처음 200줄입니다.
آنچه در "استامپتون" گذشت....
به کسی نیاز دارم که بتونه به درون این آدم ها نفوذ کنه,
یکی که بتونه نقش بازی کنه, خب... اماده ای؟
میخوام مستقل بشم.
اجازه میدی مستقل بشه, ها؟
اره, کار درست همینه.
خب, میتونه یه مدت پیش من باشه.
وقتشه.
وقت چی؟
تمیز کاری!
دکس, تو بمب ساعتی هستی.
گذشتت رو حل نکردی....
....از بنی گرفته تا جنگ....
تو زندگیت مدام دنبال هرج و مرجی.
ووهوو!
تینا! پارکر!
شراب و لیوان فانتزی خودتون رو اوردین؟
چه باکلاس, خانم ها.
تام! هی.
هی, شبیه خر خونا شدی! تام؟
هووو! چیزای داغ!
زنده نگه داشتن عشق.
تو کارشم.
بدون اون حالت بهتره, باشه؟
جدا, میخوای پوکر لختی بازی کنی؟
کش, توی خونه من لخت نمیشی.
اون نمیخواد ببینه. منم نمیخوام ببینم.
هیچکس نمیخواد ببینه.
اوکی؟ بیخیال, دکس!
توکی!
سلام! اوهههه!
از دیدنت خوشحالم!
بجنب, به مهمونی ملحق شو!
این آدما کی هستن؟
خب, دوستام هستن.
صبرکن, چی داری...
تاکو اوردی؟
خودت گفتی بیارم.
بچه ها! تاکو داریم!
اوه, خیلی از دیدنت خوشحالم.
بهترینی! بهترینی!
بهترینی!
باید بشاشم.
خیلی... خیلی خوشحالم اینجایی.
اره.
واقعا.
خیلی دوست داشتنی هستی.
و مهربون.
آه, انسل کجاست؟
ممم.
مستقل شده.
اره, به خاطر همین امشب جشن گرفتیم....
میدونی, آزادیم.
اوه, عاشق انسل هستم. اما الان پیش گری زندگی میکنه.
و, میدونی, اصلا مشکلی نداره.
واقعا.
بزرگ شدم, و من باید....
مشخصا, زندگی عالی دارم,
حتما.
دی جی, گند زدی!
آهنگ رو عوض کن!
یک ساعت قبل رفت, دکس.
چی؟ اره.
خب, من... بسپارش به من.
بسپارش به من.
موبایل رو بده من.
میشه بدی من؟
فقط... متوقفش کن.
چونکه, هیچکس ایننو نمیخواد.
میخونی چی میخوان؟
یه ذره از این.
اووووو, آره!
خیلی خب!
لطفا, بس کن.
ممم! ممم! ممم!
ممم!
شب بخیر, دکس!
چی, چی, چی, چی؟
هی! هی! هی!
دکس پریوس؟
مهمونی تمامه, آقا.
بله خانم, متوجه شدم.
خانم؟
گروهبان جرمی استیونز, خانم.
نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا.
باشه.
توی خونه من چیکار میکنی؟
واقعا متاسفم, خانم. در جلو باز بود.
اوه, معلومه.
سعی کردم شما رو توی البای بد پیدا کنم,
اما مسئول بار منو فرستاد اینجا.
میخواستم شما را استخدام کنم تا والدینم رو پیدا کنم.
هی, دکس, قهوه داری؟
چیپس؟
ارائه اختصاصی از وب سایت "سریال باران" کانال تلگرام ما را دنبال کنید: SerialbaranTV@
خب, رفیقم برای شوخی, دی ان ایم رو گرفت.
کاشف به عمل اومد, چندان هم خنده دار نبود.
اوه, ممنون.
من 48 درصد آمریکایی بومی هستم.
ممم
و, والدینم...
نیستن؟
فقط به سفیدی آنها رفتم.
هممم
اوه, گمونم فیلتر نیاز باشه.
اره, میدونم, میدونم.
تا به حال از مادرت پرسیدی که, ام....
رابطه داشته؟ اره.
