처음 200줄입니다.
این سریال بر اساس داستان واقعی در مورد تحقیقات جنایی پلیس پمبروکشایر، ولز در سال های 2006 و 2011، است
برخی از حوادث و شخصیت ها به منظور اهداف هنری و حفاظت از گمنامی اشخاص واقعی تغییر یافتهاند
قتلهای پمبروکشایر
Ali_Master
سلام، بابا
صبح بخیر، کاکل پسر، بیدار شدی؟- بیدار شدم؟ از خونه هم زدم بیرون -
اوهم، عذرم میخوام، آقای سحرخیز
چی شده، بابا؟
گفتی که امروز قراره یه مسابقه داشته باشی
عه، آره یه مسابقه الکی بین مدارس ـه
عه، خب، میخوام بیام، کجاست؟
نه، بابا، جداً مسابقهی مهمی نیستش
پدر و مادر هیچ کسی نمیادش
حتماً اشتباه متوجه شدی، میام اونجا
ردیفیم؟
رئیس
صبح بخیر
استیو
گزارش در چه وضعی ـه؟ انجمن افسران پلیس پیگیرش ـه
آره، احتمالاً تا پایان مسابقهی امروز برسه دستت
چیزه قابل توجهی داره؟
ایکاش، پیدا کردن کاری برای سرگم کردن خودم، بد عذابی شده برام
حسم میگه میتونی یه چیزی سرو هم کنی
جریان این خبرنگارا چیه، دیو؟
برای اخبار قدیمی اینجان
!آخخخ
سلام، چه خبرا؟
خب، جک همین الان پیام داد که قراره بعد از مسابقه
بری دنبالش
آره، مشکلی هست؟
خب، یه ماه نشده که برگشتی و فوراً همه چی رو کنترل میکنی
...ببین، فقط
مطمئن شو که میری اونجا
فرن، میرم
یالا، جک
خب، به نظرم، میتونیم یه شب وسط هفتهای پسرونه باهم داشته باشیم
غذای بیرون و دیویدی؟
با مامان انجامش دادیم
بهش گفتم که خونه رایان میمونم
نمیتونی یه شب دیگه خونه رایان بمونی؟
...به نظرم، چطوره که یه هفته با من باشی
و یه هفته با مامانت...؟
میدونی، اینجوری یه کم هم به مامان و مایک فضا میدی
مامان همچین چیزی ازت خواسته؟
!نه
ولی اگه تو مشکلی نداشته باشی، اونم نداره
میتونم راجع بهش فکر کنم؟
البته که، آره
ببین، امشب برو و خونه رایان اینها بمون و بجاش باهم چت میکنیم
بیا اینجا
...با موفقیت های اخیری که آزمایشات دیانای
در حل پرونده های جنایی در سرتاسر کشور داشته
...توجهات ناگزیر به
قتل های حل نشده در ولز معطوف میشه، علی الخصوص قتل مضاعف
پیتر و گوندا دیکسون در پمبروکشایر
لطفاً شنوندهی گزارش جاناتان هیلز باشید
بیش از 17 سال پیش، این زوج هنگام قدم زدن
در مسیر ساحلی در لیتیل هِوِن در پمبروکشایر
با تفنگ ساچمهای قاتلی ناشناس کشته شدند
با وجود تحقیقات گسترده پلیس
هیچ کس متهم به این جنایت نشد
و انتظار طولانی خانواده دیکسون برای اجرای عدالت همچنان ادامه دارد
بسیاری از مردم گفتهاند که دیگر حس خوبی از
آمدن به این مسیر ساحلی ندارند
اذعان دارند که دیگر همان حس قبلی را به آنها القا نمیکند
ما از پلیس دایفد پاویس خواستار توضیحاتی شدیم
اما به ما گفته شد که کسی برای پاسخگویی در دسترس نیست
اخبار قدیمی؟
در عین حال، هويت قاتل شرور جان و گوندا ديكسون
ناشناخته باقی مانده است
