처음 200줄입니다.
...آنچه گذشت
چه راهی خوبی برای جشن گرفتن
تموم کردن پاساژ
هی لیسا گفت که پروژه بعدی چیه؟
پروژه بعدی که روش کار میکنم
!خودمم
ما الان کارمونو از دست دادیم
چی شده؟ - اخراج شدم -
ما کل روز کونمون پاره میشه
درحالی که شما نشستید تو خونه؟
اره انگار الان ما بچه شدیم
برامون پول و غذا بیارید
بابا، من یه دونه دیگه صندلی توالت و شکستم
تدی رفیق، بلندش میکنی میزاریش سر جاش
همین
کی میخوای یاد بگیری؟
یه پسر نوجوانه تو دستشویی باید مرز ها رو بشکنه
مرسی رفیق هنوز گرمه
یکی دیگه ام شکست؟
جفتمون بیکاریم
سر همین صندلی ورشکسته میشیم
خیلی خوب باید بریم سر کار
اره - صبر کن -
کار پیدا کردید؟
عالیه
بازسازی یه اشپزخونس
برای والدینم
ادام این ایده ی بدیه
والدینت غیر قابل تحملن
واقعا دوست ندارم وقتی اینکارو میکنی
متاسفم، ببین عزیزم
یه کار کوچیکه که جمع و جورمون کنه
تا زمانی که لیسا مک کافری پروژه بعدیمون رو بده
قبض داریم بدیم، هفته ای یه صندلی توالت مصرف میکنیم
باشه؟ باید پول دربیارم
عزیزم، من عاشق اینم که به ما فکر میکنی
ولی کار کردن برای والدینت هیچوقت ایده خوبی نبوده
خانواده پارتیدج رو یادته؟
انقد اوضاع عجیب شد که
یکی از بچه هاشون شروع کرد قرار گذاشتن با خواهرش
همیشه به مادرشون نظر داشتم
کلی شبا که تنها بودم تو یه ژاکت تنگ میومد یه سر به شهر دان میزد
مرکز شهر دان
من چی گفتم، باشه؟
هیچوقت راجب شهر دان حرف نزن
مخصوصا مرکز شهر دان
میدونم عالی نیست ولی ممنون میشم
اگه ازش حمایت کنی
میدونم، حق با توـه
از هم حمایت میکنیم
درسته
مثل وقتی که رفتی جامائیکا و من ازت حمایت کردم
انثد بافتت رو محکم زده بودی
که نمیتونستی چشاتو ببندی
وقتی کله صبح مارگاریتا بخورم
از این تصمیمام میگیرم
پسر، بعد از هفته ها بی کاری
خیلی حس خوبیه دوباره تبر و تو هوا میچرخونم
اره - و اون شوکی که سیم انفجار میده -
حال میده - اره -
بابا بزرگ و یه لحظه دیدم ولی گفت برگرد
خیلی راجب این اشپزخونه جدید هیجان زده ام
یه عالمه شام فوقالعاده درست میکنم
جفتتتون پشیمون میشید که ازدواج کردید و رفتید
مامان 17 سال شده ول کن دیگه
چخبره اینجا؟
داریم اشپزخونه جدید و میزنیم، خودتون گفتید
راجب چی حرف میزنید
میتونم برات توضیح بدم جو
اره، پشت سرت اینکارو کردم
چی؟
مامان
خب من دونات رو کجا بخورم؟
بابا،من هیچ ایده ای ندارم
هر دفه با مامان صحبت میکنم
میگه ما خیلی هیجان داریم راجب اشپزخونه جدید
تو گفتی ما
اره منو اشپزخونه، ما
ببین، متاسفم جو ولی چاره ای برام نزاشتی
هر دفعه بحث اشپزخونه جدید میومد
خودتو میزدی به خواب
تظاهر به خواب بودن برای دوری کردن از چیزی
موندم این کلک رو از کجا یاد گرفتم
باشه باشه
خب اروم پیش برید
اتاق خواب دلیل داره که در داره
خب تا اشپزخونه جدید ساخته بشه من چیکار کنم؟
ولم کن بابا
توام همیشه کاری و بدون پرسیدن از من انجام میدی
تو 1986 یه حموم پرنده رو انداختم دور
تا اخر عمر دست از سرم برنمیداری
اون پرنده ها دوستم بودن
خب من حموم مفتی به کسی که
!رو شیشه ماشینم برینم نمیدم
کار کردن برای والدینت چطور میگذره؟
عالی، پر از سوپرایز
یادت نره وسائلمونو از ماشین بیاری
وسیله، کدوم وسیله
ساک هاشون، میمونن پیش ما
