Defiance

Defiance

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 3

릴리스 정보

Defiance S03E10 HDTV
다음의 해설 EILIA
ترجمه از ایلیا | IranFilm.net

태그

HDTV
hdtv
HD
게시일: 2015-08-08
다운로드: 30
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

...‏آنچه در دیفاینس گذشت

‏چرا آماندا رزواتر برای شوهرم مجلس ترحیم گرفته؟

‏شوهرت دیتک، مثل یه قهرمان مُرد

‏اون وارد اردوگاه رام تاک شد

‏با دستگاهی که توی ساعدش ‏کار گذاشته بودن

‏گندش بزنن

‏قراره کمک کنی شکار کنم

‏اون چیه؟

‏یه ساقه کنترلی. ‏باعث میشه ‏‏مطیع و فرمانبردار باشی

!‏کافیه

‏ممنوع کرده بودم که کسی رو بخوری

‏چرا؟ ‏ایندوجین‌ها دقیقاً ‏برای همین هدف ساخته شدن

‏خداحافظ کینزی

‏کنار خانواده‌ت می‌خوابی ‏تا وقتی که جایگاهت رو بفهمی

‏من اشتباه کردم

!‏نه

!‏نه

‏چند نفر مُردن

‏برو چند ساعتی استراحت کن

‏داری میگی نمی‌تونم کارمو انجام بدم؟

‏اون ضعیف بود ‏تو باید قوی باشی سرباز

‏صدامو می‌شنوی؟

‏گیر افتادیم

‏خیلی خب بزن بریم. مثل بوچ و ساندنس

...‏نولان

!‏محاصره شدین

!‏خواهش می‌کنم شلیک نکنین ‏تقصیر اون نبود

‏باهمدیگه زندگی می‌کنیم و !‏باهمدیگه می‌میریم

!‏نه

!‏یالا

‏12 ساعت قبل

‏بیوه‌ی عزادار تار ‏نگاهش کن

‏از اون اومک چی می‌خواد؟

‏دنبال چیه؟

‏سوال خوبیه

‏اون زن یه خائنه. لیاقتش مرگه

‏آره ولی با شوهرش معامله کردیم

‏مهم نیست

‏ممنون که راضیم کردین ‏که از خونه بیرون بیام

‏خیلی لطف کردین

‏توی شهر یه کاری داشتم ‏می‌خواستم ببینم حالت چطوره

‏چیزی از شوهرم نمونده که دفن کنم

‏حالم چطور باید باشه؟

‏متاسفم. الان زیاد هم‌صحبت خوبی نیستم

‏قابل درکه

‏پسرت رو دیدی؟

‏حرفش رو پیش نکشین

‏زنبق سرخ

‏شش چوخ میشه

‏بزن به چاک آشغال

‏به یه خائن چیزی نمی‌فروشم

‏این خانوم با منه

‏البته جناب اومک

‏عذر می‌خوام بانو تار

‏برای اینکه توی این دوران عزاداری ‏به خونه‌ت رنگ و بو ببخشه

‏اوه

‏مطمئناً این همه راه نیومدین ‏که برای من گل بخرین

‏نه اینطور نیست

‏سوخت‌گیری سفینه‌م تقریباً تموم شده

‏دیگه وقتش رسیده ‏که تصمیم بگیرم چیکار کنم

‏مردمتون رو از خواب بیدار می‌کنین

‏البته

‏و بعدش چی؟

‏نمی‌تونم خطر کنم و ،‏اونا رو بین مردم زمین رها کنم

‏حداقل اولش نه

‏کارهایی که کینزی با بی‌پروایی انجام داد ‏این موضوع رو برام مسجل کرد

‏کینزی الان کجاست؟

‏دوست ندارم ازش حرفی بزنم

‏حداقل اینو بگین. من در خطرم؟

‏کینزی دیگه در موقعیتی نیست ‏که به تو یا کسی دیگه آسیب بزنه

‏ایریسا، نولان کجاست؟

