Burma VJ: Reporting from a Closed Country

Burma VJ: Reporting from a Closed Country

Burma VJ: Reporter i et lukket land

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Burma VJ Persian
다음의 해설 dicdoc

태그

other
게시일: 2011-05-31
다운로드: 28
청각 장애인용: Yes

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

اين فيلم شامل حجم زيادي از تصاويري‌ست .که توسط گزارشگران مخفي در «برمه» گرفته شده است

برخي قسمت‌هاي فيلم با همکاري نزديک اشخاص .حقيقي درگير در حوادث بازسازي شده است

فقط نام برخي اشخاص، محل‌ها و ديگر اطلاعات قابل ردگيري .به دلايل امنيتي و حفظ حريم خصوصي تغيير داده شده است

.وقتي دوربين را برمي‌دارم، شايد دست‌هايم بلرزد

.شايد قلبم شروع کند به گروپ گروپ زدن

.ولي بعد از کمي فيلم‌برداري... بهتر مي‌شوم

.من هيچ پيش‌ذهنيتي ندارم .فقط يک موضوع در ذهنم دارم

.فقط تصوير مي‌گيرم

.اين کشور من است

و بيش از چهل سال است که .اوضاعش بر همين منوال بوده است

من فقط چند هفته‌اي از زماني را به ياد مي‌آورم .که اوضاع کاملاً فرق مي‌کرد

در سال 1988 من پسربچه‌اي بودم

و آن زماني بود که همه در برمه .به خيابان‌ها آمده بودند

آنها که سال‌ها حاکم نظامي داشتند .خواهان تغيير بودند

.اين دانشجويان بودند که تظاهرات را رهبري مي‌کردند

.آنها روز به روز جسورتر مي‌شدند

.آنها مي‌خواستند که ژنرال‌ها قدرت را واگذار کنند

.همه اميدوار بودند

ما حتي «آنگسان سوچي» را داشتيم

.که براي رهبري مردم از اروپا بازگشته بود

.ولي اراده‌ي ژنرال‌ها بر چيز ديگري بود

در پايان روز 3000 نفر در خيابان‌ها کشته شده بودند

.و... ماجرا تمام شد

.احساس مي‌کنم دلم مي‌خواهد بخاطر دموکراسي بجنگم

.ولي فکر مي‌کنم بهتر است به آينده‌ي بلندتري بينديشيم

ما نمي‌توانيم دوباره به خيابان‌ها برويم .و هدف گلوله قرار بگيريم

.چون ديگر کسي را براي کشته شدن نداريم

آنها خيلي باشهامت بودند

ولي گاه احساس مي‌کنم که .آنها بخاطر هيچ‌چيز کشته شدند

.امروز نشانه‌اي از سال 88 باقي نمانده است

.انگار همه چيز فراموش شده است

آنگسان سوچي در بازداشت خانگي .در مرکز شهر «رانگون» است

او در خانه است، ولي شما نمي‌توانيد .برويد و با او صحبت کنيد

...اينجا فقط

.تاريکي‌ست

.من احساس مي‌کنم دنيا دارد ما را فراموش مي‌کند

.به همين خاطر تصميم گرفتم گزارشگر تصويري بشوم

حداقل مي‌توانم تلاش کنم نشان دهم .که برمه هنوز وجود دارد

.ما مجبوريم دوربين‌مان را توي کيف مخفي کنيم .فقط مي‌توانيم براي لحظات کوتاهي فيلم بگيريم

.و بعد بايد فيلم‌ها را قاچاقي از کشور خارج کنيم

کار خيلي سختي‌ست

.ولي ما سعي‌مان را مي‌کنيم

مي‌دانم اگر آنها من را با دوربين بگيرند .به زندان مي‌افتم

و اگر مردم به ما بگويند که چه مي‌انديشند .سرنوشت‌شان همين خواهد بود

.به همين خاطر آنها ساکت مي‌مانند

.داستان‌هاي ما خاموش‌اند

من هميشه شب‌ها به کارهايي که .در طول روز کرده‌ام فکر مي‌کنم

...با کمي نگراني «آيا ممکن است کسي من را ديده باشد؟»

