처음 200줄입니다.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
وای، نه
چی شده؟
- راه رو باز کنین. لطفا. من قابلهم - کمکم کنین
بچهم داره دنیا میاد
- میتونی راه بری، عشقم؟ - تو بگو حتی یه قدم
این خانم آماده زایمانه
آقایون، از شما میخوام چشمهاتونو ببندین یا رو برگردونین...
تا من یه نگاهی بهش بندازم
نفس بکش
نفس بکش. نفس عمیق بکش، عشقم
هزکیا
میدونم بهم گفتی توی این کشور...
انتظار هر چیزی رو داشته باشم، ولی این دیگه دیوونگیه
این زن داره زایمان میکنه، پس برای اون غیرمنتظره نیست
ولی توی خیابون داره زایمان میکنه
- نفس بکش. خودشه، عزیزم - شاید
حسابی نفس بکش. حسابی نفس بکش
- نفس بکش. نفس - شایدم نه
آفرین. آفرین، عزیزم
فکر کنم همینجا روی پیادهرو بچه رو به دنیا بیاره
- صبر کن. - هی، الک
تازه رسیدیم
بیا ببینیم رودخونه توی این کشور چطوریه
میشه یکی از شما آقایون یه کالسکه پیدا کنه تا ببریمش بیمارستان سنت بارتولمیو؟
چیزی نمیشه، خانم، یه پلیس پیدا کردم. گفتش اون بهش رسیدگی میکنه
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
پس رودخونهها اینطوری جاری میشن؟
اگه نداریش، باید بدستش بیاری
پس بریم بدستش بیاریم
کسی ده دلار پول میده؟
نُه بسته، هر بسته شامل چهار توپی
- به شما فروخته شد در ازای یازده دلار - خیلی خوبه
محصول بعدی از مزرعه پیل توی جاماییکاست
شش بسته نیشکر خام. از نه دلار مزایده رو شروع میکنیم
الک. بیا، بیا
ببخشید، قربان؟
قربان؟
دوستم الک و من...
تازه از کشتی باری اندور از کینگستون، جاماییکا پیاده شدیم
دنبال آکواریوم ایست لندن و باغ جانورشناسی میگردیم
ببخشید
این همه راه رو اومدین برین باغوحش؟
قربان، از وقتی بچه بودم چنین رویایی داشتم
که اینطور
اونجا یه موقعیت شغلی بهم پیشنهاد شده
از اونطرفه. شرق
- و اونجا هتل هم داره؟ - چقدر پول داری؟
من پنج شیلینگ دارم
پنج شیلینگ، پس واقعا خیلی خیلی باید به سمت شرق بری
چقدر تا شرق راهه؟
اینقدر باید به سمت شرق بری که دیگه نتونی هوا رو تنفس کنی...
جایی که خورشید نمیتابه و پرندهها آواز نمیخونن
وقتی اونجا رسیدی، شاید یه هتل پیدا کنی که پولت بهش برسه
به لندن خوش اومدین، آقایون
این شغلی که گیر اوردی چی هست؟
اومدم لندن تا رامکننده شیر بشم!
«هزار ضربه»
سلام
هی
بیا
بیا
- ببخشید، قربان؟ شرمنده - مشکلی نیست
دنبال اتاق میگردیم
- ببخشید، پریم - ببین، فقط یه اتاق لازم داریم، باشه؟
- و میتونیم شریک بشیم. - نمیتونی چون پریم
پس میشه یه جایی رو بهم نشون بدی که شاید اتاق داشته...
اونا هم پرن
گوش کن...
در چنین وضعیتی بودم
ایرلندیم
ولی همسایه دارم
نمیخوام همه چیزو بهم بریزم
موفق باشین، پسرها
صبحبخیر، خانمها
- صبحبخیر، پانچ - صبحبخیر
میشه اینو به حساب شوگر بذاری؟ میدونه پولش رو دارم
- زایمان موفق داشتی؟ - خیلی گستاخانه کوتاه شد
قدیما دو شیلینگ به پلیس میدادی کافیش بود
این جوونا قوانین رو بلد نیستن
به شوگر بگو امشب تو مبارزه میبینمش
زود باش، پسر
زود باش
باشه، خانمها. سهم رو رد کنین بیاد
ان، اینو ببر پیش مکس میلر
فردا شب توی بلو کت بوی تقسیم میکنیم
هر کدوم اینقدر بگیرین و بقیه رو توی اسب چوبی میذارم
شب مبارزه همه کار میکنیم. گردشگرها و آدمهای جدید میان، باشه؟
حالا...
کسب و کار خوبه
خوب پیش میریم، ولی پول واقعی...
ته جیب یه مرد پیدا نمیشه
در هفتههای آینده از همهتون میخوام هوشیار باشین
نقشهها داره خوب پیش میره
به همین دلیل، من و ازمه تا اطلاع ثانوی توی درام میمونیم
بل، به فیل و قلعه برگرد، شارکی دونیش رو بیار اینجا
فقط یه اتاق داریم
باشه
با اجازه شما خانمها...
