처음 200줄입니다.
...آنچه گذشت
به جرم قتل براي سرم جايزه گذاشتن
...بلک جک قادر بود هر جرمي رو مرتکب بشه
چون پشتش به يه شخص قدرتمند گرم بود
دوک ساندرينهام
داشتيم براي به تخت نشوندن پادشاه برحق پول جمع ميکرديم
يه پيغام به دوک ساندرينهام بفرست
اونو به ضيافتي که به افتخار خودش برپا شده دعوت کن
براي سبک سنگين کردن ...جنبش جکوبايت از ديد يه انگليسي
تصميم عاقلانهايـه
بعضي وقتا بايد بياي ديدنم
يه قفسه پر از معجون و دارو دارم
قرص نعنا لازم دارم عزيزم
برات پيشکشي آوردم
نه، من متاهلم
.عهدم رو نميشکنم - اين ديگه چيه؟ -
يه طلسمـه، براي ايجاد درد و رنج
کي يه همچين چيزي رو ميذاره زير تخت ما؟
ليهري
ارائهاي مشترک از IranFilm, TVWorld, CafeFilm
ترجمــه از Farzaneh & Mehrdadss
نه. نه
جيمي
!بيدار شو
بسه ديگه لعنتي
بلند شو تنبل
...من يواش در ميزدم
يا کاراي زناشوويت انقدر تو رو تنبل کرده؟
خانم
حتماً دليل مهمي داري که اومدي ديدنم
آره پسرجون
...دوک ساندرينهام براي مشورت با ارباب
مياد اينجا
الان تو اقامتگاه "مرلوود هاوس" اسکان داده شدن
پس فرصت خوبي به دست آوردم
جناب دوک هميشه از من جانبداري کرده
بعضيا ميگن بيشتر از اين حرفاست
نه که بخوام خودمو دو دستي تقديم کنم
،ولي عاليجناب نفوذ زيادي تو دادگاه داره
...و اگه خودش بخواد
ميتونه جايزهي منو لغو کنه
...آره، ارزش پرسيدن رو داره
ولي آدمي نيست که به همين راحتي بذل و بخشش کنه
من که ازش بخشش نميخوام
يه بيگناهم که ميخواد عدالت درموردش اجرا بشه
عدالت؟ اونم از دوک سندرينهام؟
مگه ميشناسيش؟
قبلاً درموردش شنيدم
...جيمي، اگه يه چيزي بهت بگم
قول ميدي نپرسي از کجا ميدونم؟
...بهت که گفتم، هيچوقت مجبورت نميکنم
چيزي رو که دوست نداري بگي
آره، قول ميدم
درمورد دوکـه، نبايد بهش اعتماد کني
منظورت تمايلش نسبت به مردهاست؟
خودم همهچيو ميدونم
وقتي حدوداً 16 سالم بود اومد اينجا
،خيلي به من توجه ميکرد ولي کاري از پيش نبرد
اينو نميدونستم
موضوع اين نيست
دوک، دوستي خيلي نزديکي با جک رندال داره
رندال خودش اينو بهت گفت؟
قول دادي نپرسي - من که همچين قولي ندادم -
هردومون به خواستهت احترام ميذاريم
کسي که با جک رندال دوسته نميتونه خيرخواه تو باشه
...شايد بهتر باشه قبل از استقبال از دوک
...يه صحبتي با ند گوان داشته باشيم
ببينيم اون از اين جريان چي ميدونه
آره، آره، با پيشکار صحبت ميکنم
...کلير
بايد اينو بفهمي اين يعني چي
اين اولين فرصت درست و حسابي من براي عفوـه
،ميتونم بالاخره برگردم به لاليبروخ
،جايي که بايد باشم "به عنوان ارباب "بروخ توارخ
تو هم ميتوني بانوي من باشي
اونجا زندگي خوبي خواهيم داشت
مطمئنم
منم همينطور
پسرجان، در حال حاضر تو به جرم قتل تحت تعقيبي
...ميتوني تا روز محاکمه اينو انکار کني
ولي حرفات عليه کاپيتان رندالـه
...و حتي اگه دوک ازت حمايت کنه
...متاسفانه بازم راهي نيست
...که يه قاضي بريتانيايي حرفاي تو رو
عليه يکي از فرماندهان سلطنتي قبول کنه
حتي اگه حقيقت رو بگم؟
چه راست باشه چه دروغ ربطي به قانون نداره
پس نميشه کاري کرد
نه، نه، نه، نه
به اين سرعت تسليم نشو
گفتي دوک رابطهي نزديکي با بلک جک داره؟
...خب اگه درست باشه
...شايد بتونيم دوک رو متقاعد کنيم که دوستي با
يه همچين جنايتکاري بيشتر از اينکه براش ارزش داشته باشه، خطرناکه
...ند گوان، اگه نقشهاي داري
