Monsters: The Lyle and Erik Menendez Story

Monsters: The Lyle and Erik Menendez Story

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Monsters The Lyle and Erik Menendez Story S01E09 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
다음의 해설 Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

태그

webdl
게시일: 2024-09-20
다운로드: 154
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫در پرونده دادستانی ایالت کالیفرنیا...

‫در برابر اورنتال جیمز سیمپسون...

‫پرونده شماره بی‌ای ۰۹۷۲۱۱...

‫ما، هیئت منصفه در ‫مورد اتهام وارده...

‫متهم، اورنتال جیمز سیمپسون رو...

‫بی‌گناه در ارتباط با جرم قتل ‫در نقض قانون کیفری بخش ۱۸۷ ای می‌دونیم...

‫جرمی که در برابر نیکول ‫براون سیمپسون، یک انسان رخ داد...

‫و او.جی سیمپسون به یک ‫فقره قتل متهم شده بود

‫«هیولاها: داستان لایل و اریک منندز»

‫خب چی میگی؟ که الان ‫دخلمون اومده؟

‫چون باید باهات روراست باشم، ‫به نظر من اینطور نیست

‫او.جی شبیه بزرگترین قاتل ‫تمام تاریخه، درسته؟

‫و تونسته از زیرش قسر در بره

‫و بهترین قسمتش، لزلی...

‫همون کسیه که حتی ‫مجبور نشد به جایگاه شهود کوفتی بره...

‫لایل، خیلی عصبانی و دنبال خونن

‫گارستی فقط و فقط به یه چیز اهمیت میده ‫اونم انتخاب دوباره‌شه

‫برای همین سعی دارن دل و ‫روده پرونده ما رو بریزن بیرون...

‫چون به یه برد نیاز دارن و ‫الانم بهش نیاز دارن

‫باشه، اینو متوجهم

‫پس باید یه دادخواست بدی

‫عجب

‫اینم یه دلیل دیگه که ‫قرار نیست...

‫یه وکیل مدافع عمومی آشغال ‫رو بیاریم، لزلی

‫چارلز گسلر بهترین وکیل لس‌آنجلس ـه

‫جدی؟

‫لایل، خوشحالم بالاخره ‫همدیگه رو می‌بینیم

‫بیا تو

‫امکان نداره

‫یه نه بزرگه

‫پس نمی‌دونم باید چی کار کنیم ‫تا تکلیف این قضیه مشخص بشه

‫ترجیح میدم جیل برگرده ‫یا به کاکران زنگ بزن

‫نمی‌تونم به کاکران زنگ بزنم ‫و شما هیچ پولی ندارین

‫لزلی، می‌دونی همین هفته پیش...

‫تونستم چقدر پول جمع کنم؟

‫خب، می‌دونی، خوشحالم ‫حرفش رو پیش کشیدی چون...

‫به هر حال سربرگ قشنگیه

‫در کمک به من، از خیلی آدم‌هایی ‫که مورد سو استفاده قرار گرفتن...

‫هم حمایت می‌کنین

‫همه ما بازمونده هستیم

‫اگه بتونیم با پرداخت مقداری ‫در پانزدهم هر ماه کمک کنین...

‫یه کار وثیقه ماهانه به ‫بودجه دفاع از لایل منندز؟!

‫چند بار بهت گفتم اینقدر نامه ننویس؟

‫چون علیه تو ازشون استفاده میشه ‫و ظاهر افتضاحی داره!

‫زنی اینو میگه که روزی ۴ هزار دلار ‫در دیت‌لاین درآمد داره از او.جی ورور می‌کنه...

‫و به همون آدم‌هایی ‫حمله می‌کنه که سعی دارن...

‫- بهش میگن کار، باشه؟ ‫- باشه

‫حالا که داریم در مورد پول حرف می‌زنیم ‫میشه اینم بگم...

‫که هنوزم دارم برای جون شما ‫بدون دریافت هیچ حقوقی مبارزه می‌کنم

‫یه کلاه‌گیس جدید سفارش دادی ‫و گفتی به زندان بفرستنش...

‫و هزینه‌ش ۲۵۰۰ دلار شده؟

‫همون آٔدمی که موهای او.جی ‫رو ترمیم کرده اینو فرستاده

‫- پس، بله، این کار رو کردم. ‫- لایل!

‫فکر کنم همه می‌تونیم ‫از یه قسمت کار این یارو الگو بگیریم، باشه؟

‫چون این یارو مشخصه تونسته ‫یه راه‌حلی پیدا کنه!

‫می‌دونی چی رو فهمیده بوده؟ ‫یه شعار به یادموندنی پیدا کرده بود

‫و فکر کنم همه ما از درست کردن ‫یه شعار به یادموندنی سود می‌بریم

‫و به نظرم شعار ما می‌تونه این باشه...

