A Thousand Blows

A Thousand Blows

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

A Thousand Blows S01E01 HDR 2160p WEB H265-ETHEL
다음의 해설 Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

태그

webdl
게시일: 2025-02-21
다운로드: 203
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫ ‫

‫ ‫

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫وای، نه

‫چی شده؟

‫- راه رو باز کنین. لطفا. من قابله‌م ‫- کمکم کنین

‫بچه‌م داره دنیا میاد

‫- می‌تونی راه بری، عشقم؟ ‫- تو بگو حتی یه قدم

‫این خانم آماده زایمانه

‫آقایون، از شما می‌خوام ‫چشم‌هاتونو ببندین یا رو برگردونین...

‫تا من یه نگاهی بهش بندازم

‫نفس بکش

‫نفس بکش. نفس عمیق بکش، عشقم

‫هزکیا

‫می‌دونم بهم گفتی توی این کشور...

‫انتظار هر چیزی رو داشته باشم، ‫ولی این دیگه دیوونگیه

‫این زن داره زایمان می‌کنه، ‫پس برای اون غیرمنتظره نیست

‫ولی توی خیابون داره زایمان می‌کنه

‫- نفس بکش. خودشه، عزیزم ‫- شاید

‫حسابی نفس بکش. حسابی نفس بکش

‫- نفس بکش. نفس ‫- شایدم نه

‫آفرین. آفرین، عزیزم

‫فکر کنم همینجا روی پیاده‌رو ‫بچه رو به دنیا بیاره

‫- صبر کن. ‫- هی، الک

‫تازه رسیدیم

‫بیا ببینیم رودخونه توی این ‫کشور چطوریه

‫میشه یکی از شما آقایون یه کالسکه ‫پیدا کنه تا ببریمش بیمارستان سنت بارتولمیو؟

‫چیزی نمیشه، خانم، یه پلیس پیدا کردم. ‫گفتش اون بهش رسیدگی می‌کنه

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫پس رودخونه‌ها اینطوری جاری میشن؟

‫اگه نداریش، باید بدستش بیاری

‫پس بریم بدستش بیاریم

‫کسی ده دلار پول میده؟

‫نُه بسته، هر بسته ‫شامل چهار توپی

‫- به شما فروخته شد در ازای یازده دلار ‫- خیلی خوبه

‫محصول بعدی از مزرعه پیل ‫توی جاماییکاست

‫شش بسته نیشکر خام. ‫از نه دلار مزایده رو شروع می‌کنیم

‫الک. بیا، بیا

‫ببخشید، قربان؟

‫قربان؟

‫دوستم الک و من...

‫تازه از کشتی باری اندور ‫از کینگستون، جاماییکا پیاده شدیم

‫دنبال آکواریوم ایست لندن ‫و باغ جانورشناسی می‌گردیم

‫ببخشید

‫این همه راه رو اومدین برین باغ‌وحش؟

‫قربان، از وقتی بچه بودم ‫چنین رویایی داشتم

‫که اینطور

‫اونجا یه موقعیت شغلی بهم پیشنهاد شده

‫از اونطرفه. شرق

‫- و اونجا هتل هم داره؟ ‫- چقدر پول داری؟

‫من پنج شیلینگ دارم

‫پنج شیلینگ، پس واقعا ‫خیلی خیلی باید به سمت شرق بری

‫چقدر تا شرق راهه؟

‫اینقدر باید به سمت شرق بری که ‫دیگه نتونی هوا رو تنفس کنی...

‫جایی که خورشید نمی‌تابه ‫و پرنده‌ها آواز نمی‌خونن

‫وقتی اونجا رسیدی، ‫شاید یه هتل پیدا کنی که پولت بهش برسه

‫به لندن خوش اومدین، آقایون

‫این شغلی که گیر اوردی چی هست؟

‫اومدم لندن تا رام‌کننده شیر بشم!

