처음 173줄입니다.
.صبح بخیر، آقای هندرسون
.صبح بخیر، سنسه
!چای میل دارین؟
.بله، با کمال میل
مدت زیادی که شما مسئولیت آموزش .دانش آموزان ابتدایی رو بر عهده گرفتین
!بچههای امسال چطورن؟
.خب، دانش آموزان پتانسیل زیادی دارن
شنیدم همون روز اول مجبور شدی به یکی !از بچهها مدال تونیتروس بدی
خب، آره، برای مدرسهمون .نسبتاً رویداد نادری محسوب میشه
تا جایی که من میدونم .این اولین باره
به نظرم تصمیمی که گرفتم .عادلانه و بجا بود
،اعمال نیک مورد ستایش قرار میگیره
و اعمال بد بر اساس ضوابط .مورد توبیخ قرار میگیره
.به این میگن جوهره آموزش
.کاملاً حق با شماست
دانش آموزان جوانی که از دروازه های ،مدرسه ادن عبور میکنن
یاد میگیرن با پایبندی و عمل به سنتها
.از ظرافت روز افزونی برخودار بشن
در واقع، مدرسه ما بوجود اومده .تا آینده زیبایی برای کشورمون ترسیم کنه
!دامیان ساما
!این عکس برادر بزرگترت نیست؟
.آره
!این حتماً مراسم پذیرش برادرته
!احتمالاً عکسهای بیشتری ازش باید توی کتاب باشه
!آه، ایناها !اوه
!اینجا هم هست
!توی این یکی هم هست
!اون بهترین بازیکن اینجاست
دامیان ساما، برادرت یکی یکی داره !مدال استلا رو شخم میزنه! شگفت انگیزه
ولی من کاملاً مطمئنم شما عنوان دانش آموز .سلطنتی رو بدست میارید، دامیان ساما
شک ندارم در بین کلاس اولیها شما .اولیل مدال استلا رو بدست میارید
.آ...آره، همینطوره
.ولی تا امتحانات زمان زیادی باقی مونده
... اولین فرصت شما
.کلاس تربیت بدنی هفته آیندهست
قرار یه بازی وسطی .بین سال اولیها برگذار بشه
یکی از رفقای دوستم از کلاس7 .یه چیز بسیار جالبی بهش گفته بود
میگفت اگه بتونیم بهترین بازیکن .مسابقه بشیم، میتونیم استلا بگیری
!واقعاً؟
!این بهترین شانس شماست، دامیان ساما
!برترین بازیکن مسابقه، ها؟
.چه روز خوبی
،بچههای عزیزم
امروز صفحه جدیدی از تاریخ .ادن رو ورق خواهید زد
.اونم با ظرافت و زیبایی
!خفه شو! تو اول دعوا رو شروع کردی
!من هیچ کار اشتباهی انجام ندادم
... دقیقاً! از این گذشته اگه قلدری شماها نبود
.اکبیری، تو یکی خفه خون بگیر
!چی گفتی؟
.کله فندقی
!خفه شو، نیم وجبی
!با دخترا نباید اینطوری حرف بزنی
.ظرا...فت
!من برگشتم
.خوش اومدی، آنیا سان
.بابا، یه خبر مهمی برات دارم
!چی؟
توی کلاس تربیت بدنی بعدی احتمال !اینکه بتونی استلا بگیری زیاده؟
.این چیزی که بکی گفت
یکی از رفقای دوستم از کلاس7 .یه چیز بسیار جالبی بهش گفته بود
به بهترین بازیکن کلاسی که مسابقات ،هفته بعد رو برنده میشه
!مدال استلا میدن
!پس یه شایعهـست؟!هووم ... خیلی مشکوک به نظر میرسه
.پس در این صورت، باید حسابی تمرین کنیم، آنیا سان
!تمرین
!حالا قرار چی بازی کنید؟
.بازی وسطی
... بازی وسطی
اگه درست یادم بیاد ... این بازی که !با توپ کار حریفات رو یکسره میکنی، مگه نه؟
"!کارشون رو یکسره میکنی؟"
.مامان، یکی از اون ترفندهای کشنده ات رو بهم یاد بده
ای به روی چشم. یکی از حملات مرگبار .با توپ رو بهت آموزش میدم
!یور سان، تو هم اهل ورزش کردنی؟
.آه، نه دقیقاً
من فقط بعضی اوقات با برادرم .توپ بازی میکردم
نمیتونم بهشون بگم که مردم رو تیکه تیکه !میکنم و هر روز میندازمشون دور
!آنیا سان، هرگز ناامیدت نمیکنم
