처음 200줄입니다.
...آنچه از لاکپشتهای نینجا جهشیافته گذشت
!فضایی! فضایی! فضایی
....حملهی به زمین
همین الان.... شروع میشه
....تا 6 ساعت دیگه یهچی به اسم تکنولوژی سفینهی کروی
از راه میرسه و از دروازه رد میشه
باید یه راهی برای غیرفعال کردن اون دروازه پیدا کنیم
خیلیخب، بچهها بریم به کارمون برسیم
اینکه راهِ مرکز فناوری نیست
بابا، چه خبره؟
سلام علیکم پرنسس خانوم
لاکپشتها اون بیرون دارن جونشون رو بخطر میندازن
فکر نمیکنین بتونن از کمک شما بهره ببرن؟
خانوادهات رو از صحنه روزگار محو کردم و حالا میتونم به زندگی تو خاتمه بدم
...حالا که دنیا در خطره، تنها چیزی که اهمیت داره
اینه که ماموریتتون رو تکمیل کنین
...در این راه اهمیتی نداره که چه چیزی
یا چهکسی رو باید فدا کنید
چندان هم کار شاخی نبود، بود؟
نباید همچین چیزی بگم
تــرجــمـــه و زيـــرنـــويـــس ايمان ميرنيا: Im@N 24
...فکر کنم این جیغ رو از طرف همهمون میزنم
اون دیگه چه کوفتیه؟
آخر دنیاست
...حقیقتش اینه که پایان سلطنت بشر
بر قدرت برتر بودن سیارهست
...میدونین، مثله وقتی که دایناسورها
وقت گیر آوردی؟ جداً ؟ الان وقت این کارهاست ؟
! معذرت میخوام، اما اینطوری از میزان استرسی که دارم کم میکنم
خب، شاید سلاحی چیزی نداره
به قیافهش میخوره سلاح داشته باشه؟
فکر کنم سلاح داشته باشه
"اوروکو ساکی"
تو زمانی دوست من بودی
تورو بعنوان برادرم فرض میکردم
پانزده سال پیش، یه مرد متفاوت بودم
هرچیزی که میخواستم در اختیار داشتم
یک زن دوستداشتی
و یک دختر زیبا
بیا اسمش رو "میوا" بذاریم
..."میوا"...."میوا"
...و تو، دوست وفادار من
حسادت تورو دربر گرفت
دنبال چیزی بودی که متعلق به من بود
همهچیزایی که عاشقشون بودم رو از من گرفتی
! همهچی رو
و هنوز هم به دنبال منی
....بنابراین الان باهات مبارزه میکنم
تا به این قضیه خاتمه بدم
! "دانی" ! "مایکی"
حالا چه کنیم؟
شماها حالتون خوبه؟
بهتر از این نمیشه
حالا چیکار کنیم؟
باید با "اسپلینتر" صحبت کنیم
عجله کنین
سلام ؟ استاد؟
اپریل
! اسپایک
دیگه منو اینطوری نترسونی، رفیق
کسی اینجا نیست؟
! واو رفیق، آروم باش
! هی
چه خبره ؟
بچهها، اینو ببینین
خب، اون چیه؟
فکر کنم یه دستگاه برای کنترل کردن ذهن ـه
نه بابا ؟
! نه، بس کن، بس کن
"راف"
آقای "اونیل"، حالتون خوبه؟
دست به کار وحشتناکی زدم
"تقصیر شما نبود آقای "اونیل
فقط بهمون بگید چه اتفاقی افتاد
...بنظر میرسه دشمنتون "شردر" با فضاییها
متحد شده
این تموم قضیه نیست
ترسم از اینه که "شردر"، "اپریل" رو به فضاییها داده باشه
شردر" اپریل رو دزدیده؟"
استاد حتماً رفته دنبالش
اپریل" الان کجاست؟"
دارن میبرنش داخل سفینهی کروی
داخل چی؟
...کارلوس چنگ" هستم"
...با وجود اون سفینهی کروی ترسناک و چرخیدن
بر فراز خیابونها، غوغا به پا شده
رفقا، لحظه به لحظه داره عجیب غریب تر میشه
همین الان بود که از دست اون سفینه کروی فرار کردیم
و حالا قراره بریم توش؟
...تا چند ساعت دیگه
تا به خودمون بیایم، دنیا از بین رفته
فضاییها میخوان از کمک "اپریل" برای غلبه بر زمین استفاده کنن
"اپریل اونیل"
فضاییها مدت زیادی رو منتظر مونده بودن
من کجام ؟
اینجا چه خبره؟