‫«هزار ضربه»

‫سلام

‫هی

‫بیا

‫بیا

‫- ببخشید، قربان؟ شرمنده ‫- مشکلی نیست

‫دنبال اتاق می‌گردیم

‫- ببخشید، پریم ‫- ببین، فقط یه اتاق لازم داریم، باشه؟

‫- و می‌تونیم شریک بشیم. ‫- نمی‌تونی چون پریم

‫پس میشه یه جایی رو بهم نشون بدی ‫که شاید اتاق داشته...

‫اونا هم پرن

‫گوش کن...

‫در چنین وضعیتی بودم

‫ایرلندیم

‫ولی همسایه دارم

‫نمی‌خوام همه چیزو بهم بریزم

‫موفق باشین، پسرها

‫صبح‌بخیر، خانم‌ها

‫- صبح‌بخیر، پانچ ‫- صبح‌بخیر

‫میشه اینو به حساب شوگر بذاری؟ ‫می‌دونه پولش رو دارم

‫- زایمان موفق داشتی؟ ‫- خیلی گستاخانه کوتاه شد

‫قدیما دو شیلینگ به پلیس ‫می‌دادی کافیش بود

‫این جوونا قوانین رو بلد نیستن

‫به شوگر بگو امشب ‫تو مبارزه می‌بینمش

‫زود باش، پسر

‫زود باش

‫باشه، خانم‌ها. سهم رو رد کنین بیاد

‫ان، اینو ببر پیش مکس میلر

‫فردا شب توی بلو کت بوی ‫تقسیم می‌کنیم

‫هر کدوم اینقدر بگیرین و ‫بقیه رو توی اسب چوبی میذارم

‫شب مبارزه همه کار می‌کنیم. ‫گردشگرها و آدم‌های جدید میان، باشه؟

‫حالا...

‫کسب و کار خوبه

‫خوب پیش میریم، ‫ولی پول واقعی...

‫ته جیب یه مرد پیدا نمیشه

‫در هفته‌های آینده از همه‌تون ‫می‌خوام هوشیار باشین

‫نقشه‌ها داره خوب پیش میره

‫به همین دلیل، من و ازمه تا اطلاع ‫ثانوی توی درام می‌مونیم

‫بل، به فیل و قلعه برگرد، ‫شارکی دونیش رو بیار اینجا

‫فقط یه اتاق داریم

‫باشه

‫با اجازه شما خانم‌ها...

‫دو شیلینگ از درآمدمون رو ‫خرج اتاق اضافی برای امشب می‌کنم

‫بدجور دلم سکس می‌خواد. ‫فقط دو شیلینگ میشه

‫- اونایی که موافقن بگن، بله ‫- بله

‫- خوبه. ‫- باشه، خب در این صورت...

‫دیکی سامرویل رو هم بفرست اینجا

‫اگه از پشت دیوار گوش کنم، مری ‫شاید منم دلم بخواد

‫پس شارکی و دیکی رو به ‫خونه شبانه‌روزی دلفین سبز میاریم

‫- می‌خوای دست بسته باشن؟ ‫- فقط مست نباشن

‫پس بهتره سریع بهشون بدی

‫- این نقشه‌ای که میگی چی هست، مری؟ ‫- وقتی نیاز باشه متوجه میشین

‫ولی هر کسی می‌تونه ‫آفتابه‌دزدی کنه

‫وقتشه که چیزهای گنده بدزدیم

‫یا میگن نه...

‫یا سه برابر قیمت پول می‌گیرن

‫اجاره رو بدهکاری

‫برای دیشب و امشب...

‫و یه اتاق اضافی با تخت ‫نرم برای امروز عصر

‫پس دختر بود یا پسر؟

‫چی؟

‫امروز صبح که از اینجا رفتی حامله بودی

‫آره. راستش یه پسر کوچولو بود

‫چهار دست برای دزدی داشت...

‫دو تا دهن برای مکیدن...

‫شش پا برای فرار کردن از دست پلیس

‫بله

‫موجودات با طبیعت ‫خودشون سازگار میشن

‫آقای لو، غرایز اینقدر قویه که ‫هر چیزی رو حس می‌کنم

‫از دست یکی در حال فراری

‫یه مرد در شرق لندن در حال ‫خوندن یه کتاب علمی دیده میشه...