.يا چنين چيزي

چه مي‌شود اگر کسي من را شناخته باشد و فهميده باشد که فيلم‌برداري مي‌کنم؟

.بله، در مورد اين چيزها فکر مي‌کنم

.ترس در همه بسيار عميق است .در من هم همينطور

بعضي وقت‌ها که چنين حسي دارم .به ديدن «کو مائونگ» مي‌روم

اين دوربين رو براي من خريدي؟ - !آره، براي توئه، مارمولک-

.ما در «رانگون» يک گروه کامل هستيم

.و همه درگير يک مشکل هستيم

.ولي «کو مائونگ» طور ديگري به موضوع نگاه مي‌کند

.با وجود اينکه 12 سال را در زندان گذرانده است

.او آدم خاصي است .انگار اصلاً عين خيالش نيست

زومش کجاست؟ - .همونجا-

.آها، ديدم - .مي‌توني برعکس هم زوم کني -

.آها، آره، آره- .خيلي راحته

.آره. برو حال کن باهاش -

.اَه. گندش بزنن -

.کو مائونگ آدم سرسختي‌ست

.او به ندرت غمگين و افسرده است .او آدم قوي‌اي‌ست

.گاهي وقتا فايده‌ي کارايي که مي‌کنيم رو نمي‌فهمم -

،ما خيلي تلاش مي‌کنيم .ولي چيزي رو تغيير نمي‌ديم

.مزخرف نگو. کار ما مهمه - .داشته باشي CNN تو نمي‌توني انتظار يه برنامه توي

.حرفت بچه‌گانه‌ست

مهم اينه که به گفتن حقيقت درباره‌ي کشورمون .ادامه بديم

.ولي همه چيز همينطور مي‌مونه - .خيلي مطمئن نباش -

.مردم ديگه جونشون به لبشون رسيده .اونا براي تغيير آماده‌ن

.مردم مي‌ترسن -

.اين توي خون‌شونه تو چند ساله که داري با ژنرالا مبارزه مي‌کني؟

.درست 19 سال -

.خيلي طولاني‌يه - خب که چي؟ -

.همه‌ي نکته‌ش همينه :تو بايد حرف بودا رو آويزه‌ي گوشت کني

.عجله نکنيد»

«.شکيبا باشيد

.درست مي‌شه، برادر

هر نوع اطلاعات، تصوير و عکس دريافتي .از گزارشگران اينترنتي بسيار حياتي‌ست

اينها به جهانيان نشان مي‌دهند که .چه چيزي در حال رخ دادن است

.آنها چشم و گوش جهانيان در وضعيت فعلي هستند

.چرا که ما خبرنگاران نمي‌توانيم نقش خود را ايفاء کنيم

.ما اجازه‌ي ورود به برمه را نداريم

«جوشوآ» و گروه خبرنگارانش براي «نداي دموکراسي برمه» .که يک شبکه‌ي تلوزيوني در خارج است کار مي‌کنند

فيلم‌هاي آنها بوسيله‌ي اينترنت يا توسط .افراد قابل اعتماد از برمه به خارج از کشور قاچاق مي‌شود

«گزارش‌هاي آنها از تلوزيوني در «اسلو» در «نروژ توسط ماهواره براي برمه پخش مي‌شود

که هدف آن مقابله با تبليغات و .ارايه‌ي اطلاعات غلط توسط رژيم است

در پاييز 2007 گزارشگران مخفي چنان تأثيري بر خبرهاي .جهاني گذاشتند که خود هرگز تصور آن را نمي‌کردند