یه حرکت کشنده بهت یاد میدم که باهاش .به راحتی میتونی مدال رو بدست بیاری
!من قطعاً توی بازی وسطی ستاره رو میگیرم
!منو شکارچی ستاره صدا کنید
!به این میگن روحیه
... خوشحالم که اینقدر انگیزه داره ... ولی
!آنیای شگفت انگیز، ستارهها رو درو میکنه
!آره
.بیا اول با تمرینات قدرتی شروع کنیم
... یک
... دو
... سه
... چهار
دراز و نشست مرگبار
.پنج
.شش
.استقامت بخش ضروری زندگیه
!آنیا سان؟
.حالا با دقت گوش کن
برای پرتاب توپ مجبور نیستی .فقط از بازوهات کمک بگیری
،باید حواست باشه که پات رو یکم باز میکنی
و موقع انتقال وزن بدنت به اون یکی پا ،باسنت رو یکم می چرخونی
!تمام نیروت رو به شانههات هدایت و ... پرتاب میکنی
.بسیار خب. حالا تو امتحان کن
.آه، لوید سان
تجسم بازی
!به اینم میگن تمرین؟
اصلاً نمی دونم اینجا چه خبره !ولی این رو به یور سان واگذار میکنم
.آنیا سان، لطفاً بیدار شو
!هی
!هی
!ها
!ها
!هوپ
!هوپ
!ضربه
!ضربه
!ووش
!ووش
!چواس
!چواس
!من فردا ستاره ام رو به چنگ میارم
من تمام سعیم رو کردم. تونستم از .آموزش بی رحمانه مامان جون سالم به در ببرم
!حتی یه اسم برای حمله مرگبارم انتخاب کردم
!من اون ستاره رو میگیرم
... با بدست آوردن کلی ستاره
!می تونم توی ماموریت بابا بهش کمک کنم
.انگار حسابی با انگیزه هستی
فقط مطمئن شو که جلوی دست و پای .دامیان ساما رو نمیگیری، نیم وجبی
.پسر دوم ... و نوکرهاش
!برا چی باید با پسرا همگروه بشیم؟
!هم تیمی شدن باهاشون واقعاً افتضاحه
!پسر دوم ... پسر مرد مورد هدف ماموریت بابام
اگه باهاش رفیق بشم، کلی .اتفاقات خوبی میفته
!فسقلی، برا چی بهم زل زدی؟
!ولی اون خیلی بدجنسه و ازش متنفرم
خب، منم اونقدر وقت ندارم برای .فسقلی مثل تو هدر بدم
!فسقلی؟
من بهترین بازیکن این تورنمنت میشم .و جایزه استلا رو به چنگ میارم
!باید مثل داداشم دانش آموز سلطنتی بشم
... در غیر این صورت
.بابا هیچ توجه بهم نمیکنه
!هی، صبر کن، دامیان ساما
!صف ببندید
معلم شما بابی مریض شده، به همین .خاطر من جاش رو پر میکنم
،پس دخترها و پسرهای خوبی باشید
!و یه بازی زیبا از خودتون بهم نشون بدید
.اطاعت
،بسیار خب، حالا مسابقات بازی وسطی بین کلاس 3، تالار سسیل
.و کلاس 4، تالار والد رو شروع میکنیم
!حالا میتونید شروع کنید
ماموریت بزرگ بازی وسطی
.بیایید بهشون نشون بدیم که کی رئیسه، دامیان ساما
.موفق باشی، دامیان کون
!دامیان ساما
!ما کلی اطلاعات در مورد کلاس 4 بدست آوردیم
!عالیه
برای بدست آوردن استلا باید بهترین .بازیکن بازی بشم
... دشمن من
!همینه
برای شکست دادن کلاس 4 ... و پیروزی توی این مسابقه، اول
!باید اونو شکست بدم
.پسر یه فرمانده ارشد نظامی: بیل واتکینز
بیل واتکینز (6 ساله)
.خوب گرفتیش، بیل کون
!این دیگه چجور هیولاییه؟
.اون بدون شک هم سنمون نیست
... خودشه
!بیل بازوکا
،اون بخاطر هیکل و ذهن باهوشش
تمام جوایز موجود توی مسابقات ورزشی .مهد کودک رو درو کرده
!هیولای بودام
!آخه کدوم مهدکودکی تورنمنت داره؟
.ممکنه عینک هاتو از دست بدی، بابابزرگ
باعث افتخاره که .پسر رئیس دزموند نگران منه
ولی لازم نیست نگران باشی .من ضربه نمیخورم
No comments yet. Be the first to leave one.