처음 200줄입니다.
...آنچه گذشت ولی من
.از جهنم نیومدم بیرون که متصدی بار بشم
.وجود تو برای محافظت از منه
،هر خطری وجود داشته باشه
.من اونجام که متوقفش کنم
،حالا که اینجا گیر افتادیم
.باید بفهمم به کجا تعلق دارم
.بهم پول دادن
.به عنوان یه جایزه بگیر
.ازت میخوام کمکم کنی
،اگه میز بود میگفتم اون انجامش بده .ولی رفته دنبال جایزه گرفتن
.اهریمنها روح ندارن
اگه بمیرم، فقط... میمیرم
illusion مترجم: امیرعلی
Synce By: RezaBFD
چطوری هرشب اینکار رو میکنی؟
تو چطوری نمیکنی؟
.بیشتر بخاطر ترسم از نارسایی کلیه
.الان سه ساعته داریم مشروب میخوریم
...ولی میدونم تو از
.سه شنبه داری میخوری
چرا همیشه اینجوری به خودت فشار میاری؟
.چون حال میده، لیندا
.افراد بیروح استراحت نمیکنن
.باشه
.میخواستم در این باره ازت بپرسم
واقعاً منظورت این نیست که .روح نداری
.نداره
.هیچ اهریمنی رو نداره
واسه همین به زندگی کردن در لحظه .بدنام هستن
.آره، وقتی بمیرم، دیگه تموم میشه
.از بین میرم
.پس یه ثانیه رو هم از دست نده
شما انسانها میتونید این رو ازش یاد بگیرید.
.و من. خب، بیشتر از من
.خیلی بده
.خیلی منأسفم، میز
.من شکایتی ندارم
.فقط میخوام اوضاع رو جالب نگه دارم
یعنی، مشروب خوردن مداوم
خشونت
.و سکس داشت خستهام میکرد
.میدونی که چطوریه
.بله، البته
.همهی اون چیزها، همیشه، واسه من
.آره، ولی الان انسانها رو هم شکار میکنم
.یکم اشتیاقم رو بالا میبره
درواقع، جایزهی بعدیم باید .هر لحظه برسه اینجا
جایزهات رو میاری پیش خودت؟
چطوری تونستی اینکارو بکنی؟ .بذار حدس بزنم. اخاذی
.نه. قول تریسام
.کوپن تخفیف مشروب توی لاکس
کوپن؟
.میز، اینجا که یه دیسکوی دانشجویی نیست
...هیچکس با عقل سالم من یه کوپن دارم
.برای یه مارگاریتای مجانی
.آره
،گرچه باید اعتراف کنم .این کار هم داره هیجانش رو از دست میده
.نمیدونم
.حس میکنم بیشتر... لازم دارم
شاید بهتره یه استراحتی بکنی
.و بابت چیزهایی که داری ممنون باشی
.آروم باش
همونطور که دوستدارم این اتاق آرومتر بچرخه.
اتاق نمیچرخه، نه؟
.نه .نه
.نه. باشه
.این سرده
.سرد و خوبه
.به حرفهاش گوش نده
.این حرفم رو قبول کن، میز
بهتری کار همیشه اینه که .بزرگترین اشتیاقت رو دنبال کنی
.نهایت لذتت رو ببر، مازکین
باید چالشبرانگیزترین .آدمهایی رو که میتونی شکار کنی
.مطمئنم دکتر هم موافقت میکنه
.وقتی بیدار بشه
.پس نهایت لذت رو میبریم
.رو کن ببینم چی بلدی
.نوش
.جفتشون داد میزدن
.ظاهراً حتی توجه نمیکرد
.مثل آب خوردن کشتشون
.خیلی خون ریخته بود
...من هیچوقت
.عذر میخوام
اینجا دفتر شماست؟
.نه
.فکرش رو هم نمیکردم
.مطمئنم مال منه
اینجا وقتیه
که توضیح میدی پشت میز من .چه غلطی میکنی
...تو
.ستوان هررا از جرایم سازمانیافته هستی
.بله، درسته
همون بخشی که گفتم "پشت میزم نشستی" باعث شد متوجه بشی؟
واسه چی داری مصاحبات قدیمی
پروندهی بن ریورز رو نگاه میکنی؟
.میخوام پیداش کنم
چی هستی تو، دوستدختر قدیمیش یا همچین چیزی؟
.من مازکین اسمیت هستم
همون جایزه بگیری هستی که .تو بخش قتل کار میکنه
.سابقهی جالبی داری
اینجا نوشته ریورز توی یه شهر کوچیک در کانادا بوده
.چند هفتهی پیش