تاريخ 15 آگوست 2007

.من 15 آگوست را به خوبي به ياد دارم

.من سوار بر اتوبوسي به سمت رانگون مي‌رفتم .تصميم گرفتم داستاني سر هم کنم

.چون توي اتوبوس جو خيلي سنگين بود

.متفاوت با هميشه

!چقد دير اومدي - .يه ساعته اينجا منتظرم

.اينو بذار يه جاي مطمئن

.کرايه شده 1000 تا - چي؟ مگه 500 تا نيست؟ -

.سوخت گرون شده، خبر داري که -

.ازت شکايت مي‌کنم -

.به هر جا مي‌خواي شکايت کن - .برو پيش پليس

چکار مي‌تونم بکنم!؟ -

.آن روز دولت قيمت سوخت را دوبرابر کرده بود

.همه چيز خيلي گرانتر مي‌شد .براي مردم عادي مشکل بزرگي بود

.مجبورم دخترم رو از مدرسه بردارم - .اونم فايده‌اي نداره -

!هيشکي به هيشکي نيست - ببخشيد، مي‌شه يه چيزي بپرسم؟ -

.آنها هنوز مي‌ترسند

چه کسي خبرچين است؟ چه کسي جاسوس نظامي‌هاست؟

،با وجود اينکه کسي حرفي نمي‌زند .مي‌دانم مي‌خواهد اتفاقي بيافتد

.مي‌توانم احساسش کنم

،وقتي به رانگون رسيدم

خبردار شدم که يک معترض باسابقه

مي‌خواهد يک حرکت اعتراضي تکنفره .در قسمت شلوغي از بازار ترتيب دهد

.فضاي امنيتي در رانگون خيلي بسته است

تعداد زيادي نيروي امنيتي .بدون يونيفورم آنجا هستند

.او نمي‌تواند بيش از دو يا سه دقيقه ادامه دهد .بعد دستگير خواهد شد

براي گروه ما زمان آن بود که .همه‌ي نيروي خود را بکار بگيريم

.تصميم گرفتيم همه به آنجا برويم

.پس رفتيم و در اطراف پراکنده شديم

.و اين چيزي بود که درست جلوي چشم ما اتفاق افتاد

.مردم سختي مي‌کشند - .دولت هيچ کاري نمي‌کند -

به خيابان‌ها بريزيد - .و به ما ملحق شويد

.اينها تصويرهايي‌ست که «جائوجائو» گرفت .من نوارم را از دست دادم

من آن لحظه خيلي طمع کردم .و آنها را تعقيب کردم

.اين منم با پيراهن سفيد و کيف مشکي

خيلي به آنها نزديک شدم .و از بين مردم ديدم‌شان که سوار يک کاميون شدند

.دنبال کاميون دويدم .مي‌خواستم تصويرش را بگيرم

:و شنيدم که يک نفر داد زد !يه دوربين -

.من را مي‌گفت .آنها من را گرفتند

.آنها من را براي بازجويي به دفتر پليس مخفي بردند

اين دوربين را از کجا آوردم؟ چرا تصوير مي‌گرفتم؟ .يک عالمه سوال

گفتم که دوربين را از دوستم قرض کرده‌ام .و اتفاقي اينجا بودم

«!آنها گفتند: «دروغ مي‌گي

.دوربين و فيلم پيش ما مي‌مونه» «!خودت برو

،من آزاد شدم .ولي همچنين فهميدم نبايد کارهاي احمقانه بکنم

چرا آزادم کردند؟ فکر مي‌کنم فقط براي اينکه تعقيبم کنند

.و ببينند بعد چکار مي‌کنم

آيا با کس ديگري کار مي‌کنم؟

ما چطور کار مي‌کنيم؟

.همه‌ي اين چيزها

،وقتي موضوع را به دفتر شبکه اطلاع دادم

«.آنها به من گفتند: «تو در برمه در امان نيستي

«.بيا به تايلند»

