처음 181줄입니다.
چی شده عزیزم؟
دارم میام، عشقم.
منظورت اون گردنبند خوشگله است؟
دارم بهش میرسم، عشقم.
باید گوشی رو قطع کنم؟
هومف!
ترس!
دوست من، میکا تازه فوت کرده است.
اِه
سلام شرطبند
منتظر باشید، میکا دارد میآید.
مممم
اِه
سلام طلایی
من اون یارو لعنتی رو حسابی کتک میزنم.
هر دوی آنها به سادگی از نمایش لذت میبرند.
آآآخ!
ها؟!
ای
نه!!
نه!!
به من گوش کن
اگر پاپانا از این موضوع باخبر شود
او تو را ترک نخواهد کرد
اِه
غذا گرم است.
بیا برای شام
در واقع
بلکه قصد کشتن اوست...
انگار میخواسته تا لحظه مرگش زجر بکشد.
او کیست، آقا؟
با نگذاشتن اینکه او بمیرد یا زنده بماند
او را آویزان گذاشتند تا نفسش بند بیاید.
آیا یک انسان است؟
یا یک دیو؟
میتواند هر کسی از شاستری باشد
اما او در این بازی تازه کار نیست.
ردیابی ردپای ماهی در آب میتواند دشوار باشد.
اما...
...اگر قلاب پایین آورده شود...
... ماهی به احتمال زیاد خاردار خواهد بود
صبر کن، بلندش نکن.
با مدارک خود تشریف بیاورید
هی، ادامه بده.
بازش کن.
آقا
وسایل پاپانا رها شده بود
مممم
سلام کاساب
آماده برداشت میکا هستید؟
مممم
بپیوندید!
امروز این افتخار را به دست خواهم آورد
نه او
او هم نه
نه تو
تو کی هستی؟
برادر
حتی این بار، کمی بیش از حد به مانگو نزدیک است
برادر، پسرهای ما دستگیر شدند.
هیچ مقدار الکلی نمیتواند با این اثر برابری کند
که مرگت به تو پیشکش خواهد کرد
آیا گونا هم رفت؟
منتظر بودم چشماتو باز کنی.
ببندش
بله، او میرود.
ای
مممم
مممم
آنها کالاها را بدون هیچ مشکلی از بندر به بنگلور آوردند.
ای! (or: ای وای!)
من مشغول برداشت محصول هستم
بعد از اتمام برش ...
کالا را تحویل خواهم داد
مممم!
ای! (or: ای وای!)
مممم
تو دیگه کی هستی احمق؟
بیا جلو.
دلیل اینکه عقب بودم این بود که به جلو بروم.
من احمق نیستم.
من یک مرد هستم
میدونی با کی دعوا کردی؟
این مانگو هست
بعدش تکه تکه ات می کنم.
تو دیگه کی هستی، یارو؟!
چیزی که ندارم اسممه
برای استفاده
من به سادگی هیچ شخصیتی ندارم.
خیلی وقت بود منتظر بودم از شر پاپانا خلاص بشم.
فرصتش را نداشتهام
سلام!
حالا فرصتی دارم
تو فرصت منی
برای استفاده
هر کاری دلت می خواهد بکن
از این به بعد...
..هرچی دارم مال توئه
مممم
برو بررسی کن
من نیم سانتیمتر جا گذاشتهام
سی دقیقه وقت دارید
رسیدن به بیمارستان
تو زنده خواهی ماند.
گفتی هیچ احساسی نداری؟
پاپانا همچنین در قاچاق اسلحه و مواد مخدر دست دارد.
- ناندینی - اِه؟
آه
اِه
کوسوما
تو کنترل اوضاع رو به دست بگیر، من دارم میرم
آره
اشکالی نداره ممنون.
خب
چرا از صبح تا حالا به تماسهام جواب ندادی؟
این گوشی من و آرزوی من است.
برای شما چه مشکلی پیش آمده؟
تو واقعاً به زیبایی خودت افتخار میکنی، مگه نه؟
چون دستهای بلندی داری، نگذار از کنترل خارج شود.
حتی در غیابت...
من میتوانم زندگی کنم
خداحافظ
اما گونا نمیتواند بدون تو زندگی کند.
ازت متنفرم! (Az tān ...budam!)
دوستت دارم! (Man az tala begiram!)
سعی نکن خودنمایی کنی
گفتم... من...
..نفرت...
..تو
برای استفاده
راوی دو روز است که به خانه برنگشته است.
میشه بررسیش کنید؟
من مامان خواهم شد.
بله، استفاده میکنم.
هی پانتر، راوی رو دیدی؟ - نه گونا
از وقتی که به من توصیه کردی این کار را بکنم، از خط قرمزها عبور نکردهام.
باشه.
برای استفاده
دورادو
راوی رو دیدی؟
به جان مادرم قسم، من هیچ ایدهای ندارم.
به خاطر خدا، من در خانه هستم.
الکل را خاموش کردم.
یک بار به باشگاه سر بزنید
هی مالا، راوی اینجا بود؟
راوی دو روز اینجا بود.
او برای پولی که از دست داده بود گریه کرد.
من هیچ اطلاعی از محل اختفای او ندارم، برادر.
تاچ!
سلام
انگار حتی دو دقیقه هم به من اهمیت نمیدی!
هی، چه بلایی سرت اومده؟
وقتی سعی میکنم به تو نزدیکتر شوم، تو مرا از خود دور میکنی.
حالا داری با زنگ زدن به من شکایت میکنی
چطور خودم را به شما معرفی کنم؟
مثل یک کوپید
سکه
بگو ببینم، من را چطور میبینی؟
ها؟!
سکه
چطور ظاهر شوم؟
- قیافهات چطوره؟ - هوم؟
-بهم بگو، چطور ظاهر میشم؟ -گمشده
همه چیز از دست رفته است!
-لعنتی! -من تو رو به عنوان یه شکنجهگر میبینم!
قطع کردن
ها؟!
پسر بد
زندگی از دست رفت!
بله!
همه چیز از دست رفته است!
درمان!
بذارش اونجا.
بیا، دراز بکش
چرا داری اذیتم میکنی، راوی؟
چه اتفاقی برایت افتاده؟
مادر
شام خوردی و خوابیدی
صبح بررسیش میکنم.
داداش، کلید رو بده به من، هفتهی دیگه بهت پسش میدم.
هی، کاری نکن که از کوره در برم.
No comments yet. Be the first to leave one.