처음 200줄입니다.
... آنچه در مأموران شيلد " گذشت
ميدوني ، بايد اين راز رو مخفي نگه داري
بازم اين قضيه رو مطرح کردي ؟ اوه ، و حالا " مک " هم از اين قضيه خبر داره
... فقط برام سؤاله که اين يعني تو
داري "هانتر" رو هم وارد اون يکي عمليات ميکني ... - نه -
من نبايد ازتون درخواست ميکردم که يکي از هم تيمي هاتون رو نجات بدين
! تو هيچ درخواست نميکني - ! کافيه -
تو از انفجار جون سالم به در بردي براي اينکه ... خودت به وجودش آوردي
و من کاملاً مطمئنم که نتايج " دي ان اي " که ... الان داريم روشون کار ميکنيم
قراره اين مسئله رو تأييد کنه ...
تو يه مشکلي داري
دي ان اي " اون دقيقاً همونطوري هست که قبلاً بود " - مشکلي نداره -
چي کار کردي ؟
نتايج آزمايشت رو با نمونه هاي قديميت عوض کردم
نمونه هاي جديد فرق داشتن ؟
شديداً ، فعلاً بايد اين قضيه بين خودمون باشه
من واقعاً يه چيزيم هست
درک نميکنم ، براي چي بايد بخوايين که ... شيريني هاي خميري رو
داخل " کراکر " ها بزارين ؟
اين يه کلوچه هستش
کراکر " معادل واژه ي کلوچه توي آمريکا هستش "
هي
اين ديگه چيه ؟
" کاوا "
من بايد " کاوا " رو پيدا کنم
متأسفم ، اوني که ميگي رو نميشناسم شما ها مي شناسينش ؟
هي
يه بانوي زيبا مثل شما نبايد تنهايي اينجا باشه
من ميتونم کمکت کنم که " کاوا " رو پيدا کني
ميتونم در مورد هرچيز ديگه اي هم که ميخواي کمکت کنم
! خانوم
!تو ديگه کي هستي ؟
نميدونم
بدک نيست
اما وقتي که افتادم زمين ، بايد سعي کني ضربه ي پاياني رو بزني
نبرد مهلک " تمام و کمال ميخواي ؟ "
" ازت ميخوام که عقب نشيني نکني " اسکاي - نميخواستم بهت صدمه اي بزنم -
نميخواستم کاري کنم که بهت صدمه اي وارد کنه
... احساس ميکنم که دائماً روي لبه ي
نميدونم - ببين ... ما " تريپ " رو از دست داديم -
و اين قضيه واقعاً درد آوره ، اما تو نميتوني جلوي اون احساسات رو بگيري
نميتوني سرکوبشون کني
خب ، چاره ام چيه ؟ فقط همينطوري بيخيالش بشم ؟
در مورد اين قضيه حرف زديم ، بايد روي خودت کنترل داشته باشي
احساسات و قدرت هات رو بپذير
ازشون ... به نفع خودت استفاده کن
نميدونم
چيزي که احساس ميکنم تقريباً ... تاريک هستش
مي ترسم يهويي قاطي کنم و سرت رو از جا بکنم
اين کارو بکن بهت قول ميدم که اينطوري نميشه
شايد " اسکاي " به استراحت نياز داره
تعليم يه فعاليت گروهي نيست - آره -
... فقط اومدم پايين ... که
... آه ، ببينم که ... قضيه از چه قراره
ببين چي ميگم ، " فيتز " ... برو و يه ساعت ديگه برگرد
خوشحال ميشم بهت نشون بدم که اين چيزا براي چي هست
" من خوبم ، " فيتز
جدي ميگم
... ديدن اينکه تو و " فيتز " دارين مبارزه ميکنين واقعاً خنده دار ميشه
بسيار خب ، فکر کنم که دوباره برگشتيم سر مبارزه ي خودمون - و عقب نشيني هم نداريم -
آب
خب ... ديروز " کولسن " منو به اتاقش احضار کرد
همـــم ؟
... فکر کردم که ميخواد قانون ضد اغتشاشات
و قوانين شيلد در مورد داشتن روابط صميمانه با ... مأموران همکار رو برام بخونه
اونا سخت گيرن
اما ... بهم يه پيشنهاد داد
ميخواد موقعيت شغليم رو دائمي بکنه
الان دست تنهاست
بهش فکر ميکني ؟
خب ، به اين زوديها قصد رفتن نداشتم
و بدم هم نمياد که يه کمي مسئوليت بيشتري قبول کنم
مسئوليت ؟
خودت شنيدي که الان چي گفتي ؟
آره ، به نظر يه کمي عجيب مياد ، اينطور نيست ؟
آره ، اون يارو کيه ؟
نميدونم ، اما بهش اعتماد دارم
به هر حال ضرري که نداره بعلاوه خيلي هم باحاله
اوه ، هيچ وقت اين کار از نظر باحال بودن چيزي کم نداشته
نه ، حق با توئه
اون قسمت هميشه راحت بود - تا وقتي که اوضاع افتضاح بشه -
آره ، اون وقت تبديل به يه کابوس ميشي
خيلي خوب يادم مياد
تو بهم بگو
... به نظر مياد که چيزي که هميشه بين ما مشکل به وجود مياورد
اين بوده که خودت رو براي سازمان شيلد وقف کردي ...
