처음 200줄입니다.
یادداشت نهایی
قسمت 28
لطفا آماده باشید
حراج به زودی شروع میشه
اگه مادربزرگت نیاد
تو هم باید بری
وقت منو هدر نده
خانم هوو
حتما شوخی میکنی
بیا مزاحم مادربزگم
برای این کار نشیم
بعد از اینکه پدربزرگم امرد
اون هیچوقت از خونه ما بیرون نرفته
دلیلش اینه که چشماش ضعیف شده
و با کسی ازدواج کرد که جوان مرد
... تو اون و من دوستای دوران بچگی بودیم
در طول این سالها
اون حتی یکبار هم به دیدن من نیومده
اما خودش رو در هانگژو وحشتناک پنهان کرد
میخوام همین الان منو اینجا ببینه
و فکر می کنی شوخی می کنم؟
خانم هوو
من هیچ تصوری از اتفاقات رخ داده
برای نسل قدیمی تر ندارم
این چطوره؟
مقداری کاغذ برقی رو برای پدربزرگم می سوزانم
و ازش میخوام بیاد توی خوابت
تا شما دو نفر با هم حرف بزنید
بیرونش کنید
وو زی
لطفاً اول برو
هیچ کس نمیتونه در اطراف راه بره
وقتی حراج شروع میشه
مثل اون کثیف بازی کن
خانم هوو
ما رو به خاطر بی شرمی سرزنش نکن
من باید در مورد بایگانی یانگشی لی جوابی بگیریم
یا ما سه نفر
تو رو دنبال میکنیم
هر کجا مثل سایه بری
از اونجا که میخوای اینجا بشینی
من هم میشینم
چطور جرات میکنی اونجا بشینی؟
بلند شو
چطور میتونه اونجا بشینه؟
بهشون بگو آماده باشن
بله قربان
بهم بگو
وگرنه از جام بلند نمیشم
نگهبان
تا این اراذل و اوباش رو بیرون ببرید
خانم هوو
بیرون کردن ما باعث نمیشه که تو هم وجهه خودت رو از دست بدی؟
ارباب شیائو سان به افراد مسن احترام میذاره
در مورد ما ، ما اینجا اراذل و اوباش واقعی هستیم
در صورتی که اوضاع به شدت وخیم بشه
و تو آسیب میبینی
خیلی بد میشه
وو زی
... این صندلی . دیگه نگو
دوست داره اونجا بشینه
پس بذار بشینه
خانم هوو
همونطور که گفتم انجام میدم
لطفا رحم کن
اینقدر منو گول نزن
اگه پدربزرگ من
تا حالا اشتباهی کرده
میتونی به من سیلی بزنی
حتما
ارباب جوان وو
من تسلیم میشم
میتونی اینجا بشینی
تا ساعت 4.30 بعد از ظهر بمونی
اگه بتونی
من کار رو برات سخت نمی کنم
فقط با نشستن در اینجا
تو در مورد بایگانی های یانگشی لی به من میگی؟
لطفا بشینید
حراج در رستوران شین یو الان شروع میشه
شروع شد
رستوران شین یو
این رو نگاه کن
این یه نمایش عالی میشه
اون ازت میخواد که اونجا بشینی
می ترسم اون نباشه
چاقالو ، نگاه کن
این صندلیها خالی هستن
خانم هوو
دوست شما
روی صندلی اشتباه نشسته ؟
این چشم باز نیست؟
بعد از استاد ژانگ
مدتیه که کسی جرات نداره روی اون صندلی بشینه
اما اقلام حراج امروز
خیلی کمیابه
تنها زمانی مناسبه
یک احمق میخواد خودکشی کنه
خواهش میکنم ادامه بده
چه خبره؟
خانم هوو
استاد ژانگ قبلاً این صندلی رو گرفته بود؟
در اون زمان ، استاد ژانگ
باید با یین شین یو ازدواج میکرد
چون اونجا نشسته بود
