처음 200줄입니다.
خیله خب بچه ها زودباشین
- امروز یخورده دیرمون شده - واسه من سس خردل نریز
سفارش نداریم، تعویض نداریم
نهار واسه مدرسه ست قرار نیست خوب باشه
داره واسه ی کار دیرم میشه
بیا اون نهارهارو تموم کنیم.ها ؟
باشه. سیب، سیب
سیب
پنیر، پنیر، پنیر
"تدی" پنیر دوست نداره
تعویض نداریم
خیله خب بچه ها
بیاین بریم. دوستت دارم
بوس، بوس
- بوس، فشار - اووه
یه بوس چطوره؟
تعویض نداریم
سلام عرض شد، "دان" بزرگ
میخوای حدس بزنی چی توی جیبمه؟
اوه، شبیه بازی هاییه که باید با زنت بازی کنی
نه با برادرت
خب، حالا داری عجیبش میکنی
خب، فکر کنم تو عجیبش کردی
اوکی، جیبمو بیخیال. گوش کن
تعمیر لوازم خونگی خیابون "براد" رو میشناسی؟
- اوهوم - خب من به صاحبش کمک کردم
تا ماشین قدیمی "تی-برد"ش رو تعمیر کنه
انقدر متشکر شده بود که اینارو بهم داد
شبیه بلیط های تیم "استیلر" هستن
آره، هستن. واسه همین یکشنبه
صندلی های 50 یاردی
قسمت 134، صندلی های 1 و 2
کنار پله ها هستن
میدونم
مطمئن نیستم که بدونی "آدام"
وقتی بهشت رو تصور میکنم یکی از ویژگی های اصلیش
دسترسی راحت به دستشوییه
فکر نمیکنم توی بهشت توالت لازم داشته باشی
اوکی نمیخوام الان وارد بحث مذهبی
با تو بشم
فکر میکنم الان میخوای
یه کار عالی برای من انجام بدی
باشه، خب، از اونجایی که "اندی" برگشته سر کار
اخیراً سرم با کارهای بچه ها شلوغ بوده
و تو کارهامو بجای من انجام دادی
هی، خوشحالم که اینکارو میکنم
خب، میخوام با بردن تو به بازی ازت تشکر کنم
اوه
اوه
تا حالا صندلی هایی به این خوبی نداشتیم
بیش از حد لطف کردی داداش کوچولو
اوه، قراره عالی باشه
و میگم، اگر هم توی "دوربین بوسه" بودیم
انجامش میدیم، یه نمایش واسه مردم جور میکنیم
میدونی، این تقریبا باعث میشه من پشیمون بشم وقتی که بچه بودی
و من میبردمت مرکز نگه داری حیوانات تا تورو با یه سگ طاق بزنم
واقعا چرا فکر میکردی همچین چیزی امکان پذیره؟
تو بچه ی خیلی پرمویی بودی
آفرین "امی"
یه "بلک جک" داری
که سه تا کلوچه میده به دو
- قمار عالیه - آره
آره، خیله خب "کیتی" چی شرط میبندی؟
میکشم کنار
"تدی" همه ی چیپسامو خورد
- سلام - سلام
- سلام مامان - سلام مامان
سلام عزیزای من. چه خبره؟
بابایی داره "بلک جک" بهمون یاد میده محض اینکه یه وقت نقشه ی "ب" تو زندگی لازممون شد
خیله خب، کوچولوها، طبقه بالا، مشق هاتونو بنویسین
همم خودتو ببین
یه تغییر متزلزل داشتیم تو زندگیمون
و تو داری عالی از پسش بر میای
همم
- میدونی باعث میشه چیو بفهمم؟ - چیو؟
قبلا چقدر مزخرف عمل میکردی
آره. هرکاری دلم میخواست انجام میدادم
- هی میدونی الان چی فهمیدم؟ - چی؟
تنهاییم
آره، واقعا فرصتش پیش اومده که با هم بچرخیم
- آخرین باری که اینکارو کردیم کی بود؟ - ما همیشه اینکارو میکنیم
امروز صبح باهمدیگه مسواک زدیم
خیلی هم دوست داشتنی بود
اوه میدونی منظورم چیه؟
فقط احساس میکنم از وقتی برگشتم سر کار
تو از یه در میای تو، من از اون یکی در میرم بیرون
فقط میخوام مطمئن بشم که جرقه ی رومانتیک رو زنده نگه میداریم
اوه، من که جرقه دارم
یه عالمه جرقه، طبق جنابعالی ساعت 2 نصف شب
- همم؟ - باشه، ولی من راجب عشقولانیت حرف میزنم
- میدونی، دلم واست تنگ شده - اوه
- این چیه؟ - چی؟
اوه
- خدای من. بلیط های تیم "استیلر" ؟ - آره
- گوش کن اینو - تو اینارو واسه ما گرفتی؟
خب...
به خاطر این که اولین قرار ما توی بازی تیم "استیلر" بود
اوه، تو هم دلت واسه من تنگ شده بود
باشه، حتما، ولی..
