처음 200줄입니다.
،خيلي از دخترارو ديدم که بهش پا ميدن .فکر کنم گي ـه
.يه جاي جادار و مجاني پيدا کرديم
منظورت اينه که بيان اينجا؟
.قراره همخونه بشيم
من سرپرست اجتماعي جديد شمام شما با من برخورد کردين
...و جوري
شما رو ميگام .که تا حالا کسي نگاييده باشه
کيمدي؟
.لولا هستم .من يه کاراموز سرپرست امور اجتماعيم
تو يه کاراموز سرپرستي؟
اين قراره براي تو مشکل ساز بشه؟
.وسايلتو جمع کن، وقته رفتنه
کجا ميرين؟
.منو ببر خونه
انگاري هوا بارونيه
ميشه مثه آدم رفتار کني؟
.در واقع، اين قراره يه روز قشنگ باشه
.پر از شگفتي و پايان ناپذيره، ببينش
: ترجمه و زيرنويس « سميرا و داوود »
.: sad9 :. هـمــــاهــنگـي زيرنويـس از
مطمئني لازمش نداري؟
.نه، برش دار، از تو
.ببينش، چه بزرگ شده
.من تورو از وقتي که کابوس ميديدي به خاطر ميارم
.از تختت ميومدي تو تخت و منو، همو بغل ميکرديم
.همش تو بغل من بودي
واقعاً؟
...ببين، فقط به خاطر اينکه من و پدرت ديگه با هم نيستيم
ميدوني که من هنوز واسه تو اينجام ، درسته؟
.البته
.عاليه، فکر کنم بهتره که بريم
خيلي خب
خب... بدجوري عجيب بود، نه؟
چي؟
.کارايي که نامادريت باهات ميکرد
.چي؟ اون کاري نکرد
.کلاً همينجوريه
.اون... اون خيلي مهربونه
.وقتي بخواد کون يکي بزاره
.اون با بابام ميخوابيده
،ميدوني، اونا با همن، حالا هرطوري ميخواد باشه
...و ما، من و اون
،من کاري به اونا ندارم و اونم نبايد داشته باشه .من خودمو قاطي نميکنم
پس اگه من با بابات بخوابم ، تو منو نميکني؟
.خدايا
.حالا از تو يه تصور دارم که با بابام ميخوابي
.آها
اگه گذشته بود چي؟
.اين جريان تو حال ـه
.من مادرتو گاييدم
.نگاييدم
،خب، تلويزيون جديد، لحظه بزرگ .ميتوني بعداً بياي و يه فيلم تماشا کنيم
.تو توو ساختمون کار اجتماعي زندگي ميکني
.اين همه راه و از خونه دوباره برنميگردم
.نميتوني بري خونه فيلم ببيني
خيلي خب ، فقط تا وقتي که مثه اين کس خلا
.که رو فيلم جنگ ستارگان تعصب دارن نشي
.من رو هري پاتر تعصب دارم
ميدوني چي منو واقعاً شيفتش کرده ؟
.اينکه مشکلي نيست بخواي هرميون و بگايي
.من؟ مرد جام آتشم
واقعاً؟ - آره -
.فراموش نکني که اينو پر کني چه طور از ما توقع دارين که
وقتي دو تا از ما وجود داره از سود زندگي تنهايي استفاده کنيم؟
مطمئن نيستم که سيستمه سود و مزايا واسه شرايطي مثله ما طراحي شده باشه
.برو و مامان بابا رو ببين
ببين ميتوني عذاب وجدان بهشون بدي که يکمي پول بهت بدن
اگه مجبور شدي بدزد
بابا معمولاً يه مقداري از پولشو
.ميزاره زير اون پوست خرس قطبي مسخره
.ببين ، من که برده تو نيستم
.برو و يکمي چيپس و پنير و پياز بخر
نه، کس خواهرش .کوکتل ميگو کسشر بگير
ميخواي رودي يک باشي، يا رودي دو؟
...من رودي دو ام "که نوشته ميشه با يه "د" و دو تا "وو .چون منم ديگه
...فهميدم، تو ميخواي مسواکم چش شده؟
.تو که مسواک نداري
.با "فين" تقسيمش کردم
خودش ميدونه؟
لازمه که بدونه؟
،ببين، تو از دندوناي خودت مراقبت ميکني .منم از دندوناي خودم
تو واقعآً يه آدم ديوسِ .خودخواهي
.کير چيپس هم نميدم بهت، برو گوتو بخور
.آره
.کس ننش
من رودي دوو ام، که با يه "د" و . دو تا وو نوشته ميشه
چيه، چيزي و فراموش کردي؟
اون "يوکولو" نيست؟ چه گهي ميخواي با اون بخوري؟ "آلت موسيقي شبيه گيتار"
.ميدوني که اون چيزا ،منو ياد اون ميندازه
آره، خب، وقتي 23 ساعت از روز و تو يه سلول زندان باشي
.کاري زيادي جز جلق زدن و يوکولو زدن نداري
چي؟ بغلم نميکني؟
تو اينجا چيکار ميکني؟
.اومدم تورو ببينم
حس ميکنم حداقل واسه اينکه منو بيرون کردي .يه معذرت خواهي بهم بدهکار باشي
.نميدونم راجع به چي حرف ميزني، دوست عزيز
.شما دوتا منو فرستادين دنبال آبنبات