شاید بتونی
امروز یک روز فرخنده رو انتخاب کنی
و همسری به خونه ببری؟
خانم هوو
لطفا منو مسخره نکن
وای
این چای هست که بیش از 7000 یوان قیمت داره ، مگه نه؟
اینها همه در خونه هست
هر وقت به چیزی احتیاج داشتید به ما زنگ بزنید
لیست موارد حراج
مهر یشم سلطنتی
پیکسیو
مهر شبح
مهر شبح امروز به حراج گذاشته شده ؟
چاقالو ، نگاه کن
مهر شبح اژدها
الان نشان داده میشه
این واقعا مهر شبح هست
پس؟
آشنا به نظر میرسه؟
این یکی نیست وقتی ژانگ وارد کوه چانگبای شد
مهر یشم در دروازه برنز
و شبح مهر
چجوری اونها به هم متصل شدند؟
مهر شبح اژدها
روی مهر
یک چیلین پا روی شبح میذاره
با سر بالا
چیلین یک شبح سه سر داره زیر پاهاش
پنجه روح روی چیلین بود
و چیلین
به نظر میرسه از ارواح بی شماری ساخته شده
وقتی از زاویه دیگه ای مشاهده شد
تعداد زیادی اژدها
در چیلین دیده میشه
مهر شبح در اصل متعلق به پادشاه شانگ لو بود
گفته شده
که اون یک جعبه یشم بنفش پیدا کرده
داخل شکم یک مار عظیم الجثه
و حاوی مهر شبح بود
افسانه باستان میگه
کسی که صاحب مهر و موم شبح هست
میتونه ارتش ارواح رو فرماندهی کنه
علاوه بر این شایعه هم هست
که فقط مهر شبح میتونه دروازه برنز رو باز کنه
و از رازهایی که پنهان می کنه
غایت
از شهاب سنگ یشم ساخته شده؟
ارباب خوا ، زنگ شما
چه بدرد من میخوره
وقتی اون احمق روی صندلی نشسته
فانوس رو روشن کنید
رستوران شین یو
به مدت خیلی طولانی
هیچ کس جرأت روشن کردن فانوس در این رستوران رو نداشت
تو فقط باعث افتخار خانواده وو شدی
از این به بعد ، همه افراد در این تجارت از تو اطلاع خواهند داشت
استاد جوان وو
فانوس روشن شده ؟
هرچند این لذت کوتاه مدته
خانواده قدیمی وو فقط ممکنه
توسط تو خاکستر بشه
فانوس برای هیچ چیز نیست
چاقالو
ساعت چنده؟
ساعت 4 هست
نیم ساعت مونده
و ما برنده میشیم
در نیم ساعت باقی مونده
ممکنه نتونم محکم بشینم
روشن کردن فانوس در یک خانه حراج
یعنی که برای هر مورد
و پیشنهاد قیمت
پیشنهاد بعدی به طور خودکار توسط من انجام میشه
به عبارت دیگه
امروز در این مکان
من هزینه هر کالای فروخته شده رو پرداخت می کنم
بنابراین ، هر چقدر هم که قیمت بالا باشه
تو کسی هستی که پولش رو میدی؟
مهر شبح چقدر ارزش داره؟
بیشتر از کل خانواده وو
تعجبی نداره که گذاشتی اینجا بشینم و صبر کنم
خانم هوو
اگه نتونم پول بدم
رستوران شین یو دست و پای منو قطع میکنه
گوش کن
اتفاقی برای من بیفته
بایگانی های یانگشی لی با من نابود میشه
و تو هیچی گیرت نمیاد
پس
تو از من پول قرض میکنی؟
بستگی به این داره که چه چیزی بیشتر از این اهمیت داره
بایگانی یا پول یانگشی لی
اول باید از اون میپرسیدی
من هرگز نگفتم که
No comments yet. Be the first to leave one.