حالا تو يه تيم هستيم
همه چيز ساده تر هست
" آخرين ژاکت هاي مسي " استارک
اطمينان حاصل ميکنم که " هيل " اونا رو هم توي ليست بزاره
ديگه چي ؟
قربان ، من ميتونم خودم از پس دفتر انبار بربيام
... و اميدوارم اين قضيه به خاطر اون رفتار من بعد از
نه ، بهت که گفتم ... مشکلي نيست
بعد از اتفاقي که توي " پورتو ريکو " افتاد بايد موجودي تهيه کنيم
... اتفاقي که اون بيرون افتاد يه جور
آره ، من در اين مورد فکر نميکنم
من تو رو سرزنش نميکنم اما در موردش فکر کردم
و متوجه شدم که دارم استعدادهاي تو رو هدر ميدم
قربان ؟
... ببين ، ميدونم که دوست داري سرت توي کاپوت ماشين باشه ، اما
ميتونم ازت تو قسمت عمليات بيرون استفاده کنم
تو فرد قوي اي هستي " مک " ، باور کن
باشه ، اما خشونت جزو استعدادهاي ذاتي من نيست
ميدونين ، اون چيز بيگانه ، من رو به چيزي تبديل کرده بود که نيستم
ميدونم ، اما خودت رو ديدي ؟
تو هميشه يه کمي خشونت توي ذاتت هست
يه عامل " نقطه آبي* " توي پرتقال تماس گرفته
بايد حرفايي که ميزنه رو بشنوي
به نظر مياد که ميتوني از الان کارت رو شروع کني
اوه ، براي اين کار به همه ي افراد تيم نياز داري
ممنون که مراقبش بودين
از طرف دفتر نخست وزير دستور مياد که
مجبورم اين زن ديوونه رو اينجا نگه دارم براتون بنابراين اين زن ديوونه رو نگه ميدارم
چطوري رامش کردين و مجبورش کردين که منتظر بمونه ؟ - رام کردني در کار نيست -
... اون خودش به ميل خودش موند وقتي که بهش گفتم که
براش " کاوا " رو پيدا ميکنم و اون الان توي راه هستش که بياد اينو ببينه
اما من " کاوا " نيستم
خوشحالم که من کسي نيستم که اين رو بهش ميگه
قبل از اينکه برين ، شمشيرش رو از بخش وسائل بازداشتي ها تحويل بگيريد
پس تو " کاوا " نيستي - نه ، اما من يه دوست هستم -
پسر کُل " ؟ مي بيني ؟ "
ما قبلاً با هم کار کرديم
معذرت ميخوام ، به ياد نميارم
يادت نمياد کي هستي ؟ - من-من ميدونم که اهل اَزگارد هستم -
اما محل زندگيم رو در اونجا به ياد نميارم
... بهم ميگي که اسمم بانو " سيف " هست ، اما
اينکه براي چي اَزگارد رو ترک کردم ... اينکه چي من رو به اينجا در " ميدگارد " کشونده
... و اينکه اين چرم ها به جاي لباس رزم تنم هست
يه معما هستش ... - معمايي که من توي فهميدنش بهت کمک ميکنم -
مطمئنم که يه سرنخ يه جايي پيدا ميشه - توييتر -
اسکاي " پيداش کرد "
اون منم ، اين مبارزه رو يادم نمياد
من يه مبارز خوب هستم
اين يارو ميتونه در مقابلت مبارزه کنه تحسين برانگيزه
آخرين باري که اينجا بودي براي گير آوردن يه اَزگاردي فراري اومده بودي
اين ميتونه قدرت اين يارو رو توضيح ميده
عليرغم اين مسئله ، اون تموم کهکشان رو براي پيدا کردنش سفر کرده
که نشون ميده اون خطرناکه
که باعث ميشه فراتر از خطرناک بودن باشه
ميدونيم که دنبالش بودي سؤال اينجاست که اون دنبال چيه ؟
سلام ، چه کمکي از دستم براتون برمياد ؟
... من رو به
! منبع انرژي ، ذخاير و سوختتون ببر ...
