Office Uprising

Office Uprising

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Office Uprising 2018 BRRip XviD MP3-XVID
Office Uprising 2018 BRRip XviD AC3-EVO
Office Uprising 2018 BRRip XviD AC3-XVID
Office Uprising 2018 BDRip x264-GETiT
Office Uprising 2018 1080p BluRay REMUX AVC DTS-HD MA 5 1-FGT
Office Uprising 2018 720p BluRay x264-GETiT
Office Uprising 2018 720p BRRip XviD AC3-XVID
Office Uprising 2018 1080p BluRay x264-GETiT
다음의 해설 __Galadriel__
█► Skywalker

태그

bdrip
bdr
x264
BDR
게시일: 2019-04-20
다운로드: 52
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

«: مـتـرجـمین: اسکای واکر و گالادریل :» .:: Skywalker | Galadriel ::.

‫به مدت صد سال،

‫یه شرکت با دیدگاهی بی همتا ‫در راستای

‫امنیت مداوم ملت بزرگ ما ‫تلاش کرده است.

‫"اموتک".

‫در ابتدا، ما با مسلسل های تیر بار ‫بازی رو عوض کردیم،

‫همینطور با مین های "کلیمور".

‫بعد به اون آلمانی های کثیف

‫یکی دیگه از تفریحات سالم آمریکایی ‫رو یاد دادیم:

‫کباب کردن.

‫" اموتک".

‫پیشتاز نوآوری در صنعت

‫سلاح محافظت جمعی.

‫"کلرنس"، سلاک، گوش کن، من خیلی دیرم شده

‫و نمی تونم کارت ورودمو پیدا کنم.

‫امیدوار بودم بتونی یه لطفی بهم ‫بکنی و...

‫- باید کارت ورود رو داشته باشم. ‫- بله، البته.

‫کارت ورود. ‫کارت ورود. کارت ورود

‫آره. پیداش می کنم، پیداش می کنم. آه....

‫موضوع اینه که، "کلرنس"، ‫امروز صبح یکمی شلخته شدم.

‫می بینم، و این خیلی ناراحت کننده است.

‫من برای تولدت یه کارت گرفتم، یادته؟

‫یه کیک یزدی روش بود که داشت ‫از دست یه عالمه شمع در می رفت.

‫ببین، کارت نداشته باشی، نمیری داخل. ‫".لااقل بدون فرم ترخیص "تی دبلیو 100"

‫رفیق، مجبورم نکن اون فرم گنده رو ‫پر کنم.

‫بدون مدرک شناسایی معتبر اجازه ورود نداری.

‫- ممنوعه. ‫- مرسی "کلرنس".

‫تولد بعدیت از کارت خبری نیست.

‫واو، واو، واو، واو، واو!

‫اوه، هی، "بریمبل". حسابداری.

‫- حساب داری. ‫- آره، می دونم.

‫خیلی خب، مرسی "تونی".

‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.

‫در باز است.

‫- دزی دز. ‫- سمی سم.

‫یبار دیگه در کشمکش مغلوبه ‫با دوشنبه ها.

‫یبار دیگه در حال گیر دادن.

‫خب، یکی باید این کار رو بکنه. ‫هیچ کارت رو سر وقت انجام ندادی از...

‫- همیشه خدا ‫- درست نیست.

‫سال 2012. دانشگاه نیویورک. برای ‫مراسم فارغ التحصیلیت سر وقت اومدم.

‫بعد از اینکه شب قبلش ‫رفته بودی بیرون و انقدر مست کرده بودی

‫که سر سخنرانی ام تگری زدی.

‫ازش به عنوان یه انتقاد برداشت نکن. ‫سخنرانی مشتی ای بود.

‫تا حالا فکر کردی که شاید مشکلم اینجا

‫اینه که به درستی تشویق نمیشم؟

‫البته که میشی. ‫می تونی هر روز با من مراوده داشته باشی.

‫دستتو بده من. دستتو بده من.

‫حالا لااقل می تونی سعی کنی سر وقت باشی.

‫آه، مرسی.

‫هدیه من به تو.

‫"هلن"، می خوام در مدت جلسات امروز

‫کسی مزاحمم نشه.

‫همینطور، محیط کار به خوبی منظم باشه.

‫رژتو دوست دارم.

‫پنج دقیقه دیگه آب میوه سبزمو می خوام.

‫- الو؟ ‫- صبح بخیر، "دزموند".

‫لطفاً بیا به دفترم.

‫البته، آقای "ناسبام".

‫"هلن"، سلام، نه، نه، نه. لطفاً بلند نشو.