همون موقع پدرم اومد, رفع رجوعش کردن.
به فرزند خوندگی گرفته شدم.
هیچوقت بهت نگفتن.
ببین, میدونم, آنها کاری که فکر میکردن درسته, انجام دادن,
اما حالا, متوجه میشم, بخشی از من وجود داره
که هیچی ازش نمیدونستم, و...
اره, درک میکنم, والدین میتونن عوضی باشن.
نه, مال من نیستن.
همیشه مراقبم بودن,
به تمامی بازی های لیگم اومدن,
بهترین مدرسه ها فرستادنم.
خب, هنوز والدینت رو دوست داری...
....و میخوای بدونی از کجا اومدی.
اوه.
اوه, اوه, خدایا.
اوه.
بس کن, بس کن.
خیلی خب, گمونم باید بیخیال قهوه بشیم.
واقعا خانم, مشکلی نیست.
پس, فکر میکنید میتونید کمک کنید؟
اره, فقط اگر "خانم" صدام نکنی.
اوه, ببخشید, خانم پریوس؟ مممهمم...
دکس؟ بارکلا.
هی, رفیق, چیکار میکنی؟
یه صندلی میسازم.
مال من, به اندازه کافی راحت نیست؟
اینا چی داری؟ میشه ببینم؟
باشه. عالیه.
خیلی خب, "تمام کارهایی که در 21 سالگی میخوام انجام بدم"
مستقل شدن,... خیلی خب.
خودن آبجو.... اینکارو کردیم.
ساختن یک وسیله.
عوض کردن تایر, خیلی خب, عالیه.
تو این کار کمک میخوای؟
دریل داری؟
دریل؟
هی, صبح بخیر.
سلام, دکس. سلام, داداش.
هی دکس, کله صبح, اینجا چیکار میکنی؟
گفتم بیام, یه قوه بزنم.
خون قهوه داری.
اره, اما مال تو بهترن.
من توی خونه قهوه درست میکردم.
هی, خائن.
میرم لیوان بردارم.
هی, دکس, میدونی موقتیه.
فقط یه ذره استقلال میخواد.
توی خونه هم میتونه مستقل باشه.
خیلی خب, پس قضیه اون نیست, نه؟
از تنهایی میترسی؟
چی؟
4 تا سفر رفتم, گمونم از پس تنهایی بر بیام.
باشه.
میدونم. باشه.
امروز تو و هافمن, اونکارو انجام میدین؟
اره, چیز خاصی نیست.
عالیه.
شماها قراره مثل: تانگو و کش باشید؟
نکن, ترنر و هوش؟
لطفا بس کن, کگنی و لکسی
گری, به کمک نیاز دارم.
روی چی کار میکنی, رفیق؟
کارای مردونه.
بسپارش به من.
خیلی خب, بریم تو کارش.
جرمی چه طوره؟
به نظر خوبه.
تازه باهاش آشنا شدم, ...
دل تنگشیم.
اونو از وقتی که....
بهش زمان بده, دیانا.
باید بهش میگفتیم.
هنوز از دست ما عصبانیه؟
زیاد تو این زمینه....
هر اطلاعاتی که بتونید به من بدین, کمک میکنه.
سعی نداره, شما رو جایگزین کنه.
فقط میخواد بدونه که کی هست.
اون پسر ماست.
همه چیز رو فدای اون کردیم,
حالا.... رفته.
خانم پریوس, بچه دارید؟
نه.
پس متوجه نمیشید, چه حسی داریم.
فرزند خواندگی بسته ای بود. چیز زیادی نمیدونیم.
هیچ وقت پدرش رو ندیدیم.
ظاهرا, بعد از به دنیا اومدن جرمی, رفته.
مادرش, اعتیاد به مواد مخدر داشته.
به همین خاطر جرمی ازش گرفته شده.
اگر به فرزند خواندگی گرفته نمیشد, زندگی سختی داشت.
خب, مطمئنم متوجه میشه.
اسم شرکتی که کار فرزند خواندگی رو انجام داد چی بود؟
آژانس فرزند خواندگی "قلب مهربان"
No comments yet. Be the first to leave one.