처음 200줄입니다.
وقتی شما یه کمپانی تاسیس میکنی
برای مثلا سالها در گمنامی کار میکنی
به دوستاتون میگید که دارید چی کار میکنید
و اونا یا ترحم میکنن یا اصلا نمیفهمن
هیچ کس اسمش رو بجا نمیاره.
و شما متعجبانه میپرسید "این کارارو برای کی میکنم؟"
فکر کنم که یه زمان ۳۰ تا دلیل برای اینکه چرا
این کار جواب نمیده نوشته بودم
در اون زمان، دی وی دی مال آدم پولدارا بود
خب، بدترین اتفاقی که میتونه بیوفته
اینه که دی وی دی هارو پخش کنی و بیای خونه
واقعا میتونیم اینکارو بکنیم؟
و اون گفت "من نمیفهمم تو چرا این کارو میکنی
اونا فقط ۲۰۰۰ تا در روز ارسال میکنن
و اونا باید صد هزارتا پخش کنن تا به یه جایی برسن
این اتفاق هیچوقت نمیوفته"
در اون زمان، استودیو ها فکر کردن
"اوه، قراره کلی دزدی انجام بشه"
همه ما از اول میدونستیم، لااقل کور کورانه
پدرومادرتون و همسرتون
بهتون به چشم منفی نگاه میکنن و میگن
"چرا داری اینکارو میکنی؟"
و اون میگه "خب، چون بهش باور دارم"
یک خدمت
یک رویا
هالیوود را برای همیشه تغییر داد
و داوود تبدیل به جالوت شد
نتفلیکس با پست کردن دی وی دی شروع کرد
و اون پوششهای قرمز در سال ۱۹۹۷
امروز، ظاهرا اون
رهبر شبکه های تلویزیونی آنلاین دنیاست
کمپانی به اجاره دادن و پخش کردن فیلم معروفه
که به مخاطبای تلویزیون یه روش کاملا جدید رو معرفی میکنه
تا برنامه های جدید لذت ببرن
و اسکار به "ایکاروس" میرسه
برایان فاگل و دن کوگن
با تشکر از تد ساراندوس, لیسا نیشمورا و آدام دل دئو,
همکارای فوقالعاده ما در نت فلیکس
و جایزه اسکار...
به "روما" میرسه
پخش غولآسای نتفلیکس دیشب اسکار رو برد
با فیلم "روما"
و ۳ تا از جامهای طلایی رو به خونه آورد
خب، این داره هالیوود رو تغییر میده
ببین چه اتفاقی برای دیزنی و فاکس افتاده
استودیوهای اونا دیشب کلی جایزه بردن
اونا دارن ادغام میشن چون دیزنی میخواد
که شبکه پخش خودشو درست کنه
اونا امیدوارن که بتونن با نت فلیکس رقابت کنن
و اپل هم، در چند هفته آینده
قراره سیستم پخش خودشو راه بندازه
مترجمین: پارسا گل محمدی، محمدرضا، مینا، مهرآسا حسینی، فائزه طالبی، علیرضا اسلامی، پارسا جلیلوند، CYXA
نتفلیکس در برابر دنیا
درحالی که به قرن ۲۱ام میرسیم
روشهای جدید ارتباطی بوجود اومدن
یه روزی، همه ما به اینترنت متصل خواهیم بود
وقتی در دهه ۸۰ توی برکلی بودم
یه هم اتاقی داشتم که
متخصص کامپیوتر بود و گفت
"اوه کوری، تو یه لپتاپ داری و یه مودم داری
بیا بهت این چیزو که بهش میگن اینترنت نشون بدم
هر علاقه عجیب و غریبی که داری
یا هر چیز دیگهای
تو ۲۰۰۰ نفر دیگه
که مثل توان پیدا میکنی" و این برای من خیلی خوب بود
در ۱۹۸۱ فقط ۲۱۳ تا کامپیوتر به اینترنت وصل بودن
و وقتی که سال جدید شروع شد
۲.۵ میلیون کامپیوتر وصل شد
و توی اینترنت کار میکردن
و به ۲۰ میلیون نفر خدمت میدادن
قبل از دوران ظهور کامپیوتر
و کمپانیهای تکنولوژی که میلیونر پرورش دادن
کمپانیا، کمپانیها با تجارت آشکار
با استانداردهای قدیمی درباره سوددهی و بازگشت سرمایه
قضاوت میشدن
و نت اسکیپ به نوعی دید سرمایهگذارهارو تغییر داد
و از همون اوایل در دوران داتکام
ترکوند
و تا دهه نود انتظارهایی که از کارکرد
اقتصاد وجود داشت رو خرد کرد
اینترنت پیشرفت کرد
و تبدیل به یه پدیده تبلیغاتی شد
از ۱۹۹۱، اقتصاد وسعت گرفت
در زمینه که نزدیک به شکستن رکورد جهانی بود
به عنوان بزرگترین انفجار آمریکایی
و این واقعا از همون اول
اولین موج از سرمایهگذاری در سیلیکون ولی رو راه انداخت
سرمایهگذارا به بازار کشیده شده بودن
نه با تکیه بر بنیانهای بازار
بلکه با قولِ امیدبخشِ تکنولوژی
حداقل اون زمان خیلیها توی نت اسکیپ کار میکردن
و ما مشاورین اقتصادی رو داشتیم که اخطار میدادن
"گوش بدید، اگه شما طرفدار نت اسکیپ نیستید
توی ماشین، اینو بذارید کنار
چون مردم دارن میپرن جلوی ماشینا
چون فکر میکنن که میلیاردرها دارن اونارو میرونن
و مردم دنبال دیه هستن"
بعضی از این سلبریتیهای دنیای تکنولوژی
درباره چیزی که فرهنگ آمریکا
دوست داره از بین رفتن:
جوان و گستاخ.