خب بگو
...من ميتونم يه دادخواست بنويسم
،و از جنايتهاي رندال عليه اسکاتلنديها شکايت کنم
،که شامل زن تو هم ميشه
و همينطور تخطي از قوانين اعليحضرت
...اگه بتوني دوک سندرينهام رو قانع کني
...که مدرک رو به دست
...رييس دادگاه برسونه
...ممکنه اونو به دادگاه نظامي بکشونن
...يا حداقل
اونو از خاک اسکاتلند منتقل کنن
،دادگاه نظامي، انتقال
نميتونن اون حرومزاده رو دارش بزنن؟
...گذروندن بقيهي خدمت نظاميش
...تو يه جهنم وسط سرخپوستا
براي اون از هر مجازاتي سختتره
...همراه با رسوايي رندال
...به نظرم جيمي ميتونه بره دادگاه
و بخشايش بگيره
آفرين
چه خوشگله - خدا رو شکر -
فکر کنم بايد تشکر کنم
بيا، بذار کمکت کنم ببنديش
خيلي قشنگه. حيفه کثيف بشه
...کلير، ميبيني نوهي عزيزم
برام چي دوخته؟
قشنگترين چيزي نيست که تا حالا به عمرت ديدي؟
خانم فيتز، اشکالي نداره يه کم ما رو تنها بذارين؟
من و ليهري بايد با هم حرف بزنيم
باشه
از ظاهرت پيداست که موضوع مهمي هم هست
کمکي از من برمياد؟ - نخير. ممنون -
موضوع بين خودمون دوتاست
باشه
اگه بهم نياز داشتي من بيرونم
بياين دخترا
چخه، چخه
هرچي ميخواي بگي بگو ديگه
بايد به کارام برسم
برات آشناست؟
چرا بايد باشه؟
چون تو گذاشتيش زير تخت من
چرا بايد همچين کاري کرده باشم؟
...ببين، ميدونم عاشق جيمي هستي
،و وقتي احساسات جريحهدار بشن خيلي دردناکه
مخصوصاً براي کسي به جووني تو
...حتي دليل حسادتت رو نسبت به خودم
درک ميکنم
با اينکه هيچوقت قصد نداشتم جيمي رو ازت بگيرم
حقيقت اينه که اون از اولش هم مال تو نبوده
دروغ ميگي
جيمي فريزر مال من بوده و هست
ولي تو با دزديدنش راه ما رو از هم جدا کردي
داري اشتباه ميکني بچه جون
...جيمي بيچاره، تو يه تعهد بدون عشق گير افتاده
و مجبور شده تختش رو با يه هرزهي بي احساس انگليسي شريک بشه
...حتماً مجبوره هرشب خر مست کنه
تا بتونه زمينت رو شخم بزنه
نبايد اين کارو ميکردم
متاسفم
آره
من اون طلسم رو گذاشتم زير تخت
به اين اميد که جيمي هم به اندازهي من از تو متنفر بشه
اون متعلق به منه، و يه روزي مال خودم ميشه
اميدوارم بابتش پول زيادي خرج نکرده باشي
چون هيچوقت چنين اتفاقي نخواهد افتاد
اشتباه ميکني
،درمورد جيمي اشتباه ميکني
همونطور که درمورد دوستت گيليس در اشتباهي
اون بود که طلسم رو بهم فروخت
تعجب کردي، نه؟
خوبه
...از من و شوهرم
فاصله بگير
اگه دنبال زنم ميگردي، اينجا نيست
دخترهي هرزه هروقت لازمش دارم نيست
آخ! ببخشيد
شلغم خام هيچوقت بهم نميسازه
بايد چندتا از دواهاي زنم رو بخورم
!اه! همش آشغاله
برهي نازنينم کجايي؟
بيا، اين رازيانهست
موقتاً آرومش ميکنه
"خدا همتونو لعنت کنه "جيني اون لگن منو بيار
برو ديگه! بدو - منم بايد برم -
معلومه که بايد بري
امشب ماه کامله
...خانم دانکن رو تو بيشهي شمال دامنه
چند ساعت قبل از سحر پيدا ميکنين
!جيني
!بهت گفتم لگن بيار
...آزاد شو
اي الهه
...اي مادر زمين
دروازهها را باز کن
تو را پرستش ميکنم
از ميان آتش بپا خيز
حالا ميتوني بياي بيرون کلير
صداي خش خش توي بوتهها رو شنيدم
...ولي بازم
هميشه دوست داشتم تصور کنم يکي داره نگام ميکنه
تو هم ميتونستي بهم ملحق بشي
ولي شما انگليسيها آدماي محافظهکاري هستين
تو سرما واقعاً ميچسبه
آره، معلومه که داشتي لذت ميبردي
No comments yet. Be the first to leave one.