!سوپرایز
█ Sheykh ReZza ترجمه از: محمدرضـا █
برشتوک؟
این که صبحانه نیست
شبیه چیزیه که میریزی تو تنگ ماهی
میدونی کجا صبحانه خوبی داره؟
تو مسافرخونه لاکیتا
یعنی اسپانیایی خونه ما که نیست
باشه
خب بیایید انتخاب کنید
خب این تیکه باحالشه
باحال و سریع
خب کابینتت و انتخاب کنید
ما نصبش میکنیم چند روز دیگه میتونید برید خونتون
بعدش منم کل ماهو میتونم از اندی عذر خواهی کنم
خب این که کاری نداره
اره فکر کردن نمیخواد
اون یکی
خیلی روشنه،جو
اگه کم رنک و روشن میخوای باید با اون
پیشخدمته گه قبل من باهاش دوست بودی ازدواج میکردی
شاید تیکه نبوده
ولی هیچوقت نریده تو اشپزخونم
ببخشید ولی از هیچکدوم خوشم نمیاد
از هیچکدوم خوشش نمیاد ادام
هیچکدومشون
باشه یه سری نمونه دیگه سر کار دارم
همه رو میارم اینجا
و اینکار رو ادامه میدیم
وقتی من رفتم یادت نره عاشقمی
یه سری پنکیک تو انباری دیدم
خیلی دوست دارم براتون یه صبحانه دیگه درست کنم
ولی یه سر باید بزنم همشهری
ببینم کار جدید گذاشتن یا نه
سلام علیکم
عزیزم، واسه هیچکدومشون صلاحیت نداری
لول، اینجا چه غلطی میکنی
هر روز میام به امید اینکه سر و کلتون پیدا شه
دلم برای شوخی های مسخرتون تنگ شده بود که
که منم یکی از شماهام
ماست لاکتویا
نمیدونم چرا با اون ورزشکاره
مهدوی کیا نمیدنش
خودشه
هی بجنب
باید عجله کنیم
والدین من با زن عصبانیم تو خونه اند و من اونجا نیستم
صبر کن، من اونجا نیستم
ماستو رد کن بیاد
هی لیزا زنگ زد
گفت بعدا یه سری میزنه با خبر های هیجان انگیزی
برای برادران برنز
احتمالا پروژه بعدی رو میخواد بگه
که یعنی برگشتیم سر کار
یه شغل واقعی که ملت نمیان سرم خراب شن
تو طول ساخت و ساز
امیدوارم یه چیز باحال بده بسازیم
مثل مسیر کارتینگ ویکتوریا سیکرت
اصن نداریم همچین چیزی
و شهر دان داریم
سلام، این بیرون چیکار میکنی؟
شط داری تو ماشین مشروب میخوری؟
از دست والدینت قایم شدم
کل زمانی رو که رفته بودی
داشتن برای من کار پیدا میکردن
مامانت میگفت بهتره برم تو بوف کار کنم
ولی تو پشت اشپزخونه با بقیه پیر پاتالا کاهو تیکه کنی
نه تو باید جلو باشی
اون درک نمیکنه تو چندساله میخوری کهَ
بتونی تو بوف کار کنی
به نظرم 27 ساله میخوری
27, 28. 29 tops.
تلاش خوبی بود که به 30 نرسیدی
میدونی والدینت راجب یه چیزی درست میگفتن
هن؟
چرا فقط دنبال کار بیمارستانی ام
...میدونی من باید
باید یه چیز خوب که راجبش مشتاقم انجام بدم
فقط نمیدونم چی هست
به کسی پول میدن که مشروب بخوره؟
خب اگه بود
داشتیم رو قایق تفریحی این حرفا رو میزدیم
هی
چرا انقد طول کشید تا برگردی
اره ترکیب ترافیک و
اینکه خودمم نمیخواستم بیام بود
ولی یه خبر خوب دارم که ممکنه بد به نظر برسه
این نمونه ها رو برای والدینم اوردم
ولی بازم باید برم - چی؟ -
باید برم لیزا مک افری رو ببینم
راجب پروژه جدیده
کار جدید
به سلامتی
اوضاع داره تغییر میکنه اندی
و خیلی زود میتونیم تو خونه خودمون لش کنیم
یه کار خوب برات پیدا کردم عزیزم
یه شرکت نیازمند رئیس فروش بین المللیه
و اون یارو قطعا منشی لازم داره
خب لیزا راجب چی میخواستی حرف بزنی
خب اقایون من یه سری خبر خوب دارم
درباره شغل شما
No comments yet. Be the first to leave one.