처음 200줄입니다.
این کارو نمیکنم - چرا ؟ -
چرا از همچین فرصتی استفاده نمیکنی؟
نمیتونم از نظر احساسی باهاش ارتباط برقرار کنم
ارتباط و کوفت
میبینم که خیلی خوب با بدبختی و بی پولی ارتباط برقرار میکنی
جین جو باید تجدید نظر کنی
این واسه نجات پیدا کردنته
ولی اون پررو بود
به گمونم خیلی درباره آدما نمیدونی
نمیتونم جدی بگیرمت
هر چی میگی شبیه جوکه
نمیتونم سریال یه نویسنده غیر اجتماعی رو بسازم
این ربطی به فیلم برداری از منظره یا هر چیز دیگه ای نداره
این یه سریال تلویزیونیه
نه فیلمبرداری از مناظر طبیعی و پست کردنش توی شبکه اجتماعی
باید اینقدر مستقیم و رک ازم انتقاد کنی؟
مستقیم حرفتو میزنی ، بلد نیستی حاشیه بری ؟
چرا باید این کارو بکنم ؟ وقت تلف کردنه
باشه پس ، زمان میبره
وقتی حرف روابط انسانی میرسه توی وقت حد و مرز میزاری
لازمه به روابط ادما توجه کنی
الان دارم بی ملاحظه به مشکلت اشاره میکنم
خی یکمی حاشیه برو- گفتم که وقت تلف میشه-
درسته ، تو یه کارگردان موفقی
منم یه نویسنده تازه کارم ، فهمیدم
ولی فکر کن و خودتو جای من بزار
چرا باید باشم ؟ جایگاه من خیلی از تو بهتره
خیلی خنده داره بنظرم
خوب ، کاری کردم بخندی
خیلی احساس غرور میکنم
پس میخوای اینجوری حرف بزنی ؟ لازم نیست تغییرش بدی؟
درسته ، من خیلی موفقم
همین الانشم به حد کافی تو کارم توانمندم
در ضمن ، خانواده پولداری دارم
پدرم مدیر عامل یه شرکت بزرگه
و مادرم رئیس یه دانشگاهه
عجیبه اگه حس کنم باید چیزیو عوض کنم
این کارو نمیکنم
فکر میکنی ته حرفمون چی بود ؟
پدرش تو یه شرکت بزرگ کار میکنه و مادرش تو دانشگاه
اون یه کارگردان موفق از یه خانواده موفقه
مادی گراها
هو بونگ ، یه آهنگ دیگه بزار
یه چیزی که طمع و سقوط یه انسانو نشون بده
جین جو از حد نگذرون
این نمیتونه دلیلش باشه
...پس
این کارو نمیکنم
چرا جلومو نمیگیری؟ - ببخشید؟ -
نمیتونم بگیرمت
خب ، میخوای جلوتو بگیرم ؟
باشه
چرا میخوای با یکی کار کنی که زیاد درباره آدما چیزی نمیدونه ؟
چون من خوب آدما رو میشناسم
پس باید بدونی من چقدر کار کردم
حتی اینم میدونم پیشنهادمو قبول میکنی
اینکارو نمیکنم
اوه ، عزیزم - اوه ، وای-
...پس
چرا ؟
چرا بهم زنگ زدی ؟
من نزدم
چی میگی؟ من بخاطر تماس تو برگشتم
والا چرا باید برمیگشتم ؟
...درسته
اشکالی نداره اگه تو اول برگشتی و من بعدا بهت زنگ بزنم
ترتیبش مهم نیست الان بهت زنگ میزنم
بیخیال- ببین -
جین جو . خانم لیم - گفتم بیخیال-
ببین
صبر کن
وای ، تو بازی کارت خوبه ها
باشه ، پس یه بار التماسم کن - چی؟ -
یکمی ازم تعریف کن
و منم وانمود میکنم که قانع شدم
میدونی حتی رقص والس هم از تعریف و تعارفات ساخته شده
فایده دیدن رقص والس چیه ؟
خب، باشه
تو تاثیرگذاری
همش همین ؟
بله
تو تاثیر گذاری
تو مهربون نیستی
خیلی نامهربونی
برای همینه که نمیتونم این کارو بگیرم
واقعیتو بهم بگو
ممکنه تو حرف زدن کند و ضعیف باشم ولی تو کار هیچ وقت اینطور نیستم
من عاشق دریافت بسته ام
عاشق نگاه کردن به منوی رستورانام
ولی دوست دارم کارای غیر قابل قیاس انجام بدم
این از هر چیز دیگه ای با ارزش تره
و دوست دارم با تو اینکارو بکنم
نه صریح و بی پرده ، ولی خوب
میتونی روم حساب کنی
اون کارو بیشتر از گرفتن بسته دوست داره
بیشتر از منوی رستوران
اون شایسته ست منظورم اینه خوبه
خب که چی؟
قراره 16 قسمت باشه هی اینجا
اون دستیار کارگردان منه نسبتا آدم باهوشیه
از این به بعد هر پیغامی باشه به اون میگم باهاش اشنا شو
