکر میکنم وقتش رسیده
بذار یه موقعیت تو کمپانی برات جور کنم
پس فردا به شرکت بیا،کلی نیروی جدید قراره درخواست کار بدن
برای همین زیر ذره بین نمیری
دو روز دیگه؟
دو روز دیگه نمیتونم،اون روز نمایش دارم
نمیتونی؟ خیله خب باشه
No comments yet. Be the first to leave one.