‫پا نشو، پانشو... اوه.

‫جدی، خودم می تونم در رو...

‫می دونی، این جداً وظیفه دستیار ‫نیست.

‫دیگه نیست.

‫خیلی لطف کردی، و ممنونم.

‫ممنون که بدرقه ام کردی. ‫عالی بود. ممنون.

‫- صبح بخیر. ‫- دیر کردی.

‫آه، آره. جلو در ورودی ‫به مشکل بر خوردم و...

‫بله؛ متوجه شدم که دیرکردن

‫یه فرایند مکرر تو زندگیته.

‫- اما راستش برام مهم نیست. ‫- هومم.

‫در مورد ادغام کننده صدات ‫زدم اینجا.

‫- ادغام کننده؟ ‫- بله.

‫ادغام کننده، مثل ادغام،

‫اتصال، مرتبط شدن، جفت شدن یا ‫مهار.

‫داریم با کی ادغام میشیم؟

‫- "آلتریا". ‫- اونایی که بمب خوشه ای میسازن.

‫نه، اونا میشن "بنولنسیا".

‫"آلتریا" بمب های وی ایکس می سازه.

‫آنتراکس ( سیاه زخم) تسلیحاتی ‫و البته...

‫جت اسکی ها تمام رو.

‫پسر، اونا سال فوق العاده ای داشتن.

‫ما هم ممکنه اگه یه جت اسکلی تمام رویی ‫بسازیم

‫که آنتراکس مسلح شده شلیک میکنه ‫ازشون جلو بیفتیم.

‫ممکنه. به واحد ساخت ایمیل می زنم.

‫راستی واحد تحقیق و ساخت چند وقته

‫در مورد گزارش "کلیتون" پاشنه در ‫دفترمو از جا در آورده.

‫حالا؛ بگو ببینم تاریخ تخمینی تحویل دقیقاً ‫کی میشه؟

‫تو راهه.

‫عالیه. خب، هر کدوم از پاهات ‫که بهترن

‫توصیه می کنم بذاریش جلو "دزموند"،

‫چون می تونم بهت اطمینان خاطر بدم ‫که هممون

‫آخر هفته اینجا نخواهیم بود.

‫خداحافظ.

‫"دزموند".

‫"دزموند".

‫اخراج میشی یا چی؟

‫نه تا جایی که می دونم.

‫من یه پسر خاله تو "آلتریا" دارم.

‫اونا همین الآنشم نصف کارکنان ‫حسابداری رو اخراج کردن.

‫می دونی این یعنی چی؟ ‫نصف ما هم رفتنی ایم.

‫همین الآنشم شروع شده.

‫میز "مگ" خالیه. ‫شنیدم دیشب اخراج شد.

‫بدترین بخشش پکیج ‫تسویه حسابشه:

‫یه تی شرت "اموتک".

‫یه تی شرت تخمی؟

‫دایی "یوسف" ام در موردش ‫بهم هشدار داده بود.

‫گفت آمریکا چیزی نیست جز ‫تحقیر، مرض قلبی،

‫و بیلبورد هایی که توت تمایل غیر عادی ‫به زن های سفید پوست میدن.

‫- چرا گوش ندادم؟ ‫- چرا گوش ندادم؟

‫- مدام این رو به خودم میگم. ‫- بهم گفتن اینجا کار نکنم.

‫هی، بچه ها!

‫آروم باشین، باشه.

‫ما که مطمئن نیستیم،

‫پس بیاین فرض کنیم ‫همه چی درست می شه.

‫و هی، اگه اتفاق هم بیفته، ‫می دونین چی میگن:

‫خدا گر ز حکمت گشاید دری ‫ز رحمت ببندد در دیگری.

‫چی؟

‫برعکس گفتم، خدا گر ز...

‫می بینمتون لاشیا.

‫هی، "لنتورث"،

‫جسارت نباشه، اما... اما ‫تو پیر خری،

‫و هیچکس هم نمی دونه اینجا ‫چی کار می کنی،

‫پس اگه قرار باشه کسی بره، اون تویی.

‫یا "جانی جهادی" اونجا.

‫"مارکوس"، نژاد پرست، ‫اظهارات احمقانه ای که داری میگی

‫برای دیوار آرامشی که دور خودم

‫کشیدم رقمی نیست.

‫می دونی واقعاً دلم برای چی تنگ میشه ‫"محمد"؟

‫پوشیدن کفشام توی فرودگاه.

‫اولاً، اسم من "مراد" ئه، باشه.

‫و دوماً، تو جاکارتا بزرگ شدم.

