처음 200줄입니다.
ترجمه از داود-ر تهران1400/11/11
خب،اينجا"بولينگا"ست،عزيزم
...فقط يه شهر ديگه
عين اون20تا شهري که ظرف اين6ماه ازشون عبور کرديم
بهترين قسمتشم زمانيه که براي اولين بار به اونجا قدم ميذاري،مثل الان
همشون يجورايي متفاوت نشون ميدن
منظورت اينه که بعضياشون چند تا ميخونه دارن بعضياشونم يه عالمه؟
نه،منظورم اين نيست
مشکل تو"آيدا"اينه که قوه تخيل نداري
درد من زمانيه که يکي منو تو شرايط سختي بندازه
من همه چيزو بابت اين وضعيت سخت ميدونم
و اين درد درست زماني ميگيردت که توي بحثي شکست بخوري
بريم،سام
شب بخير،مامان شب بخير،عزيزم
اين همه پوليه که برامون مونده؟
آره
دست بهش نزن
جورابم سوراخ شده
باشه بذارش جايي که بتونم پيداش کنم
امشب حموم نميکني؟
امروز صبح حموم کردم
از خودت خوشت مياد؟
در نوع خودم عاليم،مگه نه؟
نميدونم،در مقايسه با بعضي آدمايي که ديدم خيلي ترحم برانگيزي
يه چيزيو ميدوني،آيدا؟
موقع انتخاب مسير زندگي بايد زن مناسبي رو انتخاب کني
خب بيرون خونه پيداش کن قبلا بارها تجربه شو داشتم
امروز هم وقتي از"کوما"رد ميشديم ...با ديدن اونهمه دختر خوش قد و بالا و
... کمر باريک که شانسي براي
بغل کردنشون نداشتم،بيشتر متوجه شدم
سعي کردي؟
خودت بهتر ميدوني که من فقط نگاه ميکردم
با من مقايسشون ميکردي،آره؟ آره
نگاه کردن،مقايسه کردن و فکر کردن به اينکه چقدر خوش شانسم
خوشحالم که از من قدر داني ميکني
بيا اينجا تا ازت قدرداني کنم
يه فنجون ديگه ميخواي؟ هنوز يخورده قهوه روي اجاق هست
نه
شان،ميتوني زين رو روي"سام"بذاري؟
يالّا،تکون بخور
بابا،دارم به اون"خونه مزرعه"نگاه ميکنم،قشنگ نيست؟
"براي فروش"
عاليه
...چيز مهمي نيست
!يه تيکه زمين کوچولو تو يه دشت ديگه
ميشه بفرماييد،آقاي کارمودي،چند هکتار زمين داريد؟
تمام استراليا مال منه
تموم رودها و دشتها،کلش
گمون ميکني صاحب سفيه و ساده لوح اين مزرعه ميتونه مثل ما هر جا دلش خواست بره؟
شايد دلش نميخواد نميتونه،چون پاش گيره
بخاطر اينکه مبادا گاوهاش ...شيرشون خشک بشه
خواب نداره يا اينکه همش مشغول دوشيدن اونهاست
پوستش کنده ميشه تا اين خونه رو که زير نور آفتاب سوخته،رنگ کنه
بابت خشکسالي نگرانه ...وقتي هم که خشکسالي تموم ميشه
نگران اومدن سيله تو مشکل ديگه ايي نداري؟
...ظرف10ثانيه بيشتر از خود کشاورزا
طي10سال رنج و مشقت کشيدي
ميخواي بگي که اين گاوچرونها هيچوقت سختي نکشيدن؟
هيچکسي نيست که سختي نکشيده باشه
از کجا ميدوني که اون شخص يه خواب راحت داره
و نگران وام خونه ش نيست؟ منم بايد اينکارو کنم؟
اگه اينکارو کني اولين مردي هستي که يه چادرو گرو گذاشته
تو آدم بامزه ايي هستي
خيلي خوشمزه اييه
نمي دونم چرا"سينما"به جاي باستر کيتون تورو جذب نکرد
براي شام خونه ميام
...عزيزم اگه کار پيدا کردي
ميخواي بابت يه همکار ديگه چکار کني؟
يه فکري براي استخدام کس ديگه ايي ميکنم
مطمئن شو که شخصيه ميتونيم باهاش زندگي کنيم
چون،دو،سه،ماه باهاش خواهيم بود
مرديکه مخالف الکلجاته، همونيه که دنبالشم
سعي کن خودتم با پيدا کردنش کمتر الکل بنوشي
حرف نداره،نه؟
وقتي صاحبخونه بشي،خونه ت بايد اين شکلي باشه
هوس کردم چند تا خرگوش شکار کنم
برو به شهر،ببين ميتوني پدرتو پيدا کني
اون بايد خيلي وقت پيش برميگشت
اون يا پيدا کردن شغل جديدشو داره جشن ميگيره يا از نااميدي داره مشروب ميخوره
بيا،اولي
ولم کن
برو گمشو
اولي،بذار بره هي،آقا،اون سگ منه
ولم کن
اين سگ احمقو ازم دور کن قبل ازينکه مغزشو داغون کنم
نزنش،اگه با اين شلاق بزنيش منم با اين تفنگ ميزنمت
ولم کن اولي،بذار بره
خيله خب،قهرمان اون ماس ماسکتو بيار پايين
...نميدونم پدر داري يا نه
اما واضحه که از يه خونواده اصيل انگليسي هستي
پدرم ايرلنديه واقعا؟متاسفم
بابت سگ متاسفم انگار از بعضي آدما خوشش نمياد
من ازون بعضيا نيستم،پسر
بايد بهش ياد بدي بيشتر اينارو از هم تشخيص بده