‏دیشب نیومد خونه

‏یه مساله‌ای پیش اومده

‏یه جزیره بزرگ هست ‏که بهش میگن استرالیا

‏دورافتاده ست و سکنه‌ای نداره

‏جایی که اومک‌ها توش قرنطینه میشن

.‏زمین سیاره پیچیده‌ایه ،‏وقتی بچه‌هام بیدار بشن

‏اولین قدم‌هاشون لرزان خواهد بود

‏نمی‌تونم بهشون اجازه بدم ‏مثل کینزی، از مسیر درست منحرف بشن

‏مثل همه بچه‌های دیگه ‏اونا هم به زمان احتیاج دارن

‏مثل همه بچه‌های دیگه به راهنمایی هم نیاز دارن

‏خوشبختانه اونا یه پدر شریف و عاقل دارن

‏ولی مادری ندارن

‏با ما بیا

‏به مردمم ثابت کن که اومک‌ها

‏می‌تونن شونه شونه وتان‌ها و ‏باهاشون برابر باشن

‏گذشته نباید روی زمان حال تاثیر بذاره

...‏باعث افتخارمه ‏ولی خونه‌م اینجاست

‏اینجا؟ بین مردمی که بهت میگن خائن؟

‏شوهرت دیگه مُرده

‏بالاخره باید دست از عزاداری برداری ‏و به زندگی رو ادامه بدی

‏ولی پسرم و نوه‌م اینجان و زنده‌ان

‏اونا رو هم بیار

‏بهت قول میدم با اونا مثل خودمون رفتار می‌کنیم ‏مثل خانواده‌مون

‏حداقل بگو در موردش فکر می‌کنی

‏روش فکر می‌کنم

‏نولان

‏کجا بودی؟

‏گشت می‌زدم

‏به تلفنت جواب نمی‌دادی

‏مگه چی شده که لشکرکشی کردین؟

‏چند نفر از اتحادیه وتانی اومدن

‏چی؟

‏30 دقیقه پیش از گذرگاه بیسل ‏یه پیام رادیویی فرستادن

‏درخواست اجازه ورود داشتن

‏و تو هم اجازه دادی؟

،‏آره با نابودی تور حفاظتی

‏چاره دیگه‌ای نداشتیم

‏لبخند بزنین ‏دستتو از تفنگت بردار

‏گفتن فقط می‌خوان صحبت کنن

‏شهردار رز واتر، درسته؟

‏معاون صدراعظم واسک

‏خواهش می‌کنم، توی برزیل به اندازه کافی ‏بهم میگن معاون صدراعظم

‏سیلورا صدام کن

‏خیلی‌خب سیلورا ‏تو هم می‌تونی منو آماندا صدا کنی

‏ایشون هم کلانترمون هستن

‏آها جاشوا نولان ‏تو رو از روی شهرتت می‌شناسم

‏ایشون استورجـه ‏رئیس دفترم

‏خانوم شهردار

‏و مطمئنم همسفرمون

‏نیازی به معرفی نداره

‏دوستان عزیزم ‏مطمئنم از دیدنم غافلگیر شدین

‏تو زنده‌ای؟

‏وای خدا رو شکر

‏نمی‌دونم چطور و مهم هم نیست

‏به خونه خوش اومدی عشقم

‏خب جَمعمون جَمعه

‏من، اتحادیه وتانی و دیتک تار

‏سوال اساسی اینه که چرا؟

‏من اختیار این رو دارم که

‏در مورد اتحاد با دیفاینس مذاکره کنم

‏وای خدایا

‏متاسفم سیلورا ‏یه کم گیج شدم

‏ارتش شما چند هفته پیش ‏چندین نفر از شهروندان ما رو کشت

‏جاسوس‌هاتون کلی خرابکاری کردن

‏طاق سنت‌لوئیس رو منفجر کردن

‏تحت اجبار و زور

‏دستتون به خون این مردم آلوده‌ست

‏خدای من، شما نمی‌دونین مگه نه؟ ‏رام تاک یه آدم خودسر بود

،‏شما هیچوقت با اتحادیه نمی‌جنگیدین