تونستی خوب با محیط اٌخت بگیری؟
انگار نه انگار که از اینجا رفته بودم
فقط یه منطقه رو پیدا کردم که درش مشکل داریم
پزشکی قانونی خبر از جنایت جدیای نداده
مهمتر از همه در مسیر ساحلی
اخبار رو دیدی؟
آره، داستان چیه؟
بعید بودن یافت شدن سرنخ جدیدی
پریشانیای که ممکنه به خانواده دیکسون تحمیل بشه
و، اگر موفق نشیم ...لذتی که رسانه ها قراره با
پرت کردن پهن به صورت ما ببرند
چند سال پیش، بهمون برچسب از «ریشه بی کفایت»رو چسبونن
و هنوزم رو پیشونیمون مونده
خب، به نظرم وقتشه که یه کاریش کنیم
دوست دارم یه نگاه به پروندهی مسیر ساحلی بندازم، تا ببینم چیزی گیرم میاد یا نه
اوکیای باهاش؟
اجازه من رو لازم نداری
جرج جونز از دایره تحقیقات جنایی مسئول پرونده بود هنوزم اینوراست؟
آره، اینجاست. ولی، استیو به پیرمرده آسون بگیر
ممنونم که قبول کردید باهام حرف بزنید، آقا
یه سگ پلیس پیداشون کرد
اونم شش روز بعد از اعلام گزارش گمشدنشون
با کمک کرم های روی جسد زمان تقریبی مرگ رو فهمیدیم
...بعد از اینکه کشتشون، ضارب کیف پول پیتیر دیکسون و
و حلقه ازدواجش رو دزدید
دلیل زیادی برای کشتن دو نفر نیستش، مگه نه؟
...به گوندا دیکسون هم تعارض جنسی شده بود
در حالی که شوهر مردهاش چند متر دورتر کنارش بود
یه حرومزادهی مریض و خودآزاری بودش
دلیلی لازم نداشت
ما تمام تلاشمون رو کردیم
نمیذارم که همه تقصیرا رو بندازن گردن من
برای این نیومدم اینجا، آقا
...خب، چهار روز بعد از قتل، یه مرد
وارد جواهرفروشی پمبروک میشه و یه ورق طلا با عیار 22 رو میفروشه
مشخصات ورق طلا با حلقه ازدواج پیتیر دیکسون یکی بودش
و در رسید هم اسم فروشند جی کوپر نوشته شده بود
حالا، براساس این اطلاعات
یکی از اعضای تیم شما مسئولش بود، دیلان ریس؟
اون از جان ویلیام کوپر در خیابان رز مِدو پلاک 28، بریچمِید، بازجویی کردش
...کوپر گفتش که حلقه مال خودش بود
و چون پولش رو لازم داشته فروختتش
و بعدش هم زنش داستانش رو تایید کردش
و بعدش دیگه کاری به کارش نداشتید
کنجکاوم که نظر خودت راجع به این ماجرا بدونم
یه مامور رو برای انجام دادن کار یه بازرس فرستادم
...باید خودم از کوپر بازجویی میکردم، ولی ما
زیر یه خروار کار غرق شده بودیم
...بعد از اینکه پرونده بسته شد
فهمیدم که ریس با کوپر به یه بار میرفتند
...نظرم اینه که کوپر
از این موضوع که با ریس آشنا هستند استفاده کردش
...که ریس
فریب خورده بود
کوپر الان کجاست؟- زندان دیفرین-
...در سال 1998 بخاطر یه سری
دزدی و غارت به 16 سال حبس محکوم شده بود
تحقیقات با کد رمز «شکارچی» انجام شده بود
اونها از کوپر بازجویی کردن، ولی چیزی عایدشون نشد
... 16 سال در 1998
اگه بچه خوبی بوده باشه، دیگه وقت آزادی مشروطش رسیده
محل وقوع جرم درست پایین تر از کلیسای تالبنی هستش
