처음 200줄입니다.
بعضی مواقع تو طول روز عادی هستم و بعد
یه صدا و یا بویی میاد و من دوباره برمیگردم اونجا
و منظورم چیزی شبیه خاطره نیست
واقعاً برمیگردم اونجا
و به اون افراد آسیب میزنم
این فلشبکهایی که توضیح دادی خیلی رایج هستن
این روش مغز ما برای پردازش تروما هست
آره، مغزم یه عوضیه
مغزت یه هیئت رئیسه پر از عوضیهاست
هم قاضی داری هم منتقد
یکی هم اون پشت هست که میگه بیشتر بال تند بخور
حتی با وجود اینکه خیلی شام خوردی ازون یارو بدم میاد
برای جلو رفتن ...تو باید
متأسفم، تنها چیزی که الآن میتونم بهش فکر کنم بال تنده
صبح به خیر چکار میکنین؟
کار رو انجام میدیم همونجوری که گفتی
چطور بوده؟
گیر کردیم
الآن به دخترم دربارۀ پارکینسون گفتم
چطور بود؟
خب، اون هفتۀ آینده میاد اینجا تا مطمئن بشه من بهترین مراقبت رو دریافت میکنم
پس اینم خوب پیش نرفته
حداقل تو با درد مواجه میشی
این مهمه
چون اگه با درد مواجه نشی
در نهایت برمیگرده و اون موقعی که انتظارش رو نداری یقهات رو میگیره
با منی یا با شان؟ - با شان -
چون مستقیم به من نگاه میکنی - میتونم به هر جایی که بخوام نگاه کنم -
خوب پیش میری
ممنون
هنوزم با شان هستم
خیلی محتاج حمایت و تشویقی
ولی اون برای من بود پاول - آره -
دیجیموویز در شبکههای اجتماعی DigiMoviez@
مترجم: سعید Theo_S
«رواندرمانی» «فصل اول، قسمت ششم»
ایول
متأسفم، ریک ازت خوشم میاد
ولی ارتباط چشمی خیلی دراماتیکه
حس میکنم تو یه تبلیغ عطر با همچین چیزی هستم
خوبه، میتونیم آسون بگیریم
اوکی، آره - آره، خوبه -
تو خوبی؟
من پوزخند زدم که فکر نمیکنم تا حالا اینجور کاری کرده باشم
متأسفم
شاید باید گردنم رو ببوسی خوشم اومد
بوسش کن - باشه، بریم سر وقت گردن -
بریم سر وقتش
خوشت اومد؟ - نه -
،متأسفم، مشکل از تو نیست داشتم به باکتریهای لب فکر میکردم
وقتی بهش فکر کنی میبینی واقعاً چیز ناجوریه
چون شبیه یه اکوسیستم کامله
خب، خیلی ممنون
اوه، واو، باشه
دست میدی؟
آره، میدونم، این معمولاً چیزیه که برای بعد از سکس نگهش میدارم
چه حرکت خوبی
میتونم بگم خوشحال شدم که در این مورد سراغ من اومدی
آره، همۀ دخترهام نیکو رو میشناسن
نمیتونم بزارم صدام رو بشنوه وقتی دارم
با این همه آدم سکس میکنم
تنها چیزی که شنیدم این بود که منم یکی از دختراتم
این یارو خیلی قشنگ بود
...من نمیتونستم فقط
ای بابا، چرا هیچ ورژن زنانهای برای راست کردن نداریم؟
چون توسط استروئیدها دزدیده شده
چه مرگمه؟ - هیچی -
سعی کردی سر صبح سکس کنی کی این کار رو میکنه؟
نمیخواستی گولش بزنی که باهات ازدواج کنه
باشه
لیز دوباره به من گیر داده
لیز
اون تو پنیر فروشی با من حرف زد
فکر میکنی معنی اون چیزی که گفتی چیه؟
حرف زدن با کسی که نمیخواد باهات حرف بزنه
نه
هی پاول - هی لیز -
یه چیزی برات دارم
برای من؟
پاستیل؟
عمۀ دختر خالۀ مربی پیلاتسم پارکینسون داره
و گفت که این واقعاً تو اضطراب و لرزش کمکش کرده
خب، تا جایی که علمی باشه مشکلی نداره
استنکادلیک
ببین، در بهترین حالت برات مفیده
در بدترین حالت، یه کم نشئه میشی و یکی دیگه از این کلاهها میخری
فقط بعد از نوشیدن الکل ازش استفاده نکن
و گرنه بالا میاری
هی لیز - آره -
یه چیز دیگه
دیگه با من حرف نزن، باشه؟
...ولی
فکر میکنه معنای چیزی که گفت چیه؟ - نمیدونم -
ولی خیلی با اعتماد به نفس اون رو میگه
واو، بالاخره خریدیش
بهمون بگو
این بار درست واکنش نشون میدیم - درسته -
از چارلی درخواست ازدواج میکنم
!آره
بهت باور دارم
!واو، ای تک همسر عوضی، واو - آره، آره -
چطوری میخوای انجامش بدی؟
همۀ دوستامون رو به یه جایی دعوت میکنم
و بعد جلوی اونا ازش درخواست میکنم
آره - آهان -