بهتره از قبل درباره اخلاق و رفتارت چیزایی رو بگی
اون نویسنده خونگرم ماست
سلام
سلام من کیم هوان دونگم فارغ التحصیل2009 علوم ارتباطات اجتماعی
سلام
من لیم جین جو هستم اما نشین
این چیه ؟
چرا تو اون زاویه منجمد شدی؟
چه خبره؟
شبیه دوست پسر سابقته؟
این کارو نمیکنم
چی ؟
این کارو نمیکنم
الآن ساعت چنده؟
!این کارو نکن!نکن
لعنت بهش
هی ، تو
چرا اونجوری خشک شدی؟
چیو میخوای کپی کنی؟
به چی زل زدی؟
اینکه با عشق سابقت خونسرد برخورد کنی خوبه
....این حقته که
وقتی بهت سخت میگذره ، کنار بکشی
درسته ، هر کسی شرایط خودشو داره
....ولی
تو سن و سال ما باید در رابطه با رد کردن پیشنهادا محتاط باشیم
...میدونی چین و چروکهای ما
شانسامونو ازمون دور میکنن
وقتی سنت بالا میره بندرت فرصتی پیش میاد
این وضعیت جامعه مونه
بهش فکر کن
من به سختی میتونم نه بگم
نمیتونم یه کلمه ساده رو بگم
این یه جورایی غم انگیزه
ولی اگه یه پیشنهادو رد کنم
یه میلیون نفر پشت سرم صف بستن تا اون کارو به چنگ بیارن
حق با توئه ، من یه تازه کار بی نام و نشونم
نمیتونم به راحتی بگم نمیخوام یه کاریو بکنم
چرا این وقت شب زنگ زده ؟ الو ؟
سلام یون جونگ
باید کمکم کنی - چی؟-
الان تو پنل اعضای یه برنامه ام به اسم "شایعات شنیده شده"
ولی باید واسه فیلمبرداری یک ماه برم خارج از کشور،بنابراین جای من وایسا
چرا باید برم تو اون برنامه ؟
تو هم کارگردان مستندی
کارگردان این برنامه مشتاق شنیدن اخبار کاراته
خب که چی؟
خدا رو چه دیدی شاید شدی کارمند قراردادی
چرا باید تو برنامه شایعات و حرفای الکی برم؟
...خواستم یه لطفی بکنی - نه ، نمیرم
بازم داری می نوشی ؟ نباید اینجوری باشی
مامان پس رژیمت چی؟
مهم نیست
بریم بخوابیم
قربان ، قرار نیست سریال بعد یه قسمته تموم شه
اون چون آیدله خیلی حواسش به اندامش هست
حواسم هست اینو بخوره
بهم اعتماد کنین قربان
ببخشید ولی میشه بعدا زنگ بزنم بهتون
بزار ببینمت
سال جدیده با همکلاسیات خوب باش
با دوستات دعوا نکن
اینا هردو یه چی نمیشه ؟- چی؟-
اگه باهاشون دوست باشم چه نیازی به دعوا هست؟
آره، همینطوره
اون داره سن بلوغ رو میگذرونه ؟
خانم هوانگ چند وقته اینجا کار میکنین
حدود 6یا هفت ماه و بیست و سه روز
به جز تعطیلات و مرخصی ها و مرخصی های بیماری
تا حالا یه روز بدون اطلاع ما غیبت نکردی یا دیر نیومدی
درسته - میخندی؟-
لبخند بزنین یا اخم کنین صورت خودتونه
مشکلی نداره
حالا شما ، منو ببین
من باید واسه حضور و غیاب ازت بازخواست کنم ؟
اگه این همه وقت کار کردی باید خودت کارتو خوب بدونی
چرا اومدی سر کار ؟- چی؟-
چرا اومدی دفتر من ؟
چون اینجا محل کارمه؟
موضوع مرغا رو چه کردی؟
اگه بازیگره بگم نمیخورم "میگی "البته ، تو رژیم داری
کارتون اینه ؟
پس برو و جای مدیرش کار کن
اگه لازمه باید بری ببینیش ، به پاش بیافتی و التماسش کنی بخوره
چرا اومدی دفتر من ؟
متاسفم
میخوای همینطوری، من دستور بدم تو کار کنی؟
پس چیکار باید بکنم ؟
اگه من به فردی نیاز داشته باشم، یه نفرو پیدا میکنم که فعالتر باشه
این همه سال چی یاد گرفتی ؟ تجربه ای چیزی ؟
حق با شماست
هر وقت برای تولید سریال آماده میشه ، خیلی حساس میشه
اون آدم بدی نیست. به هیچ وجه ناراحتش نکن
داری با چیزی که خودت باید بشنوی بهم دلداری میدی
این طوریه؟
هنوزم ، اون خیلی بی عاطفست
اما در مورد همه چیز درست میگه
تا وقتی کارم تموم بشه حتی یه قهوه هم بهم نداد
این یه هدیه است، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.