처음 200줄입니다.
شرکت رد.
محل وقوع کشتار وحشتناک.
قاتل سریالی و گردن زن
سرانجام دستگیر شد.
توماس ردمن امروز صبح دستگیر شد
قتل مدیرعامل روابط عمومی شرکت بلوم .
گردن زن مسئوله
قتل با تبر ظالمانه است
شش مدیر, سر همه را برید.
این قاتل سریالی
گناهکار هست یا خیر.
بصیرت خدادادی من کمک کرد
پلیس دستگیر و متهمش کنه.
پدرم خیلی برای بالا کشیدن این شرکت تلاش کرد.
حقش نبود که اینطور بمیره.
امیدوارم در زندان بپوسه.
این نتیجه مثبتی هست.
توماس ردمن برای بقیه زندگیش
در تله میافته در کلینیکی در لانسدل.
آقای ردمن خیلی مریضه.
اما با راهنمایی دکتر لانسدیل,
میدونیم میتونیم کاری کنیم.
در تلاش برای فرار در
کلینیک لانسدیل,
آتشسوزی باعث مرگ
زندانی توماس ردمن شد.
چگونگیه تلاش برای فرار واضح نیست.
اگرچه, بنظر میرسد ردمن وحشیانه مورد حمله قرارگرفته .
خبر خوب این هست که ,
توماس ردمن قاتل مرده.
پس, شما در دبیرستان بودید
6ماه بعد کالج را ترک کردید و بعد چی شد?
چطور میتونم خوب توصیف کنم
بعنوان یک شغل چرند.
اینجا هیچی به این اشاره نداره که
تو کارمند خوبی برای شرکت فاربر بودی.
اصلا.
من واقعا دنبال یک شانس هستم.
نمیدونم این چقدر فایده داره, آنابل.
خلاصه تجربیات تو مردود هست,
درتماس باش اگر شرایط تغییر کرد.
نه تغییر نمیکنه.
پیام تصویری جدید
آنابل بدترین هست.
اجرای خصوصیش افتضاح هست.
کاری کن که مشتریها خوششون بیاد.
این کاره تو هست.
سینه هاش خوشگلن,
اما امیدوارم اجرات پیشرفت کنه یا ازش چشم پوشی بشه.
منشی سکسی
اعلام خطر : آدم ساده اجرای خصوصی خواست
سلام
میخواهی ببینیشون?
دوست داری?
کاری که انجام میدی دوست داری?
حتما. نمیفهمی?
اما حس میشه اون به چیزی رسیده
این شغل?
این یک شغله قدیمی و خسته کنند نیست,عزیزم.
پنج ساله آینده را از کجا میتونی ببینی?
ببخشید, چی?
من شانس تصحیح یک اشتباه وحشتناک را خواهم داشت?
نمیدونم معنیه این چیه. پایان.
- من برات شغلی دارم. - بعدا, عجیب.
یک مشت احمق.
زمانه کار هست! سلام, اسم من آنابل هیل هست.
تو شغل را گرفتی.
این چیه?
این چیه دیگه?
تو بیداری?
گوش کن, سوءتفاهم نشه.
-من مغرور هم هستم. - تو کی هستی?
چی?
میشه یکی به من بگه داره چه اتفاقی میافته?
من نمیدونم, اما چیز خوبی نیست.
ما باید اینجارو ترک کنیم.جدا.
بسه. بس کن.
هی,بس کن.
ما همه به چیزی متصلیم.
پس اجازه بدیم بیشتر آزارمون بده.
بذارید میز را امتحان کنیم. یک, دو, سه.
اون میگیرتتون.
همتون را میگیره.
اون میمیره, همینطور ما.
ما میمیریم. ما هممون میمیریم.
ما از الان هم مردیم.
باید برگردم سرکارم. باید صفحه ها را تموم کنم.
نمیتونم تیتر خبر را از دست بدم.
گای, گای مار.
خودشه.
بیش از یک ماه هست که رفته.
ما همه به هم مربوطیم.
قتل ردمن قاتل.