‫که یه عالمه از خاورمیانه فاصله داره.

‫- و سوماً، برای یه میلیاردمین بار... ‫- تو یه آدم صلح طلبی،

‫که اتفاقاً داره تو یه ‫شرکت اسلحه سازی کار می کنه.

‫- بیخیال. ‫- وام دانشجویی دارم.

‫آره، حالا هر چی، اگه بلا بخواد نازل بشه،

‫قراره رو سر یکی از شما لاشیا نازل بشه.

‫حالا، من، من یکی از معاون های ‫مدیر بخشم،

‫احتمالاً ترفیع هم می گیرم.

‫خب، اینکه شما ‫برادر زاده آقای " گرنت" ای هم کمک کننده است.

‫درسته، خب کی قراره بشه؟

‫خب، من...

‫نمی تونم اخراج بشم. ‫رهن دارم،

‫مهریه هست، دو تا بچه تو کالج.

‫ویاگرا هم که خداتومنه. ‫اوه، خدایا.

‫بگای عظما رفتم.

‫بگای ملکوتی رفتم.

‫ببین، کاری که باید بکنی اینه که ‫یه کلید بگیری دستت

‫و انقدر بکنیش تو کون یکی ‫تا بمیره.

‫این تنها راهیه که می تونی ‫یه شغل رو نگه داری.

‫انتخاب کن.

‫"لنتورث".

‫- لطفاً بیا به دفترم. ‫- اوه، خیلی دیره.

‫گمونم رییس قدیمی ام هنوز تو ‫"فیش استیکس" ئه.

‫- هنوز می تونم ماهی بگیرم. ‫- موید و پیروز باشی.

‫دکتر "فرام" خط 1.

‫سلام چاقال خان.

‫- الو؟ ‫- دکتر "فرام" ام.

‫همین الآن لشتو جمع کن بیا واحد ‫تحقیقات و ساخت.

‫چگونه یک روز در "اموتک" دوام بیاوریم.

‫یک. همیشه یه تخته شاسی در دست بگیرید.

‫هر چی مشغول تر به نظر بیای، ‫نامرئی تر میشی.

‫- هی، دز... ‫- قدم دو.

‫اگه تو کنج گیر افتادی، ‫راه در رو رو بلد باش.

‫دزموند!

‫یه مشکلی در رابطه با سفارشات واحد تحقیقات و ساخت ‫داریم.

‫کاملاً می تونم قیمت های به ازای هر کلیک رو برات ‫در بیارم، فقط یه درخواست نرخ بده.

‫و بعد می تونیم تحلیل و ارزیابی داده های عملیاتی ‫برای یکم تی اچ سی ( گل) رو جمع آوری کنیم.

‫حتماً.

‫تی اچ سی؟ ‫( مخفف تترا هیدرو کانابینوئید)

‫خیلی خب، بیاین شروع کنیم به شاشیدن ‫ایده هامون.

‫وقت شعار بازیه. " مکسول".

‫مگا شوکر ام 26،

‫50000ولت قدرت میده.

‫شعار خوبی بود. شعار بده بهم ‫"برترند".

‫آه، ام 26، انقدر می زنه تا ‫برینی به خودت.

‫- آره. ‫- بشنو! بشنو!

‫سه. وقتی دیگران میخوان قاطیت کنن.

‫چیز مفیدی بهشون نده.

‫وگرنه هر بار این انتظار رو دارن.

‫دزموند!

‫بهم یه شعار بده.

‫آه، حتماً

‫مگا شوکر ام 26،

‫خیلی آروم تر از تنبور.

‫- نمی... ‫- آره.

‫- متوسط بود. ‫- تلاش خوبی بود، مرد.

‫بهترین ایده ای نبود که تا حالا ‫شنیدم اما خوب بود.

‫برگرد به اتاق نامه ها، بازنده.

‫- ایده ی بدیه. ‫- مگه اینکه بخوای این ابله رو استخدام کنم.

‫کمکم داریم به ایده های واقعی می رسیم.

‫چهار.

‫یادتون باشه، هر چی دفتر رده بالاتر،

‫آدمش عوضی تر.

‫مسئولین فروش رو به طور مثال در نظر بگیرین.

‫وی 22 هدف رو به ‫خمیر دندون تبدیل می کنه.

‫انتخاب خیلی خوبی بود، دوست من، ‫زودی می بینمت.

‫بوم! همین الآن کون اون دلقک گذاشتم.

‫چه خبرا "هوفناگل"؟ ‫بذار نشونت بدم چطوری این کار رو کردم.

More Farsi Persian subtitles for Office Uprising

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left