처음 200줄입니다.
مي دوني کي هستي؟ "
مي دوني چه اتفاقاتي برات ميوفته؟
"مي خواي که اينطوري زندگي کني؟
يک حفره در غشا خارجي قلب وجود داره
منبع خونريزي همينه؟
نه، اين چيزي هست که زنده نگهش داشته
خب، سلام
تمام چيزي که برداشت مي شه، يک انسان، يک بيمار، يک "لحظه هست
"که زندگي رو براي هميشه تغيير ميده
راس، مي دوني دوست دارم که اين رو چي توصيف کنم
(مامباي سياه (نوعي مار
"اين مي تونه زاويه ديد تو رو تغيير بده، رنگ فکرت رو عوض کنه"
اين آي وي سي نيست؟
اين تنها رگ حقه باز توي بدن انسان هست
.ظريف، غيرقابل پيش بيني
شنيدي؟ صداي شر شر رو شنيدي؟ اين يه آهنگه
مي بيني؟ ببين چطوري کش پيدا کرده
يک حرکت اشتباه ما، يک از قلم انداختن چيزي، برابر با مرگ اين بيمار هست
.. تو نمي توني اين مامبا رو بدون اينکه تکون بدي درستش کني
با مامبا
بعضي ها ميگن که درست کردن اون غيرممکنه
لحظه اي که تو مجبور مي شي"
"هر چيزي که فکر مي کني مي دوني رو دوباره ارزيابي کني
يالا، مامبا
بيا برقصيم
تو من رو پيج کردي؟
قرباني ام وي سي
مي خواستيم که تو يه نگاهي به عکس ستون فقرات بکني
واي لعنتي، مردِ بيچاره
اوه، سلام
من دارم ناخن مومبا رو مي کشم
"تو مي دوني کي هستي؟"
مهره سوم و چهارم بيمار محو شده
نخاع اون قطع شده
هيچ راهي وجود نداره که من بتونم درمانش کنم
مي دوني که چه اتفاقاتي برات ميوفته؟
اما ما داريم قلبش رو درست مي کنيم
با عجايب روبرو شو. براي اينکه من فوق العاده ام
،آره، خب، حتي پس
اون تمام توابع گردن به پايينش رو از دست مي ده
اين مرد فلج شده
"مي خواي با اين طريق زندگي کني؟"
صبر کن. چي؟
متاسفانه، بر اثر تصادف
،ستون فقراتش در مهره سوم قطع شده
... که اين بالاترين مهره به گردن هست
آره، نه، من پرستارم. مي دونم مهره سوم چيه
... پس داري مي گي
.اون فلج شده
بله
من خيلي متاسفم
اما سيستم مغزش خوبه
و من قادر بودم تمام مشکلات قلبيش رو حل کنم
ديافراگمش کار مي کنه؟ مي تونه خودش نفس بکشه؟
نه، اون در حال حاضر به دستگاه وصل شده
... اينجا گزينه هايي وجود داره، اون يه زماني داشته تا بهبود پيدا کنه
جراحي هايي که انجام شده اون رو قادر مي کنه که بتونه بشينه
ما مي تونيم، يه دستگاه تنفس دائمي براش بذاريم
... اينها همه مواردي هست که ما مي تونيم راجع بهشون بحث کنيم
يعني اون حتي نمي تونه خودش نفس بکشه؟
نه. نمي تونه
.. ،اوکي
من مي خوام که همين الان به هوشش بياريد
مي تونيد اين کار رو بکنيد، درسته؟
اليس، شوهرت تازه يه جراحي بزرگ داشته
مي دونم و مي خوام که الان اون رو به هوش بياريد
و مي خوام که ازش بپرسيد
که مي خواد دستگاه رو از اون قطع کنيد
خب، دستگاه براي اينه که اون نفس بکشه
اين .. اين چيزي هست که اون رو زنده نگه مي داره
من امشب اون رو سورپرايز کرده بودم
مثل يه هديه سالگرد، من براي خودمون بليط بازي گرفتم
منظورم اينه که، اون فقط سر جاش خون دماغ شد، اما ما يه چيزاي خاصي رو دوست داريم
مثل چوب شور و هاگ داگ براي شام
منظورم اينه که مسخره اس
آخرين چيزي که من امروز صبح وقتي بيدار شدم، فکرش رو مي کردم
اين بود که جيسون رو از دست بدم
... من مي فهمم
که چي ازتون مي خوام
باور کنيد، من نمي خوام که از دستش بدم
... اما
اون رو مي شناسم. من همه چي رو راجع به اون مي دونم
مي دونم که چطور فکر مي کنه. من اين شوخي اش رو مي شناسم
من مي تونم حتي چيزي رو که تو رستوران سفارش مي ده رو هم بگم
و .. من فکر نمي کنم که اين رو بخواد
مي دونم
مي دونم که ترجيح مي ده بميره
تا اينکه حتي براي يک دقيقه به يه دستگاه وصل باشه
،اين حق شوهر شماست که درمان بشه
اگه اين چيزي هست که اون مي خواد
اين .. اين يه مدت زمان مي بره
،تا اون به طور کامل از بيهوشي خارج بشه