من توماس ردمن را گرفته بودم.
من دفاع را رهبری میکردم.
من به تحقیقات پلیس کمک کردم.
شینا تو غیبگویی?
تو کی هستی?
یک روانی نمیدونه?
-من یک شاهد عینی بودم. -منهم.
رقاص اینترنتی. چطور میتونم فراموش کنم?
و اون مرد متصدی بار.
لعنت, نمیتونه اینطور باشه.
نوشیدنی, لطفا.
بعضی از قوانین اداره
سه فرصت در روز برای دستشویی.
دو فرصت برای معاشرت.
خوردن همه غذایی که سرو شده.
انجام همه تکالیف.
شروع به رونویسی قوانین کتاب راهنما کن.
از صفحه اول شروع کنید و تا وقتی نگفتم تموم نکنید.
اسم من رد است.
من رئیس جدید هستم.
من جنازه را شناسایی کردم.
پس اون هنوز چطور زنده هست?
محاکمه یک فرد
کشته شده بوسیله یک بچه...
در درگیری...
ضرب و شتم...
میتونه دفاع باشه - قانون 1963
اگر شما در...
- نمیتونم انجام بدم. -چرا?
عینک ندارم. نمیتونم بدون اون ببینم.
سر درد میگیرم.
کاری کن.
وانمود کن که کاری میکنی.
بنظر خیلی سخته.
خیلی هم بد نیست.
باورم نمیشه توی کشتارگاه گیر افتادیم.
کشتارگاه?
این دفتره خدمات.
من خیلی دیرم شده و حالا...
ما خوب میشیم.
واقعا?
نمیدونم.
بنظر میرسه چیز صحیحی برای گفتن باشه.
لعنتی.
بیخیال, احمقانه هست.
- اون داره باهامون بازی میکنه. - نه.
اون داره مارو میشکنه.
بنظر میرسه که شماها برنده هستید.
یک انگیزه.
همین حالا میتونی تمومش کنی.
دوباره صبح شروع کنی.
بهت نگفته بودم میتونی شروع کنی.
اگر از قوانین اطاعت کنی, فردا غذا میخوری.
لعنت بهت.
واقعا?
متاسفم, رد. متاسفم.
متاسفم. لطفا.
آقای مار باید بدونه
من سخت میگیرم.
من سختگیرم اما منصفم.
- بسیار خوب, بچه ها? - سختگیرم اما منصفم.
سختگیرم اما منصفم. من ببخشید رئیس.
حالا...
بقیتون چی لازم هست که بدونن
که هر عملی نافرمانی باشه,
یک اخطار میاره.
متاسفم, رد.
با جمع شدن پنج اخطار
ارزش کارمند برای شرکتم بررسی میشه.
-لطفا. -و این پنجمی بود.
لطفا رد. لطفا.
درسته.
بس کن, لطفا.
روزت چطور بود?
بذارید نگاهی به کارشون بندازیم.
من عینک ندارم, من بدون اونها خوب نمیبینم.
واقعا?
عینک نداری?
یک لحظه.
اینو امتحان کن. بیا.
- بهتر شد? - بهتره, ممنون.
خوب, دیگه عذری نیست. خیلی کار داریم.
وقفه برای رفتن به دستشویی.
منابع انسانی
دستشویی
زنانه
پنج دقیقه.
منتظرم.
تمرکز کن, هیل. خودت را کنترل کن.
سلام?
کسی اونجا هست?
لعنتی.
وقت تموم شد.
گفتم که وقت تموم شد.
من حاضرم.
تو از وقتت تجاوز کردی.
این اولین اخطارت هست.
درک میکنی, هیچ چیزه شخصی نیست.
اونجا چی بود?
- هیچ نشانه ای از اینکه کجا هستیم بود? - تو باید چیزی دیده باشی.
هیچی.
- لعنتی. - کابوسه?
بله.
همه چیز یک کابوسه.
فکر میکردم این محل یک کابوسه.
این مکان یک کابوسه.
من نیاز ندارم برم دستشویی.
No comments yet. Be the first to leave one.