Godfather of Harlem

Godfather of Harlem

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Godfather of Harlem S01E06 720p WEB-DL x264 SerialBaran
Godfather of Harlem S01E06 720p WEB H264-METCON
Godfather of Harlem S01E06 1080p WEB H264-METCON
Godfather of Harlem S01E06 WEBRip x264-ION10
다음의 해설 MMixMkv
ارائه اختصاصی از وب سایت سریال باران | @SerialbaranTV

태그

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
게시일: 2019-11-03
다운로드: 56
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫استلا جگانته؟

‫قرار نیست به پدرم چیزی بگی,

‫چون اگر یک چیز توی دنیا پدرم بیشتر از

‫رابطه با تدی متنفر باشه,

‫اینه که تو گند بزنی و ‫آدم اشتباهی رو بکشی.

‫از آزادی کنگره ای که دارم.

‫وارد اسناد ثبت شده کنگره میشم

‫و هر هفته نام یک ایتالیایی این ‫عملیات ها رو اعلام میکنم

‫تمام جنسهات رو به کاپوهای من منتقل میکنی, ‫هر کیلو 22 هزار دلار.

‫از خودم رو 26 هزار تا می فروشم.

‫میخوای هر کیلو 4 هزارتا ‫ازم مالیات بگیری؟

‫نمیدونم چی منو به اینجا برگردوند.

‫دفعه قبل بهش گند زدم.

‫لغزش سقوط نیست.

‫مطمئنم شنیدی که ‫کنگره رو جمع کردم تا

‫صحبت های آقای "جوزف ولاچی" ‫رو بشنوند.

‫تصمیم گرفته روی اوباشها دانه بپاشه

‫من ادم فروش نیستم, رفیق.

‫این ادم فروشی نیست, ‫این کسب و کار خوبه.

‫موسی نگفت" ‫"اون روت رو بچرخوان"

‫موسی به اون برده ها یاد داد

‫چه طور از خود دربرابر ‫دشمن دفاع کنند.

‫نکته ای رو میخواستم, ‫بهتون خاطرنشان کنم

‫اسمت چیه؟ ‫"الخاندرو ویلاولا"

‫اسم هایی دارم, کی؟

‫اسمش...

‫استر جیمز هست.

‫من 300 هزار دلار نقد ‫به همراه مواد نیاز دارم.

‫سلامتی دنیای جدید, ‫سلامتی دنیای جدید.

‫اسم هایی توی سرم می چرخید

‫اما فقط یکی با عقلم ‫جور در میومد.

‫جو بونانو, ‫کسی که از پرداخت مالیات به من خودداری میکرد.

‫تمام اون موادی که قرار ‫بود بهت برتری بده.

‫الان تو چنگ منه.

‫ارائه اختصاصی از وب سایت "سریال باران" ‫کانال تلگرام ما را دنبال کنید: ‫SerialbaranTV@

‫میشه نظم تالار ‫رو رعایت کنید, لطفا؟

‫میتونیم شروع کنیم؟؟

‫میشه اسمتون رو بگید؟

‫جوزف ولاچی.

‫تاریخ تولد؟

‫22 سپتامبر 1904.

‫و کجا؟ ‫نیویورک سیتی.

‫میخوام بپرسم,

‫ایا شما عضو سازمان خاصی

‫که کارش اعمال مجرمانه است,

‫و محافظ اعضای این سازمان ‫که مجرم هستند, هستید؟

‫هستم.

‫اسمش چیه؟

‫"کوزا نوسوا"

‫این ایتالیایی هست؟

‫به معنای "دارایی ما"

‫بزارید محض اطلاع بگم

‫اقای ولاچی, ‫اولین مردی است

‫که با آگاهی به ‫سلسله مراتب مجرمین

‫کد "سکوت" را زیر پا می گذارند.

‫اطلاعات وی, چهره ی

‫جرم و جنایت های سازمان یافته در آمریکا را ‫به نمایش می گذارد.

‫و این چهره, چهره کثیفی است.

‫این یک دولت جرم و ‫جنایت خصوصی است.

‫با درامد سالیانه ‫میلیاردی,

‫که بر پایه درد و رنج ‫انسانی و اخلاقی.

‫اقای ولاچی, ‫عجیب به نظر میاد,

‫اما شما به کشور خدمت بزرگی می کنید.