وایستا. و تو یادت بود
که یکشنبه 17مین سالگردِ
اون روز باورنکردنیه و تو اینارو گرفتی؟
ظاهراً
چرا من فکر میکنم باید چیزیو بهت بگم؟
تو فقط جرقه ای
آره
هی، یادته اولین قرارمون چطوری تموم شد؟
آره، آره، تو گفتی
دخترهای خوب این همه راه رو نمیان توی یه کامیون
پسر، چقدر اشتباه راجب تو قضاوت کردم
باشه، آم، دخترهای خوب نمیان
ولی، آم، دخترهای متأهل میان
- همم - زودباش
- همین الان؟ - همین الآن
- توی کامیون؟ - توی کامیون
خیلی خوشحالم که اون بلیط هارو واسه خودمون گرفتم
ترجمه و تنظیم علی امانی
- سلام - سلام
واو، امروز صبح خیلی ساکته
- نهار درست کردی؟ - نوچ
واسه غذای مدرسه ثبت نامشون کردم
هی، بچه ها، امیدوارم "گولاش بادمجون" دوست داشته باشین
باشه، باید برم دوستت دارم. دوستت دارم
دوستت دارم، هی دنبالم بیا
بعد از اون جریان کامیون هرجا بگی دنبالت میام
میخواستم بگم دیروز خیلی رومانتیک بود
و مطمئنم قراره همین احساس رو داشته باشم
وقتی امشب برگردم خونه... آقای جرقه
راجب لقب جدید مطمئن نیستم ولی، آه، من پایه م
بله
هی، ایناهاشی
یه سورپرایز واست دارم
اوه، شما دوتا وسط چیزی بودین؟
- خب... - نه نه
"آدام" داشت منو تا دم در همراهی میکرد
چون اون رومانتیک ترین شوهر دنیاس
باورت نمیشه منو با چی سورپرایز کرد. اون...
اوکی، وقت واسه حرف زدن نداریم. بای بای
- چیکار میکـ... - صبر کن
صبر کن. صبر کن. صبرکن
باشه، باشه، واسه یه دقیقه گیج بود
- ولی داره میره - اوه
اوکی، گوش کن، باید راجب بازی تیم "استیلر" باهات حرف بزنم
- واسه همین اینجام - اوه
بذار من اول بگم. مال من بهتره
سفارش دادم
با شرکت "تحویل یک روزه
که میدونی متنفرم از پول دادن بهشون
پیراهن های 1976 تیم "استیلر" رو
یه تشکر کوچیک واسه بردن من به بازی
واو
آره
نمیدونم چی بگم
خب، من میگمش. من مرد خوبیم
هستی
و تو هم مرد خوبی هستی
اِه. نه بابا...
نه، نه، نه،نه خیلی واسم ارزش داره
ما با دیدن بازی های "استیلر" بزرگ شدیم این شاخصه ی ماست
جدی؟
و آیا
فقط شاخصه ماست؟
منظورم اینه که، میدونی
تو میتونستی به راحتی "اندی" رو دعوت کنی ولی کیو انتخاب کردی؟
- منو - همم
میدونی، زیاد اهل ابراز علاقه ی فیزیکی نیستم
ولی میخوام یکی از اینا بهت بدم
واو. سه بار زدی؟
دو تا بیشتر از روز عروسیمه
به بچه های محل کار راجب این چیزی نگو
نمیخوام فکر کنن که سوسولم
اوه...
خدافظ بابایی
خدافظ
آه...
همم. کجا تشریف میبرین آقای "برنز" ؟
یه سمینار آموزش والدین برگزار میشه امروز صبح
اوه، خب، گوش کنین، نه تنها
یه موقعیت پرفشار خونوادگی دارم که باید رسیدگی کنم، بلکه
دلم هم نمیخواد برم به اون سمینار
خب، چیه، میخوای همینطوری بهم زل بزنی؟
فکر میکنی منو خجالت زده میکنه؟
خب، بعد از سمینار میفهمیم
"آدام" ! "آدام" !
یه صندلی واست نگه داشتم. درست همینجا. "آدام"
سلام "ماری"
نمیدونم شنیدی یا نه ولی "لوول" یه صندلی واست نگه داشته
باشه. مرسی
خوش آمدین والدین
مبحث امروزمون خواهد بود: چگونه از زورگویی در زمین بازی جلوگیری کنیم
قبل از اینکه شروع کنیم، میخوام معذرت بخوام
به خاطر کمبود خوراکی
اگر هرگونه اعتراضی داشتین، لطفا راحت باشین
و به والد اتاق، آقای "برنز" منتقل کنین
خیله خب، من یه سوال دارم.
باشه؟
چه اتفاقی در جامعه افتاده
که ما نمیتونیم نیم ساعت بدون آب دووم بیاریم
هان؟
ما به آب نیاز نداریم
No comments yet. Be the first to leave one.