‫اگه ازت سو استفاده شده، ‫نباید متهم بشی

‫- چیه؟ کجاش اینقدر خنده‌داره، اریک؟ ‫- واقعا باورم نمیشه

‫باشه، خب، ببخشید. تقصیر منه. ‫آخه زندگی من در خطره

‫آره، خب، شبیه یه احمق حرف می‌زنی

‫اریک، باید بهت یادآوری کنم ‫که اصلا چرا اینجاییم؟

‫به خاطر تو

‫تو احمق بیشعور

‫تنها کاری که باید می‌کردی ‫بسته نگه داشتن دهن گشاد و مسخره‌ت بود

‫واقعا؟

‫لایل منندز، به توصیف خودش

‫- گوربابای اون زنیکه دیوونه ‫- نه

‫نه، دیگه حق نداری این کار رو بکنی

‫چون تو دخل ما رو اوردی

‫دخلمون اومده. ساعت‌ها صدای تو ‫رو روی نوار ضبط کردن!

‫- نمی‌دونستم داره صدامو ضبط می‌کنه! ‫- و به نظر دیوونه میای!

‫به نظر دیوونه میای. متوجهی ‫چقدر کارت احمقانه بوده؟

‫اونوقت میری و اون همه ‫نامه مسخره و بیخود می‌نویسی...

‫از همه می‌خوای به خاطرمون دروغ بگن؟

‫تو کی هستی؟!

‫بچه که بودم تنها چیزی که ‫می‌خواستم این بود که مثل تو بشم

‫ولی می‌دونی الان مردم در ‫موردت چی میگن؟

‫میگن نور توی چشم‌هات مُرده

‫میگن چشم‌هات تمام سیاه شده

‫بهت میگن روان‌پریش

‫خیلی نزدیک بودیم. ‫لایل، تقریبا آزاد بودیم

‫آره، به خاطر من

‫به خاطر تو بود که چیزی نمونده ‫بود از اینجا بریم بیرون

‫ولی نرفتیم

‫و حالا دخلمون اومده و ‫همه‌ش تقصیر توئه!

‫فقط باید یه هیئت منصفه دیگه ‫رو پشت سر میذاشتیم

‫باید یه نفر دیگه رو راضی می‌کردیم ‫و اونوقت از اینجا می‌رفتیم بیرون

‫ولی الان هرگز این اتفاق نمی‌افته ‫چون هیچکس حرفمونو باور نمی‌کنه

‫لایل، همه ازمون متنفرن. ‫همه می‌خوان ما بمیریم!

‫و واقعا ترسیدم چون ‫نمی‌خوام بمیرم

‫و نمی‌خوام تو بمیری. ‫و از کاری که کردیم متنفرم

‫ای کاش هرگز اتفاق نیافتاده بود. ‫ای کاش می‌تونستم برش گردونم، ولی نمی‌تونم

‫و حالا توی این جهنم گیر افتادم

‫هر روز دارم بهش فکر می‌کنم در حالی که تو ‫مثل یه دیوونه خودتو به در و دیوار می‌زنی!

‫تنها کاری که می‌تونم بکنم تلاش برای ‫نجات‌مونه! چون الان همه چی به من وابسته‌س!

‫و نمی‌دونم بتونم برگردم اونجا ‫و دوباره این کار رو بکنم یا نه. نمی‌دونم

‫بهتره یه راهی براش پیدا کنی ‫چون من یکی اینجا نمی‌میرم...

‫فقط چون یه هرزه ضعیف رقت‌انگیزی

‫اریک! هی! کافیه!

‫لعنتی! تو همه چی رو به گند کشیدی!

‫- باید تو کثافت هم می‌کشتم! ‫- حالا خودت شدی

‫- برادرم اینه. قاتل. ‫- تو کثافت...

‫لطفا اینو توی دادگاه نشون بده...

‫چون خیلی دلم می‌خواد از این ‫جهنم دره بزنم بیرون

‫کثافت...

‫خوشحال شدم دوباره اینو دیدم

‫- ببرش بیرون ‫- کارتو انجام بده

‫تو...

‫تو...

‫پس استراتژی‌شون اینه، ‫پدر و مادر رو محاکمه کنن...

‫چون دفاع از لحاظ منطقی، ‫روانی و حقوقی معنایی نداره

‫یه داستان جعلیه که هرگز اتفاق نیافتاده

‫- اعتراض دارم ‫- وارد نیست

‫در طول این محاکمه حرفی از ‫لایل منندز نمی‌شنوین...

‫چون کتابی نوشته که کم و بیش ‫فرهنگ جامعی از تمام دروغ‌هاشه

‫اعتراض دارم

‫وارد نیست

‫پس همه چی به شهادت اریک منندز، ‫همون قاتل وابسته‌س...

‫و شما باید تصمیم بگیرین ‫باورش کنین یا نه

‫اعتراض دارم

‫خانم آبرامسون، این کار رو نمی‌کنیم

‫وارد نیست. بذار حرف بزنه

‫ممنونم

‫خانم‌ها و آقایون، اعمال آدم‌ها ‫رو قضاوت کنین

‫اریک منندز می‌تونه هر ‫حرفی بزنه...

