처음 200줄입니다.
ازت خوشم نمیاد
نمیخوام دیگه هیچکاری باهات داشته باشم
دوتامون موهامون سفید میشه
دوتامون باهم پیر میشیم
اینا برام عین روز روشن بود
میخوام با اون باشم
و اونی که پنج سال پیش ناپدید شد
زن اواجیما ماسایا ممکنه یه جا زندانی باشه
چرا یهو راجعبه برادرت چیزایی گفتی که ما ازش بیاطلاعیم؟
اون برادرمه دارم سعی میکنم جلوشو بگیرم
چرا؟
اینجام که ازت محافظت کنم
اون شخص تو بودی؟
بیا هرکاری دلت میخوادو
تو سه هفته
انجام بدیم
چرا سه هفته؟
دارم از اینجا میرم
به زودی یه دنبالهدار پیداش میشه
برمیگردم سیارهم
یعنی فقط ۲۳ روز وقت داریم باهم باشیم؟
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و حرام است
گیتی
یهو به سرت میزنه چیزی که نبایدو بخوری
در عجبم چی شده
همهچیو به سوباکیسان گفتی؟
انسانها
این احساساتو هرروز دارن
اونوقت هنوز، به زندگی ادامه میدن
چیز باارزشیه نه؟
واسه چهارصد سال
با اینکه تنها بودم تنها نبودم
ولی
حالا که کسی هست که دوسش دارم
با فکر ترککردنش
واقعا حس تنهایی میکنم
انگار تو این دنیا
فقط منم که تکوتنها رها شده
بیا امروز یه نوشیدنی بزنیم
Youngblood & shayan : مترجمین : ارائه ای از ╰☆╮ MixNonaz2 ╰☆╮
تویی که از ستاره ها اومدی :ارائه ای از ╰☆╮ MixNonaz2 ╰☆╮
آبجی، داداش میتسورو بالاخره پست زد؟
پس زده نشدم
فقط موضوع اینه که داره برمیگرده سیارهش
همه چیزی که میدونم اینه که دیگه هیچوقت برنمیگرده
یعنی پست نزده به کارش احترام میذارم
س-سنسه؟
اگه این همه بخوری برا بدنت خطرناکه
چرا نمیتونم کارایی که زمینیا معمولا میکنن بکنم؟
پشت هم مشروب خوردن، نه؟
سنسه، یه فکری دارم
حتما باید برگردی سیارهت؟
همین الان چهارصدسال صبر کردی
نمیتونی چهارصد سال دیگه هم منتظر بمونی؟
کاش میتونستم
چی؟ نمیتونی؟ چرا؟
خفه شو هر دقیقه باارزشه
چرا با توئم و با ساساهارا سوباکی نیستم؟
گمونم وقتی مشروب میخوری، شخصیت واقعیت میزنه بیرون
آه آه
باید چیکار کنم؟
چیکار کنم؟
آآه
برق رفت؟
ا، اوه نه
قطعی برق گسترده در ناحیه کانتو؟
وجدانا؟
تویاما میتسورو احمق
چرا داری برمیگردی به ستارهها؟
عجب خریه
آدما فقط تو فیلم و سریالا اینجور عاشق میشن
شما بچهها چی سرتون میشه؟
یه بچه هم اینو میفهمه
اگه داداش میتسورو میتونست بمونه میموند نه؟
داره یه اتفاقی میفته
اگه میخوای به خودت بگی "دوست دختر"ش باید اینو بدونی
Youngblood & shayan : مترجمین @mixnonaz2
این الکل زمینی چرا اینجوره؟ انگار یه روز گذشته
چیکار میکنی؟
میخوام ببینمت
صبح بخیر
تویاما سنسه، داری گوش میدی؟
میدونم داری گوش میدی، واسه همین دارم اینو میگم
بابت دیروز شرمندم
وقتی فهمیدم میخوای ترکم کنی
نمیتونستم راجعبه چیز دیگهای فکر کنم
ولی مجبوری بری، درسته؟
حتی اگه دوباره نبینمت، هنوز بهت حس دارم
خب
عاشقای معمولی چجور وقتشونو میگذرونن؟
تو وقتی واسهمون مونده این کارا رو میکنیم
پس کلی خاطره میسازیم
نمیخوام از هیچی پشیمون باشم
خب، من امروز نمیرم مدرسه
حالا بیا پیشم
تویاما میتسورو: سی دقیقه دیگه میریم بیرون
دلت میخواد هرروز تو روم صبح بخیر و شب بخیر بگی؟
چی تو فکرته؟
این اتاق واسه یه نفر زیادی بزرگه، قبض آب و برقم رومخه
