처음 200줄입니다.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
در پرونده دادستانی ایالت کالیفرنیا...
در برابر اورنتال جیمز سیمپسون...
پرونده شماره بیای ۰۹۷۲۱۱...
ما، هیئت منصفه در مورد اتهام وارده...
متهم، اورنتال جیمز سیمپسون رو...
بیگناه در ارتباط با جرم قتل در نقض قانون کیفری بخش ۱۸۷ ای میدونیم...
جرمی که در برابر نیکول براون سیمپسون، یک انسان رخ داد...
و او.جی سیمپسون به یک فقره قتل متهم شده بود
«هیولاها: داستان لایل و اریک منندز»
خب چی میگی؟ که الان دخلمون اومده؟
چون باید باهات روراست باشم، به نظر من اینطور نیست
او.جی شبیه بزرگترین قاتل تمام تاریخه، درسته؟
و تونسته از زیرش قسر در بره
و بهترین قسمتش، لزلی...
همون کسیه که حتی مجبور نشد به جایگاه شهود کوفتی بره...
لایل، خیلی عصبانی و دنبال خونن
گارستی فقط و فقط به یه چیز اهمیت میده اونم انتخاب دوبارهشه
برای همین سعی دارن دل و روده پرونده ما رو بریزن بیرون...
چون به یه برد نیاز دارن و الانم بهش نیاز دارن
باشه، اینو متوجهم
پس باید یه دادخواست بدی
عجب
اینم یه دلیل دیگه که قرار نیست...
یه وکیل مدافع عمومی آشغال رو بیاریم، لزلی
چارلز گسلر بهترین وکیل لسآنجلس ـه
جدی؟
لایل، خوشحالم بالاخره همدیگه رو میبینیم
بیا تو
امکان نداره
یه نه بزرگه
پس نمیدونم باید چی کار کنیم تا تکلیف این قضیه مشخص بشه
ترجیح میدم جیل برگرده یا به کاکران زنگ بزن
نمیتونم به کاکران زنگ بزنم و شما هیچ پولی ندارین
لزلی، میدونی همین هفته پیش...
تونستم چقدر پول جمع کنم؟
خب، میدونی، خوشحالم حرفش رو پیش کشیدی چون...
به هر حال سربرگ قشنگیه
در کمک به من، از خیلی آدمهایی که مورد سو استفاده قرار گرفتن...
هم حمایت میکنین
همه ما بازمونده هستیم
اگه بتونیم با پرداخت مقداری در پانزدهم هر ماه کمک کنین...
یه کار وثیقه ماهانه به بودجه دفاع از لایل منندز؟!
چند بار بهت گفتم اینقدر نامه ننویس؟
چون علیه تو ازشون استفاده میشه و ظاهر افتضاحی داره!
زنی اینو میگه که روزی ۴ هزار دلار در دیتلاین درآمد داره از او.جی ورور میکنه...
و به همون آدمهایی حمله میکنه که سعی دارن...
- بهش میگن کار، باشه؟ - باشه
حالا که داریم در مورد پول حرف میزنیم میشه اینم بگم...
که هنوزم دارم برای جون شما بدون دریافت هیچ حقوقی مبارزه میکنم
یه کلاهگیس جدید سفارش دادی و گفتی به زندان بفرستنش...
و هزینهش ۲۵۰۰ دلار شده؟
همون آٔدمی که موهای او.جی رو ترمیم کرده اینو فرستاده
- پس، بله، این کار رو کردم. - لایل!
فکر کنم همه میتونیم از یه قسمت کار این یارو الگو بگیریم، باشه؟
چون این یارو مشخصه تونسته یه راهحلی پیدا کنه!
میدونی چی رو فهمیده بوده؟ یه شعار به یادموندنی پیدا کرده بود
و فکر کنم همه ما از درست کردن یه شعار به یادموندنی سود میبریم
و به نظرم شعار ما میتونه این باشه...