‫ای آدم فروش عوضی.

‫میشه به ما بگید چرا تصمیم گرفتید که

‫با وزارت دادگشتری و این ‫کمیته همکاری کننید؟

‫خب, جواب این سوال ‫خیلی ساده است.

‫نابودی آنها.

‫نابودی کی؟

‫رهبران "کوزا نوسوا" ‫رئسا,

‫یادم میاد وقتی که ویتو دستش ‫رو با سوزن زخم کرد.

‫شما, آه. ‫می خواهید کل اتحادیه را نابود کنید؟

‫اون قرار بود برادر من باشه. ‫درسته.

‫بله قربان.

‫چرا این احساس رو دارید ‫که باید نابود بشه؟

‫رئسا با سربازان بدرفتاری کردن.

‫براشون دزدی کردم, ‫براشون آدم کشتم.

‫فرمان های خداوند رو به خاطر اونا ‫زیر پا گذاشتم,

‫و چیز در ازاش گیرم اومد؟

‫هیچی, جزء بدبختی.

‫سرباز جنویز, یک خبرکشه؟

‫امنه که فرض کنیم ... ‫باید توی خانواده هدایت بشه.

‫امروز رئسا از شهادت شما ‫ناخوش خواهند شد؟

‫چیزی که بهتون میگم,

‫چیزی که افشا می کنم,

‫برای رسانه ها, ‫برای همه,

‫سرنوشت بد منه.

‫پس ترسیده بودید

‫که خانواده جنویز ‫سرتونو بکنن زیر اب

‫بعد از مرتکب اعمال ‫خلاف با مواد مخدر.

‫و راه دیگه ای جز شهادت در پیش راه خود ندیدید؟ ‫یکی صدای این کوفتی رو بیاره پایین تا بهش شلیک نکردم.

‫اگر یک اسب سخنگو می خواستیم, ‫می تونستیم "اقای اد" رو تماشا کنیم.

‫خیلی خب, بیا ببینیم چرا ‫همه اینجا جمع شدیم.

‫خانواده ها از اوضاع پیش اومده ‫در هارلم ناراحت هستن.

‫این چیزی نیست که نگرانش هستن.

‫ما میلیون ها بار ‫دربارش صحبت کردیم.

‫با هم توافق کردیم.

‫که اون موادش رو تو ‫منطقه من بفروشه.

‫اونم تا زمانی که برای ‫هر کیلو مالیاتش رو بده.

‫و بعدش این عوضی طمع کار,

‫میره پشتم و مواد رو به ‫جانسون می فروشه.

‫چندبار باید دربارش صحبت کنم؟

‫بعد از آشوب فیدلرز,

‫به من این اجازه داده شد که از ‫هر منبع ایتالیایی مواد بخرم.

‫منم بونانو رو انتخاب کردم.

‫اما بونانو باید به چین مالیات بده.

‫اینکه مشکل من نیست, ‫خیلی خب اصلا دستم لرزید, خب؟

‫به ای معنی نیست چین, ‫دو تا از آدم های منو خفت کنه.

‫و مواد منو بدزده.

‫معلومه میتونم, ‫تو توافق رو زیر پا گذاشتی.

‫جو...

‫باید ضرر رو بپذیری.

‫باشه.

‫خب چی به سر 300 هزارتا نقد چی میشه

‫که به بامپی, ‫پیش پرداخت کردم؟

‫که قصد داشتم بهت برگردونم, ‫به محض اینکه مواد رو آب کنم.

‫اره, بامپی, ‫بدهی بدهیه.

‫300 هزارتا بهش بدهکاری.

‫برای برگشتش به وقت نیاز دارم.

‫الان پولم رو میخوام.

‫خیلی خب, ‫ممکنه یه راه دیگه هم باشه.

‫اگر جو موافق باشه, ‫تا این بدهی صاف بشه.

‫اون چیه؟

‫تو جو ولاچی رو از سر راه بردار.

‫تا زمانی که تونستم, ‫مجرد موندم.

‫چونکه نقاط ضعف و کاسی های ‫خودم رو می شناختم.

‫فکر کردم ازدواج ضعفم ‫رو برطرف میکنه.

‫فقط نتونستم ببینم

‫کجا زمان رو وقف خواهری بکنم

‫که زن صحبت امروز است.

‫پنهان کاری و گول زدن و پیچیدن.