آدمای درسخونی که
تو دبیرستان با رفیق پیدا کردن مشکل داشتن الان
در چشم رسانه، راک استار بودن
جف بزوس خودش رو
توی صفحه اول وال استریت جورنال میدید
همه این اتفاقات به خاطر
هیجانات مثل داستان بچهها بود؟
یا قسمت بعدی برای استیو جابز
که انگار پر زرق و برقترین قسمته؟
اون تو سیلیکون رسوا شده بود
اون از کمپانی خودش بیرون شده بود
و یه تماس از دوست قدیمیش داشت
جورج لوکاس از پیکسار
جورج درگیر یه طلاق بود
و مجبور بود که پول رو خیلی سریع به دست بیاره
اون رفت و با لوکاس ملاقات کرد
و یکم به تکنولوژی امیدوار شد
که پیکسار داشت ترویج میداد
اون موقع فقط تبلیغهارو انیمیشنی میکرد
ولی اون متوجه شد که موقعیتِ داستانپردازی هست
و این براش راهی به هالیوود بود
وقتی داستان اسباببازی اومد بیرون
باهش مثل یه شی بیگانه رفتار میشد
بیشتر از یه چیز گران بها
اون پیشرو آینده بود
فکر کنم عادلانهس اگه بگیم که هالیوود
توسط موفقیت داستان اسباببازی کور شده بود
این یه اجرای بزرگ برای فروشه
میدونید، داستان اسباب بازی
واقعا انتظارات مارو بالا برد
الان نزدیک به ۱۸۰ میلیونه
فکر کنم، البته توی فروش داخلی
وقتی داریم حرف میزنیم، به طور بینالمللی پخش شده
خب اگه تو با اون فضاپیمای
مقوایی احمقانهت ظاهر نشده بودی
و هر چیزی که برام مهم بود رو ازم نگرفته بودی...
با من درباره چیز مهم حرف نزن
به خاطر تو امنیت کل این جهان
در خطره چی؟
میتونم سرش مذاکره کنم وودی، کابوی،
و باز، فضانورد براق
اونا یه جورایی به سیلکیون ولی
و هالیوود کنایه میزدن
که به همدیگه نیاز داشتن
ولی نسبت به همدیگه حساس بودن
داستان نت فلیکس
مثل همه این داستانا
با یکم فاصله در قبل شروع شد
قبلا، اون اولا
مارک درواقع با رید هاستینگ کار میکرد
در یه کمپانی به نام پیور اتریا
رید هم جایی که من بودم زندگی میکرد، سانتا کروز
و یه تعداد از ما هر روز به سر کار میرفتیم
پس، فقط من برای رید کار نمیکردم
ولی من داشتم اونو به طور منطقی خوب میشناختم
به خاطر مسیر مشترک یک ساعتمون
از سانتا کروز تا سانیویل
مارک یه شب بهم زنگ زد و گفت "گوش بده کریستینا
من این کمپانی عالی رو تاسیس کردم
ما قراره باهم بازاریابی کنیم
قرار ساعت کار از ۹ تا ۵ باشه
بیا و خوش بگذرون"
و من هم همون لحظه گفتم بله
پنج روز بعد اون گفت "من یه سری خبر دارم"
کمپانی بزرگ نرم افزار ما توسط یه
کمپانی بزرگتر تملک شده
توی کمپانی جدید هیچ کاری گیرم نیومد
من اخراج شدم
و یه لبخند، چون من از سیلیکون ولی
فوقالعاده اخراج شدم
یه جورایی با ارزش
و اگه این اتفاق بخواد بیوفته، اونا میان پیشتون و میگن
"مارک، ما دیگه به خدماتت نیازی نداریم
ولی باید برای ۶ ماه همین اطراف باشی
تا اگه ما سوالی داشتیم، کمک کنی متوجه بشیم"
و من گفتم "خب این برای من خوب به نظر میاد"
و من گفتم من خوشحالم
من از این موقعیت
برای شروع کمپانی بعدیم استفاده میکنم
و رید، اون تو تولید افراط میکرد
ولی برعکس من، رید گفت
"من فکر نکنم بخوام یه کمپانی دیگه تاسیس کنم"
رید، من معتقدم بودم، واقعا میخواست تلاش کنه و
دنیای تحصیل رو تغییر بده
ولی یه پیشرو، همیشه یه پیشروئه
رید گفت میخواد دستش تو کار بمونه، پس صحبت کرد
رید به من تو دفتر مارک زنگ زد
و رید نگاه کرد و گفت، من قراره فرشته تو باشم
من بهت ۲ میلیون میدم تا کمپانی رو باز کنی
این برای سال ۱۹۹۶-۱۹۹۷ه
اینترنت هنوز در دوران اولیهش بود
ولی مردم شروع کرده بودن به
فروش چیز توی اینترنت
توی اون موقع تنها چیز توی اینترنت
سرگرمی، کار مالی و خرید بود
آمازون هنوز ۲ سالش نشده بود
و ما شروع کردیم تا به بازارهای بزرگ نگاه کنیم
و مارک عمدتا
به چیزی که قرار بود تغییر کنه علاقه مند بود
No comments yet. Be the first to leave one.