اگه ازت سو استفاده شده، نباید متهم بشی
- چیه؟ کجاش اینقدر خندهداره، اریک؟ - واقعا باورم نمیشه
باشه، خب، ببخشید. تقصیر منه. آخه زندگی من در خطره
آره، خب، شبیه یه احمق حرف میزنی
اریک، باید بهت یادآوری کنم که اصلا چرا اینجاییم؟
به خاطر تو
تو احمق بیشعور
تنها کاری که باید میکردی بسته نگه داشتن دهن گشاد و مسخرهت بود
واقعا؟
لایل منندز، به توصیف خودش
- گوربابای اون زنیکه دیوونه - نه
نه، دیگه حق نداری این کار رو بکنی
چون تو دخل ما رو اوردی
دخلمون اومده. ساعتها صدای تو رو روی نوار ضبط کردن!
- نمیدونستم داره صدامو ضبط میکنه! - و به نظر دیوونه میای!
به نظر دیوونه میای. متوجهی چقدر کارت احمقانه بوده؟
اونوقت میری و اون همه نامه مسخره و بیخود مینویسی...
از همه میخوای به خاطرمون دروغ بگن؟
تو کی هستی؟!
بچه که بودم تنها چیزی که میخواستم این بود که مثل تو بشم
ولی میدونی الان مردم در موردت چی میگن؟
میگن نور توی چشمهات مُرده
میگن چشمهات تمام سیاه شده
بهت میگن روانپریش
خیلی نزدیک بودیم. لایل، تقریبا آزاد بودیم
آره، به خاطر من
به خاطر تو بود که چیزی نمونده بود از اینجا بریم بیرون
ولی نرفتیم
و حالا دخلمون اومده و همهش تقصیر توئه!
فقط باید یه هیئت منصفه دیگه رو پشت سر میذاشتیم
باید یه نفر دیگه رو راضی میکردیم و اونوقت از اینجا میرفتیم بیرون
ولی الان هرگز این اتفاق نمیافته چون هیچکس حرفمونو باور نمیکنه
لایل، همه ازمون متنفرن. همه میخوان ما بمیریم!
و واقعا ترسیدم چون نمیخوام بمیرم
و نمیخوام تو بمیری. و از کاری که کردیم متنفرم
ای کاش هرگز اتفاق نیافتاده بود. ای کاش میتونستم برش گردونم، ولی نمیتونم
و حالا توی این جهنم گیر افتادم
هر روز دارم بهش فکر میکنم در حالی که تو مثل یه دیوونه خودتو به در و دیوار میزنی!
تنها کاری که میتونم بکنم تلاش برای نجاتمونه! چون الان همه چی به من وابستهس!
و نمیدونم بتونم برگردم اونجا و دوباره این کار رو بکنم یا نه. نمیدونم
بهتره یه راهی براش پیدا کنی چون من یکی اینجا نمیمیرم...
فقط چون یه هرزه ضعیف رقتانگیزی
اریک! هی! کافیه!
لعنتی! تو همه چی رو به گند کشیدی!
- باید تو کثافت هم میکشتم! - حالا خودت شدی
- برادرم اینه. قاتل. - تو کثافت...
لطفا اینو توی دادگاه نشون بده...
چون خیلی دلم میخواد از این جهنم دره بزنم بیرون
کثافت...
خوشحال شدم دوباره اینو دیدم
- ببرش بیرون - کارتو انجام بده
تو...
تو...
پس استراتژیشون اینه، پدر و مادر رو محاکمه کنن...
چون دفاع از لحاظ منطقی، روانی و حقوقی معنایی نداره
یه داستان جعلیه که هرگز اتفاق نیافتاده
- اعتراض دارم - وارد نیست
در طول این محاکمه حرفی از لایل منندز نمیشنوین...
چون کتابی نوشته که کم و بیش فرهنگ جامعی از تمام دروغهاشه
اعتراض دارم
وارد نیست
پس همه چی به شهادت اریک منندز، همون قاتل وابستهس...
و شما باید تصمیم بگیرین باورش کنین یا نه
اعتراض دارم
خانم آبرامسون، این کار رو نمیکنیم
وارد نیست. بذار حرف بزنه
ممنونم
خانمها و آقایون، اعمال آدمها رو قضاوت کنین
اریک منندز میتونه هر حرفی بزنه...