اين خونه شماست؟
اينو ولش کن از کجا ميآييد؟
پدر من چوپانه،بعد از تموم شدن کار گله داري ما به اينجا کوچ کرديم
منظورم اينه که پدرم دنبال کاره هر جا اون بره ما هم ميريم
آقاي ونکر
بله ميخوام باهاتون صحبت کنم آقاي ونکر
باشه،بيوه مک دونالد
اون رئيستونه؟ ...رئيسمه و
ازون عجيب غريباشم هست آقاي ونکر؟
بله ...امشب براي شام برميگرديد
يا نه؟ سعيمو ميکنم.نميتونم
براتون رست بيف و پودينگ يورکشاير درست کردم
راستي،اينارو درست کردي!؟
چه مردايي ک بخاطر پودينگ عذاب کشيدن
ببخشيد؟ ...کافيه از يه زن تعريف کني
مجبورت ميکنه باهاش ازدواج کني
ميتونم سواري تا شهرو بهتون پيشنهاد کنم؟
بله،لطفا
بايد بگم که شما نسبت به هم سن و سالاتون کمي خوش برخوردتريد
هُش،هُش
خب،رسيديم اون حتما کار پيدا کرده
ممنون،پسر
ممنون،آقاي ونکر
هي،شان،اين پسرمه
سلام،پسر
بابا،چطوره همين الان با هم بريم خونه؟
ميخواي مهمونيو خراب کني؟ عجله واسه چي؟من کار پيدا کردم
چه خوبه!چوپون استخدام کردي؟
قرار بود يه چوپان کاربلد گير بياري،يادته؟
تو خيلي نگراني،شان
ناراحت کننده ست که بچه ايي مث تو نگرانه بهت ميگم بايد چکار کني
مستقيم ميري خونه و همه چيزو به من ميسپري
نظرتون چيه که"پدي"بازم بخونه؟
...گوش کن،تا وقتي که اين صداي نکره
ادامه داره نميتونم با نوشيدني حال کنم
تمومش کن
سلام،پسر،چه خبر؟ پدرتو گم کردي؟
پدرم کار پيدا کرده خيليم سر حاله
اين صداي خوندن اونه واقعا متاسفم از شنيدنش
چه صداي افتضاحي داره،مگه نه؟
خودش که خوشش مياد واقعا؟
حالا،وزنش چقده؟
سيزده و نيم سيزده و نيم؟
چهارده چهارده؟
چرا؟
نميخوام موقع خوندن مزاحمش بشم
!من ديگه زده به سرم
واي نه دوباره نه،پسر
اولي،بذار بره
!ولم کن،ولم کن
بيايين،بجنبين
پسر،اين لعنتي رو از من دور کن
ولم کن
دست از سرم بردار
اين انگليسي احمقو ميشناسي؟ يه مهاجر جيره خوار
هموني که هر چي داره از پدرش که يه ملاّکه بهش ميرسه
مثل اينکه با چند نفر مشکل پيدا کرده
دمش گرم آبجوهامون چه زوري بهش داده
ولم کن
ولم کن
اولي،بس ميکني؟
بذاريد مامور قانون رد بشه
ونکر پيره،مست کرده
نه،مست نيست يه سگ بهش حمله کرده
يه سگ هار؟ سگ هار؟
سگ هار سگ هار
سگ هار؟ سگ هار
حواست باشه،داره ميفته
يبار يه سگ هار گازم گرفت خداي من،ديوانه شدم
يه ماه تمام اجازه ندادن آبجو بخورم
پدي
پدي
کي قراره گوسفندارو راه بندازيم؟
اينهمه عجله واسه چيه،آيدا؟ از کيه ما...؟
مرديو که ديشب براي چوپوني ... استخدام کردي
قبل از طلوع آفتاب رسيد
خب،اينجايي،کارمودي
سرو مرو گنده،آماده کار
عالي نيست،آقاي ونکر هم با مياد،بابا؟
شان،ميتوني وسايلو تو گاري بذاري؟
بارهاي،آقاي ونکر،رو هم ميذارم صبر کن
...ببين رفيق
من ديشب يخورده مست بودم
شبيه مجسمه ايي هستي که از رسوبات بشکه آبجو درست کرده باشن
اون چيز مهمي نيست
مسئله اينه که من به چوپان نياز ندارم
از کجا به اين نتيجه رسيدي؟
اصلا بنظر نميرسه مست باشي،کارمودي
تو1200راس گوسفند داري که جابجشون کني من رمه هاي بزرگتريو يه تنه کوچ دادم
تو فقط خودت تنها نيستي
اگه اصرار داري اينکارو بکني،کي ميخواد گاريو برونه؟
لابد اون زن زحمت کش؟ خيلي تعجب نميکنم
باشه
گوش کن،اين حرفا چه فايده ايي داره؟ به هر حال من نميتونم به شما پولي بدم
مشکل من پول نيست
وقتي به"کاونديلا"رسيديم ميتوني به من پول بدي
بخاطر خدا،آيدا،کي گفته اين بايد با ما بياد؟
تو استخدامم کردي
به هر حال من مدت طولاي اييه که اينجا هستم
اکثر مسيرها براي رفت و آمد هموارند
و من هر زماني که ممکنه کاملا آماده ام
وقتتو با حرف زدن تلف ميکني ميدونم که در نهايت با هم راه مياييم
کم کم دارم بيخيال اين کار ميشم نه تو اينکارو نميکني
آيدا،تو دخالت نکن تو از طرف خودت حرف بزن
ميشه اين کارو به من بسپاري؟
اگه مجبوريم زير چادر زندگي کنيم همون بهتره که به حرکت ادامه بديم
No comments yet. Be the first to leave one.