اگه بگه آره، مهمونی نامزدی غافلگیرانه میگیریم
اگه بگه نه چکار میکنی؟ - همۀ دوستام اونجا هستن -
که آرومم کنن
در هر حال، من مرکز توجهاتم
متأسفانه خونۀ ما برای مهمونی بزرگ نیست
خوب میشد اگه یکی رو میشناختیم که خونۀ بزرگی داشته باشه
چرا نگفتی اینجا مهمونی بگیریم؟
نمیدونم، این اواخر اینجا خیلی حس و حال مهمونی نمیداده
و راستشو بخوای، مطمئن نیستم آماده باشم که در خونمون رو به روی دنیا باز کنم
ولی خیلی حالمون بهتره
...ما؟ مثل
مثل ما به عنوان گروهی از افراد
یا به عنوان یه واحد بابا-دختری؟
قیافت رو دیدم نباید میگفتم بابایی
پدر واحد پدر-دختر
فهمیدم، از کلمۀ واحد خوشت نمیاد
نه - فهمیدم -
بیخیال، تو و مامان قبلاً مهمونی میگرفتید
به مامانت متوسل میشی، هان؟
اوکی، باشه، بیایید مهمونی بگیریم - واقعاً؟ -
اوه، واو
وایسا، مهمونی نامزدی غافلگیرانه چطوریه؟
اینجوری که میگم
چارلی فکر میکنه مهمونی به خاطر اینه که تو جایزۀ بهترین درمانگر سال رو بردی
واو، این دیوونگیه اصلا چطوری اینو فهمیدن بری؟
آره، به همین دلیل دیوونگیه - آهان -
اون فکر میکنم من زودتر میام که به تو کمک کنم بهتر شد
بعد وقتی اون رسید، این علامتیه برای تو که بشینی پشت پیانو
و یه آهنگ اجرا کنی
عالیه - و من آهنگمون رو میخونم -
تو خیلی زیبایی - ممنون، ولی کدوم آهنگ؟ -
تو خیلی زیبایی
تو داری شوخی میکنی ولی من متوجهش نمیشم
من میرم، به تعویقش بندازیم؟
نه، هی، تو ترسیدی
نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش، بری، زود باش
همه چیز به نفع تو اتفاق میفته، درسته؟
میبینی؟ به همین دلیل تو بهترین درمانگر سالی
سلام - سلام -
فکر میکنی برای کسی مهم باشه که من نیام مهمونی؟
مشکلت چیه؟
مشکلم اینه آدمای پیر ازم میپرسن شغلم چیه؟
خب؟ - اوه، آره -
در حال حاضر بیکارم
و تو خونۀ استخری درمانگرم زندگی میکنم
چون رفتار خشن ناگهانیم باعث میشه بیفتم زندان
حال تو چطوره آلیس؟ تابستون تو چطور بود؟
مادرم ناگهان مرد و من همش گریه میکردم
باحال به نظر میاد، ما رفتیم به مین - آره -
تو هم باید بیای
وقتی کسی سؤال سختی ازت پرسید
من موضوع رو عوض میکنم من هوات رو دارم
باشه
برو لباس بپوش - من لباسمو پوشیدم -
من میرم لباس بپوشم
کدوم خری زودتر میاد مهمونی؟
هی، تو اولین کسی هستی که اومده
میخواستم قبل از ترافیک بیام
سریع باید موهام رو آماده میکردم
تا دوباره بتونم اون جوک رو بشنوم
بیخیال، قبلاً اون جوک رو نگفتم
مگه نه، جیمی؟
میخواستم قبل از ترافیک بیام
خب، یکی باید مهمونی رو شروع میکرد
آره، بیایین تو
دیدی؟ حتی جیمی هم از اون جوک بدش میاد
تو حالش رو بد کردی - چیزی نبود که، بیایین تو -
اوغ
سلام پدر
واو تو خیلی... زیبایی
ممنون
اوکی، فکر میکنی قبل از اینکه شورشو دربیاری میتونی تمومش کنی؟
شبیه یه پرنسس به نظر میای - چرا؟ -
بریم چیزی بنوشیم - خیلی قشنگ -
سلام لیز - سلام -
سلام همسر لیز
عالی به نظر میای - اون از این حرفا خوشش نمیاد -
شبیه یه پرنسس به نظر میای
اوه خدای من، ممنون - چی؟ -
همه دعوتم رو قبول کردن غیر از دو نفر، برنادت پیترز
قبلاً اون رو ندیده - درسته -
هنوزم اذیت میکنه
و اون یکی هم پائوله
گفت که امشب کار مهمی داره
سلام پدر، من فردا ساعت یک میرسم تو مطبت میبینمت
کارهای زیادی داریم :برنامه اینه
جلسه با نورولوژیست - بحث دربارۀ مراقبت بلند مدت -
جلسه با کاردرمانگر - پیدا کردن گروه حمایتی محلی -
اوضاعت چطوره؟
این اواخر به چی مشغول بودی شان؟
هی، تو دهه هفتاد اوضاع چطوری بود؟
واقعاً؟ - آره -
خب پس آماده باش
چون موهام رو فر میکردم
خیلی جذاب بودم
No comments yet. Be the first to leave one.