ولی یادتون باشه لایل و اریک منندز چی کار کردن
آلفارومئوی خوزه منندز رو فروختین...
که برای پسرش لایل خریده بود، درسته؟
درسته
فارغالتحصیلی مبارک، پسرم
- واقعا؟ - بله
بابا، این ماشین یه تیکه آشغاله
و قیمت این به قول لایل آشغال چنده؟
- ۳۲ هزار دلار - اعتراض دارم
به چی اعتراض داری؟
اینکه قیمت اهمیت داره
لطفا بگیر بشین
- عالیجناب، میشه نزدیک بشم؟ - نه، نمیشه
لایل واقعا به خاطر آلفا عصبانی بود
من گفتم ماشین خیلی خوبیه
میتونم خم بشم و صندلی کوفتی شاگرد رو لمس کنم
شبیه یه ماشین دلقکی ـه
- حس یه دلقک وامونده رو دارم! - باشه، باشه، باشه
متاسفم. یه ماشین دیگه برات میگیریم
مادرت و من فکر کردیم که این ماشین برات مناسبه
خب، اشتباه فکر کردین! عوضیهای بیشعور
بیاین زودتر جمعش کنیم. اسناد کوفتی رو امضا کن
ممنونم که یه تیکه آشغال برام میخری
کریگ، تو یکی از نویسندههای دوستان هستی، نه؟
منظورم سریال معروف شبکه انبیسی نیست
یه فیلمنامه شکستخوردهس که تو و اریک نوشتین
درسته
و تا جایی که میدونین سریال شبکه انبیسی...
که جنیفر انیستون و بقیه توش بازی میکنن...
در مورد آدمهاییه که با شرارت تمام پدر و مادرشونو با خونسردی تمام میکشن؟
اعتراض دارم
میتونه جواب بده
نه، نیست
نه، چون فیلمنامه دوستان که تو و اریک نوشتینش...
در مورد یه شخصیت به اسم هملیتون کورمول ـه...
که پدر و مادرشو میکشه
اعتراض دارم. بیربطه
اجازه بده. نمیتونی به هر چیزی که میگه اعتراض کنی، وکیل
کریگ...
اریک بهت اعتراف کرد. مگه نه؟
اعتراف کرد
ولی داستانی که به دکتر اوزیل گفتن نیست
نه
اون داستانی که توی این دادگاه گفتن هم نیست
نه
اریک چی بهت گفت؟
که به سینما رفته بودن و اریک رفته داخل تا کارت شناسایی جعلیشو برداره
از در جلویی نرفته تو. از پنجره اتاق نشیمن رفته تو
و گفتش چرا؟
آره، چون درهای اون پنجره کمتر سر و صدا میکردن...
و نمیخواسته اونا رو بیدار کنه
پس خواب بودن
آره. همینو بهم گفت
لعنتی
و اینم بهم گفت وقتی به دم ماشین برگشته...
لایل اسلحهها رو دست گرفته بوده
میخوای انجامش بدی؟ الان
بزن بریم
آها
همون موقع بوده که پدر و مادر خوابشونو به قتل رسوندن
بله
آره!
لعنتی!
لایل، باید لباسهای کوفتیمونو عوض کنیم
ببین، همه چی خونی شده؟ چطور چنین چیزی رو ندیدم؟
و باور داری که قتلها از پیش فکر شده بودن؟
- اعتراض دارم. اینو از متن حذف کنین - داری داد میزنی، وکیل مدافع
خب، متاسفم داد میزنم. عصبانیم، برای همین صدام رفته بالا
اهمیتی نمیدم عصبانی شدی یا نه. در دادگاه من باید خودتو کنترل کنی
آقای سیگنارلی، با فیلمی به اسم کلوب پسران میلیاردر آشنایی دارین؟
آره. کاری که لایل و اریک کردن مثل همون فیلم بود...
بچههای پولداری که به خاطر پول پدر و مادرشونو کشتن
No comments yet. Be the first to leave one.