سعي نکن که باهام بجنگي
يه سري از افراد توي دنياي شما تغيير کردن من براي گرفتن اونا اينجام
از من ... از من چي ميخواي ؟
نگران نباش
چيزي يادت نميمونه
ما يه چند تا فيلم مبارزه پيدا کرديم
... و فريم به فريم آناليزشون کرديم که
... که چيزي دستگيرمون نشد که
جديد باشه و از قبل در موردش اطلاع نداشته باشيم ... - آره ، ممنون -
آم ، تا وقتي که ... به اينجا مي رسيم
از اين قسمت خيلي لذت ميبرم
... خب ، اون ... اون يه چيزي مي پوشه
يه چيز مکانيکي ، و "سيف " اون رو سوراخ کرد - و بازم هست -
اون چيه ؟
خون ؟ - اميدوارم ، ميتونه کمکمون کنه پيداش کنيم -
بسيار خب ، امکان نداره از طريق اين فيلم پيداش کنيم
" به محض اينکه فرود اومديم ، " فيتز تو با " هانتر " و " مک " برو و بررسيهاي علمي رو انجام بده
ميخوام که تو و " بابي " با شاهدين حاضر در اون منطقه حرف بزنيد
و ببينيد که ميتونيد بفهميد که طرف کجا رفته يا نه ...
... قربان ، بخش علوم تيمشون رو با
توپخانه هاي سنگين سرکوب سازي مجهز کرده ... ... " بعد از نمايش ناپديد شدن " رينا
توصيه ميکنيم که اگه اين مرد رو ... پيدا کردين
اول بگيرينش و بعد ازش سؤال بپرسين
اسلحه هاي منجمد کننده هاي خوبي در حال ساخت هستن - خيلي خوبه ، من رو در جريان تکميل شدنش قرار بدين -
اسلحه ي منجمد کننده ي جديد ؟ - اوه -
طراحي مکانيکي هنوزم عالي هست
اما ما دنبال يه فرمول غليظ " دندرو تاکسين " هستيم
و اينطوري خطرناک نيست ؟ - اما تأثيرگذاره -
با افزايش تهديدها ، نميتونيم ريسک کنيم و از سلاح معمولي استفاده کنيم
ذهنم انگاري خاطرات نوجوانيم رو از ياد برده
نميتونم اطلاعات ارزشمندي بهتون بدم - اين حرف زياد هم درست نيست -
با توجه به لباس هات ميدونيم که بصورت مخفي کار ميکردي
که احتمالاً آخرين باري که اينجا اومدي ياد گرفتي
وقتي که لباس رزميت رو مي پوشي يه کمي بيشتر تابلو ميشي
پس يعني داري ميگي که هميشه اون لباس رزم رو مي پوشم ؟
مــمم - اين يعني اينکه من يه مبارز هستم ؟ -
يه مبارز خوب - يه مبارز بزرگ -
فقط جزئيات رو فراموش کردي
بايد يه چيزايي در مورد دنياي خودت يادت بياد ، درسته ؟
فقط درسهاي ابتدايي که يه بچه ميتونه ياد بگيره - اسم شمشيرت چي ؟ -
ثور " رو چي ؟ "
آم... اين اسم رو به خاطر نميارم
... با اين حال وقتي که اين اسم رو ميگي ، من ميخوام لبخند بزنم
براي چي ؟
کي ميتونه معماهاي يه ذهن اَزگاردي رو بيان کنه ؟
من ميتونم
من نميتونم هيچ خوني ببينم
فيتز " ، يه جور چراغ مخصوص براي پيدا کردن رد خون وجود نداره ؟ "
خون نه
چه خبر جناب " مگنوم پي.آي " ؟ از اين کار لذت ميبري ؟
کي از يه معماي خوب خوشش نمياد ؟
به گمونم هر دوتامون داريم با چالشهاي جديدي دست و پنجه نرم ميکنيم
اين يعني اينکه اون پيشنهاد کاري دائمي رو که کولسن " بهت کرده رو قبول ميکني ؟ "
اون کمبود نيرو داره
ميدونم که تو شرايط خودت رو داري اما من از طرف خوشم مياد
نميخواي ببيني که چطوري از آب در مياد ؟
No comments yet. Be the first to leave one.