처음 200줄입니다.
..آنچه در "100" گذشت
.مغز استخوان شماها ميتونه ما رو به زمين برگردونه
.هيچوقت دست برنميدارن
.هيچوقت دست برنميدارن
.معامله رو قبول کرد .ما برديم
تسليم شدن؟
.نه کاملا
پس زنداني هاي آرک چي ميشن؟
.همشونو ميکشن
اما تو برات مهم نيست، نه؟
.وظيفه محافظت از مردمم اولويت داره
.بذار کمکشون کنم
.لطفا اينجا تنهام نذار
.نميتونه تموم شده باشه
اجداد ما براي نابود کردن جهان از موشک استفاده کردن
.ما براي برگشتن به جهان ازش استفاده ميکنيم
.اين قدم ايمان رو همراه من بردار، جان مورفي
.سرنوشت ما اينه
اين ديگه چيه؟
.(روبات پرنده (وزوز کننده .تعقيبش ميکنيم
شهر نور اون بيرونه
.و ما قراره پيداش کنيم
.حالا سوار قايق شيد
(هي.. آهاب (نام يکي از سلاطين اسرائيل
.برگرد. يکم استراحت کن
.خوبم
.لعنت بهش
اگه نميخوابي
.ميتوني پارو بزني
.برگرد پي پارو زدنت، کرگ
يا چي؟
حتي ديگه نميدونيم داريم مسير
.درست رو ميريم يا نه
.اون روبات رو وسط اقيانوس آزاد تعقيب کرديم
.حقمونه اينجا بميريم
.مشکلي نيست. مشکلي نيست .من خوبم. ميتونم پارو بزنم
خشکي؟
!خشکي
!آره
جزيره نور چطوره به نظرت، جان؟
.برو..برو
!لعنت
چي بود؟
.پارو رو بيار. پارو رو بيار
.ريچاردز! يک چيزي توي آبه
!پارو
.دستم. دستم
نميبينمش. کجاست؟
!ريچاردز! ريچاردز
اين ديگه چه کوفتي بود؟
.بايد همين الان پارو بزنيم
.برگشت. صبر کن
کجاست؟- .کرگ، حالا-
.پارو بزن کرگ- کجاست؟-
.کرگ پارو بزن
.غرق ميشيم
.هممون ميميريم. هممون ميميريم
.من ميتونم انجامش بدم. ميتونم پارو بزنم
!برو. پارو بزن
چه مرگته تو؟
.ولم کن! ولم کن
..چه مرگت
چه مرگته تو؟
.واستا
.رفتش .بريم
چرا؟
.که بتونيم زندگي کنيم
.و چون که تو ميتوني پارو بزني
.تقريبا وقتشه
.فاکس
.اوکتيويا
.تو موندي
.لعنت بهت. معلومه که موندم
.ميدونم به کي وفادار باشم
.بايد بريم داخل
اگه ميشد
فکر ميکني من هنوز اين بيرون بودم؟
چرا لکسا فرمان عقب نشيني داد؟
با مانت ودر به توافق رسيد
.زميني ها رو آزاد کرد .و حالا ما مونديم و خودمون
.واستا! ميفهمن اينجائيم
لينکلن چي؟ امکان نداره
.با همچين نقشه اي کنار بياد
.نيومد. گرفتنش
چته تو؟
.ميخوام از اون در رد شم
و نقشه ات اينه؟
بلامي بهت اطمينان کرده
.همه هميشه بهت اطمينان ميکنن
خب، چي از من ميخواي؟
.تو به لکسا اعتماد کردي
.گذاشتي يک بمب بخوره به تانديسي
..گذاشتي همه اون مردم
!بهترين کاري که ازم بر مياد رو دارم انجام ميدم
.آره؟ خب، به اندازه کافي خوب نيست
.بلامي
.ميدونستم
.شما دو براي دريل شدن(مغز استخوان) خيلي لاغر مردني ايد
.مشکلي نيست. اون با ماست
ارتشت کجاست؟
.رفته، مثل مال تو
.بگو نقشه اي داري
.نه راستش- .بايد با دانته صحبت کنيم
.مايا ميگه توي قرنطينه ست
.کلارک
.ممنون
.30دقيقه
.تازه عوضش کرديم. نميتونه درست باشه
.آخرين مخزنشه
.برات يکي ديگه پيدا ميکنيم