پس گفتم شاید بتونیم بقیه وقتمونو باهم تو یه اتاق بگذرونیم
انقد آس و پاس شدی؟
منظورم این نبود
نمیدونی واسه یه زن چقدر سخته که همش منتظر خدافظی باشه؟
شرمنده، قدرت ذهنخونی ندارم
احمق
میگم میخوام باهات زندگی کنم
میخوای باهم زندگی کنیم؟
فکر کنم خوب باهم کنار میایم
سلیقه غذایی، پول
مث دستمال توالته، یه لایهش کافی نیست نه؟
میای پیشم؟
خوب، گلدونا و درختا بونسای بیشتر مخصوص عموهاس، ولی
از طراحی داخل بدم نمیاد
از اون مدل آدمام که خودشونو وفق میدن
مطمئنم اونا بیشتر با تو هماهنگن تا تو با اونا
تا جایی که بتونم کار خونه رو انجام میدم، آشپزی میکنم، تموم تلاشمو میکنم
نمیدونی چقدر زمان میبره تا یه آشپز بشی
خوب پس تمیزکاری میکنم
اونم نمیتونی انجام بدی
نه فقط چون بازیگرم لوسم نکن
واسه خاطر خودمه
خوب، باشه
خوب، گمونم از امروز زندگیمون کنار هم شروع میشه
اول از همه یه جا رو میشناسم که باس بریم
اینجا جاییه که میخواستی بیایم؟
آره، بهعنوان یه زوج
برام مهم نیست اگه الان یه هفتهنامه ازم عکس بگیره
چون تو بهزودی میری
اوه، بادمجون
دوس دارم
نه، اون یکی نه
بادمجون ساقهکشیده و سفت و براق از همه تازهتره
اوه، خیارم هست
خیار باید پرزای سخت داشته باشه و ضخامتش یه دست باشه
وقتی میذاریشون دهنت همهشون مث همن، نه؟
مواد تشکیلدهنده مزه رو عوض میکنه، آشپزی همهش یعنی همین
سنسه
از این مدل خواهر شوهرایی نه؟
همیشه چرکا زیر ناخونو چک میکنی
شک ندارم وقتی یکی ظرفا رو شست باز خودت میشوریشون
من
منم انتظارات بالایی دارم
واسه همین هیچوقت معروف نبودم
یه تصویر خصوصی از خواهرم
دوباره داره بیشتر کار میکنه
واسه جلبتوجه که کاری نمیکنه، نه؟
یه قرار با داداش میتسورو خونه بغلی
خوب، با داداش میتسورو
چرا "داداش"؟
اون اشکال منحصربهفردن
متفاوت بودن باحالتره
هه
ممم
خوشمزهس خوشمزهس
اونجایی که ازش میای همچین غذا خوشمزهای هست؟
شرط میبندم نه
آه خوشمزهس
مممم
تو که چهارصد سال صبر کردی
نمیشه واسه چهارصد سال دیگه هم همینجا بمونی؟
برای اگاهی از جدیدترین ترجمه ها تلگرام و اینستاگرام ما را دنبال کنید Telegram : @mixnonaz2 Instagram : dreams_hearts_
آه، شبتاب
چقدر عجیب
نمیدونستم توی شهر میتونن تا این ارتفاع پرواز کنن
فکر کنم این اولین و آخرین باریه که با تو شبتاب میبینم، سنسه
تویاما سنسه؟
چیز ناراحتکنندهای یادت افتاد؟
آره
اونی که شبیه من بود؟ همون که زندگیشو از دست داد؟
چیزی نیست
همهچیو رو زمین برات تبدیل به یه خاطره خوش میکنم
تا حالت خوب نشه نمیذارم بری خونه
من
نمیرم خونه
من
هیچجا نمیرم
واقعا؟
مطمئنی؟
آره
همیشه
کنارتم
ریسا فرار کرد؟
چجور تونسته از انفرادی فرار کنه؟
قدر کمکامو بدون
بهمحض اینکه فهمیدی کجاس بهم زنگ بزن
ببخشید
میخواستم از یوکیمو بپرسم به کی میتونم اعتماد کنم که همراهم باشه
یوکینو قابلاعتماد
تازه فیلمبرداریو تموم کردیم
سعی میکنم تا جای ممکن این دوروبر باشم
کمک بزرگی میکنی
فعلا میخوام لباس عوض کنم
خیلیخب
یوکینو
هوممم؟
ممنونم
آره
Youngblood & shayan : مترجمین @mixnonaz2
زن داداش
حالت چجوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.