처음 200줄입니다.
....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
(قسمت 29)
(شماره یک)
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد....
...مشترک مورد نظر
(یک قاشق مهتاب)
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد....
- اونی، خونه نیست. - کجاست؟
- خُب ... - زود باش!
واسه سفر فردا چمدوناشُ بست و رفت بیرون که ....
واحد 301!
چیکار میکنی؟
چته؟
احمق
چیکار میکنی؟
تکون نخور
چرا انقدر احمقی؟
چرا تنهایی این بارُ به دوش کشیدی؟
خاله ـت و بابام....
فهمیدی؟
چجوری فهمیدی؟
الان این چیزا مهم نیست
چرا سر خود تصمیم گرفتی؟
حداقل باید بهم می گفتی
حتما خیلی درد کشیدی
چیکار باید میکردم؟
چه کاری از دستم برمیومد؟
این نمیتونه بینمون اتفاق بیوفته
چرا نمیشه؟
من ازت جدا نمیشم نمیتونم
پس میخوای چیکار کنی؟
خاله ی منُ پدر تو....
نه ، حالا دیگه شوهر خالمه
اونا 35 سالِ که باهمن
یعنی قبل از تولد ما
ما حق نداریم جلوشونُ بگیریم
سالها طول کشید تا بالاخره بهم رسیدن
اصلاً میتونی درک کنی؟
ما حقِ اظهارنظر نداریم
نمیتونیم و نباید دخالت کنیم
پس بهتره جلوی این مراسمُ نگیری
این انتخاب درستیه
نه ، این یکی اشتباهه.
بقیه چیزا رو فراموش کن
تو دخالت نکن بسپارش بمن
این چیزیُ درست نمیکنه
این چیزیه که خانواده ـمم باهاش مخالفت میکنن
منم سعی کردم یه راهی پیدا کنم
تو تنها کسی بودی که دلمُ لرزوند
دیگه نمیتونم یکی مثل تو رو پیدا کنم
تو با بقیه فرق داری
قبلاً در اینمورد با پدرم مشورت کردم
زن پسر عموی پدرم ...
با پسر نامادری اش رابطه داشت و یه رسوایی بزرگ به بار آورد .
بعدش مجبور شد با خانواده ـش قطع رابطه کنه و بره اونور آب همونجا هم فوت کرد
واسه همین میخواستی مهاجرت کنی؟
بیا همین کارُ کنیم
دیوونه
تا حالا کسیُ مثل تو ندیدم
کُلِ عمرم تنها بودم
دوره ی دبیرستان از خونه زدم بیرون
وقتی خدمت بودم مادرم فوت کردم
بابام و داداشم از صد تا غریبه بدتر بودن.
واسه همین هیچوقت در قلبمُ به روی کسی باز نکردم
ولی یه روز ،
یکی اون درُ باز کرد و اومد تو
قبل از اینکه بفهمم ....
گرفتارش شدم
دلیل خاصی نداشت فقط.....
فقط دوسش داشتم
اون بود که بهم جرات داد
به لطفِ اون ، دوباره جرات اینُ پیدا کردم که به رویام فکر کنم ،
اون بود که زندگیمُ زیر و رو کرد
من به چیز دیگه ای فکر نمیکنم ....
جز خودمون
برنامه ـت چیه؟
اونا آخر این هفته ازدواج میکنن
تو نمیتونی
به هیچ وجه
چول سو دول سه ـم!!
یواشکی چی میخوردی؟
همونی که بهم دادی،
باید مرتب استفاده کنم
ولی یادم میره
پس کِی این چهار تا شوید در میاد؟
تو چرا انقدر دیر کردی؟
کسی که دنبالت نکرد؟
مثلاً کی؟ مگه جز ما کسی از این موضوع خبر داره؟
سر راه بونگ جا رو دیدم یه کوچولو گپ زدیم
بهش گفتی؟
مگه چاره ایم داشتم؟
، هی پرسید کجا میری
منم مجبور شدم حقیقتُ بهش بگم
آخه تو چرا انقدر احمقی؟
آیگو، باورم نمیشه
تو کلاً بالا خونه رو اجاره دادی، نه؟
نه بابا نگفتم تو منُ چی فرض کردی؟
برو خداتُ شکر کن وگرنه کُشته بودمت
یه امشبُ حق نداری از این شوخیا کنی
بیل؟
مگه قرار نبود بیلِ خودتُ بیاری؟
- پس بریم - یه دقیقه صبر کن.