.پليسم خيلي اتفاقي ميدونست که دقيقاً منو کجا پيدا کنه
.تو يه بيمار رواني کسخلي .کنترل اعصاب نداري رفيق
.اونقد يارور زدي که نزديک بود بميره
.بهش درس ارزشمندي و ياد دادم
.يکمي مادر گوشاشو گاييدي
.بايد گوش ميداد
اگه از گوشات استفاده نکني پس به چه دردي ميخورن؟ - آره، دماغش چي پس؟ -
.دماغش واسه خنده بود
.واست هديه دارم
واقعاً؟
.فکر کنم اين واسه تويه
.راست ميگي بيخيالشون شدم
،خيلي شيرينن ...ميدوني
.بگيرش
.بگيرش - .نميخوامش
اين آب نبات خوارکسرو بگير، بگيرش .بگيرش، بگيرش
.مادرشو
چي گفتي؟
.ممنونم
اونقدا بد نبود، بود؟
...خواهش ميکنم، خواهش ميکنم
.خدافظ
.حرومزاده خوشتيپ
.سلام
چيزي ميخواستي؟
.دوست دارم کار کردن بقيرو ببينم
.اگه بخواي ميتوني انجامش بدي
.نه، مشکلي نيست، ممنون
.حالا اون ديوار خوارکسرو بسابون
اجازه داري اونطوري با ما صحبت کني؟
ميخواي منو گزارش بدي؟
.بساب
.کس ننت
اين کارا بهت قدرت ميده؟
.حالا فهميد
ميدوني، شايد ديشب من اومدم اين پايين
.و همه اين ديوارا نقاشي کشيدم
.فقط واسه اينکه بتونم سابيدن تورو ببينم
.بله، درسته
.معلومه که اينکارو کردي
.منو وسوسه ميکني
،فقط واسه اينکه کاملاً مشخص بشه .من و تو عمراً اتفاق بيوفته
.اونجوري که من ميبينم، واسه هيشکي اتفاقي نميوفته
آخرين باري که با يکي خوابيدي کي بوده؟
.گه نخور
خيلي وقته؟
راجع به چندماه پيش حرف ميزنيم؟ شش ماه؟
يک سال؟
از کجا ميدوني که هنوز جواب ميده؟
.يه چيز کاملاً مشخص، اينکه هيچوقت نميفهمي
چه اتفاقي افتاد؟
کسي آزارت داده؟
،تو هيچي راجع به من نميدوني پس طوري رفتار نکن که انگار ميدوني
،همه رفتارت از رو خشم و پررو بودن .اينه رفتارت
.ميبينم که درست گفتم
.ولم کن
اگه نه چي؟
.فقط داريم صحبت ميکنيم
.ازم فاصله بگير
.نميتونم، الان نميتونم اينکارو بکنم .مجذوبت شدم
.تو خاصي .از گفتگوي کوچيکمون لذت بردم
ادامه که پيدا ميکنه آره؟
.دوباره کنش نشون دادي
،ما کنترل تلويزيون و فراموش کرديم .کنترلي در کار نيست
و واسه يه مرد، مثه اين ميمونه .که تخمشو از دست داده باشه
.شبيه از دست دادن سه تا تخمه
بايد بريم جاي "ليسا" تا کنترل و ازش بگيريم
.و منظورم از ما اينه که تو منو برسوني اونجا
و هيچ راهي نداره که وقتي ميخواي کانال و عوض کني پاشي بري جلو تلويزيون ؟
.جوک ميگي؟ الان که دهه 70 نيست
.خيلي خب، هرچي
حالت خوبه؟
همه اين جريانات که منو دعوت کردي که فيلم نگاه کنيم
واسه اينه که بتوني تو شرتمو ببيني نه؟
اين يه سوال حيله گرانست؟
.فقط ميخوام باهام روراست باشي
قطع رابطه که نيست
اينجوريم نيست که واسه لذت بردن از فيلم ميخوام يه دختر و انگشت کنم
.ميدوني که اينجوري نيست
،منظورم اينه اگه اونجا برسيم خوشحال ميشم با يه بوس
و شايد حس کردن سينه هات از دلت در بيارم
اوسکول شديم؟ .الان حس يه آدم جاکش بي همه چيز و دارم
.برو کنترل و بگير
.خيلي خب
.کنترل و فراموش کردم
داشتي منو ديد ميزدي؟
...چي؟نه، کي؟من
.کنترل تلويزيون، خدارو شکر
.مثه اين ميمونه که سه تا تخمتو از دست داده باشي
.فين، آروم باش، دفعه اولي نيست که کونمو ميبيني
حداقلش اينه که تو فکر کن من چيزاي بدتري و ديدم
.احتمالاً بايد برم
چيه؟
،وقتي من با بابات بودم منو تصور ميکردي؟
...نه . چرا بايد؟ تو .نه
.خب، من سنش بيشتر اندازه تويه تا بابات
.ميدونم که پسراي نوجوون چه طورين
من اينجوري نيستم، من عاشق امتحان و ورزش .و دختر هم سن و سال خودمم
ميدونم که از عکساي لختي من واسه .جلق زدن استفاده ميکردي
.آدم اشتباهي و گير آوردي
.اونارو زير تشکت پيدا کردم
...ميدوني من
.احتمالاً نبايد اين حرف و بزنم ولي... خوشم اومد
No comments yet. Be the first to leave one.