اما من به محض اينکه بيدار شد خبرتون مي کنم
ممنونم
من فکر مي کنم که اون دقيقا معني اش رو مي دونه
و اين تو رو به اشتباه مي ندازه؟
نه، منظورم اينه که ممکنه. نمي دونم
من .. من نمي دونم
من نمي گم که فردا ازدواج کنيم، ولي هيچ وقت؟
اما تو با اوني
من .. اگه اون رو دوست داري، چه اهميت داره که اون ازدواج نکنه؟
من اينجوري نبودم - ولي بعدش ازدواج کردي -
درسته، اما بعضي مردم ازدواج نمي کنن
خب، چي .. ما همين کاري که داريم مي کنيم رو ادامه بديم
براي بيست سال ديگه، خب بعدش چي؟
اما اگه شما با هم باشيد، چه اهميتي داره؟
سلام
سلام
نديدم که اينجايي
تو خوبي؟
آره
جيسون؟
من دکتر يانگ هستم
مي دونم که تو الان خيلي بايد گيج شده باشي
اما بايد يه سري سئوالات ازت بکنم، باشه؟
يه لوله توي دهنت هست که نمي توني صحبت کني
اما تو مي توني با تکون سر بگي بله يا نه
فکر مي کني مي توني اين کار رو برام بکني؟
عاليه. پس شروع مي کنيم
مي دوني کي هستي؟
مي دوني کجا هستي؟
مي دوني چه اتفاقي برات افتاده؟
تو با ماشين تصادف کردي
،يه ماشين از پشت به ماشينت زده
و تو پرت شدي بيرون از ماشين
الان توي بيمارستان هستي
مي دوني اين خانم کيه؟
،ستون فقراتت توي تصادف صدمه ديده
و تو از گردن به پايين فلج شدي
تو در حال حاضر داري با کمک دستگاه نفس مي کشي
اين لوله اي که توي دهنت داري
حالا، مي خوام بدونم که ممکنه دوست داشته باشي
که اين رو ازت جدا کنم؟
مي خوام مطمئن بشم که منظورم رو متوجه شدي
اين دستگاه به جاي تو تنفس مي کنه
،اين يعني، اگه اين رو خارج کنم
تو خودت قادر نيستي که تنفس کني
... حالا، اگه نتوني تنفس کني
تو ميميري
ممکنه چند ساعت طول بکشه ... شايد کمتر
اين رو مي فهمي؟
واي خدا
هنوز مي خواي دستگاه رو ازت جدا کنم؟
دوست دارم
... و مي خوام که بدوني، هر تصميمي بگيري
من حمايتت مي کنم
من پشتت هستم، اصلا مهم نيست
متاسفم، اما بايد يه بار ديگه بپرسم
... جيسون
مي خواي دستگاه تنفسي رو ازت جدا کنم؟
مي دوني کي هستي؟
مي دوني چه اتفاقي برات افتاده؟
مي خواي اينجوري زندگي کني؟
واي خدا
چي کار مي کنيم؟ ما داريم چه غلطي مي کنيم؟
من .. منتظر آسانسور هستم
من روزم رو
،براي نجات مردي گذروندم که حالا مرگ رو انتخاب کرده
... و تمام مدت فکر مي کردم که
من و تو خيلي از مرحله پرت افتاديم
ما بايد با هم باشيم
... تو عشق زندگي من هستي و اين احمقانه اس
احمقانه اس ... که ما اينطوري وانمود مي کنيم
دوست دارم
من مي خوام باهات باشم .. براي هميشه، به طور واقعي
به همين سادگي
.: آناتومي گري :. :. فصل دهم - قسمت هفدهم .:
اينه
ما تو تمام اتاقهاي اين خونه يه بار حال کرديم
آره
و اين خونه بزرگ قشنگيِ
فکر مي کنم که تو اتاق مهمان کاري نکرديم
آره، اما تو اخرش داشتي مي مردي - آره، همينطوره
مي دوني، اين خونه واسه ما دو تا خيلي بزرگه
اينطور فکر نمي کني؟
اين خوشگله
نه
.. اوکي
اين يکي
من با سگ موافقت کردم، نه يه اسب
اين اندازه متوسط سگه
نه، اين بزرگه. مي دوني سگ بزرگ چيه؟
چي؟ - پي پي گنده اش -
اين مي تونه اندازه کله من تو يه روز پي پي کنه
تصوير زيبايي بود. ممنونم
اين
چي؟ - اين يکي -
نه، نه... اين حتي يه سگ هم نيست
اين يه جونده اس، و به نظر بدجنس مياد
ما اين که اينجاست رو مي خوايم
مي توني درش بياريد؟
لوله لطفا
تازه از پرينت در اومده
اين براي بچه 12 ماهه اس
اون وقتي بره تو قلب رشد مي کنه
يه خورده خون بيشتري توي سيستم بدنش مي چرخه
از اولين بچه هايي که ما اين لوله ها رو براشون گذاشتيم
مي توني تفاوتشون رو توي فقط يک سال ببينيد
سلام، من يه جراحي اضطراري دارم
براي نه ساعت آينده بايد برم تو اتاق جراحي
No comments yet. Be the first to leave one.