‫ولی یادتون باشه لایل و ‫اریک منندز چی کار کردن

‫آلفارومئوی خوزه منندز رو فروختین...

‫که برای پسرش لایل خریده بود، درسته؟

‫درسته

‫فارغ‌التحصیلی مبارک، پسرم

‫- واقعا؟ ‫- بله

‫بابا، این ماشین یه تیکه آشغاله

‫و قیمت این به قول لایل آشغال چنده؟

‫- ۳۲ هزار دلار ‫- اعتراض دارم

‫به چی اعتراض داری؟

‫اینکه قیمت اهمیت داره

‫لطفا بگیر بشین

‫- عالیجناب، میشه نزدیک بشم؟ ‫- نه، نمیشه

‫لایل واقعا به خاطر آلفا عصبانی بود

‫من گفتم ماشین خیلی خوبیه

‫می‌تونم خم بشم و ‫صندلی کوفتی شاگرد رو لمس کنم

‫شبیه یه ماشین دلقکی ـه

‫- حس یه دلقک وامونده رو دارم! ‫- باشه، باشه، باشه

‫متاسفم. یه ماشین دیگه برات می‌گیریم

‫مادرت و من فکر کردیم که ‫این ماشین برات مناسبه

‫خب، اشتباه فکر کردین! عوضی‌های بیشعور

‫بیاین زودتر جمعش کنیم. ‫اسناد کوفتی رو امضا کن

‫ممنونم که یه تیکه آشغال برام می‌خری

‫کریگ، تو یکی از نویسنده‌های ‫دوستان هستی، نه؟

‫منظورم سریال معروف شبکه ان‌بی‌سی نیست

‫یه فیلمنامه شکست‌خورده‌س ‫که تو و اریک نوشتین

‫درسته

‫و تا جایی که می‌دونین ‫سریال شبکه ان‌بی‌سی...

‫که جنیفر انیستون و بقیه ‫توش بازی می‌کنن...

‫در مورد آدم‌هاییه که با شرارت تمام ‫پدر و مادرشونو با خونسردی تمام می‌کشن؟

‫اعتراض دارم

‫می‌تونه جواب بده

‫نه، نیست

‫نه، چون فیلمنامه دوستان که ‫تو و اریک نوشتینش...

‫در مورد یه شخصیت به اسم ‫هملیتون کورمول ـه...

‫که پدر و مادرشو می‌کشه

‫اعتراض دارم. بی‌ربطه

‫اجازه بده. نمی‌تونی به هر چیزی ‫که میگه اعتراض کنی، وکیل

‫کریگ...

‫اریک بهت اعتراف کرد. مگه نه؟

‫اعتراف کرد

‫ولی داستانی که به دکتر اوزیل گفتن نیست

‫نه

‫اون داستانی که توی ‫این دادگاه گفتن هم نیست

‫نه

‫اریک چی بهت گفت؟

‫که به سینما رفته بودن و اریک رفته ‫داخل تا کارت شناسایی جعلی‌شو برداره

‫از در جلویی نرفته تو. از ‫پنجره اتاق نشیمن رفته تو

‫و گفتش چرا؟

‫آره، چون درهای اون پنجره کمتر ‫سر و صدا می‌کردن...

‫و نمی‌خواسته اونا رو بیدار کنه

‫پس خواب بودن

‫آره. همینو بهم گفت

‫لعنتی

‫و اینم بهم گفت وقتی به ‫دم ماشین برگشته...

‫لایل اسلحه‌ها رو دست گرفته بوده

‫می‌خوای انجامش بدی؟ الان

‫بزن بریم

‫آها

‫همون موقع بوده که پدر و مادر ‫خواب‌شونو به قتل رسوندن

‫بله

‫آره!

‫لعنتی!

‫لایل، باید لباس‌های ‫کوفتی‌مونو عوض کنیم

‫ببین، همه چی خونی شده؟ ‫چطور چنین چیزی رو ندیدم؟

‫و باور داری که قتل‌ها از ‫پیش فکر شده بودن؟

‫- اعتراض دارم. اینو از متن حذف کنین ‫- داری داد می‌زنی، وکیل مدافع

‫خب، متاسفم داد می‌زنم. ‫عصبانیم، برای همین صدام رفته بالا

‫اهمیتی نمیدم عصبانی شدی یا نه. ‫در دادگاه من باید خودتو کنترل کنی

‫آقای سیگنارلی، با فیلمی به اسم کلوب ‫پسران میلیاردر آشنایی دارین؟

‫آره. کاری که لایل و اریک کردن ‫مثل همون فیلم بود...

‫بچه‌های پولداری که به خاطر ‫پول پدر و مادرشونو کشتن

Monsters: The Lyle and Erik Menendez Story subtitles in other languages

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left