처음 19줄입니다.
ده سال قبل
ریشه های بانشی فصل اول - قسمت ششم
.فرد تماس گرفت
.گفت که یکم داری پر سروصدا میشی
.حق با فرده
.آسیاب رو بستم
.سه روزه که نرفتی سر کار
.من برای تو کار نمیکنم
،خب اگه میکردی .دیروز اخراجت میکردم
میدونی من توی آسیاب چیکار میکنم ؟ - .نه -
،این پیپ کوچولو رو جور میکنم ... پیپ های
.توی تکه های پلاستیک
...من یه ورزشکار بودم
.یه قهرمان
و حالا پشت میز میشینم
.و تکه های پلاستیک رو میشمرم
.من بهت کار پیشنهاد کردم
.من نمیتونم به زندان برگردم، کای
.به دل نگیر
No comments yet. Be the first to leave one.