처음 200줄입니다.
... آنچه در "فاسترز" گذشت
.اون "ليام" بود - همون برادر خوندهاي که گفتي؟ -
.اون مجبورم کرد باهاش سکس کنم
.انتخاب من نبود، تقصير من نبود
! 99-11 يه افسر تير خورده ! "خيابون "کورنادو
ميفهمم که نبايد با نبايد با کسايي که باهاشون زندگي ميکني
.رابطه برقرار کني
.ولي اونا که هميشه تو رو نگه نميدارن
.اگه "برندون" رو دوست داري، برو جلو
.ما شما رو انتخاب کرديم و شما ما رو
يه خانواده رو تشکيل نميده DNA .عشق اين کارو ميکنه
ولي فکر ميکنين دخترتون حق نداره با "لينا" ازدواج کنه؟
.من اعتقاد دارم ازدواج بين زن و مرد ـه
باهام ازدواج ميکني؟ - .فکر ميکردم هيچوقت نميپرسي -
بازم هست؟
.بيگاري ام که نميکشم ازتون اينجوري ميگي
فقط نميفهمم چه گيري دادي از اين .نقرههاي قديمي و کثيف استفاده کني
.از چيزاي قديمي و خاطرات پشتش خوشم مياد
موندم کسي بعد از استفاده از اين چاقو بر اثر طاعون سياه مُرده يا نه؟
.شستيمش - .پسر جون اين وسايل قديمي رو مسخره نکن -
.خودت قبل از اين که متوجه بشي، پير شدي
.خوب گفتي مامان بزرگ
.بفرمايين
.استف" اونو بده ببينم"
چيه مگه؟ - ... تو نبايد وسايل سنگين بلند کني -
.اين که سبکه خب .بعدش هم چند هفته گذشته، حالم خوبه ديگه
وقتي گفتم بايد اين عکساي قديمي رو جمع کنيم .منظورم خودم بود، نه تو
.نميشه که هيچ کاري نکنم
.ديوونه شدم تو اين خونه
کي ميخواي برگردي سرکار؟
.من ... هنوزم مطمئن نيستيم
.فکر کنم وقتي خوبِ خوب بشم
تنها کاري که تو بايد بکني اينه که تو راهرو .به سمت محراب حرکت کني
.ما که از اين کارا نميکنيم
.خودت منظورمو فهميدي - راه نميرين؟ -
.باباهاتون دست به دست نميکننتون
.با باباي "لينا" که به صورت اينترنتي عاقد شده
.ايشون که مراسم عقد رو برگزار ميکنن
.باباهم که جوابي به دعوت نداده هنوز
.بيخيال
دوتا زن باهم برن محراب؟
بعد اونوقت کی اونطرف منتظر باشه؟
.چرا دارن ما رو دست به دست ميکنن
دستمون رو به کي ميدن؟
يه خورده مسخرهست، نه؟
... نميدونم مسخرهست يا نه، ولي
.آره، به ما نميخوره - .آره -
... "از دست اين "برندون
... نه، نه، نه - .مامان خودم ميتونم -
.ميگم بذار من جمع ميکنم
.سر صبح اومدم که کمک کنم، پس بذار کارمو بکنم
.خدايا
ديدي؟ فقط من نيستم که وقتي مامانم پيشمه .اعصابم خورد ميشه
.مشکل فقط اون نيست
.تا منو نکشه بيخيال نميشه
اصن حس صحبتي که
.بايد با "کلي" بکنيم رو ندارم
.چطوري گوگول - .سلام -
کلي" ميشه چند لحظه صحبت کنيم؟"
آره، جانم؟
..درباره "ليام"ـه
.خب
IMDB-DL Proudly Presents
Translated By : Kianoosh_93 , Shimaaa & N3g!n
فکر کنم، "برندون" و "تاليا" دوباره باهمن. آره؟
چي شد يه هو؟ - .نميدونم، شد ديگه -
.چه بد - .براي همه بهتره -
.هرجور راحتي
.راستش اومدم خدافظي کنم
منظورت چيه؟
از وقتي خونه رو از دست داديم .مامانم اعصاب مصاب درست نداره
براي همين تصميم گرفته
برگرديم "اينديانا" با مامانبزرگ .و پدربزرگم زندگي کنيم
جدي ميگي؟ - .آره -
.از اون شوخيهايي که هيچوقت نفهميدي نيست
"مامانم آخر هفته رفت "يوهال
.منم يکشنبه با ماشين ميرم
.چه بد
.آره
... من
.خيلي دلم واست تنگ ميشه
.منم همينطور
.نميدونم واسه مامانهات چي بگيرم
بعد اون وقت ميخواي من باهات بيام خريد؟
.آره، فرداشب
.باشه
.مرسي
.من يه لحظه سريع برم با "کلي" حرف بزنم
.باشه، بپرس اگه دوست داره، باهامون بياد
.باشه
خوبي؟
چي شده؟ - .هيچي -
امروز بايد تصميم بگيرم ميخوام .برم دادگاه اوليه يا نه
.خب
.مامانت گفت آخرش ميشه حرف من دربرابر حرف اون
.اينجور چيزا زياد به نفع من پيش نميره .ميفهمي که چي ميگم
.خب، "سارا" جاش امنه ديگه
.از خونه اومده بيرون .ولي اين هدف اصلي نبود
.کاري که براي "سارا" کردي عالي بود
ولي کاري که با تو کرد چي؟