.همه اکسيژن هاي اضافي توي طبقه 5اند
.پس بايد ببريمت طبقه 5
.5براي هيچکدوممون امن نيست
از شوتينگ زباله استفاده ميکنيم. جواب ميده
.براي داخل رفتن شايد
.حق با مايا ست .همه سربازهاي داخل کوه اونجان
.هيچوقت موفق نميشيم بيايم بيرون
.از پس اش برميايم. از هم جدا ميشيم
.باشه. شماها بريد سراغ دانته
.ما به مايا کمک ميکنيم
.من حواسم به زنداني هست .يکم استراحت کن
چطور تونستي اين کارو بکني؟
.به اين فرمانده قسم وفاداري خوندم
.متحدهامون رو ول کرد تا سلاخي شن
.هممون رو رسوا کرد
.و سرپيچيه تو خودت رو رسوا کرد
چرا اينجايي، ايندرا؟
.چون تو هم از خدمه درختي
.نميتونم بذارم همينطوري بميره
طبق قرارداد صلح
.زمين هاي اطراف کوه منطقه ممنوعه ست
اگه از اين هم سرپيچي کني
.ديگه لکسا هيچوقت قبولت نميکنه
.اوکتيويا انتخابش رو کرد
.حالا تو بکن
تو؟- .ممنون-
.قربان، ستوان امرسون برگشته
.توي خوابگاه منتظرتون هستن
.باشه
.زانو بزنن
تلفات داشتيم؟
.نه به اندازه اونا، قربان
متاسفانه من تنها کسي ام از بين
.درمان شده ها که زنده مونده
.بعضي از بچه ها هنوز پيدا نشدن
اگه ميخواين يک تيم با لباس محافظ ميبرم
.و بقيه طبقات رو ميگردم
.نه. تلف شدن زنگي بسه
.تا 48ساعت ديگه هممون روي زمين خواهيم بود
.کيسه ها رو برداريد
.نه
بابا؟- !نيت-
.نه! حرومزاده ها
شماها چه مرگتونه؟
دختر من کجاست؟
.درمورد کلارک حرف ميزنه
.متاسفم که بايد به اين ختم شه
.مرده- .اشکالي نداره-
.قبلش همه مغز استخوان رو گرفتيم
.نگهبان ها، به يکي ديگه نياز داريم
.بعدي اونه
.نه نه. منو ببريد. بهش دست نزنيد
.بهش دست نزنيد- .ولم کن-
.بهش دست نزنيد .بهش دست نزنيد
.لطفا نه
.خعله خب. ببندينش
.بريم
.لطفا. لطفا نکنيد
.نگهش داريد! نگهش داريد
.نه ولم کنيد
.لطفا نکنيد
.سلام کلارک
.آقا، دوباره به کمکتون نياز داريم
مشکلي نيست. دوربين رو از کار انداختم
.از طريق جعبه اتصال توي سالن
.ميتونيم آزادانه صحبت کنيم
.کسي نگاه نميکنه، به هر حال
.به لطف شما همشون توي طبقه 5اند
.تو نيستي- .نه نيستم-
.لطفا، زمان زيادي نداريم
به راهي نياز داريم تا مردممون رو از اين کوه خارج کنيم
.بدون کشتن کسي
.بهمون کمکي نميکنه
برق رو قطع کرديد. جون هرکس داخل اين کوه رو
.به خطر انداختيد
افراد من. حتي اونهايي که کمکتون کردن
.ميدونستيم توي طبقه 5 در امانن
مطمئن شديم که توربين ها خراب نشن
.تا بتونيد تعميرشون کنيد
.آدم خوب ها مائيم اينجا نه شماها
بگو ببينم، اگه مردم تو و اونها رو
آزاد ميکرديم، چه بلايي سر مردم من ميومد؟
ميتوني ما رو به مرکز فرماندهي ببري؟
.بايد ببينيم توي طبقه 5داره چه اتفاقاتي ميوفته
.مشکلي نيست- .بريم
.قراره کمکمون کني. چه خوشت بياد چه نياد
..اون
.جان بذار کمکت کنم
.من چيزي ازت نميخوام
.بيخيال..تو يک بازمانده اي
No comments yet. Be the first to leave one.