처음 151줄입니다.
داری عاشقم میشی؟
امروز ساعت 13 پشت معبد منتظرتم سارا
مگه قلدری که نامه دعوا فرستادی؟
ببخشید منتظر موندی!
ببخشید.
وقتی از کسی میخوای بیاد دیر نکن.
خیلی سریع چُرتش میگیره.
دیشب نتونستم بخوابم.
خب، چیکار داری؟
حقیقتش...
فهمیدم.
آره، همونجا!
سفتتر، داخل تر!
بگیر که اومد!
رینه سان تو هم میخوای؟
بابت پیشنهادت ممنون.
چه سینههای گندهای!
لباس زیرشون هم خیلی جذابه.
وسایل زوجها!
این به طور قطع علامت اینکه واسه عشق تو داره تلاش میکنه.
لازم بود که به اون چیز ماساژ اشاره کنی؟
تو راجب اون چی فکر میکنی؟
به عنوان یه مرد، اون مشکلی نداره.
ولی من الان مشکلات خودم رو دارم.
خاطراتت...
اگه به یه قرار بری، ممکنه یه چیزایی یادت بیاد.
بعدشم، شما دوتا ستسونا و رینه هستین.
میتونی روش هم بپری.
سارا!
تا زمانی که تو آنجایی
راست میگه.
من باید خاطراتم رو برگردونم.
وقتی به این جزیره رسیدم، همه خاطراتم رو از دست دادم.
رینه...
رینه
وقتی دیدمش، اون اسم تو ذهنم اومد.
تو رینهای؟
تو کی هستی؟
من...
ستسونا.
ستسونا
و وقتی بهش نگاه کردم، احساس کردم که اسمم ستسونائه.
رینه
ستسونا
دو اسم.
اونا من رو به خاطراتم میرسونن.
یه سرنخ دیگه هم هست.
اون کلبه...
من یه پسری رو به اسم ستسونا تو اون کلبه میدیدم.
من همون "ستسونا"ام؟
حس میکنم اون کلبه بعضی از رازهام رو داخلش داره
همینطور رینه.
رینه
ستسونا
کلبه
ستسونا؟
ولی قضیه به این آسونی حل نمیشه.
بس کنین!
هنوز بیداری؟
آره.
میشه کنارت بخوابم؟
میتونی روش هم بپری.
گذاشتی سارا کنارت بخوابه، پس منم میتونم، آره؟
آره.
من کلی دردسر برات درست کردم.
برای کارن چان و سارا چان هم همينطور.
خوشحالم.
آره.
دفعه بعد، ستسونا من میشی؟
من فقط داشتم آماده میشدم خودم رو تغییر بدم
بعدش تو شروع به نادیده گرفتن من کردی.
بیا بخوریم.
بعدش دوست داری بریم جایی؟
ها؟
فقط اگه بخوای.
باشه، بریم.
اول باید تمیز کنی!
آره، راست میگی.
ممنون منتظر موندی.
باش.
عجیب به نظر میرسم؟
نه، اصلا.
این چیزیه که میخوای بپوشی؟
شستمشون.
منظورم این نبود.
آه، این یه قراره؟
خفه شو! بریم!
بریم!
هی، خیلی تند میری!
میتونیم صبر کنیم تا هوا خنک بشه.
خیلی دیره.
خب، کجا میخوای بری؟
هرجایی باشه خوبه.
تا وقتی تو با منی.
ها؟ چی؟
هیچی.
آره!
ستسونا
رینه
حالا وقت اینکه بازی واقعی شروع بشه.
کسی که میبازه مثل برنده رفتار میکنه.
هیچوقت قبولش نمیکنم!
واقعا؟
آره!
خیلی خوبه!
باورم نمیشه وقتی ازم عقب بودی منو بردی.
ولی همینکه هست.
به هر حال پسر باید تو قرار حساب کنه.
قرار؟
این قرار نیست؟
باشه... قراره.
فراموش کرده بودم که دنیای بیرون چه حس خوبی میده.
خوشحالم اومدم.
گرچه این سه قدم به جلو، دو قدم به عقب بود.
میتونستی یکم بهم پول بدی.
خسته نباشی. سخت کار کردی.
راستش، رینه یه آدم دیگه به نظر میرسه.
که اینطور. پس اونا یه برخورد نزدیک دلپذیر داشتن.
فکر کنم اونا دارن جفت میشن.
نه، نمیتونیم بذاریم!
آره!
ستسونا از آیندست، و رینه متعلق به حاله.
اگه عهد ببندن که با هم باشن...
عهد؟!
برای اون خیلی زوده!
ما باید عجله کنیم!
ما باید بهشون هشدار بدیم!
وایسا!
بیا بریم.
بعد اینکه ما این همه راه رو اینجا اومدیم؟
تو منو آوردی اینجا، حالا داری میچسبونیش به من؟
شبیه احمقهاییم.
این برای محافظت از خودمونه، درست مثل آینده سیاره زمین!
هی، بچهها!
وسایل جفتها!
لنون و یوکو!
چی میخواستی بهمون بگی؟
اه، چیزه... چطوری بگم؟
من یه اشتباه بی دقتی کردم.
شما دوتا در حال حاضر جفتین؟
"جفتیم"؟
دارم میگم، مقاربت، روابط صمیمی (محرمی)، عشق بازی
کارهای شبانه، آمیزش، لمس فوقالعاده...
سارا!
بی پرده ازتون میپرسم.
شما دوتا با هم سکس داشتین؟
معلومه نه!
خیالم راحت شد.
اگه کسی از آینده با یکی از حال حال رابطه جنسی داشته باشه
بچهای که نباید وجود داشته باشه به دنیا میاد.
ممکنه باعث یه شوک فضا-زمان بشه که دنیا رو نابود کنه.
No comments yet. Be the first to leave one.