محل دقیقش با یه یادبود مشخص شده
دختر و پسر دیکسون هرسال یه دسته گل میذارند اونجا
در یاد و خاطرهی پیتر و گوندا دیکسون 29 ژوئن 1998
پس بالاخره پیدامون کردی
خب، داری دوباره راجع به جان ویلیام کوپر تحقیق میکنی؟
آره
بیا امیدوار باشیم که شانس تو بهتر از ماـست
عملیات شکارچی
این نتیجه کار ما بود
چندتا چیز میز دیگه رو هم جای دیگهای انبار کردیم
ولی بیشتر اینها رو از خونهی کوپر مصادره کردیم
خونهش شبیه یه خوکدونی بودش
...بخاطر یه سری دزدی و غارت دستگیرش کردید
ولی راجع به قتل مسیر ساحلی هم ازش بازجویی کردید
چرا؟- یخاطر سابقهاش، قربان-
ما اون رو بخاطر دزدیای دستگیر کردیم که با مورد مسیر ساحلی مو نمیزد
غارت، قربانی بسته شده، یه شاتگان
برای همین ازش راجع به پارک اسکواستون هم بازجویی کردیم
پارک اسکواستون، بیست سال پیش؟
الان دیگه 21 سال پیش ـه دسامبر سال 85 بودش
سرقت ، آتش سوزی و قتل مضاعف
برادر و خواهر- ریچارد و هلن توماس-
تفاوتش این بود که قاتل اینبار برای رد گم کنی
به تخریب متوسل شد، یه آتش راه انداخته بود
کاملاً اونجا رو نابود کرده بود
که جمع آوری مدارک رو سخت کرده بود
آره برای پزشکی قانونی حتی سختتر هم بودش
کوپر تو بازجویی ها چیزی بهت گفتش؟
هیچی، وقتی به قتل ها اشاره کردیم، لالمونی گرفتش
از یه جایی به بعد باید دیگه بیخیالش میشدیم
...با تمام جرایم کم اهمیتی که داشت
تقریباً تمام اموال دزدیده شده رو از خونهش پیدا کردیم
چارهای جزء محکوم کردنش با اونچه که در دستمون بود نداشتیم
با خانوادهش حرف زدید؟- آره-
آره، از همسرش چیزی گیرمون نیومدش
اون بیشتر از یارو میترسید تا از ما
پسرش به یه دردیمون خوردش
آره، هرچند از باباش متنفر بودش
نمیخواست کاری به کارش داشته باشه
دلیل تأخیر در پرداخت کمک هزینه معلولیت شما
اینه که اسم کوچک خودتون رو تغییر دادید
آره، هشت سال پیش تغییر دادم با ابلاغ قانونی
!یه کپی از گواهی رو به شما هم دادم
...ببین
دیگه حوصله ندارم
میتونی به مدیرت بگی بیاد پشت خط، لطفاً
من اجازهی همچین کاری رو ندارم، آقا
اسم کوچیک چیه، آقای کوپر؟- اندرو-
آدریان نه، اندرو
اندرو کوپر
...و
جوری باهام جرف نزن که انگار یه کودنم
پشت خط بمونید، لطفاً، آقا- ...نه، خواهش میکنم-
لطفاً همچنان منتظر بمانید تماس شما برای ما مهم است
قتل های پمبروکشایر
سلام، بابا- !عه، سلام علیک-
برای رخت شویی اومدم
لباسشویی تو مغازه مشغوله و خونه تو نزدیک تر از مامانـه
...خب
خوبه که بدونم بالاخره به یه دردی میخورم
دستمزدت
«ماندگی دراز مدت»
ممنونم، عزیزم
اینجا بالاخره تر و تمیز به نظر میاد
خیلی تر و تمیز
همین بسه، تا بتونم یه جایی دائمی تری پیدا کنم
میخوای بمونی، یه لقمه نونی باهم بخوریم؟
شرمنده
No comments yet. Be the first to leave one.