باید آماده شیم
بهم میاد؟
الان این چیزا مهمه؟
راس میگی پس بزن بریم
چول سو، چول سو
- چیه؟ - این حرکت درست نیست.
از این فاصله که فایده نداره
حق باتوئه.
آیگو
زود شروع کردیم
دوباره کمرم گرفت.
اینارم باید اونجا بپوشیم
نفسم بالا اومد
دیگه دزدیدن پول مردم که این حرفا رو نداره
صداتُ بیار پایین پول مردم، چه پول مردمی؟
داداش، مگه هرسال همین موقع واسه اجدادت مراسم نمیگرفتی؟
توام اَنگ باید همین الان این حرفُ بزنی؟
الان وقتش نیست
توام وقتی بـِهـَم میریزی گوگولی میشی
بزن بریم
- بریم. - باشه.
ساکت باش
تو که گفتی کسی نیست
هنوزم باید مراقب باشی
اگه گرفتار شیم به فنا میریم
بگیرنمون همونجا دفنمون میکنن
- دولا شو. - من؟
پس کی؟
منم که کمرمُ جراحی کردم
منم قراره دوماد شم
اگه کمرم ناقص شه جواب زنمُ چی بدم؟
هنوز جریان اون پروستات لعنتیُ بهش نگفتم
تو که دراینمورد چیزی بهش نگفتی؟
من هیچی نگفتم
اگه با خودش فکر کنه که گولش زدم چی؟
خُب برو بهش بگو
توام که 24 ساعته دست به آبی به هرحال دیر یا زود خودش میفهمه
اون رویِ منُ بالا نیارا !
این کار درستی نیست ، بخاطر بونگ جا این یه بارُ کوتاه میام
کارتُ درست انجام بده
وای خدا مُردم! چول سو کمکم کن!
چه خبره؟
چی شد؟ چیزیت شد؟
چی شد؟
- تو خوبی؟ - فکر کنم رگ به رگ شده.
- باید شروع کنیم. - باشه.
راستی باید صورتتُ بپوشونی
یادم نبود
نه ، وقت زیادی نداریم بیا شروع کنیم.
اینجاست ، نه؟
- صبر کن ببینم. - چرا؟
شریکیم دیگه،نـه؟
باشه بابا مرتیکه
دست از این مسخره بازیاتم بردار
رئیس ببخشید
رئیس
رئیس
لعنتی چطور جرات کردی پولمُ بدزدی؟
بهم رحم کنید
رئیس بهم رحم کن غلط کردم
رحم کنم؟
یااا
- کفشت - ششش.
غلط کردم بهم رحم کنید
این مرتیکه رو زنده به گورش کن
یاااا،تو اولین نفری نیستی که چالش کردم
میخوان زنده به گورش کنن
ساکت.
بله قربان؟ بله
داره میریزه
نگهش دار
بله قربان
زندگیتُ مدیون رئیسی
یااا
کی این آشغالُ اینجا انداخته؟
- ریخت. - خیس کردی؟
او لالا ، نزدیک بودا. هنوز داره میزنه
منظورت تپش قلبه
چه تپش قلبی؟ همه جام داره میزنه
بخاطر کفش جنابعالی داشتیم تقریباً مُرده بودیم
همین کفش جونمونُ نجات داد
شانس آوردیم فکر کرد آشغاله
اگه اون کفش نوئه رو پوشیده بودم که هرجفتمون....
بیا یه شبِ دیگه بریم
دوباره؟
بهتره یه آزمایش DNA از خودت بگیری عمراً اگه یه اصیل زاده باشی
تو دیگه زیادی پول پرستی
اگه میخوای خودت برو
از همون بچگی دستُ دلم به اینجور کارا نمیرفت
من خودمُ به پول نمیفروشم
این درست نیست
آیگو، سر و وضعُ
این وقتِ شب اینجا چیکار میکنی؟
منظورت چیه؟
تو نمیتونی ازدواج کنی
واسه همین این همه راهُ تا اینجا اومدی؟
انتظار داشتم موافقت کنی و واسم آرزوی خوشبختی کنی
حالا اومدی میگی ازدواج نکن؟
No comments yet. Be the first to leave one.