‫و معناش اینه که در حال فراره؟

‫یعنی خودش رو در جای ‫اشتباهی می‌بینه، آره

‫و همیشه یه دلیلی داره

‫این غریزه نیست

‫بهش میگن استنتاج منطقی

‫خب، من به بخت و شانس باور دارم...

‫و با اینکه به تازگی با هم آشنا شدیم...

‫در مورد شما توی دفترچه یادداشتم ‫یه چیزهایی نوشتم، آقای لو

‫ملکه فیل‌ها همیشه از ‫چیزهای مرموز خوشش میاد، آقای لو

‫و فیل‌ها کیا هستن؟

‫ما خانم‌ها فیل هستیم

‫چهل فیل

‫و به عنوان ملکه فیل‌ها، ‫به سرتاسر این شهر زیبا سرک می‌کشم...

‫به آدم‌های بدبخت و بیچاره ‫فرصت میدم

‫فرصت‌هایی که زندگی‌شونو ‫عوض می‌کنه

‫و شاید، شاید چنین فرصتی ‫برای تو داشته باشم...

‫آقای لو

‫خانم

‫از زمینه کاری شما اطلاع دارم

‫می‌دونم در سایه‌ها زندگی می‌کنی

‫آره، سایه‌ها نمی‌تونن ‫ما رو اسیر کنن، آقای لو

‫نقشه‌ای که ملکه کشیده اینقدر ‫جسورانه‌س که تمام لندن...

‫- و دنیا می‌فهمن... ‫- ازمه

‫انتظار دو مرد رو داشته باش

‫دو تا مرد شلخته، حسابی مرتب ‫و تمیزشون کن و بفرستشون به اتاق‌هامون

‫و من به فرصت چه نیازی دارم؟

‫لازم نیست باهام حرف بزنی ‫تا منظورت رو بفهمم

‫کدوم حرف، هزکیا؟

‫اومدن به لندن فکر من بود

‫داری میگی، تو ما رو توی این ‫مخمصه انداختی، خودتم نجاتمون بده

‫هیچوقت چنین حرفی نمی‌زنم

‫گفتم برش دارین و بخونینش!

‫- تخلیه میشین! ‫- لطفا، بس کنین!

‫هی، به سرنوشت باور داری، نه؟

‫چی؟

‫می‌تونی امشب توی رینگ ‫یه کم پول دربیاری

‫نه، نه. هزکیا، نه

‫- خوب بودی ‫- تو بهتر بودی

‫تو رو گردباد خلیج مورانت صدا می‌زنن

‫فقط تو اینطوری صدام می‌زنی

‫و هر بار که مبارزه می‌کنیم، تو می‌بری

‫هی، جای من که پر شده، نه؟ و حالا...

‫جای تو هم پر شده

‫ببین، من میرم با شیرها بجنگم

‫تو فقط باید با اون مرد ‫سفید مسابقه بوکس بدی

‫شانس‌مون عوض شده

‫پسر

‫اینو بسپار به من

‫به زودی میام

‫خوبه

‫روز خوش، آقا

‫امیدوارم بتونی کمکم کنی. ‫دنبال یه اتاقم

‫آخرین اتاق گرفته شد

‫ببین، آقا

‫راستش...

‫رنگ پوستم باعث شده ‫خیلی سخت...

‫توی این شهر اتاق گیر بیارم

‫به رنگ پوستت اهمیتی نمیدم

‫مسئله حساب و کتابه

‫آقا

‫واقعا ممنون میشم اگه شما...

‫یه جا برای خواب برام پیدا کنین

‫الان چی شد؟

‫کارگرهای چینی زیادی ‫به کشورم اومدن

‫مادربزرگم چینی هاکا بود

‫پس از بچگی چینی حرف زدم

‫پس وقتی به چینی حرف می‌زنم، ‫یاد مادربزرگم می‌افتم

‫یه مرد آفریقایی که چینی بلده

‫راستش، اهل آفریقا نیستم. ‫از جاماییکا اومدم

More Farsi Persian subtitles for A Thousand Blows

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left