‏با یه آدم دیوونه می‌جنگیدین ‏که هدفش نسل کشی بود

‏که به خیال خودش زمین رو ‏برای ساکنین برحقش پاکسازی کنه ‏

‏انسان عزیز ‏ما اومدیم که عذرخواهی کنیم

‏عذرخواهی؟

‏اتحادیه می‌خواد با ما

‏دوران جدیدی از روابط رو شروع کنه

‏در مجموع 12 نگهبان ‏2 تا توی اتاق 3 تا طبقه پایین

‏7 تا هم توی ماشین

‏پس بیاین همگی به افتخار صلح بنوشیم

‏متاسفم، اون چرا اینجاست؟

‏اونو توی ویرانه‌های اردوگاهِ ‏ژنرال رام تاک پیدا کردیم

‏بدجوری زخمی شده بود ‏برای همین به زخماش رسیدگی کردیم

‏و یه بازوی بیومکانیکی بهش هدیه دادیم

‏بهمون گفت از دیدنش خوشحال میشین

‏خب دلایل زیادی داشتم که ،‏منتظر باشم به گرمی ازم استقبال بشه

‏با توجه به اینکه ‏در راه نجات شهر تقریباً کشته شدم

‏تقریباً

‏حقیقتی که باعث شده به فکر فرو برم ...‏که دوباره چه نقشه‌ای کشیدین

‏چه نقشه‌ای باید کشیده باشن‌

‏نولان آروم بگیر

‏جناب کلانتر ‏به طور طبیعی به همه مشکوکه

‏آره معلومه که مشکوکم

‏دیتک تار، سالم و سرحال ،‏میاد اینجا

...‏با بقیه دوستای پوست گچی‌ش

‏مواظب حرف زدنت باش قصاب ‏مواظب حرف زدنت باش

!‏نولان !‏برو بیرون. همین الان

‏نولان؟

‏خوب کردین بیرونش کردین

‏تو هم برو بیرون دیتک ‏آدم بزرگا می‌خوان باهم صحبت کنن

‏دارین منو مثل یه خدمتکار مرخص می‌کنین؟

‏برو خونه و استراحت کن ‏برو پیش همسرت

‏و به این فکر کن ‏که برای اون بازوی گرون‌قیمت

‏که با ادعای واهی ازم گرفتی

‏چطوری می‌خوای برام جبران کنی

‏البته معاون صدراعظم ‏ممنون از وقتی که به من اختصاص دادین

‏جناب تار، لطفاً در دسترس باشین

‏الان دنبال یکی می‌گردم

.‏که حرصمو سرش خالی کنم ‏داوطلب میشی؟

‏میشی؟

‏نه جناب تار

‏پس بهتره برم یکی رو پیدا کنم

‏عوضی

‏رام تاک در اصل بعد از سقوط ‏نیویورک و بلیز

‏با چند دسته سرباز ‏برای یه ماموریت دیده‌بانی فرستاده شد

‏ماموریتش این بود که اطلاعات جمع کنه

‏و به بازمانده‌ها کمک‌رسانی کنه

‏و انتظار دارین باور کنم

‏که نمی‌دونستین چه کارهایی ‏از دستش برمیاد؟

‏خیلی‌ها می‌گفتن که کسی نمی‌تونه بازخواستش کنه

‏اون با برادرزاده صدراعضم ازدواج کرده بود

...‏من

‏زنش رو فرستادم ‏که منطقی باهاش صحبت کنه

‏می‌دونی اون عوضی چیکار کرد؟

‏سر زنش رو گذاشت روی موتورش ‏و برامون پس فرستاد

‏می‌خواستیم با توسل به زور از شرش خلاص بشیم

‏ولی شماها پیش دستی کردین

،‏شما مشکل جدی ما رو حل کردین

More Farsi Persian subtitles for Defiance

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left