فکر نميکني لياقت عدالت رو داشته باشي؟
.بايد برم سر کلاس
.ببخشيد، نميخواستم کاري کنم احساس گناه کني
.اشکالي نداره
.من که ناراحت نيستم
... منم ناراحت نيستم فقط
.يه جورايي هي يادم مياد
.ميفهمم
... مسئله فقط اتفاقي که افتاد نيست
احتمالاً تا چند وقت ديگه برميگردي سر کار ... و من
.ميدونم
.ولي من که نميتونم کل عمرم رو خونه بمونم عشقم
.باورم نميشه هنوز اين کاغذ ديواري رو نگه داشتي
.خودت انتخابش کردي - .آره، سال 1982 -
"اون موقع من لباس "هالي هابي
.جوراب شلواري و تاپ ميپوشيدم
خبر "کيم" و "دريل" رو شنيدي؟
.با پسر خوندهش رابطه داره
.عجيبترين خبري نيست که تا حالا شنيدي
.اينم که خشک شده
... گفتم عجيب
ميدونستي باباي "لينا" شنبه مراسم رو اجرا میکنه؟
... نميدونم اينترنتي عاقد شده يا يه همچين چيزي
.کليساي سه کله پوک
.فکر کن زمان ما از اين چيزا بود
.محبور نبوديم اين همه راه بريم وگاس
فرقي ميکنه کي اين کارو ميکنه .يه بعد از ظهر خيلي عاشقونه ميشه
.بچهها خيلي هيجان دارن
.خوشحالن که تو مياي
مياي ديگه، نه؟
گفتم حتماً چون عروسي تک دخترته
.مياي ديگه
باورم نميشه دارم همچين حرفي ميزنم
.شارون" اگه ميخواي چيزي بگي درست بگو" - .باشه -
بايد بيخيال هر چي که نميذاره
.بياي مراسم عروسي دخترت، بشي
.حالا هر چي که هست خدا، سياست، من نميدونم
.مگه اين که بخواي براي هميشه اونو از دست بدي
مثل يه ماه پيش که چيزي نمونده بود .اين اتفاق بيوفته
پس واسه همين، بايد با خودت کنار بياي که پيراهن شيک بپوشي
.بعد اون کون گشادت رو بياري عروسي
... داشتم فکر ميکردم
... ميخواي
دوباره؟
وايسا ببينم، چي؟
ميخواستم ببينم ميخواي
دوباره سکس کنيم؟
."لکسي"
.فکر کردم تصميم گرفتيم ديگه اين کارو نکنيم
.اصن نبايد اينجوري تو اتاق باهم تنها باشيم
.ميدونم، فقط ميخوام دوباره بهت احساس نزديکي بکنم
من يه خورده گيج شدم، فکر ميکنم .داري امتحانم ميکني
.يا يه سوال مچ گيري و اينجور چيزا
.بيخيال
.بيخيال که من چي گفتم
.من ديگه ميرم، بايد تکليفهام رو انجام بدم
.لکسي" وايسا، بس کن"
.خودت بس کن
خب، قضيه از اين قراره
.امکان نداره اين پرونده به هيئت منصفه برسه
.قاضي خودش پرونده رو ميبنده
.کاملاً مطمئنم
.هيچ مدرکی وجود نداره
يه چيزي حدود 2 سال از اون قضيه ميگذره. درسته؟
.و فقط تويي
و با توجه به سابقهت و ... چيزاي نوشته شده در پروندهت
وقتي همون اول دستگيرش کرديم هم بهت گفتم
.احتمالش خيلي کمه
.ميدونم عادلانه نيست، متاسفم
"از طرف ديگه اگه سکس با "ليام ... از روي رضايت بوده باشه
.داستان عوض ميشه
.خب اينطور نبوده
اگه از روي رضايت ميبود با توجه به اختلاف سني شما
.ميشد تجاوز قانوني
.و "ليام" حدود يه سال ميوفتاد زندان
يعني ميگين هيشکي باورش نميشه
اون به زور با من سکس کرده
ولي باورشون ميشه من از روي رضايت بهش دادم؟
و "ليام" واسه اين کارش ميوفته زندان؟
.آره، حرفم دقيقاً همينه
."سلام، مرسي "مايک - .سلام -
.نه، تو نظارت کن
.تو و "لينا" و "مامانم" آخر سر روانيم ميکنين
مگه چيز جديديـه؟
برميگردي سر کار؟
.نه - چي؟ -
."دارن خونم رو تو شيشه ميکنن "استف
آنا" ميگه دوست پسرش تفنگ رو انداخته"
.و دستاش بالا بوده .ميگه طرف تسليم شده بوده
.خب حقيقت نداره - چي؟ -
.دستاش بالا نبود "مايک"، من ديدم
... تو به بازپرس گفتي که
.که من حواست نبوده يا شک زده شده بودي
نميخواستم واست مشکلي پيش بياد
... اگه چيزي توي گزارشت گفته باشي که - .وايسا ببينم -
.يعني فکر ميکردي من دروغ ميگم
مايک" اون قبل از اينکه بهش شليک کني" .تفنگش رو انداخت
مطمئني؟
مايک" تو صداي شليک گلوله شنيدي"
آدرنالين خونت رو پر کرده بود .منم که روي زمين بودم
No comments yet. Be the first to leave one.