دو شیلینگ از درآمدمون رو خرج اتاق اضافی برای امشب میکنم
بدجور دلم سکس میخواد. فقط دو شیلینگ میشه
- اونایی که موافقن بگن، بله - بله
- خوبه. - باشه، خب در این صورت...
دیکی سامرویل رو هم بفرست اینجا
اگه از پشت دیوار گوش کنم، مری شاید منم دلم بخواد
پس شارکی و دیکی رو به خونه شبانهروزی دلفین سبز میاریم
- میخوای دست بسته باشن؟ - فقط مست نباشن
پس بهتره سریع بهشون بدی
- این نقشهای که میگی چی هست، مری؟ - وقتی نیاز باشه متوجه میشین
ولی هر کسی میتونه آفتابهدزدی کنه
وقتشه که چیزهای گنده بدزدیم
یا میگن نه...
یا سه برابر قیمت پول میگیرن
اجاره رو بدهکاری
برای دیشب و امشب...
و یه اتاق اضافی با تخت نرم برای امروز عصر
پس دختر بود یا پسر؟
چی؟
امروز صبح که از اینجا رفتی حامله بودی
آره. راستش یه پسر کوچولو بود
چهار دست برای دزدی داشت...
دو تا دهن برای مکیدن...
شش پا برای فرار کردن از دست پلیس
بله
موجودات با طبیعت خودشون سازگار میشن
آقای لو، غرایز اینقدر قویه که هر چیزی رو حس میکنم
از دست یکی در حال فراری
یه مرد در شرق لندن در حال خوندن یه کتاب علمی دیده میشه...
و معناش اینه که در حال فراره؟
یعنی خودش رو در جای اشتباهی میبینه، آره
و همیشه یه دلیلی داره
این غریزه نیست
بهش میگن استنتاج منطقی
خب، من به بخت و شانس باور دارم...
و با اینکه به تازگی با هم آشنا شدیم...
در مورد شما توی دفترچه یادداشتم یه چیزهایی نوشتم، آقای لو
ملکه فیلها همیشه از چیزهای مرموز خوشش میاد، آقای لو
و فیلها کیا هستن؟
ما خانمها فیل هستیم
چهل فیل
و به عنوان ملکه فیلها، به سرتاسر این شهر زیبا سرک میکشم...
به آدمهای بدبخت و بیچاره فرصت میدم
فرصتهایی که زندگیشونو عوض میکنه
و شاید، شاید چنین فرصتی برای تو داشته باشم...
آقای لو
خانم
از زمینه کاری شما اطلاع دارم
میدونم در سایهها زندگی میکنی
آره، سایهها نمیتونن ما رو اسیر کنن، آقای لو
نقشهای که ملکه کشیده اینقدر جسورانهس که تمام لندن...
- و دنیا میفهمن... - ازمه
انتظار دو مرد رو داشته باش
دو تا مرد شلخته، حسابی مرتب و تمیزشون کن و بفرستشون به اتاقهامون
و من به فرصت چه نیازی دارم؟
لازم نیست باهام حرف بزنی تا منظورت رو بفهمم
کدوم حرف، هزکیا؟
اومدن به لندن فکر من بود
داری میگی، تو ما رو توی این مخمصه انداختی، خودتم نجاتمون بده
هیچوقت چنین حرفی نمیزنم
گفتم برش دارین و بخونینش!
- تخلیه میشین! - لطفا، بس کنین!
هی، به سرنوشت باور داری، نه؟
چی؟
میتونی امشب توی رینگ یه کم پول دربیاری
نه، نه. هزکیا، نه
- خوب بودی - تو بهتر بودی
تو رو گردباد خلیج مورانت صدا میزنن
فقط تو اینطوری صدام میزنی
و هر بار که مبارزه میکنیم، تو میبری
هی، جای من که پر شده، نه؟ و حالا...
جای تو هم پر شده
ببین، من میرم با شیرها بجنگم
تو فقط باید با اون مرد سفید مسابقه بوکس بدی
شانسمون عوض شده
پسر
اینو بسپار به من
به زودی میام
خوبه
روز خوش، آقا
امیدوارم بتونی کمکم کنی. دنبال یه اتاقم
آخرین اتاق گرفته شد
ببین، آقا
راستش...
رنگ پوستم باعث شده خیلی سخت...
توی این شهر اتاق گیر بیارم
به رنگ پوستت اهمیتی نمیدم
مسئله حساب و کتابه
آقا
واقعا ممنون میشم اگه شما...
یه جا برای خواب برام پیدا کنین
الان چی شد؟
کارگرهای چینی زیادی به کشورم اومدن
مادربزرگم چینی هاکا بود
پس از بچگی چینی حرف زدم
پس وقتی به چینی حرف میزنم، یاد مادربزرگم میافتم
یه مرد آفریقایی که چینی بلده
راستش، اهل آفریقا نیستم. از جاماییکا اومدم
No comments yet. Be the first to leave one.