‫پیچیدم و تا جایی که تونستم ‫از ازدواج فاصله گرفتم.

‫یک بار بهت گفتم.

‫یک مرد, بازی سخت رو با برس ‫ضخیم انجام نمی دهد!

‫و لباس شکارش را سرشار از اشک

‫و یا زخم های تازه نمیکند.

‫اره, فقط الله منو نجات داد

‫تا سرحد مرگ ضخمی شوم.

‫وقتی که بتی در شیکاگو بود.

‫از غیاب های مکررت صحبت کرد.

‫نمی دونستم بتی اومده به دیدنت.

‫برادر, تو در ازدواج کند بودی

‫چونکه من کاری کردم

‫مسئولیت بزرگی که به یک خواهر ‫بعد از ازدواج داری رو ببینی.

‫اقرار میکنم, اون خشمگین میشد

‫اونم زمانی که به خواستش ‫نسبت به من نمی رسید.

‫و به داد و فریاد و گریه و هر تاکتیک ‫دیگه ای متوسل میشد.

‫تاکتیک؟

‫یا تنبیه مناسب برای عدم تواضع تو؟

‫مقاله نیویورک تایمز رو مطالعه کردم.

‫درباره برنامه توانبخشی ‫موفقیت آمیز تو.

‫اره ما معتادان سابق رو براش جمع اوری ‫معتادان جدید می فرستادیم.

‫درباره همین موضوع, ‫بهم خبر رسیده,

‫شما با دلال مواد مخدر همکاری دارید.

‫که اسمش بامپی جانسون هست.

‫اوه, بله, ‫اون از دوستان قدیمی هست.

‫در حقیقت, یک مربی,

‫در حقیقت اون منو در مسیر ‫رسیدن به شما قرار داد.

‫شگفت انگیزه, سنگ های زیر پایی ‫که ما رو به الله میرسانند.

‫موافقم.

‫و ....

‫اینم از این

‫نمایش دین ما در صحنه ملی.

‫حتما مطلع هستید, ‫من از اون ظاهر

‫برای راهنمایی سودمند و شکوه ‫اسلام استفاده میکنم.

‫حتما.

‫اما همکاری با مردی که سم به ‫خیابان ها تزریق می کند

‫با کاری که شما انجام می دهیم, ‫جمع نمی شود.

‫با تمام احترام,

‫جامعه بر پایه افرادی از جمله ‫بامپی جانسون ساخته شده.

‫مردانی که به جرم و جنایت ‫سوق داده شدند.

‫اونم فقط به خاطر فقدان فرصت.

‫جامعه بر مبنای آموزش های ‫ما ساخته شده.

‫اگر یک گنگستر میتونه ‫آگاهی سیاسی بوجود آورد.

‫اسلام میتونه از هر محله کلیمی ‫در کشور رویش پیدا کنه.

‫اگر جامعه وارد سیاست ‫بی پدر و مادر بشه,

‫توجه بیشتری رو از ‫سوی دولت جلب میکنه.

‫و به هدف ما صدمه میزنه.

‫هدف چیه؟

‫ایا صحبت کردن مداوم درباره کشمکش

‫یا جنگ دربرابر جنگ است؟

‫درباره بامپی...

‫دخترش اونجاست.

‫اگر آموزش های شما روی اون تاثیر بزاره

‫شاید روی اون هم تاثیر بزاره.

‫تو خوبی, ‫چیزیت نیست.

‫اوه, کی جلوتره؟

‫چرا بهم نگفتی استلا شب ‫رو توی زندان مونده؟

‫چی؟

‫پیش پلیسه, روکی ‫توی خیابان 27ام بودم.

‫یک دفعه به استلا جگانه و یه ‫یارو رنگین پوست اشاره کرد.

‫که سه هفته قبل گرفته شده بودن.

‫هیچی در اینباره نمیدونم.

‫یکی از آدمای روکی, ‫سرگرد کینان, به گمونم.

‫شنیده اسم تو رو به زبون اورده.

‫از کی تا حالا سرگرد کینان,

‫میدونه تو همدست ما هستی.

‫من هیچ کینان نامی نمی شناسم.

‫آه, پس اصلا خبر نداشتی.

‫استلا با این یارو توی زندان بوده؟

More Farsi Persian subtitles for Godfather of Harlem

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left