ولي من به ايميل آنها جواب ندادم .و دستورشان را ناديده گرفتم

.مي‌دانم اتفاقاتي خواهد افتاد ،اگر الان فرصت تصويربرداري را از دست بدهم

شايد مجبور باشم 20 سال ديگر صبر کنم .تقريباً به اندازه‌ي ربع قرن

،پس تصميم گرفتم هر اتفاقي که افتاد

.باز ادامه دهم

.تاريخ 28 آگوست 2007

الان کجايي؟ - هنوز خانومه رو نديدي؟

.من توي ايستگاه اتوبوسم - .فکر کنم توي خيابون اتفاق بيافته

کجايي تو؟ - .توي اين شلوغي پيدات نمي‌کنم

!هي! همين الان ديدمش !درست جلوي منه

.انگاري چند تا از دوستاش رو آورده تا مواظبش باشن

«بعد از چند روز خبردار شدم که «سوسونوئي

،که بخاطر شهامتش شهرت زيادي دارد

.مي‌خواهد يک حرکت اعتراضي انجام دهد

،اگر او درست عمل کند .کارش مي‌تواند به يک تظاهرات بزرگتر منجر شود

.پس ما نياز به تبليغ داريم .مثل هميشه همان اطراف مي‌چرخيم

نگران نباش - .الان همه رو تو کادر دارم

.آره، همين. فقط مواظب باش -

.کلي خبرنگار ديگه هست .نبايد اين فرصت رو از دست بديم

!ما براي همه‌ي مردم مبارزه مي‌کنيم - .همه به ما بپيونديد -

.مردم! به ما بپيونديد -

!اراذل و اوباش - !اراذل و اوباش دارن مي‌يان -

،آنها خيلي سعي کردند او را بگيرند .ولي مردم نگذاشتند و او را نگه داشتند

اين موفقيت بزرگي براي ما .و اشتباه بزرگي از سوي آنها بود

چون آنها خشونت زيادي از خود .جلوي مردم به نمايش گذاشتند

.و ما توانستيم آن را ثبت کنيم

!نذار سوار ماشينش کنن! نذار -

.کمکش کن. نذار ببرنش -

!نه، نه، حرومزاده‌ها -

!کمکش کن! دختره رو از اين ور فراري بده -

،ما از اين صحنه‌ها فيلم مي‌گرفتيم .و پليس از ما فيلم مي‌گرفت

،آنها تصوير من را ثبت کردند .و من تصوير آنها را

!ديگه معلوم نبود کي به کيه

!دختره رو بگير! دختره رو بگير

.ما همه چيز را ثبت کرديم .همه را توي دوربين‌هايمان

:راننده تاکسي مي‌گويد

.ايول! اونا سر نترسي دارن» .از ديدن‌شون حال کردم

.خيلي کيفور شدم .من مجبورم بخاطر زن و بچه‌م کار مي‌کنم

،ولي اگه ورق برگرده «.منم مي‌رم قاطي شلوغي‌ها

.اين طبيعي نيست

پيش از اون هرگز نديده بودم کسي با غريبه‌اي .صحبت سياسي بکند

ولي در آن لحظه هر دو ما مي‌دانستيم .که اتفاقاتي دارد مي‌افتد

.بله، جنبش گسترده و گسترده‌تر مي‌شود

و حالا ما تصاوير را انتخاب مي‌کنيم .و به «اُسلو» مي‌فرستيم

:چند ساعت بعد دوستم با من تماس گرفت

.نشان داده شدند BBC و CNN تصاوير در

.و مکرراً پخش شدند .دوباره و دوباره

اعتراضات عمومي اينچنيني ،بسيار به ندرت در برمه اتفاق افتاده

و چالشي جدي براي حاکمان نظامي تندرو کشور .محسوب مي‌شود

به گفته‌ي برخي، جدي‌ترين چالش .در بيش از يک دهه‌ي گذشته

،«نداي دموکراسي برمه»

،از تلوزيون ماهواره‌اي و راديوي موج کوتاه

،براي ارسال خبرهاي اعتراضات به سراسر جهان

.و براي نخستين بار ارسال به خود برمه استفاده مي‌کند

حدود 30 خبرنگار در سطح کشور .بطور مخفيانه فعاليت مي‌کنند

آنها از وقايع تصوير مي‌گيرند و سپس آن را با وجود خطرات زياد

Burma VJ: Reporting from a Closed Country subtitles in other languages

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left