آره، چند ماه گذشته .همهاش درحال جابجایی بوده
همیشه سه قدم از هرکسی که .دنبالش بوده، جلوتر بوده
.دیگه نه
،گوش کن، اگه در این مورد جدی هستی
.باید بدونی ریورز آدم فریبدهندهایه
.خطرناکه
کنگفو بلده؟
.بعید میدونم
.خیلی بد شد
.داشتی هیجانزدهام میکردی
.نکن
.دستکمش نگیر
باشه؟ اون دو نفر رو
وسط روز و در دید عموم کشته .چون دلش خواسته
کی میدونه دیگه چه کارهایی انجام داده؟
هر جایزه بگیری که رفته .دنبالش شکست خورده
.عالی شد
میز، واقعاً؟
اصلاً میدونی داری خودت رو وارد چه وضعی میکنی؟
تا حالا رفتی کانادا؟
.نه. بیخیال
.همون آدمها داخلش هستن، با شهر متفاوت
.کشور متفاوت
،کانادا یه کشوره .و با اینجا خیلی فرق داره
باشه، این لباس
.زمستونه نیست .آره
میدونی اونجا زمستونه، درسته؟
این چیه؟ وسایل زمستونهات؟
.نه، شلاقها و چاقوهامه
.خب، شلاقها و چاقوهات دارن تکون میخورن
.تریکسی
.نمیتونم بذارم میز تنهایی بره
.یه نفر باید هواش رو داشته باشه
.ممنون، آدم کوچولو
.نه
.گوش کن، من چیزیم نمیشه
تازه، ازت میخوام اینجا بمونی
.و مراقبت مامانت باشی
.درسته
،بدون ما دوتا .کسی نیست ازش محافظت کنه
.فکرنکنم از موضوع زمزمه کردنتون خوشم بیاد
بیا. خانوم بیگناه رو .حداقل با خودت ببر
.بزن قدش
.زودباش
.موفق باشی، میز
،مراقب باش وقتی نیستم باشه، دکر؟
.هی، مانکی
.میز چیزیش نمیشه
پس چرا انگار نگرانشی؟
.نگران میز نیستم .نگران کانادام
!کمک
!هی، کتم رو پس بده
!هی! برگرد اینجا! کمک
.آره، به نظر خودشه
.ممنون
.هی، هی، هی
.یه نفر واسه تعطیلات آمادهاست
.خیلی زیاد
.این برنامه سفرمه
.همیشه تلفنم در دسترسه
،اگه اتفاقی برای تریکسی افتاد
.با اولین پرواز بر میگردم
.دنیل
میخوای بری کجا؟ دههی 80؟
.تیکهی خوبی بود. میرم هاوایی
میخوام از هاوایی لذت ببری، باشه؟ .لایقش هستی
.ممنون .بالأخره کار و بارم رو ردیف کردم
.نه صحنهی جرمی هست، نه کاغذبازیای مونده
فقط میخوام برم موجسواری، یکم ،هم کوهنوردی
.و یه کتاب بخونم
.خوبه. به این میگن کمک به نفس، فکرکنم
هر مردی که 3 تا توقف بین راهی رو انتخاب کنه
.معلومه داره خودش رو شکنجه میکنه
.باید از مسیرهای مسافرتی استفاده میکردم، مرد .همه که مرفه نیستن
خب، باید اینکار رو بکنی. یعنی، گاهی
همینجوری آتیششون میزنم و پرتشون میکنم توی هوا
...تا ببینم کی
اون یه اصطلاح بود، نه؟
.آره
.خب، چند هفته دیگه میبینمتون
.من رفتم !خوش بگذره
.وای، خدای من
.نقطههای جدید
خب، تا حالا تونستی رد میز که دنبال جایزهاش بوده رو بزنی؟
.آره، باشه. یه دزدی تاکسی در ونکوور داشتیم
.دعوا با یه تیم کرلینگ در مانتریال
و، "حملهی خرسی" که در جزیرهی
شاهزاده ادوارد اتفاق افتاد .و فکر میکنم اون هم کار میز بوده
ظاهراً داره .اوقات خیلی خوشی رو میگذرونه
.خوشحالم پیشنهادش کردم
پس بخاطر تو کانادا در خطر افتاده؟
.ببین، این برای میز خوبه، کارآگاه
.اون به یه تغیراتی نیاز داره
چیزی که میز نیاز داره کمک ماست .قبل از اینکه آسیب بیشتری برسونه
.موضوع دربارهی کمک نیست
دربارهی اینه که تو مثل .یه مادر بیش از حد محافظهکار رفتار میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.