...مثله بقیه فضاییها به منم میگن فضایی
اما تو میتونی منو فــــضـــایــی صدا بزنی
...فضاییها به این سیاره برای
زندگی کردن احتیاج دارن
عالیه، ولی ما داریم ازش استفاده میکنیم
بنابراین این همه راه رو الکی اومدین
! ول معطلین
نه
"فضاییها تمام این راه رو بخاطر تو اومدن، "اپریل اونیل
اوه، جداً ؟
مگه اینکه چیزی برای تقدیم کردن به شما داشته باشم
...انرژی روحی تو بطور خاصی با این جهان سازگاره
...به محض اینکه فضاییها این توانایی رو بدست بیارن
...دنیا شمارو به دنیای فضاییها
تغییر میدن
و دقیقاً چطوری همچین کاری میکنین؟
چرا همچنان باید به دیوانگیت ادامه بدی؟
تو "تانگ شن" رو از من گرفتی
اون هیچوقت متعلق به تو نبود
...بخاطر زندگی که هیچوقت دوستش نداشتین
فرار کنید، چون دارن مارو میدُزدن
حقیقت داره مردها، زنها، بچهها
حتی حیوونهای خونگی هم در امان نیستن
باید نمونههای انسانی برای فضاییها جمعآوری شن
باید بریم تو یکی از اون محفظهها
اما چطوری؟
...بین ما حدود 8تا فضایی
هست
میتونیم از یه راه دیگه بریم
ببخشید، گفتی چندتا ؟
هشت تا
...همهمون میتونیم عین رباتها لباس بپوشیم
قایمکی بریم
...یا اینکه من میتونم کدهای امنیتیشون رو تغییر
یا اینکه... ممکنه اون کار هم ... جواب بده
بریم
هیچوقت جز کینه چیزی در وجودت نداشتی
...و اگرهم منو شکست بدی ...هیچی بدست نمیاری
اینجاشو اشتباه کردی
...تو یهچی رو از من گرفتی
و منم یهچی از تو گرفتم
دخترت رو
نه
حقیقت نداره
خیلیخب بچهها، همینه
با شماره سه
یک، دو، سه
اینجا چه خبره؟
! فکر کنم فضاییها یادشون رفته قبض جاذبهزمین رو پرداخت کنن
اینطور که معلومه، فضاییها شرایط ضدجاذبه بوجود آوردن
راهی هست بتونی شرایط ضد ضدجاذبه بوجود بیاری؟
منظورت جاذبهست دیگه؟
آره همون - نه -
...بچهها، میخوام بالا بیارم
شایدم پایین بیارم
! یا یه وری بیارم
...اما یهچی رو مطمئنم
حتماً استفراغ میکنم
هنوزم باید به کارمون برسیم، بریم
...از خلا داره صدا در میاد
! فضاییها باید اینجا کارناوال راه بندازن
...فکر کنم بیشتر به نابودی زمین
علاقمند هستن
میتونن هر دو کار رو انجام بدن
صدای "اپریل" ـه
! ازت خواهش میکنم یخورده بلندتر بگو
فکر نکنم صدات تو کل سفینه پخش شده باشه
مهم نیست صداتو شنیدن
آره
! آره
! داره کار میکنه
خوب نیست
"همهچی تمومه، "هاماتو
تا لحظات دیگه، تو جود نخواهی داشت
...و دختر خودت، تموم زندگیش رو با ناسزا گفتن به تو
میگذرونه
اپریل اونیل"، ذهن تو به فضاییها تعلق داره"
بزودی، دنیا شما مال ما خواهد شد
...بیا جهشزایی جهانی رو
شروع کنیم
شاهد نابودی همنوعهات باش
اگه به دادش برسیم از اینا خبرا نیست
لاکپشتها؟
فضاییها توسط لاکپشتهای بدترکیب متوقف نمیشن
هرچی باشه عین شما فضاییهای دیوونه نیستیم
راف"، عجله کن"
تو قهرمان منی
هی، خوش خنده
باید بزنیم به چاک
بریم
! نـــه
میوا" ؟"
پدر
"کارای"
اون موش "هاماتو یوشی" ـه
"میوا"
اسم من "کارای" ـه
پدر به من گفته چه بلایی سر مادرم آوردی
و حالا میخوام لطفت رو تلافی کنم
نـه
چرا مبارزه نمیکنی؟
! ترسو
لئو"، یه سوال دارم"
!نمیتونی نگه داری ؟ - نه، جون تو -
No comments yet. Be the first to leave one.